۱.
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی راهبردی مدیریت استعداد سرمایه انسانی در ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است. در این پژوهش، با بهره گیری از رویکرد آمیخته(کیفی–کمی)و روش اکتشافی، تلاش شده تا ضمن بهره گیری از نظریه های معتبر جهانی، الگویی بومی و کارآمد برای مدیریت استعداد در ساختار ارتش جمهوری اسلامی ایران ارائه شود. در بخش کیفی، داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۷ نفر از خبرگان منابع انسانی ارتش به شکل هدفمند تا اشباع نظری جمع آوری و با تحلیل محتوا کدگذاری شد. در بخش کمی، با تدوین پرسشنامه ای بر پایه ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراج شده، داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS تحلیل گردید. نتایج نشان داد مدل نهایی دارای ۶ بُعد اصلی،۲0 مؤلفه و ۷۷ شاخص است طبق نتایج پژوهش الگوی احصا شده از اعتبار کافی برخوردار بوده و می تواند به عنوان مبنایی معتبر برای ارتقاء نظام مدیریت منابع انسانی و تقویت توان دفاعی کشور به کار رود.
۲.
ماده 98 سیاست های کلی برنامه هفتم توسعه بر جذب و بازگشت نخبگان تأکید نموده است. از این رو، هدف این پژوهش طراحی الگویی برای جذب و نگهداشت نخبگان در مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی ارتش جمهوری اسلامی ایران در راستای تحقّق برنامه هفتم توسعه است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- اکتشافی و از نوع آمیخته(کیفی-کمی) است. روش جمع آوری اطلاعات مرور نظامند پیشینه تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم افزارMAXQDA و همچنین، پرسشنامه از خبرگان طی دو دور پانل دلفی با استفاده از نرم افزار SPSS است. بر این اساس، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند-قضاوتی، ترکیبی از 8 نفر از جامعه آماری هیئت علمی مراکز مطالعاتی ارتش و 4 نفر از جامعه آماری مدیران خبره بنیاد ملی نخبگان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های جذب نخبگان متشکل از2 بُعد، 5 مؤلفه و 26شاخص و نگهداشت نخبگان متشکل از 2 بُعد،4 مؤلفه و 16شاخص است که می تواند الگوی جذب و نگهداشت نخبگان در مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی را نمایش دهد. بنابراین، از دیدگاه خبرگان ابعاد؛ برندکارفرمایی دانشی، کاربست فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، عوامل انگیزشی و عوامل سازمانی نقش تأثیرگذاری بر جذب و نگهداشت نخبگان در مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی ارتش جمهوری اسلامی ایران دارند.
۳.
توسعه دریامحور یکی از راهبردهای کلیدی جمهوری اسلامی ایران در راستای بهره برداری بهینه از ظرفیت های اقتصادی، تجاری و ژئوپلیتیکی کشور است. بنادر به عنوان گره های حیاتی زنجیره تأمین و حمل ونقل دریایی، نقش اساسی در تحقق این راهبرد ایفا می کنند. در این پژوهش، با استفاده از رویکرد تحلیل سیستمی، فعالیت های بندری ایران از ابعاد کارکردی ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است و به شناسایی ضعف های ساختاری موجود در هریک از زیرکارکردهای حوزه فعالیت های بندری پرداخته شده است تا درنهایت با ارائه راهکارهای سیاستی و بهبود و اصلاح این زیرکارکردها، کارکردهای نهایی محقق شوند و در انتها هدف اصلی یعنی توسعه دریامحور محقق گردد. نتایج تحلیل نشان می دهد که پایین بودن میزان ترافیک کانتینری نسبت به کشورهای منتخب منطقه، توجه ناکافی به هوشمندسازی بنادر، سرمایه گذاری پایین بخش خصوصی در بنادر کشور و پایین بودن سهم کشور از بازار منطقه ای بانکرینگ ازجمله مهم ترین چالش های اصلی توسعه دریامحور کشور در بخش فعالیت های بندری به شمار می آیند. در راستای رفع چالش های احصاء شده، مهم ترین راهکارهای سیاستی ازجمله استفاده از دیپلماسی منطقه ای در افزایش ترافیک کانتینری (کالاهای خاص)، تدوین و پیاده سازی مدل سرمایه گذاری شرکت های دانش بنیان متناسب با شرایط بنادر کشور، ایجاد نظام سرمایه گذاری مطلوب با محوریت جذب سرمایه، انعقاد قراردادهای ارزی ریالی و ارائه تضامین اصل سرمایه از طریق صندوق توسعه ملی برای کاهش ریسک سرمایه گذاران و افزایش ظرفیت تولید سوخت های کم سولفور با قیمت رقابتی پیشنهاد شده است. اجرای این راهکارها می تواند به تقویت جایگاه ایران در تجارت دریایی منطقه ای و بین المللی کمک کرده و مسیر توسعه پایدار دریامحور را هموار سازد.
۴.
در ماده (7) سند ملی آمایش سرزمین بر تدوین برنامه های توسعه منطقه ای، برنامه های توسعه پنج ساله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین تنظیم بودجه های سالانه در راستای تحقق اهداف آمایش تأکید شده است. با این حال، بودجه سال 1402 به عنوان اولین بودجه پس از تصویب آمایش سرزمین در ارتباط با این برنامه تنظیم نشده است. پیوند بین برنامه و بودجه در چهارچوب سیستم های بودجه ریزی با افق زمانی بلندمدت تر حاصل می شود. چهارچوب مخارج میان مدت ( MTEF ) الگویی برای تعریف یک سازوکار نهادی برای تهیه و تصویب بودجه در میان مدت است. این مقاله، برای نخستین بار با به کارگیری چهارچوب مخارج میان مدت و با هدف ایجاد ارتباط معنادار بین نظام بودجه ریزی با سیاست گذاری و برنامه ریزی کشور، به طراحی فرایند بودجه ریزی آمایش مبنا ( SPBB ) به عنوان یک نظام بودجه ریزی چندساله و ارائه سازوکاری جدید برای تخصیص منابع بر اساس اولویت های توسعه ای منطقه ای و فضایی در سطح ملی پرداخته است. همچنین، به عنوان مطالعه موردی با مبنا قرار دادن سند آمایش استان آذربایجان شرقی و اولویت بندی طرح های عمرانی ملی و استانی آن در سال 1402، نحوه اجرای این الگو برای بخش حمل و نقل این استان را مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان می دهد، در بودجه ریزی مبتنی بر آمایش، بودجه های سالانه به عنوان ابزار اجرایی برنامه های بلندمدت عمل می کنند. به طوری که، تخصیص بودجه بر اساس اولویت های توسعه و در راستای تحقق سیاست های کلی آمایش سرزمین صورت می گیرد.
۵.
امروزه با توجه به شرایط پیوسته در حال تغییر در جهان، مسئله تاب آوری تولید محصولات راهبردی کشاورزی در ایران در راستای تأمین امنیت غذایی کشور ضروری به نظر می رسد. بر اساس تحقیقات انجام شده، عوامل بسیاری بر تاب آوری تولید کالاهای راهبردی کشاورزی ایران اثرگذار است که برخی عوامل درونی و برخی دیگر به صورت برون زا بر تاب آوری تولید محصولات اثرگذار هستند؛ بنابراین مطالعه پیش رو تلاش می کند با بررسی مطالعات سابق و بهره گیری از روش های آماری سنجی و تخمین در قالب الگوی داده های تابلویی به شناسایی عوامل اثرگذار بر تاب آوری تولید کالاهای راهبردی کشاورزی در ایران و محاسبه میزان اثرگذاری هریک از آن ها بر تاب آوری تولید بپردازد. برای این منظور داده های 9 محصول راهبردی (گندم، جو، روغن، برنج، گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیر، تخم مرغ، پنبه) طی سال های 1402-1381 مورد استفاده قرار گرفته و الگو در قالب دو الگوی مجزای محصولات زراعی و دامی برآورد شده است. نتایج حاصل از برآورد الگوهای تحقیق نشان می دهد که سطح زیرکشت، قیمت فروش محصولات، میزان بارندگی، میزان یارانه تخصیصی و میزان استفاده از نهاده های تولیدی بیش ترین اثرها را بر تاب آوری تولید محصولات زراعی و دامی داشته و تحریم های اقتصادی، تحقیق و توسعه، ضریب جینی به میزانی کم تر بر تولید محصولات راهبردی کشاورزی اثرگذار بوده اند.
۶.
یکی از مهم ترین مسائل پیش روی نظام حکومتی ایران به طورکل و دولت ها به طورخاص بعد از انقلاب سال 1357 مسئله مدیریت منابع آبی و سیاست گذاری متناسب با وضعیت آب بوده و است؛ لیکن این مدیریت و سیاست گذاری همواره با چالش های متعددی رو به رو بوده است. پژوهش حاضر به بررسی چهارچوب سیاست گذاری کلان و ساختار نهادی مدیریت منابع آب در ایران پس از انقلاب اسلامی می پردازد. در همین راستا پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه ضعف ها و چالش های کلیدی در ساختار سیاست مدیریت آب در ایران چیست و چگونه بر حکمرانی و تخصیص منابع در حوضه آب تأثیر می گذارد؟ در این پژوهش از روش تحلیل کیفی و مصاحبه و همچنین از طریق مرور اسنادی و منابع پیشین و بررسی پژوهش های موجود استفاده شده است. هدف کلی این پژوهش ارزیابی اثربخشی ساختار سیاست گذاری کلان و ترتیبات نهادی با این فرضیه است که کاستی ها، ناکارآمدی ها و ترویج الگوهای مصرف ناپایدار منابع آبی ریشه در چهارچوب سیاست گذاری های کلان و مبانی ساختار نهادی در حوزه مدیریت منابع آب در ایران دارد. یافته ها نشان می دهد بخش عمده ناکارآمدی سیاست گذاری مدیریت آب ایران و چالش ها در این حوزه از چندین عامل کلیدی، ازجمله تمرکز محدود بر راه حل های مبتنی بر عرضه، فرایندهای ضعیف تصمیم گیری و چالش های سازمانی ناشی می شود.
۷.
از مهم ترین ابعاد منابع انسانی در زمینه اصلاح نظام اداری و افزایش بهره وری و ایجاد رشد و توسعه نیروی انسانی، ارتقاء و توسعه مهارت های آنان است. این امر در جزء پنجم سیاست های کلی نظام اداری، ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای گردش شغلی با رویکرد تحقق شایسته سالاری در نظام اداری است. در این پژوهش با بررسی پژوهش های گذشته، متغیرهای تأثیرگذار شناسایی و با استفاده از روش تصمیم گیری دلفی فازی انتخاب و با بهره گیری از سیستم خبره فازی، مدل سازی گردید. خبرگان از صنعت نفت ایران در حوزه منابع انسانی انتخاب و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج این پژوهش در قالب چهار مؤلفه سوابق شغلی، شایستگی های رفتاری، شایستگی های مدیریتی و توانمندی های عمومی بیش ترین دسته بندی گردید. شدت اثر سوابق شغلی با 33/8 محاسبه شد که نشان دهنده تأیید این رابطه است و عوامل مثبت و معنادار دارد و شایستگی های رفتاری با شدت 05/8 بر پیامدها تأثیر مثبت و معنادار دارد و عوامل شایستگی های مدیریتی با شدت 50/7 و توانمندی های عمومی با شدت 30/7 در رتبه های بعدی و اثرگذار معرفی شدند. طبق نتایج پژوهش به منظور تحقق شایسته سالاری در نظام اداری، مستلزم توجه به آینده شغلی کارکنان است و جهت ترسیم و ایجاد آینده ای مطلوب در نظام اداری می توان از اجرای گردش شغلی به عنوان یک سیستم مؤثر و حامی بهره برداری نمود.
۸.
در این پژوهش، چرخه سیاست گذاری صندوق های بازنشستگی در ایران با رویکرد سیستمی و با به کارگیری الگوی ارزشیابی مدیریت گرا/سیپ ( CIPP ) بررسی شده است. هدف مطالعه، بررسی مراحل مختلف سیاست گذاری، شناسایی نقاط آسیب و ارائه راهکارهای اصلاحی با تکیه بر داده های ثانویه، گزارش های رسمی و اسناد قانونی در بازه زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۴۰۳ است. داده ها به روش اسنادی گردآوری و به صورت کیفی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد مهم ترین چالش های صندوق ها شامل وابستگی به بودجه عمومی، ضعف در قانون گذاری، ناکارآمدی در اجرای سیاست ها، مداخله دولت، و نبود شفافیت در سرمایه گذاری ها است. این چالش ها موجب ناپایداری مالی و کاهش اعتماد عمومی شده اند. راهکارهایی مانند افزایش سن بازنشستگی، استقلال صندوق ها، بازنگری در قوانین و شفاف سازی در سازوکارهای سرمایه گذاری ازجمله الزامات اصلاحی هستند. پژوهش تأکید دارد که بازآفرینی سیاست گذاری صندوق های بازنشستگی در ایران نیازمند اصلاحات ساختاری، شفافیت نهادی و مشارکت همه ذی نفعان است.