۱.
سفرنامه «گذر از سه دریا» اثر آفاناسی نیکیتین، متنی چندفرهنگی و چندزبانه است. اساس روایی متن، سفر و مشقات آن، مسیر، توصیف فرهنگ های گوناگون، تجارت، مملکت داری و نیایش به زبان های «خودی» و «دیگری» است. گذرِ آفاناسی، بازرگان مسیحی تِوِری از سه دریای دِربِند (کاسپین)، هندوستان (اقیانوس هند) و استانبول (دریای سیاه) سبب شد تا او با ملت های گوناگون و با ادیانی غیر از مسیحیت مانند اسلام و هندو آشنا شود. نیایش های آفاناسی در «گذر از سه دریا» با توجه به ارتباط نویسنده آن با اقوام گوناگون به طور عمده به زبان های روسی (زبان مادری)، عربی، فارسی، ترکی و مازنی نوشته شده است. هدف پژوهش پاسخ به پرسش های پیش رو است: دلایل ذکر اسماءالحسنی، آیات قرآنی و همچنین نیایش به زبان فارسی، عربی و ترکی در اثر «گذر...» چیست؟ آیا آفاناسی با به کارگیری عبارات و واژه های بیگانه اسلامی مسلمان شد؟ انتخاب نام ایرانی - اسلامی خواجه یوسف خراسانی و به کارگیری واژه ها و عبارات عربی به ویژه اسماءالحسنی و آیات قرآنی و همچنین نیایش به زبان های بیگانه سبب شده تا برخی پژوهشگران به این نتیجه برسند که او به اسلام گرویده است اما با بررسی نسخه های مختلف می بینیم او در نثرِ خودمستند «گذر...» اشاره ای به این مسئله به صراحت نکرده است و به نظر می رسد هدف او بیشتر تشویق به گفت و گوی بینافرهنگی و میان ادیان باشد تا پذیرش و اعلام دین دیگری.
۲.
ابزارهای چندرسانه ای، به ویژه ویدئوهای زیرنویس دار در آموزش زبان برای تدریس واژگان محبوبیت بالایی یافته اند؛ بااین حال، آگاهی اندکی از چگونگی تأثیر ژانرهای مورد علاقه زبان آموزان بر یادگیری واژگان ضمنی وجود دارد. این پژوهش تأثیر ویدئوهای زیرنویس دار ژانر هیجانی و پرتحرک را بر یادگیری واژگان ضمنی در میان ۴۶ دانش آموز پسر دبیرستانی ایرانی (۱۶ تا ۱۷ ساله، سطح مهارت A2) بررسی کرد. شرکت کنندگان به دو گروه تقسیم شدند: گروه آزمایشی که یک فیلم بلند هیجانی و پرتحرک با زیرنویس کامل تماشا کردند و گروه کنترل که همان ویدئو را بدون زیرنویس مشاهده نمودند. دانش واژگان از طریق پیش آزمون و پس آزمون سنجیده شد و تحلیل کوواریانس یک طرفه با هدف تعدیل تفاوت های اولیه میان دو گروه انجام گرفت. نتایج نشان داد که ویدئوهای هیجانی و پرتحرک زیرنویس دار به طور معناداری یادگیری واژگان ضمنی را در مقایسه با درون داد بدون زیرنویس تسهیل کردند. تأثیر مثبت مشارکت زبان آموزان با محتوایی مطابق با علایق و انگیزه هایشان منجر به پیشرفت بیشتر در یادگیری واژگان شد؛ بنابراین، اهمیت ژانر و علاقه زبان آموز در آموزش مبتنی بر چندرسانه ای را برجسته می سازد. با استفاده از فیلم های بلند و ژانر محور به جای ویدیوهای کوتاه و عمومی، این پژوهش دامنه تحقیقات پیشین را گسترش داده و نشان می دهد که تطبیق محتوای چندرسانه ای با ترجیحات زبان آموزان می تواند نگاشت فرم-معنا و ماندگاری واژگان را بهبود بخشد. یافته های این پژوهش پیامدهای آموزشی ارزشمندی برای طراحی محتوای آموزشی انگیزه بخش و مؤثر در آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی ارائه می دهند.
۳.
علیرقم تحقیقات فراون بر روی آزمونهای ورودی دانشگاه، بخش واژگان آزمون کارشناسی ارشد رشته های زبان انگلیسی، که مورد انتقاد بسیاری از داوطلبین و اساتید می باشد، به طور جامع و مجزا مورد ارزیابی قرار نگرفته است. تحقیق حاضر تلاش می کند بخش واژگان آزمونهای پنج سال اخیر را از طریق اعتبارسنجی مبتنی بر استدلال مورد ارزیابی قرار دهد. شرکت کنندگان 194 دانشجوی کارشناسی زبان انگلیسی، 24 دانشجوی کارشناسی ارشد، 16 استاد دانشگاه و شش بومی زبان انگلیسی بودند که به سوالات بخش واژگان و آزمون اندازه واژگان، به عنوان آزمون معیار، و یک پرسشنامه پاسخ دادند. کلمات بخش واژگان در پیکره های عمومی و تخصصی و لیستهای مهم واژگان بررسی شدند. برای ارزیابی ویژگیهای سوالات و روایی و پایایی آزمون از شیوه های تحلیل سوالات، روایی ملاکی و پایایی درونی (آلفای کرانباخ) استفاده شد و پاسخهای شرکت کنندگان به پرسشنامه مورد ارزیابی کیفی قرار گرفتند. بررسیها نشان داد 49.1 درصد کلمات بسامد مناسبی در پیکره های BNC وCOCA ندارند و 61.1 درصد کلمات در پیکره های تخصصی رشته های زبان انگلیسی وجود ندارند یا بسامد ناچیزی دارند. روایی و پایایی آزمونها به ترتیب 0.32 و 0.48 به دست آمد. بسیاری از سوالات مشکل شاخص دشواری (70% سوالات)، شاخص تمایز (38% سوالات) و توزیع گزینه (58% سوالات) داشتند و شرکت کنندگان عموماً این آزمون را برای پذیرش دانشجویان کارشناسی ارشد مناسب ندانستند. درنتیجه، استفاده از نتایج این آزمون برای پذیرش دانشجویان کارشناسی ارشد موجه و قابل دفاع تشخیص داده نشد. پیامدها، محدودیتها و پیشنهادات برای تحقیقات بعدی بحث خواهد شد.
۴.
مکتب فرمالیسم روسی، که با مبانی نظری رومن یاکوبسن قوام گرفت، یکی از پیشرفت های محوری در نقد ادبی و زبان شناسی قرن بیستم به شمار می آید. هدف از این پژوهش، بازخوانی نظام مند آراء کمتر بازخوانی شده وی در زبان فارسی است تا نقش بنیادین این مکتب در تحول نقد ادبی مدرن نمایان گردد. لذا با روش توصیفی-تحلیلی، مجموعه سخنرانی های یاکوبسن در دانشگاه برنو به صورت دقیق بررسی شده اند تا نشان داده شود که فرمالیسم روسی، در چهارچوب دیدگاه یاکوبسن، فراتر از تمرکز صرف بر ویژگی های صوتی و زیبایی شناختی زبان شعری، به مطالعه ساختارهای درونی، معناشناسی و روابط پیچیده صوت و معنا در متن شعری پرداخته است. یاکوبسن با تأکید بر تمایز میان معنای لغوی واژه و رابطه ارجاعی آن به واقعیت، و معرفی مفاهیمی چون «کارکرد شاعرانه» و «وجه غالب»، نقد ادبی را از رویکردی صرفاً تاریخی، ایدئولوژیک و محتوایی به محوری قابل تعمیم به دیگر حوزه های هنر تبدیل کرد. برخلاف نقدهای ناعادلانه و فشارهای سیاسی، فرمالیسم با تلفیق زبان شناسی ساختاری، فلسفه زبان و زیباشناسی، قابلیت تحلیل نظام مند متن های ادبی را فراهم آورد و نقشی کلیدی در شکل گیری نقد ساختارگرایی و نشانه شناسی ایفا نمود. درعین حال، یاکوبسن به محدودیت ها و پارادوکس های درونی مکتب نیز اشاره دارد؛ از جمله تمرکز بیش از حد بر استقلال فرم از زمینه های تاریخی و اجتماعی که می تواند فهم کامل و دیالکتیکی از هنر را محدود کند. این پژوهش ضمن نشان دادن اهمیت سخنرانی های یاکوبسن به عنوان منبعی ارزشمند، تأکید می کند که فرمالیسم روسی با وجود چالش های نظری خود، همچنان در مطالعات زبان و ادبیات جایگاه ویژه ای دارد.
۵.
پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته است که بر سنجش آگاهی معلمان ایرانی زبان انگلیسی از رویکرد تحقیقی گفتگومحور و بررسی تأثیر آگاهی از این رویکرد بر تبدیل شیوه های تدریس معلمان به گفتگومحور متمرکز بود. این پژوهش دو مرحله را در بر می گرفت. برای مرحله اول پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته با مقیاس لیکرت 5 درجه ای طراحی گردید. از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب 150 معلم زبان انگلیسی در استان فارس استفاده شد. نتایج نشان داد که آگاهی معلمان زبان انگلیسی برای به کار بردن این رویکرد در کلاس هایشان کافی نیست. در مرحله دوم، سه معلم زبان انگلیسی در یک دوره ضمن خدمت شرکت کردند تا آگاهی خود را از رویکرد تحقیقی گفتگومحور افزایش دهند. پس از آن، پنج جلسه از یک ترم 20 جلسه ای به صورت ویدئویی ضبط و مشاهده گردید. از داده ها برای امتیاز دادن به مقیاس سطوح انتقال جویس و شورز (2002) برای هر معلم استفاده شد تا مشخص شود آیا آن ها روش تدریسشان را به گفتگومحور تغییر داده اند یا خیر. برای مثلث سازی داده ها از جلسات مصاحبه ژرف استفاده شد. به منظور بررسی میزان به کارگیری رویکرد گفتگومحور توسط معلمان، از شاخص ارزیابی معلمان در ابزار سنجش تحقیقی گفتگومحور (DIT) استفاده گردید. نتایج حاصله نشان داد که آگاهی معلمان از رویکرد تأثیر مثبتی بر روی عملکردشان برای تبدیل از یک جانبه به گفتگومحور داشته است. بااین حال، در مراحل اولیه عملیاتی کردن رویکرد در کلاس معلمان و فراگیرانشان با چالش ها و مشکلاتی مواجه بوده اند.
۶.
هدف پژوهش، بررسی نحوه بازنمایی عناصر فرهنگ ویژه، ارزش های ایدئولوژیک و ویژگی های بصری در کتاب های آموزش زبان انگلیسی است. مجموعه American File (ویرایش دوم)، تولیدشده در کشورهای درون حلقه ای، و Sunrise، مورد استفاده در دبیرستان های کردستان عراق، به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از چهارچوب کرس و ون لیوون (2006) و الگوی ون دایک (2000) تحلیل گردیدند. نتایج حاکی از تفاوت های چشمگیر در بازنمایی عناصر فرهنگی بین دو مجموعه بود. درحالی که هر دو کتاب به موضوعاتی چون تفریح و عادات روزمره پرداخته اند، American File بر بیان هنری و ویژگی های سیاسی- جغرافیایی تمرکز بیشتری داشت. Sunrise، این عناصر را با فراوانی کمتر و گرایش های واقع گرایانه ارائه می کرد. آزمون خی دو تفاوت های معناداری در بازنمایی سیاست، پوشش و هنر نشان داد. تحلیل ایدئولوژیک نشان داد که American File خودنمایی مثبت را برجسته می کند، درحالی که Sunrise بر اجماع اجتماعی تأکید دارد. Sunrise همچنین مفاهیمی چون قطب گرایی را با دلالت های ایدئولوژیک خاص بازنمایی می کند. American File رویکردی انسان محور با تمرکز بر فرهنگ داشت، درحالی که Sunrise با طراحی مینیمالیستی، مفاهیم را انتزاعی تر ارائه می داد. به طور کلی، کتاب های آموزش زبان، نگرش های فرهنگی و ایدئولوژیک را منتقل می کنند. پس زمینه های سیاسی این منابع، چالش هایی را در بازنمایی چندفرهنگی ایجاد می کند که نیازمند مدیریت دقیق برای پرورش تفکر انتقادی است. یافته های این پژوهش برای دست اندرکاران آموزش زبان سودمند است.