۱.
هدف: مطالعات متعددی به بررسی صفات سه گانه تاریک شخصیت و تنظیم شناختی هیجان پرداخته اند، اما پژوهشی که به بررسی این متغیرها در زمینه ورزش و ورزشکاران پرداخته باشد، مغفول مانده است. از این رو هدف از این پژوهش بررسی رابطه صفات سه گانه تاریک شخصیت با راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در ورزشکاران رقابتی با نقش میانجی گری خودشفقتی می باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و پژوهشی توصیفی همبستگی بود که با روش مدل یابی معادلات ساختاری به بررسی روابط علی متغیرها پرداخته شده است. جامعه آماری شامل ورزشکاران رشته های تیمی و انفرادی شهر تهران بودند و بر اساس فرمول کوکران تعداد نمونه 300 نفر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های استاندارد؛ سه گانه تاریک شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و شفقت به خود بود. جهت تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزارهای آماری SPSS و PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که روابط آماری در مسیرهای مختلف خودشفقتی بر راهبرد شناختی سازش یافته و سازش نایافته، صفات تاریک شخصیت بر خودشفقتی، راهبرد شناختی سازش یافته و راهبرد شناختی سازش نایافته معنی دار است. همچنین خودشفقتی نقش میانجی در رابطه بین صفات تاریک شخصیت با تنظیم شناختی هیجان دارد. برآیند کلی یافته ها نشان از معنی داری روابط آماری بین صفات سه گانه تاریک شخصیت با راهبرد های تنظیم شناختی هیجان متاثر از خوشفقتی در بین ورزشکاران داشت. نتیجه گیری: بی گمان، ارتقاء سطح سلامت روان ورزشکاران رقابتی به شکل قابل توجهی عملکرد آن ها افزایش خواهد داد. بنابراین، یافته های این پژوهش می تواند در تدوین نقشه راهی موثر در برنامه ریزی همسو با موفقیت این ورزشکاران بکار گرفته شود.
۲.
اهداف: همدلی به عنوان یکی از مکانیزم های روان شناختی هماهنگی حرکتی در نظر گرفته می شود و طبق مطالعات قبلی، می تواند در رفتار و شاخص های عصبی مغز منعکس شود. بنابراین هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین فعالیت نورون های آینه ای در تکلیف هماهنگی حرکتی بین فردی لیدر – پیرو با همدلی است. مواد و روش ها: شرکت کنندگان، 16 دختر راست دست با میانگین سن 4/3 ± 47/25 سال بودند که به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها، 2 کوشش 30 ثانیه ای یک تکلیف هماهنگی حرکتی ریتمیک بین فردی را با یک الگوی ویدئویی، اجرا کردند. یافته ها: نتایج نشان داد بین توان ریتم بتابالا (HB) و میزان تأخیر در حرکت ارتباط مستقیم معنی داری وجود دارد. هم چنین، سرکوب ریتم مو و بتاپایین (LB) و HB با همدلی واکنشی ارتباط مستقیم معنی دار دارد. با این حال پس از کنترل متغیرهای رفتاری، ارتباط همدلی واکنشی با HB حذف شد؛ نتیجه گیری: نتایج این مطالعه از هر دو فرضیه برتری نیمکره راست و فرضیه ظرفیت در بحث مکانیزم های عصبی همدلی حمایت می کند؛ به علاوه، اهمیت کنترل داده های رفتاری در تفسیر نتایج، نوع تکلیف و نقش فرد در تکلیف هماهنگی حرکتی بین فردی (لیدر / پیرو) می تواند جزء عوامل مؤثر در رابطه عصب- روانشناختی همدلی مورد توجه قرار بگیرد.
۳.
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تأثیر تمرین ادراکی-حرکتی و ذهن آگاهی بر هوش هیجانی و خودکارآمدی کودکان مبتلا به نقص توجه-بیش فعالی بود. مواد و روش ها: این پژوهش به روش نیمه تجربی، با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل انجام شد. شرکت کننده های این پژوهش شامل 30 کودک مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی با میانگین سنی14/2±5/9 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. والدین کودکان پرسشنامه هوش هیجانی و خودکارآمدی را به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. سپس مداخله مربوط به هر گروه آزمایش در مدت 8 جلسه یک ساعته اجرا شد. بعد از آن که، دو گروه (تمرینات ذهن آگاهی و تمرینات ادراکی حرکتی) تمرینات خود را به مدت چهار هفته، هر هفته دو جلسه و هر جلسه یک ساعت انجام دادند، پس آزمون مشابه پیش آزمون انجام شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مرکب (3 گروه ×2 عامل زمان) با اندازه های مکرر با سطح معناداری (05/0> P) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تمرینات ادراکی-حرکتی و ذهن آگاهی در بهبود هوش هیجانی و خودکارآمدی کودکان با نقص توجه-بیش فعالی در مقایسه با گروه کنترل با (05/0> p) تأثیر معناداری دارد. در حالی که بین اثربخشی دو نوع مداخله بر متغیرهای مورد بررسی، تفاوت معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می شود از تمرینات ادراکی-حرکتی و ذهن آگاهی برای ارتقای هوش هیجانی و خودکارآمدی کودکان مبتلا به نقص توجه-بیش فعالی استفاده شود.
۴.
هدف: نظر به این که برخی از پژوهش ها به نقش احتمالی حمایت اجتماعی در کاهش آسیب های ورزشی اشاره کرده اند، مطالعه حاضر نقش تعدیل کنندگی حمایت اجتماعی را در رابطه استرس زندگی با آسیب ورزشی بررسی کرده است. مواد و روش ها: شرکت کنندگان در این پژوهش 341 ورزشکار زن و مرد دارای آسیب ورزشی، در رده سنی نوجوان تا بزرگسال (میانگین سن 35/26 سال) از رشته های مختلف ورزشی بودند که به شیوه در دسترس انتخاب شدند. همه شرکت کنندگان حداقل یک روز بر اثر آسیب دیدگی از فعالیت ورزشی دور شده بودند. در یک طرح گذشته نگر پرسش نامه بررسی حوادث زندگی ورزشکاران دانشگاهی و مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده برای سنجش میزان استرس و حمایت اجتماعی بکار برده شدند. نقش حمایت اجتماعی و زیر مقیاس های آن در رابطه استرس با آسیب ورزشی توسط مدل سازی رگرسیون لجستیک بررسی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که "حمایت اجتماعی کل" و زیر مقیاس "دیگران مهم" رابطه استرس با آسیب ورزشی را تعدیل می کنند. نتیجه گیری: بر این اساس اهمیت حمایت اجتماعی و نقش مربیان، تمرین دهندگان، هم تیمی ها و دیگر افراد مهم در فراهم کردن انواع شبکه های حمایتی مؤثر به منظور کاهش بروز آسیب ورزشی و شدت آن در ورزشکاران جوان روشن می گردد.
۵.
هدف: مهارت های ارتباطی دبیران و ارتباط این مهارت ها با شادکامی و انگیزش مشارکت دانش آموزان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته مورد توجه ویژه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تعیین رابطه ی مهارت های ارتباطی دبیران تربیت بدنی با شادکامی و انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان در کلاس تربیت بدنی انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه دبیران تربیت بدنی و دانش آموزان مقطع متوسطه اول در شهرستان جوانرود در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند که از بین آنها 30 نفر دبیر و 450 دانش آموز (از دانش آموزان هر دبیر 15 نفر ) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جمع آوری داده های پژوهش به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه های مهارت های ارتباطی بارتون (1990)، انگیزه مشارکت ورزشی گیل و همکاران (1983) و پرسشنامه ی شادکامی آکسفورد (1989) انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آزمون های آماری کولموگروف - اسمیرنوف، ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که بین مهارت های ارتباطی دبیران تربیت بدنی با شادکامی و انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد (0.01p ). بین شادکامی و انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد (0.01p ). همچنین نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که مهارت های ارتباطی دبیران تربیت بدنی، شادکامی و انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: از جمله راه های افزایش شادکامی دانش آموزان و انگیزش مشارکت ورزشی آنان، بهبود تعامل دبیران تربیت بدنی با دانش آموزان و تقویت مهارت های ارتباطی می باشد.
۶.
هدف: در دنیای امروز، توسعه کارآفرینی در ورزش نیازمند شناخت دقیق عوامل روان شناختی مؤثر بر رفتار و عملکرد ورزشکاران است. از این رو پژوهش حاضر باهدف مدل سازی عوامل روان شناختی مؤثر بر توسعه پایدار کارآفرینی ورزشی در میان ورزشکاران نخبه عراق انجام شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بوده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۹ ورزشکار، مدیر و مربی ورزشی نخبه عراق که در حوزه کارآفرینی ورزشی فعال بودند، گردآوری شد. نمونه گیری به شیوه هدفمند و گلوله برفی انجام و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA نسخه Pro صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که توسعه پایدار کارآفرینی ورزشی تحت تأثیر هفت عامل روان شناختی کلیدی شامل انگیزش و تعهد شخصی، خودباوری و کنترل شخصی، تاب آوری و مقابله با چالش ها، خلاقیت و نوآوری، توانایی های ارتباطی و اجتماعی، ریسک پذیری و تصمیم گیری و برنامه ریزی و هدف گذاری قرار دارد. این عوامل در قالب ۱۵ مضمون سازمان دهنده و 48 مضمون پایه شناسایی و دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که ورزشکاران کارآفرین از ویژگی هایی مانند انگیزه درونی، پشتکار، تحمل شکست، توانایی سازگاری با تغییرات، تفکر خلاق، مهارت های ارتباطی قوی، پذیرش ریسک و توانایی برنامه ریزی بلندمدت برخوردارند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند برای سیاست گذاران ورزشی، مربیان و نهادهای اقتصادی فعال در حوزه ورزش جهت تدوین راهکارهای حمایتی و توسعه ای مورداستفاده قرار گیرد.
۷.
هدف: ویژگی های سه گانه تاریک شخصیت از طریق تأثیراتی که می تواند روی رفتار ورزشکاران بگذارد، از حیطه های مورد علاقه برای مطالعات روانشناسی ورزشی می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سه ویژگی تاریک شخصیت (جامعه ستیزی، روان پریشی و خودشیفتگی) با خشم و پرخاشگری رقابتی در بوکسورها بود. مواد و روش ها: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی که جامعه آماری آن ورزشکاران زن و مرد بوکسور با حداقل دو سال سابقه فعالیت در این رشته بودند که 181 نفر از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه سه گانه تاریک شخصیت و پرسشنامه خشم و پرخاشگری رقابتی ورزشکاران بود. تحلیل داده ها از طریق روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزار اس.پی.اس.اس 26 و لیزرل نسخه 8/8 در سطح معناداری کمتر از 05/0 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد جامعه ستیزی بطور مثبت و خودشیفتگی بصورت منفی توانایی پیش بینی پرخاشگری رقابتی را داشتند. از بین ویژگی های تاریک شخصیت فقط جامعه ستیزی با خشم رقابتی رابطه مثبت داشت. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، بوکسورهایی با ویژگی جامعه ستیزی (رسیدن به هدف به هر وسیله ای) زیاد، گرایش به خشم و پرخاشگری بیشتری دارند، ممکن است رفتارهای خصمانه تر و نوسانات هیجانی بیشتری را در رینگ نشان دهند و در نهایت بر عملکرد و تعامل آنها با حریفان تاثیر بگذارد. می توان گفت ویژگی های شخصیتی ممکن است نقش مهمی در شکل دادن به رفتارهای رقابتی و پاسخ های هیجانی بوکسورها داشته باشد. لذا به نظر می رسد دوره های مدیریت خشم برای افراد با ویژگی جامعه ستیزی مفید باشد.
۸.
هدف: مطالعه حاضر به بررسی نقش اضطراب رقابتی و استرس روانشناختی در بروز آسیب های ورزشی در فوتبالیست های نوجوان پرداخته است. مواد و روش ها: تعداد 122 فوتبالیست نوجوان استان لرستان در فصل 1399-1400 با دامنه سنی 14 تا 17 در یک مطالعه هم گروهی آینده نگر مشارکت داشتند. اضطراب ویژه رقابتی با استفاده از مقیاس اضطراب رقابتی و استرس روانشناختی با استفاده از مقیاس پریشانی روانی کسلر ارزیابی شد. از آزمون های تی مستقل و رگرسیون لجستیک برای تحلیل داده های آماری استفاده شد. یافته ها: میانگین اضطراب رقابتی به طور معنی داری برای فوتبالیست های آسیب دیده بیشتر از فوتبالیست های سالم بود (01/0=p). افزایش اضطراب رقابتی با افزایش خطر بروز آسیب های ورزشی همراه بود و به ازای هر امتیاز افزایش اضطراب رقابتی بر اساس مقیاس اضطراب ورزشی-2، احتمال بروز آسیب های ورزشی به میزان 13 درصد افزایش داشت. میانگین استرس فوتبالیست های آسیب دیده به طور معنی داری بیشتر از فوتبالیست های سالم است (02/0=p). افزایش استرس با افزایش احتمال بروز آسیب های ورزشی همراه بود و به ازای هر امتیاز افزایش استرس بر اساس مقیاس پریشانی روانی کسلر، احتمال بروز آسیب های ورزشی به میزان 22 درصد افزایش پیدا می کند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان می دهد افزایش استرس و اضطراب در رقابت های ورزشی احتمال بروز آسیب های ورزشی را افزایش می دهد. بنابراین مدیریت این دو متغیر در فوتبالیست های نوجوان ضروری بنظر می رسد و برنامه های هدفمند می تواند بر سلامت روانی و پیشگیری از آسیب برای ورزشکاران، به ویژه برای افرادی که علائم اضطراب و استرس را نشان می دهند، تمرکز کند.
۹.
هدف: هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل موفقیت ورزشی بر اساس ابعاد سرشت و منش با میانجی گری تاب آوری در ورزشکاران شهر اهواز بود. مواد و روش ها: مطالعه حاضر توصیفی از نوع معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه ورزشکاران شهر اهواز در سال 1402 بودند که از میان آنها 254 نفر به صورت هدفمند به عنوان گروه نمونه از بین ورزشکاران حاضر در باشگاه های ورزشی شهر اهواز انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش حاضر مقیاس موفقیت ورزشی (موسوی و واعظ موسوی، 2015)، پرسشنامه سرشت و منش (کلونینجر و همکاران،1993) و مقیاس تاب آوری (کانور و دیویدسون، 2003) بودند. داده های به دست آمده با روش تحلیل معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد کلیه شاخص های برازندگی حاصل از تحلیل از برازش قابل قبول برخوردار بودند. ضریب مسیرکل بین بعد سرشت شخصیت و بعد منش شخصیت و تاب آوری با موفقیت ورزشی مثبت و معنادار است و ضریب مسیر غیرمستقیم بین بعد سرشت شخصیت و بعد منش شخصیت با موفقیت ورزشی مثبت و معنادار است. نتیجه گیری: نتایج نقش تاب آوری را در رابطه علی بین ابعاد شخصیتی سرشت و منشی با موفقیت ورزشی ورزشکاران مورد تایید قرار می دهد و بیانگر توجه هرچه بیشتر به عوامل ایجاد کننده تاب آوری در ورزشکاران و نقش اساسی آن در تسهیل موفقیت های ورزشی در میادین ورزشی می باشد.
۱۰.
هدف: مفهوم چشم اندازهای زمانی، در زمینه های مختلف عملکردی انسان موردتوجه قرار گرفته است. اما، این مفهوم در زمینه عملکرد ورزشی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مقایسه انحراف از چشم اندازهای زمانی متعادل و منفی در بین کشتی گیران نخبه و غیرنخبه انجام شده است. مواد و روش ها: جامعه آماری این مطالعه توصیفی- مقایسه ای، شامل کلیه کشتی گیران نخبه و غیرنخبه مرد از شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند ۲۰۲ کشتی گیر شامل ۸۶ کشتی گیر نخبه و ۱۱۶ کشتی گیر غیرنخبه به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه چشم اندازهای زمانی زیمباردو (1999) و فرمول های محاسباتی مربوطه جهت ارزیابی انحراف از چشم اندازهای زمانی متعادل و منفی بود. داده های بدست آمده با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و سطح معناداری ۰٫۰۵ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین کشتی گیران نخبه و غیرنخبه در ابعاد مختلف چشم اندازهای زمانی تفاوت معناداری وجود دارد. در همین راستا، کشتی گیران نخبه در مقایسه با کشتی گیران غیرنخبه، فاصله بیشتری از الگوی منفی و فاصله کمتری از الگوی متعادل چشم اندازهای زمانی را داشتند (p < 0.001). نتیجه گیری: این یافته ها بر اهمیت کسب الگوی چشم انداز زمانی متعادل به عنوان یکی از ویژگی های روان شناختی کلیدی مرتبط با عملکرد ورزشی تأکید دارند. مربیان کشتی می توانند با بهره گیری از این نتایج به تقویت عملکرد و رشد بلندمدت ورزشکاران خود کمک کنند. پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی الگوی چشم انداز زمانی متعادل در ورزشکاران رشته های مختلف مورد بررسی قرارگیرد تا امکان تعمیم پذیری نتایج افزایش یابد.