۱.
نویسندگان رمان های معاصر عربی با استفاده از واژگان، ساختار دستوری و سبک خاص خود در روایت، دنیای ممکن خاصی را خلق می کنند. مترجم نیز باید در فرآیند ترجمه با دقت و کاوش در معنای واژگان، ساختار دستوری و سبک نویسنده، سعی کند معادلی را انتخاب نماید که هم به دنیای ممکن متن مبدأ و نویسنده نزدیک باشد وهم چهارچوب های متن مقصد را پوشش دهد. در این پژوهش و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، خوانش دنیای ممکن متن در ترجمه اکبری از رمان "الأسود یلیق بک" اثر احلام مستغانمی و ترجمه عامری از رمان "مملکه الغرباء" اثر الیاس خوری در پرتو نظریه اومبرتو اکو مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد در بخش خوانش واژگان با توجه به نمونه های مورد بحث می توان گفت مترجمان با بهره گیری از استعداد وتبحرشان در تحلیل و تفسیر متن و در پی آن انتخاب معادل های نسبتا پخته و مناسب تا حد زیادی در فهم دنیای ممکن نویسنده و نیز دادوستد میان دو متن موفق عمل کرده و توانسته اند واژگان عربی را درقالب واژگان فارسی قرار دهند و مناسب ترین و نزدیک ترین برابرنهاد به متن را گزینش نمایند. هر چند که این نکته را باید گفت که در برخی نمونه ها نارسایی ها و لغزش هایی در ترسیم دنیای ممکن متن در ترجمه مترجمان رخ داده است.
۲.
اثربخشی بازخورد اصلاحی نوشتاری به ویژه در قالب بازخورد فرازبانی، برای بهبود دقت دستوری زبان آموزان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی در سطوح پایین و متوسط، نسبتاً کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر با بررسی و مقایسه تأثیر بازخورد فرازبانی عمومی در مقابل فردی، بر دقت دستوری زبان آموزان در نوشتار به این شکاف می پردازد. در مجموع ۸۵ زبان آموز در سطح پایین متوسط در این مطالعه شرکت کردند که به سه گروه تقسیم شدند: دو گروه آزمایشی (دریافت بازخورد فرازبانی عمومی یا فردی) و یک گروه کنترل (عدم دریافت بازخورد اصلاحی نوشتاری). اثربخشی آزمایش با استفاده از پیش آزمون، پس آزمون فوری و پس آزمون با تأخیر ارزیابی شد. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه گیری های مکرر و مجموعه ای از آنالیز واریانس ها با مقایسه های پس آزمون تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو نوع بازخورد اصلاحی نوشتاری فرازبانی در کوتاه مدت به طور قابل توجهی دقت دستوری زبان آموزان را بهبود بخشیدند. بااین حال، بازخورد اصلاحی فرازبانی عمومی در مقایسه با بازخورد اصلاحی فرازبانی فردی، پیشرفت های پایدارتری را در دقت دستوری در درازمدت ایجاد کرد. این یافته ها نشان می دهد که بازخورد فرازبانی عمومی یک رویکرد مؤثر و کارآمد برای افزایش دقت دستوری در محیط هایی است که انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی کار می شود و همچنین یک راه حل عملی برای معلمانی ارائه می دهد که به دنبال بهینه سازی شیوه های بازخورد خود در عین تلاش برای رشد زبانی زبان آموزان هستند.
۳.
موضوع پژوهش حاضر با رویکرد معناشناختی و رنگ پژوهی، بررسی طبقه بندی ترکیبات صفتی ثابت در همنشینی با احساسات ملال آور در محیط کلامی روسی است. مبنای پژوهش در این احساسات دو اسم грусть (غم و اندوه) و печаль (حزن و ملال) هستند. هدف، بررسی قسم دستوری صفت در همراهی با اسم و ارائه طبقه بندی معنایی برای آن با توجه به بار عاطفی و احساسی منتقل شده است. در این طبقه بندی، پارامترهای گوناگونی از جمله نمادشناسی و روان شناسی شناختی به کمک مؤلفه های معنایی چون، دما (گرم، سوزان، سرد و…)، طعم (تند، تلخ و شیرین) و رنگ (سفید و سیاه، خاکستری، بنفش، آبی آسمانی، آبی، قهوه ای و…) مورد توجه قرار گرفته است. رنگ های برگرفته از طبیعت چون пепельный (خاکستری – برگرفته از خاکستر کسی/چیزی) و طیف های تیره و روشن این رنگ ها در شکل گیری این معانی اهمیت بالایی دارند. هدف این تحقیق، فهم چگونگی بازتاب فرهنگ و ذهنیت گویشوران روس در بیان مفاهیم احساسی و عاطفی و نقش آن ها در شکل گیری استعاره ها و کنایه های مربوط به غم، اندوه و حزن در ترکیب های اسمی و صفتی است. یافته های این پژوهش می تواند برای گروه های مختلفی همچون زبان شناسان، مترجمان زبان های مبدأ و مقصد روسی و فارسی، روان شناسان زبان، آموزگاران زبان روسی به فارسی زبانان به ویژه در حوزه ترجمه سودمند باشد. همچنین، این مطالعه در بخشی مجزا به کاربردهای آموزشی و ترجمه ای یافته ها می پردازد تا بهره گیری عملی آن ها در محیط های آموزش زبان و فعالیت های ترجمه ای آسان شود
۴.
تأثیر نئولیبرالیسم بر آموزش باعث شده است تمرکز آموزش و یادگیری از پرورش همه جانبه افراد و بهبود جامعه فاصله گرفته و بیشتر به اهداف بازارمحور مانند کارایی، پاسخگویی و سودآوری معطوف شود. با توجه به این تأثیرات، هدف مطالعه کیفی حاضر بررسی راهبردهای مدرسان زبان انگلیسی در مقاومت در برابر تأثیرات نئولیبرالی در آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی می باشد. در این پژوهش، با بررسی مصاحبه ها و مشاهدات کلاس های سه استاد دانشگاه، راهبردهای مدرسان ایرانی در به چالش کشیدن سیاست های نئولیبرالی، مثل تبدیل آموزش به کالا، یکسان سازی شیوه ها، و تأکید بر نتیجه محوری مشخص گردید. درحالی که شرکت کنندگان از فشارهای نهادی به سوی آموزش مبتنی بر نتایج و تجاری شدن آنها خبر دادند، آن ها همچنین به مقاومت در برابرآنها از طریق راهبردهای جایگزین اشاره کردند. این راهبردها شامل ارزیابی های غیراستاندارد، روشهای تدریس مشارکتی و دانش آموزمحور، و تأکید بر تفکر انتقادی و عدالت اجتماعی بودند. رویکردهایی که با آموزش انتقادی و بازتابی که در زمینه های مشابه مستند شده اند، هم راستا هستند. این مطالعه نارضایتی مدرسان از تجاری سازی آموزش و تلاش های آن ها برای غیرتجاری سازی آموزش زبان انگلیسی از طریق شیوه های منعطف و فراگیررا نشان می دهد. پیامدهای این تحقیق، نیاز به توسعه حرفه ای را نشان می دهد که از عاملیت مدرسان در شرایط نئولیبرالی حمایت می کند و به گفتمان روشهای تدریس جایگزین در آموزش زبان انگلیسی در بسترهای غیرغربی کمک می نماید. پژوهش های آینده بهتر است تعداد شرکت کنندگان را افزایش دهند و واکنش دانشجویان و تأثیرات بلندمدت را بررسی کنند.
۵.
پژوهش حاضر به تحلیل چگونگی آموزش فرهنگ از خلال آموزش زبان در سه کتاب زبان فرانسه در سطح A1، شامل اِدیتو ویراست 2015 و 2022 و اَتُلیه می پردازد. چارچوب نظری مقاله بر پایه الگوی چهار بُعدی یوئن و نیز رویکرد سه گانه آموزش فرهنگ استوار است. با استفاده از روش تحلیل محتوای آشکار، درون داد کتاب ها در همه قالب ها نظیر متن، تصویر، فایل صوتی و یا تصویری و فعالیت آموزشی بررسی شد. نتایج حاکی از آن است که هر سه کتاب بر انتقال مؤلفه های ملموس فرهنگی شامل محصولات فرهنگی و شخصیت ها تأکید می کنند، اما در بازنمایی بعد دیدگاه ها ضعف نسبی دارند. کتاب اِدیتو ویراست 2015، عمدتاً از رویکرد دانش محور پیروی می کند؛ در حالی که در ویراست 2022، با حفظ این رویکرد، ردپایی از توانش ارتباطی بینافرهنگی و رویکرد مقایسه ای دیده می شود. کتاب اَتُلیه بیشترین تمرکز را بر تعامل بینافرهنگی و مقایسه فرهنگ ها دارد. با این حال، تعداد فعالیت ها با رویکرد مقایسه ای یا توانش ارتباطی بینافرهنگی نسبت به رویکرد دانش محور بسیار اندک است. رویکرد توانش ارتباطی بینافرهنگی، بیشتر به پروژه های پایانی فصول و رویکرد مقایسه ای، گاهی به یک پرسش در پایان یک فعالیت در قالب درک نوشتاری یا گفتاری محدود می شود. بنابراین، هرچند زبان آموزان در این کتاب ها تحت قالب های مختلف در گونه های فرهنگ فرانسوی غوطه ور می شوند، اما بعد دیدگاه ها و نیز رویکردهای مقایسه ای و بینافرهنگی در آنها کمتر مورد توجه بوده اند.
۶.
دانشجویان مقطع کارشناسی رشته زبان روسی در ایران بدون اینکه مهارت کافی در زبان روسی را کسب کرده باشند، ملزم به گذراندن واحدهایی هستند که در آنها صرفاً به آموزش تاریخ ادبیات و تئوری ادبیات پرداخته می شود و آموزش های زبانی در آنها نقش چندانی ندارد. ازاین رو برخی از دانشجویان این دروس را خسته کننده و بی اهمیت می دانند و ارزش آنها را درک نمی کنند. پرسش اصلی پژوهش بدین شرح است: چگونه می توان انگیزه یادگیری تئوری ادبیات روسی را در دانشجویان ایرانی رشته زبان روسی افزایش داد؟ ما بر این باور هستیم که برای آموزش تئوری ادبیات روسی به دانشجویان ایرانی یا به طور کلی دانشجویان خارجی باید شیوه ای متفاوت از آموزش آن به دانشجویان روس زبان به کار گرفته شود. جهت اثبات این موضوع در پژوهش حاضر از روش تحقیق کتابخانه ای و توصیفی استفاده خواهیم کرد و نمونه هایی عملی از آموزش تلفیقی زبان و ادبیات در فرآیند آموزش تئوری ادبیات را، پیشنهاد خواهیم داد. نوآوری این پژوهش پیشنهاد الگویی برای آموزش تئوری ادبیات با روش CLIL است به طوری که زبان و محتوا به طور هم زمان آموزش داده شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد که با استفاده از روش CLIL، می توان الگوی آموزشی را پیشنهاد داد که نه تنها مهارت های زبانی را تقویت می کند، بلکه باعث درک عمیق تر تئوری ادبیات می شود. استفاده از این شیوه می تواند اعتمادبه نفس و خودباوری زبان آموزان را افزایش داده و انگیزه آن ها را برای یادگیری زبان و ادبیات بهبود بخشد.