۱.
هدف پژوهش حاضر تدوین راهبرد ارتقا و توسعه نظام شایسته سالاری مدیران در سازمان های ورزشی کشور بود. این پژوهش از نوع پژوهش های اکتشافی و از لحاظ هدف، کاربردی بود که در آن از روش تحلیل مضمون استفاده شد. روش پژوهش از نوع کیفی بود و مدیران ارشد سازمان های ورزشی و اعضای هیئت علمی رشته مدیریت ورزشی دانشگاه های کشور جامعه پژوهش را تشکیل دادند. از روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و روش گلوله برفی برای انتخاب مصاحبه شوندگان استفاده شد. از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان برای گردآوری داده ها استفاده شد و انجام مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت؛ بدین ترتیب نمونه پژوهش شامل 21 نفر از اساتید رشته مدیریت ورزشی و مدیران فوقانی سازمان های ورزشی کشور بود. نرم افزار MAXQDA20 برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها به کار رفت. براساس یافته های پژوهش، برای پیاده سازی و استقرار نظام شایسته سالاری، 88 کد باز شناسایی شد که در 13 مضمون فرعی قرار گرفتند. از مضامین فرعی به دست آمده نیز شش راهبرد اصلی حاصل شد که شامل راهبردهای سازمانی (راهبردهای مدیریتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، مدیریت منابع انسانی)، راهبردهای سیاسی (انتخاب غیرسیاسی، ثبات سیاسی)، راهبردهای فرایندی (اصلاح فرایندها)، راهبردهای اقتصادی (انگیزه های مالی، بهبود شرایط اقتصادی جامعه)، راهبردهای قانونی (قانون گذاری، قانون مداری) و راهبردهای فرهنگی–اجتماعی (راهبردهای فرهنگی و راهبردهای اجتماعی) بودند. براساس یافته های پژوهش، راهبردهای سازمانی نقش بسیار پررنگ تری در ارتقا و توسعه نظام شایسته سالاری مدیران در سازمان های ورزشی دارند و در این بین نقش مدیران سازمان ها قابل چشم پوشی نیست؛ بنابراین به نظر می رسد می توان مسیر تحقق شایسته سالاری در سازمان ها را با حضور مدیران شایسته هموار کرد.
۲.
هدف پژوهش حاضر بررسی پیامدهای انتخاب ورزشکاران نخبه در مسند ریاست فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران بود. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی بود که برای جمع آوری داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شد. جامعه تحقیق شامل تمام گزارش های خبری مرتبط با ویژگی های رئیس فدراسیون فوتبال در ایران و جهان (44=N) بود که به طور تمام شمار مدنظر قرار گرفت و همچنین تمام اسناد تاریخی مرتبط با رؤسای فدراسیون فوتبال در گذر زمان از بدو تأسیس فدراسیون تا امروز (27=N) که به شکل تمام شمار مدنظر محققان قرار گرفت. ابزار اندازه گیری برگه های فیش برداری و سیاهه های کدگذاری بود که محتوای آن به روش تحلیل محتوای کیفی تعیین شد. سپس برای تحلیل کمّی با تبدیل سازه ها و کدها به کمیت استفاده شد. به منظور بررسی پایایی کدگذاری از روش ضریب کاپای کوهن استفاده شد. ضریب کاپای کوهن برابر با 857/0 بود که یعنی بین دو کدگذار توافق زیادی وجود داشت. برای تحلیل داده های تحقیق از روش تحلیل تماتیک ولکات استفاده شد. درنهایت از مقوله های به دست آمده سه مفهوم توسعه سازمان دهی فوتبال، توسعه مدیریت روابط ورزشی و ارتقای کیفیت ورزش فوتبال شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان داد که اعضای فدراسیون فوتبال باید در زمینه بهبود ارتباطات بین المللی، رشد منافع اخلاقی به خصوص مبارزه با فساد، برگزاری کلاس های آموزشی برای مدیران حوزه فوتبال، توسعه فوتبال زنان و حضور آن ها در مدیریت فوتبال، بازنگری اساسنامه فدراسیون فوتبال گام های مثبتی بردارند. علاوه بر این از نتایج این پژوهش می توان در سیاست گذاری و تدوین برنامه راهبردی برای انتخاب نامزدهای ریاست فدراسیون فوتبال و منصب های مدیریتی دیگر استفاده کرد.
۳.
هدف این پژوهش ارائه چارچوب به کارگیری حکمرانی چندسطحی برای توسعه ورزش و مدیریت آن تحت شرایط بحران در اقلیم کردستان عراق بود. روش تحقیق از نوع تحقیقات کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه صاحب نظران علمی (اساتید دانشگاه ها) و اجرایی (مدیران سازمان ها مرتبط با ورزش) حوزه موضوع پژوهش بود. انتخاب نمونه به تعداد لازم برای رسیدن به اشباع نظری و به روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شد (16 نفر). ابزار پژوهش مصاحبه اکتشافی بود. روایی نتایج پژوهش براساس شایستگی حرفه ای نمونه مصاحبه شده، روایی محتوایی چارچوب مصاحبه، میزان توافق مصححان کدگذاری (72/0) تأیید شد. چارچوب مفهومی مستخرج شامل 184 مؤلفه محوری، 60 مضمون فرعی، 23 مضمون اصلی و 8 زیرسازه مفهومی بود. هشت زیرسازه چارچوب شامل چالش های زمینه ای، تطبیق محیطی، همسویی سطوح حکمرانی، زمینه یابی، ظرفیت سازی، راهبردها، بهینه سازی فرایندها و پیامدهای حکمرانی چندسطحی در ورزش اقلیم کردستان عراق بود. براساس نتایج می توان گفت که به کارگیری حکمرانی چندسطحی در ورزش و حصول پیامدهای مطلوب آن نیازمند تسهیل چالش ها و انطباق با شرایط محیطی، کارآمدسازی ساختاری و مدیریتی در سطوح ورزش، ظرفیت شناسی سیستمی، مداخلات راهبردی سازنده و بهینه سازی سازوکارها در نظام ورزش اقلیم کردستان عراق است.
۴.
هدف این پژوهش، طراحی الگوی دیپلماسی فوتبال ایران با رویکرد داده بنیاد بود. این مطالعه به روش ساخت گرایی در نظریه مبنایی برای تولید نظریه از داده ها انجام شد. داده های پژوهش از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی و براساس مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته در حوزه ورزش فوتبال، دیپلماسی، فدراسیون فوتبال ایران و حوزه های بین المللی جمع آوری شد. پنج سؤال با توجه به مطالعات انجام شده در این حوزه، به دست آمد. با توجه به روند پرسش و پاسخ، مصاحبه ادامه یافت. سپس با رویکرد ساخت گرایی فرایند کدها و مضامین به دست آمد و با بررسی رابطه بین آن ها با همدیگر مدل ساختاری پژوهش طراحی شد. با 13 مصاحبه که تا حد اشباع نظری ادامه یافت، 390 کد اولیه به دست آمد. تعداد 38 کد متمرکز مانند توسعه اقتصادی، استانداردهای مدنظر فدراسیون بین المللی فوتبال، شرایط سیاسی کشور به دست آمد. درنهایت، 13 کد محوری شامل افتخارات فوتبال ایران، مدیریت، سیاسی، شاخص های فنی، گزارش دهی، شرایط اقتصادی، لابی گری، کارایی، روابط و ارتباطات، بانوان، سوگیری مراجع بین المللی و استانداردهای مدنظر آن ها و نیز رشد و توسعه به دست آمد. تحلیل داده ها در نرم افزار MAXQDA نشان دهنده تأثیرگذاری نقش ویژه شاخص های محوری در سطوح ملی و بین المللی برای توسعه فوتبال ایران در دیپلماسی ورزشی، به منظور فراهم آوردن محیط مناسب برای ارتقای فوتبال کشور در سطح بین الملل بود. نتایج تحقیق به طراحی الگویی برای دیپلماسی فوتبال کشور به منظور برنامه ریزی مدیران در دستیابی به سطح مطلوب توسعه فوتبال ایران در سطح بین الملل منجر شد.
۵.
در دنیای پیشرفته ورزش امروز، تصمیم گیری درست، علمی و به موقع نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در شکست یا موفقیت دارد. کسب موفقیت در میادین بین المللی ورزشی تابعی از موفقیت در عرصه های مختلف جامعه است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد ورزشکاران استان قزوین در بازی های المپیک 2024 پاریس و بازی های آسیایی 2026 ناگایو بود. روش پژوهش حاضر کیفی بود. جامعه آماری این پژوهش، معاونین ستادی وزارت ورزش و جوانان و اداره کل ورزش و جوانان استان قزوین، مدیران ارشد کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران، رؤسا، نواب و دبیران 33 فدراسیون ورزشی و هیئت های ورزشی استان قزوین، صاحبنظران، پیشکسوتان، مربیان و ورزشکاران استان قزوین (آگاه به موضوع تحقیق) و اعضای هیئت علمی رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی آگاه به موضوع تحقیق بودند. با استفاده از روش نمونه گیری نظری با تعدادی از افراد جامعه، مصاحبه های کیفی انجام شد که نمونه آماری تا حد رسیدن به اشباع نظری (27 نفر) برای مصاحبه ادامه یافت. الگوی ارائه شده بر مبنای مدل موفقیت ورزشی دی بوسچر و همکاران (2006) که رویکردی سیستمی دارد، در دو طبقه درونداد و فرایند و با 14 مفهوم و 229 شاخص طراحی شد. بخش درونداد شامل شش مفهوم ورزشی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، فناوری، رسانه و بخش فرایند شامل هشت مفهوم سیاست های ورزشی و سازمان دهی، توسعه ورزش پایه، سیستم استعدادیابی، ورزشکار و حمایت از ورزشکار، اماکن و تجهیزات ورزشی، مربیگری و توسعه آن و توانمندسازی مربیان، مسابقات ملی و بین المللی و توسعه علمی- پژوهشی بود. پیشنهاد می شود، مسئولان استان قزوین به منظور موفقیت ورزشکاران، توجه خود را بر این شاخص ها متمرکز کنند و با اجرایی کردن آن ها گام های مؤثری برای دستیابی به این هدف بردارند.
۶.
این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی مدل عوامل مؤثر رهبری تحول آفرین زیست محیطی در ورزش انجام شد. روش تحقیق از نوع مطالعات اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی نخبگان محیط زیست (اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان زیست محیطی کشور) و نخبگان علمی و اجرایی ورزش کشور (اساتید دانشگاه، مدیران وزارت ورزش و جوانان و ادارات ورزش و جوانان) بودند. همچنین مدیران و کارکنان وزارت ورزش و جوانان جامعه آماری بخش کمی را تشکیل دادند. نمونه آماری در بخش کیفی 15 نفر بود که با آن ها مصاحبه صورت گرفت و در بخش کمی 398 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی صوری و محتوایی آن توسط 15 نفر با روش آلفای کرونباخ تأیید شد. پایایی مصاحبه ها از روش توافق بین دو کدگذار براساس ضریب کاپای کوهن 73/0 به دست آمد. روش آماری پژوهش با به کارگیری تحلیل عامل تأییدی مرحله دوم و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی ال اس انجام شد. نتایج در بخش تحلیل کیفی نشان داد، درمجموع 83 مؤلفه ایجاد شد که به دلیل کثرت تمامی کدهای مشابه در گروه خاص خود قرار گرفتند و سپس 16 بُعد شناسایی شده در شش منظر کلی چارچوب بندی شدند. همچنین نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که بین تمامی ابعاد رهبری تحول آفرین، مشوق های زیست محیطی، فرهنگ زیست محیطی، توانمندسازی روان شناختی، احساس تعلق و عملکرد زیست محیطی رابطه معناداری وجود دارد.