پژوهشنامه بیمه (صنعت بیمه سابق)

پژوهشنامه بیمه (صنعت بیمه سابق)

پژوهشنامه بیمه دوره 15 بهار 1405 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
پیشینه و اهداف: امروزه، پذیرش هوش مصنوعی در بازارهای بیمه در مراحل اولیه خود است و تحقیقات علمی درباره پیامدهای هوش مصنوعی بر مدل کسب وکار بیمه هنوز محدود است. بر همین اساس، در این پژوهش به شناسایی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی در صنعت بیمه و ارائه مدل مناسب در این زمینه پرداخته شد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر پایه پارادایم تفسیرگرایانه و روش استقرایی انجام گرفته است. این مطالعه با هدف پاسخ به یک مسئله کاربردی و پر کردن شکاف دانش در حوزه بیمه طراحی شده است و درعین حال با پیشنهاد یک مدل مفهومی جدید، جنبه توسعه ای نیز دارد. برای گردآوری داده ها، نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی در میان خبرگان صنعت بیمه و فنّاوری اطلاعات به کار رفت و پس از رسیدن به اشباع نظری، ۴۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، کارشناسان شرکت های بیمه و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها انجام شد. داده های به دست آمده با روش تحلیل مضمون و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA 2020 بررسی شد تا کدهای اصلی، مضامین کلیدی و الگوی مفهومی پژوهش استخراج شود. یافته ها: در این پژوهش، مجموعاً ۵۶۶ کد از مصاحبه ها استخراج شد که پس از ادغام و سازمان دهی، ۶۳ کد نهایی به دست آمد. این کدها در سه مقوله اصلی «پیشایندها»، «مؤلفه ها» و «پیامدها» طبقه بندی شدند. براساس چهارچوب فنّاوری –  سازمان –  محیط (TOE)، هریک از این مقوله ها به ابعاد سازمانی، فنّاورانه و محیطی تقسیم شدند. پیشایندها شامل پیشایندهای سازمانی (مانند مزیت نسبی و رقابتی، کاهش زمان و هزینه، خودکارآمدی ادراک شده، سودمندی و ریسک ادراک شده، تقلب، اعتماد، اندازه سازمان، رشد مطالبات بیمه ای)، فنّاورانه (پیچیدگی، تحول در قدرت محاسباتی) و محیطی (فشار رقابتی، پویایی بازار، انتظارات مشتریان) بودند. مؤلفه ها نیز به سه زیرمقوله سازمانی (زیرساخت، حمایت مدیریت ارشد، ایجاد اعتماد در ذی نفعان، آموزش، فرهنگ و دانش سازمانی، مهارت های مدیریتی، بودجه)، محیطی (حمایت دولت، دریافت کمک های مالی از بانک ها) و فنّاورانه (شایستگی های فنّاوری، دسترسی به دستورالعمل های پذیرش فنّاوری، کیفیت و دسترسی به داده ها) تقسیم شدند. همچنین، مقوله پیامدها شامل پیامدهای مثبت و منفی بود که از مهم ترین پیامدهای مثبت می توان به شخصی سازی خدمات، تعیین و ارزیابی ریسک پویا و کشف تقلب اشاره کرد.   نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدل مفهومی جامعی را برای شناسایی و طبقه بندی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی ارائه داده است که قابلیت اجرایی در صنعت بیمه را داراست. با توجه به جامعیت این مدل، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده، مدل ارائه شده به طور کمّی بررسی و سنجش شود و در زیربخش های تخصصی بیمه مانند بیمه سلامت یا خودرو، اولویت بندی گردد. این رویکرد، امکان انتخاب مسیر بهینه توسعه هوش مصنوعی را برای سیاست گذاران و مدیران راهبردی صنعت بیمه فراهم خواهد کرد.
۲.

رویکرد نوین برای کاهش تقلب در فرآیندهای بیمه ای با استفاده از پنهان نگاری مبتنی بر شبکه های مولد متخاصم (GAN) و رمزنگاری AES-GCM(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
پیشینه و اهداف: یکی از چالش های بزرگ در صنعت بیمه، مقابله با تقلب در فرایند اعلام خسارت هاست که به ویژه در روش های دیجیتالی، از جمله ارسال عکس های خسارت از طریق اپلیکیشن ها، به چشم می خورد و به نظر می رسد صنعت بیمه بیش از هر زمان دیگری به بررسی روش های کشف تقلب نوین و نیز ایمن سازی اطلاعات نیاز دارد. همچنین امنیت و اصالت اطلاعات مکانی و زمانی تصاویر ارسالی از طریق اپلیکیشن نقش مهمی در کاهش تقلب دارد. در این پژوهش، روشی نوین ارائه شده است که با استفاده از تکنیک پنهان نگاری ، اطلاعات مکانی و زمانی عکس های ارسالی ازسوی بیمه گذاران رمزنگاری و مستقیماً در فایل تصویر جاسازی شده، سپس در مقصد رمزگشایی می شود. این رویکرد نه تنها امکان احراز اصالت اطلاعات ارائه شده را افزایش می دهد، بلکه امنیت داده ها را نیز تضمین می کند و خطر تقلب را کاهش می دهد. پیاده سازی این روش می تواند به بهبود اعتماد بین بیمه گر و بیمه گذار و کاهش هزینه های ناشی از تخلفات کمک کند. روش شناسی: در این پژوهش، از رویکرد استگانوگرافی مبتنی بر شبکه های مولد متخاصم (GAN) برای جاسازی اطلاعات مکانی و زمانی تصاویر خسارت استفاده شده است ابتدا اطلاعات مربوط به زمان و مکان عکس با استفاده از الگوریتم رمزنگاری AES-GCM رمزنگاری شده تا امنیت داده های حساس تضمین شود. برای ارزیابی سیستم، داده های پنهان شده از تصاویر استخراج و با داده های اصلی مقایسه شدند. سیستم روی یک مجموعه داده 100تایی از تصاویر خسارت بیمه ای خودرو آزمایش و سه روش مقایسه ای بررسی شد. روش پایه (LSB)، استگانوگرافی مبتنی بر شبکه های مولد متخاصم، و ترکیب شبکه های مولد متخاصم با رمزنگاری AES-GCM. معیارهای ارزیابی شامل کیفیت تصویر (PSNR)، ظرفیت پنهان سازی (SSIM)، میانگین خطای بیت تحت حملات استاندارد و نرخ تشخیص دستکاری در فراداده ها محاسبه شد. یافته ها : در این پژوهش مشخص شد تصاویر حاوی داده های پنهان میانگین PSNR برابر با 41 dB داشتند که نشان دهنده حفظ کیفیت بصری بالای تصاویر است. روش شبکه های مولد متخاصم، میانگین PSNR ≈ 40.6 ± 0.8 dB (در مقابل 36.7 ± 1.1 dB برای روش پایه) و SSIM بالاتری نشان داد؛ میانگین BER در برابر فشرده سازی و نویز برای شبکه های مولد متخاصم تقریباً نصف روش پایه بود (به ترتیب ≈19–12% در برابر ≈34–29%). افزودن AES-GCM تأثیری بر کیفیت تصویری نداشت، اما امنیت انتها –   به –  انتها را افزایش داد. آزمون t زوجی نشان داد این تفاوت از نظر آماری در سطح اطمینان ۹۵٪ معنادار است (p < 0.001). در آزمون های دستکاری فراداده در آزمایش حاضر، در مجموعه داده آزمایشی 100 تصویری، تمامی موارد دستکاری فراداده (meta data) با موفقیت شناسایی شد. زمان پردازش میانگین پیاده سازی موبایلی برای کل زنجیره رمزنگاری+جاسازی تقریباً 2 ثانیه در هر تصویر بود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از استگانوگرافی مبتنی بر یادگیری عمیق می تواند چالش های امنیتی در فرایند اعلام خسارت آنلاین را برطرف کند. روش پیشنهادی ضمن تضمین کیفیت و امنیت تصاویر، امکان تأیید صحت اطلاعات مکانی و زمانی را فراهم می کند و می تواند به کاهش تقلب در بیمه کمک شایان توجهی کند. نتایج نشان می دهد که ترکیب استگانوگرافی مبتنی بر روش پیشنهادی با AES-GCM بهترین تعادل بین کیفیت تصویری، پایداری در برابر حملات و قابلیت تشخیص دستکاری فراداده را فراهم می آورد.
۳.

طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور (مورد مطالعه: یک سازمان بیمه گر اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
پیشینه و اهداف: امروزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور یکی از مفاهیم مورد مطالعه گسترده در ادبیات مدیریت، پایداری و نوآوری است. علی رغم این که مدل های کسب و کار در پژوهش های بسیاری مورد بررسی قرار گرفته اند، به نظر می رسد در دوران فناوری متوقف شده اند و به طور کامل با عصر پایداری و پساپاندمی درگیر نشده اند. از طرفی یکی از بحران های جدی پیش روی آتی در سطح کشور، بحران ناپایداری مالی کسب و کار صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و پیشروی بحران به سمت نقطه ای غیرقابل بازگشت باشد. بنابراین طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص این نوع کسب و کارها می تواند به عنوان یک راهکار مدنظر قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در طراحی مدل های کسب و کار پایدار و نوآور بر اساس روش مطالعه موردی در خصوص بزرگترین سازمان بیمه گر اجتماعی کشور برای نخستین بار می باشد. روش شناسی: در این پژوهش از روش مطالعه موردی استفاده گردیده است. به دلیل ویژگی های خاص مورد مطالعه، مطالعه تک موردی در خصوص سازمان تامین اجتماعی صورت پذیرفت. بدین منظور از ابزارهای مستندات و اسناد بایگانی (62 مستند)، مصاحبه (23 مصاحبه) و مشاهده مشارکتی محقق تا رسیدن به مرحله اشباع نظری استفاده گردید. در ادامه میزان پشتیبانی از هر یک از مولفه ها و رتبه بندی با استفاده از آنتروپی شانون تعیین گردیده است. برای سنجش اعتبار مطالعه از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش با تحلیل محتوای داده های کیفی حاصله و استفاده از نرم افزار MAXQDA ، مورد تحلیل و دسته بندی گردید. بر این اساس 63 مولفه و 279 کد در مورد ویژگی های مدل کسب و کار پایدار و نوآور سازمان تامین اجتماعی و در سه سطح پیشران ها، مدل کسب و کار پایدار و نوآور و پیامدها شناسایی گردید. نتایج رتبه بندی نشان می دهد در بخش پیشران ها مولفه قابلیت-های پویا، در مدل کسب و کار مولفه نوآوری های افزایش وصول حق بیمه (حق بیمه اجباری، حق بیمه غیراجباری و حسابرسی دفاتر قانونی) و کاهش هزینه های تعهدات (کوتاه مدت، بلندمدت و درمان) و در پیامدها مزیت رقابتی و بازار مهمترین مولفه ها می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش در قالب ارائه یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص مورد مطالعه ارائه گردید. مدل ارائه شده در بخش پیشران ها (درونی و بیرونی)، مدل کسب و کار (بر اساس چارچوب ارائه شده منابع علمی و در چهار زیربخش ایجاد ارزش، ارزش پیشنهادی، بهره برداری از ارزش و تحویل ارزش ها) و در بخش پیامدها (اقتصادی، اجتماعی و محیطی) می تواند به عنوان یک راهنمای عملی توسط مدیران در صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و سیاست گذاران در حوزه های رفاه و تامین اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت پژوهش در حوزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور در حوزه خدمات دارای نوآوری عملی می باشد.
۴.

آیین نامه 98 شورای عالی بیمه و پوشش های اضافی بیمه مسئولیت کارفرما: ابهامات و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
پیشینه و اهداف: شورای عالی بیمه در جلسه مورخ 17/07/1398 در اجرای ماده 17 قانون تأسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری، «شرایط عمومی بیمه مسئولیت مدنی کارفرما در قبال کارکنان» را مشتمل بر 24 ماده و 2 تبصره تصویب کرد. این آیین نامه با هدف یکسان سازی مقررات این بیمه نامه تدوین شده است. هرچند آیین نامه یادشده سعی بر رفع ابهامات آیین نامه شماره 80 داشته و از تاریخ ابلاغ جایگزین این آیین نامه شده است؛ باوجوداین، مستلزم بررسی انتقادی است. هدف از این پژوهش، شناسایی خلأهای موجود در آیین نامه شماره 98 و بیمه نامه مرتبط و ارائه راهکارهایی برای رفع آن ها، به منظور ارتقای عملکرد این رشته بیمه ای است. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی –  تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: بیمه نامه مسئولیت مدنی کارفرما از حیث شرایط عمومی، تابع مفاد آیین نامه شماره ۹۸ شورای عالی بیمه بوده و درعین حال مستند به قوانین و مقررات جاری کشور است. آیین نامه مزبور که با هدف رفع ابهامات و اصلاح آیین نامه شماره ۸۰ صادر شده، همچنان در موارد متعددی از جمله تعریف دقیق اصطلاحات کلیدی، فرایند جبران خسارت و ... دارای ابهامات و برداشت های تفسیری متفاوت در میان ذی نفعان است. این امر در برخی موارد به بروز اختلاف نظر میان بیمه گذاران و بیمه گران و نیز نارضایتی آن ها منجر شده است. ازاین رو، شایسته است موارد مزبور در فرایند بازنگری و اصلاح آتی این آیین نامه مورد توجه و مداقه قرار گیرد. نتیجه گیری: آیین نامه شماره ۹۸ شورای عالی بیمه، به عنوان یک سند کلیدی حاکم بر بیمه مسئولیت کارفرما، مستلزم بازنگری و اصلاح است تا به طور جامع تر و دقیق تر به نیازهای در حال تحول و پیچیده بازار بیمه پاسخ دهد. بررسی های انجام شده نشان می دهد که برخی بندها و مفاد آیین نامه، به دلیل ابهام در تعاریف و دامنه پوشش، به تفاسیر متنوع و گاه متناقض بین بیمه گذاران و شرکت های بیمه منجر شده است. در پاسخ به این چالش ها چندین پوشش الحاقی یکسان برای پوشش بهتر ریسک ها و نیازهای خاص بیمه گذاران و ایجاد رویه ای مشابه بین بیمه گران معرفی شده است. بااین حال، این اقدام به تنهایی کافی نیست و بازنگری جامع آیین نامه با رویکردی انتقادی و مشارکتی، با در نظر گرفتن نظرات کارشناسان، بیمه گذاران و سایر ذی نفعان، ضروری به نظر می رسد.
۵.

شناسایی و دسته بندی ریسک ها در صندوق های بازنشستگی ایران؛ ارزیابی و کنترل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
پیشینه و اهداف: صندوق های بازنشستگی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام تأمین اجتماعی کشور، نقشی اساسی در تأمین معیشت آتی بیمه شدگان و بازنشستگان و تاب آوری اجتماعی دارند. در سال های اخیر افزایش امید به زندگی، تغییرات جمعیتی، نوسانات اقتصادی و چالش های ساختاری موجب افزایش نگرانی ها درباره پایداری مالی این صندوق ها شده است. بحران های مالی برخی صندوق ها در کشورهای مختلف، اهمیت مدیریت ریسک را به عنوان ابزاری کلیدی برای حفظ کارایی و تداوم فعالیت آن ها دوچندان کرده است. در این راستا، شناسایی دقیق ریسک ها و ارائه مدلی برای ارزیابی و کنترل آن ها می تواند به ارتقای کارایی مدیریتی و اتخاذ سیاست های پیشگیرانه کمک کند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، طبقه بندی، ارزیابی و ارائه مدلی جامع برای کنترل ریسک های مؤثر بر عملکرد صندوق های بازنشستگی ایران است. روش شناسی: پژوهش حاضر ماهیتی ترکیبی (کیفی و کمّی) دارد. در مرحله کیفی، با استفاده از رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین و از طریق مصاحبه های عمیق ساختاریافته با خبرگان و مدیران باسابقه در زمینه صندوق های بازنشستگی، داده ها گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. در مرحله کمّی، به منظور اعتبارسنجی مدل استخراج شده، پرسش نامه ای محقق ساخته براساس یافته های مرحله کیفی طراحی و بین جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران و پژوهشگران حوزه صندوق های بازنشستگی توزیع شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای تخصصی انجام شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل داده ها به شناسایی و طبقه بندی ریسک ها در قالب ۷ مقوله اصلی و ۳۳ زیرمقوله منجر شد. این مقوله ها شامل (۱) ریسک های مالی و اقتصادی؛ (۲) ریسک های مدیریتی و سرمایه گذاری؛ (۳) ریسک های قانونی و سیاسی؛ (۴) ریسک های عملیاتی و سازمانی؛ (۵) ریسک های تکنولوژیک و اطلاعاتی؛ (۶) ریسک های اجتماعی و جمعیتی؛ و (۷) ریسک های بین المللی است. مدل نهایی ارائه شده از سازه ها از طریق شاخص های روایی و پس از سنجش اعتبار تأیید شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که مدیریت اثربخش ریسک های شناسایی شده می تواند به طور معناداری در حفظ پایداری مالی و عملکرد مطلوب صندوق های بازنشستگی نقش آفرینی کند. از مهم ترین راهکارهای پیشنهادی می توان به بهبود فرایندهای مدیریتی و سرمایه گذاری، اصلاح قوانین و مقررات حمایتی، استفاده هوشمندانه از فنّاوری های نوین و توسعه نظام های نظارتی و ارزیابی عملکرد اشاره کرد. این مدل می تواند به عنوان چهارچوبی عملیاتی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران در جهت کاهش آسیب پذیری صندوق های بازنشستگی و ارتقای کارایی آن ها به کار رود.
۶.

تحلیل تطبیقی عملکرد و چارچوب های نظارتی بیمه پرورش ماهی در ایران با الگوگیری از تجارب کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
پیشینه و اهداف:صنعت آبزی پروری، به ویژه پرورش ماهی، سهم قابل توجهی در تأمین پروتئین مورد نیاز جمعیت رو به رشد جهان دارد و به عنوان بخشی کلیدی از اقتصاد غذایی، نقش مهمی در امنیت غذایی و اشتغال دارد. با این حال، این صنعت در برابر نوسانات اقلیمی، شیوع بیماری های ویروسی و انگلی، آلودگی های محیطی و نوسانات بازار، آسیب پذیری بالایی دارد. مدیریت این ریسک ها مستلزم بهره گیری از ابزارهای مالی کارآمد است که بیمه از مهم ترین آنها به شمار می آید. در ایران، ساختار موجود بیمه پرورش ماهی هنوز به صورت کامل پاسخگوی نیازهای این بخش نیست و به دلیل وابستگی به منابع یارانه ای و تمرکز دولتی، از پویایی و پایداری مالی برخوردار نمی باشد. هدف این پژوهش ارائه الگویی اصلاحی برای ارتقای ساختار بیمه پرورش ماهی در ایران با بهره گیری از تجربه سه کشور پیشرو در این زمینه است تا زمینه ای برای پایداری اقتصادی مزارع و کاهش آسیب پذیری در برابر مخاطرات فراهم گردد. روش شناسی:پژوهش حاضر به روش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه اسنادی، مرور قوانین، دستورالعمل ها، مقررات بیمه ای و گزارش های رسمی کشورهای منتخب گردآوری شده اند. جامعه مورد بررسی شامل نظام های بیمه ای و نظارتی ایران، چین، هند و ژاپن است. یافته ها:نتایج تحلیل تطبیقی نشان می دهد در مدل های دولتی متمرکز (مانند ایران و چین)، پوشش خسارات وابسته به یارانه ها و منابع عمومی بوده و فرآیند ارزیابی ریسک به صورت اداری و غیررقابتی انجام می گیرد، در حالی که در مدل های بازارمحور (هند و ژاپن) دولت عمدتاً نقش تسهیل گر و نظارت گر را بر عهده دارد و بیمه گران خصوصی و تعاونی های تخصصی، محور اصلی اجرای بیمه هستند. تفاوت در الگوهای نظارت و نرخ گذاری موجب شده است کشورهایی با ساختار بازارمحور پایداری مالی بالاتری داشته و فرآیند پرداخت خسارت در آنها سریع تر و شفاف تر صورت گیرد. نتیجه گیری:با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود در ایران، نظام بیمه پرورش ماهی به سمت مدل ترکیبی و داده محور تحول یابد؛ به گونه ای که صندوق بیمه کشاورزی نقش بیمه گر اتکایی و ناظر فنی داشته باشد و شرکت های بازرگانی یا صندوق های تکافل به عنوان بیمه گر مستقیم فعالیت کنند. شکل گیری ساختار صندوق تکافلی ویژه بیمه ماهیان خوراکی، همراه با اصلاح نظام یارانه ای و توسعه نظارت ریسک محور، می تواند الگوی بومی و پایدار برای مدیریت مؤثر ریسک های اقلیمی، زیستی و اقتصادی در صنعت آبزی پروری کشور باشد. اجرای این مدل به کاهش ریسک مالی بیمه گران، افزایش اعتماد تولیدکنندگان و ثبات اقتصادی بازار آبزیان خواهد انجامید.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۵۰