رویکردِ زاهدانه ، یکی از کهن ترین جریان های فرهنگی و اجتماعی دوره اسلامی است که چندان که باید نتوانسته خود را از سایه تصوفِ اسلامی بیرون کشد و ابعادِ خود را آن چنان که شایسته است بشناساند . بدین منظور، این مقاله به واکاویِ گوشه ای از تاریخ و فرهنگِ دوره اسلامی پرداخته است. شناساییِ پیوندهای زهد و تصوف و توجه به ویژگی های رویکردِ زاهدانه ، که نشان دهنده سیالیتِ این جریانِ عظیمِ فرهنگی و اجتماعی است ، بیان می دارد که چگونه دنیاگریزی و ساده زیستیِ همراه با ترسِ از عذابِ الهی به عنوانِ رویکردِ نخستینِ این جنبش، آرام آرام و به اقتضای تغییراتِ سیاسی- اجتماعی حاکم بر جامعه، جای خود را به گفتمانِ اعتراضی و پویا در نقدِ انحراف از مبانیِ اسلام در دوره اموی داد . پس از این سرفصلِ مهم و در پاسخ به نیازهای بنیادینِ فکری و فرهنگی، براساسِ رویکردِ تغییر و تکامل، شرایط برای پذیرشِ خصلت های عرفانی مهیا گردید .
قنات یکی از سازه های آبی تاریخی است که متناسب با اقلیم مناطق خشک و نیمه خشک ایران و به علت کمبود آب های سطحی از دوران باستان تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است.قنات فقط یک تکنولوژی نیست؛ بلکه بستر زاینده فرهنگ است که در طول تاریخ در ایران و به ویژه در فلات مرکزی نقش مهمی داشته است.وقف نیز به عنوان کاری نیک سابقه طولانی در تاریخ ایران دارد در میان پیروان همه ادیان و مذاهب از جایگاه ویژه ای برخوردار است.نهاد وقف یکی از برجسته ترین مصادیق احسان و تعاون است که منشأ خدمات علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در سطح جامعه شده است.این پژوهش ارتباط دو سویه قنات و جامعه را بررسی کرده و از این رهگذر، با تکیه بر قنات های موقوفه سیدرکن الدین، نقش نهاد وقف را در استمرار حیات و تداوم بهره برداری از قنات تجزیه و تحلیل کرده است
مقاله حاضر به دنبال باز شناخت گونه های متنوع فرقه های غالی الوهیت انگار در دوره امام صادق(ع) و چگونگی مواجهه آن حضرت(ع) با ایشان است. گروه های غالی در این دوره به تدریج، باورهای ابتدایی و پراکنده خویش را منسجم ساختند. یکی از علت های مهم رشد غالیان، شرایط سیاسی آن زمان بود بدین معنی که نزاع میان امویان و عباسیان شرایطی را به وجود آورد که فرقه های غالی با خیالی آسوده به تبلیغ انگاره های خود بپردازند. در طول تاریخ، گرایش های غالیانه، هیچ گاه از جامعه مسلمانان رخت بر نبست اما مبارزه مستمر ائمه(ع) به خصوص امام صادق(ع) با این جریان ها تا اندازه زیادی آنها را به حاشیه راند و سبب تمایز آرای شیعیان با چنین گروه هایی شد. امام صادق(ع) در مواجهه با ایشان سعی کرد با تبیین ویژگی های ائمه شیعه(ع) و معرفی غالیان، شیعیان را از نزدیک شدن به ایشان باز دارد. مقاله حاضر می کوشد پس از بررسی تنوع غالیان الوهیت انگار به ارائه دورنمایی از شیوه رویارویی امام صادق(ع) با این گروه ها بپردازد.
در دوره قاجاریه جامعه ایران دگرگونی های زیادی در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اداری از سر گذراند. این تحقیق می کوشد این تغییرات را در حوزه یکی از مناصب شهری یعنی منصب کدخدا از طریق بررسی پیشینه تاریخی و نیز وظایف و کارکردهای آن بررسی کند، زیرا کدخدا به عنوان یکی از صاحبان مناصب اجتماعی ایران و از زیر مجموعه های تشکیلات محلی و اداری تا پایان عصر قاجار حضور مؤثر و پررنگی در زندگی اجتماعی مردم داشته است. منصب کدخدا در این دوره در حوزه های مختلف تعریف شده است که از جمله کدخدایان محلات شهری، اصناف و روستاها بودند آنها وظایف و کارکردهای خاصی در هر یک از این سه حوزه داشتند. مطالعه منابع و اسناد برجای مانده مربوط به این دوره نشان دهنده میزان نفوذ و تأثیر این منصب در زندگی مردم است زیرا نقشی مهم در تنظیم رابطه بین مردم و حکومت داشت و از طریق ایفای نقش خود می توانست مؤثر و مفید و گاه حتی زیان رسان باشد و در راستای بهتر شدن زندگی و یا جهت مخالف آن گام بردارد.
پس از هجوم مغول به ایران و در فاصله ی قرن های هفتم تا دهم هجری قمری، قیام هایی به وقوع پیوست که به عنوان عکس العمل سیاسی- مذهبی در برابر شرایط پیش آمده؛ نه با اعتقادات شیعی صرف و نه با عقاید سنی، بلکه با رویکردی شیعی- صوفی وارد منازعات سیاسی شد.
مقاله ی حاضر متکی بر نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه و با تحلیل محتوای جامع الاسرار و منبع الانوار سید حیدر آملی، در صدد فهم چیستی مبانی نظری نهضت های یاد شده برآمده است. از آن جا که بررسی تمامی نهضت های مورد نظر ممکن نبوده است، محققان با بررسی سه جنبش سربداران، مرعشیان و مشعشعیان، به عنوان نمونه های پژوهش، تلاش کرده اند نشان دهند شکل گیری گفتمان شیعی- صوفی در قرن های هفتم تا دهم هجری قمری، و تجلی فرایند حاشیه رانی رقیب توسط این گفتمان، بروز نهضت های مورد نظر را موجب گردیده است.
حکومت 38 سالة سلطان حسین بایقرا(873- 911ق) که مقارن با واپسین سال های حکمرانی خاندان تیموری در ایران و همزمان با تشکیل حکومت صفویه است، از نظر چگونگی برخورد با مذهب شیعه و سیاست مذهبیِ اتخاذشده در قبال آن، مورد توجه است. در بیشتر تحقیقات کنونی به وضعیت عمومی مذهب تشیع در دوره تیموریان و به طور مختصر به گرایش مذهبی سلطان حسین و فضای مذهبی حاکم در این عهد پرداخته شده است، اما نگارنده این نوشتار بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع تاریخی، شرح حال ها، تذکره ها، نامه ها و مکاتیب این دوران، علاوه بر گرایش مذهبی سلطان حسین و وضعیت مذهبی شیعیان در قلمرو وی، به تبیین علل گرایش این سلطان به مذهب شیعه و پیامدهای سیاست مذهبی او بر تشیع بپردازد.