ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۲۱.

تحلیل بلاغیِ روایتگری در سروده های اخوان (با تکیه بر قصه شهر سنگستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
مقاله، پژوهشی است نمونه وار در شیوه روایتگریِ شعر اخوان ثالث (1307-1369ش) که به گفته منتقدانش، این شگرد از ویژگی های برجسته و از شیوه های بلاغی - ادبی سبکی شعر اوست. تحلیل و تفسیر روایت و انواع آن در قصه شهر سنگستان می تواند سایر شعرهای روایی اخوان را نیز نمایندگی کند. شاعر در این اثر، انواع روایت از قبیل فولکلوریک، اسطوره ای، سیاسی و تاریخی را هنرمندانه خلق می کند و در بخش هایی از آن، چند روایت گوناگون را با زبان عامیانه و ادبی، ماهرانه در هم می آمیزد. این روایات، به صورت شبکه ای در هم تنیده جلوه ای ویژه دارند و از جهات گوناگون همانند قصه های عامیانه اند؛ ازجمله داشتن شخصیت های مشترک با چهار قصه عامیانه منتخب در مقاله، مشابهت های زبانی و لحنی با آن قصه ها و نیز استفاده از اصطلاحاتی چون افسون، تقدیر، طلسم، شیطان و سنگ شدن. این مقاله نشان می دهد که اخوان با استفاده از شگرد بلاغی روایتگری، هم توانسته زبان عامیانه را در کنار زبان ادیبانه قرار دهد و آن دو را با هم تلفیق نماید، بدون آنکه به ساختار کلی روایت آسیبی برساند و هم توانسته دگرگونی معنایی در شخصیت کبوتران قصه های عامیانه ایجاد کند به طوریکه با توجه به فضای موجود در شعر او بتوان معنایی نمادین برای آنها در نظر گرفت.
۱۲۲.

واکاوی ترجمه رمان «سیندرلات مسقط» از هدی حمد با تکیه بر راهبردهای سه گانه اندرو چسترمن 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
در عصر معاصر نقد و ارزیابی ترجمه با تکیه بر راهکارها و رویکرد های نظری نقد ترجمه بیش از پیش درکانون توجه ناقدان و پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از تئوری های ترجمه و نقد آن تئوری اندروچسترمن است. چسترمن برای ترجمه سه راهبرد نحوی، معناشناختی و منظورشناختی در نظرگرفته است که هر کدام از آنها دارای ده زیرمجموعه می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی برخی از استراتژی های مربوط به راهبردهای سه گانه چسترمن درترجمه معانی شعبانی از رمان «سیندرلات مسقط» اثر هدی حمد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد از میان راهبردهای سه گانه چسترمن راهبرد منظورشناختی از نوع طبیعی سازی در انواع و اقسام مختلف آن نظیر: طبیعی سازی واژگانی، نحوی وسبکی در سرتاسر برگردان مترجم از بیشترین نمود و بسامد برخوردار بوده است. می توان گفت مترجم با استفاده روش طبیعی سازی- که در آن از واژگان، عبارات و تعابیر مناسب، کاربردی، قابل فهم و مطابق با ساختار زبان مقصد به کار گرفته می شود- توانسته است فضای داستان را با فضای ذهنی خواننده گره بزند و آنها را در راستای یکدیگر قرار دهد و محیط معنایی متن اصلی را به محیط معنایی مخاطب نزدیک سازد.
۱۲۳.

واکاوی تعادل اصطلاحی در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه با تکیه بر نظریه نایدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۹
نهج البلاغه نیز مانند هر متن دیگری سرشار از اصطلاحات است. رسیدن به بالاترین سطح همپایگی در ترجمه این اصطلاحات، ارائه معادلی با صورت و معنای مشابه را می طلبد. با این حال به دلیل آن که گاهی، معادل دقیقی در زبان مقصد وجود ندارد یا بافت موجود فقط خوانش ملموس را جایز می داند تا کاربرد زبان اصطلاحی، این امر محقق نمی گردد. در پژوهش حاضر، برابری اصطلاحی از رهگذر نظریه تعادل نایدا در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است. اثر حاضر با روش توصیفی–تحلیلی انجام گرفته است. برآیند پژوهش نشان داد مترجم هنگام ترجمه خطبه ها با این مشکل مواجه بوده که هر دو معنای تحت اللفظی و اصطلاحی در اصطلاحات به صورت همزمان مد نظر بوده است. نظر به بررسی های صورت گرفته، راهبردهای «ترجمه لفظ به لفظ» و «دگرگویی» و « ترجمه با معنا و صورت مشابه» بیش از سایر راهبردها به کار رفته اند. مترجم در عین تلاش برای انتقال پیام و دستیابی به تعادل پویا، در مواردی، منتقل شدن پیام را امری مسلم انگاشته و صورت کلام را ترجمه و بدون معادل یابیِ صحیح وارد زبان مقصد کرده است. همین امر موجب شده مخاطب با انبوهی از اصطلاحات و تعابیر مواجه شود که با فرهنگ او بیگانه اند و در نتیجه به مقصود گوینده سخن پی نبرد.
۱۲۴.

تحلیل شناختی-فرهنگی استعاره «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم سازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی می پردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهت ها و دسته بندی ابعاد تنوع مفهوم سازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهان شمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشت های استعاری بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد حوزه های مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهوم سازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوت های قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعاره ها مشاهده می شود که در چهار سطح قابل دسته بندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعاره ها، ۲) مفهوم سازی همخوان و بدیل، ۳) دامنه حوزه مقصد و ۴) تنوع در نگاشت ها و استنتاج های استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان می دهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزه مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهت دهی شده است مفهوم سازی می کند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربه ای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهوم سازی می کند. این یافته ها بر لزوم طبقه بندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریه شناختی-فرهنگی تأکید می ورزد.
۱۲۵.

نقد روانکاوانه رمان «گلنار و آیینه» اثر رهنورد زریاب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۴
«گلنار و آیینه» رمانی از محمد اعظم رهنورد زریاب نویسنده نامدار افغانستانی است. هسته این روایت، تحول روحی «ربابه»، دختری رقصنده و اهل کابل است که نسب او شش نسل قبل به «گلنار»، رقصنده آیینی دربار یک مهاراجه می رسد. گلنار یک بار در اقدامی شگفت ، با تصویر خود در آیینه رقابت کرده و با پیروزی بر آن به نیرویی شگفت انگیز دست یافته است. ربابه– که در اواخر رمان به گلنار تغییر نام می دهد- هم بر آن است که روزی بتواند همانند گلنار، تصویرش را در آیینه از پای درآورد. به این ترتیب «غیر» پنداشتن تصویر درون آیینه و رقابت با او، موضوع اصلی این رمان است که رمزگشایی از آن می تواند گامی در راه کشف معنای این اثر باشد. ژاک لاکان، روانکاو پسافرویدی در طراحی مراحل رشد انسان و تبدیل شدن او به «سوژه»، به نقش «دیگری» یا «غیر» توجه زیادی نشان داده و یکی از مراحل رشد را مرحله «آیینه» نام گذاری کرده است. او تصویر درون آیینه را نه خود انسان، بلکه توهمی می داند که مرزهای وجودی آدمی و حضور «دیگری» را به او می شناساند. پژوهش حاضر با رویکرد نقد روانکاوانه، به شیوه ای تحلیلی-توصیفی به بررسی رمان «گلنار و آیینه» پرداخته و ضمن رمزگشایی از معنای رقابت گلنار با «دیگری» درون آیینه، سیر تحول روحی «ربابه» و تلاش او برای استحاله به گلنار را بررسی کرده است.
۱۲۶.

نقش میرحامد حسین در تبیین مبانی اعتقادی مذهب امامیه در شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۷
استواری و قوام دین، ارتقای سطح دینی، فکری، علمی و اجتماعی مردم و رشد و پویایی و وسعت دادن به نگرش مردم و مصون نگاه داشتن آنان از اندیشه های انحرافی، یکی از وظایف خطیر عالمان، فرهیختگان و آشنایان به آموزه های دین است. بررسی و تحلیل نقش آفرینان در این عرصه، اقدامی ستودنی و درخور اهمیت است. میر حامد حسین هندی، یکی از این چهره های فاخری است که در بالندگی و اعتلای دین اسلام و مذهب اهل بیت (ع) و پیشگامان جهاد تبیین در شبه قاره هند، با منطق وزین و استدلال شکوهمندانه خویش، به دفاع از آموزه های وحیانی و تعالیم حیات بخش اسلام، در یک شرایط سخت و دشواری همت گماشت و در این عرصه، کتاب های سترگ و شایسته ای ازجمله «عبقات الانوار» را نگاشت که به عنوان مشعل فروزان و طریق هدایت و از مهم ترین منابع علمی در تبیین مبانی نظام امامت شمرده می شود. تلاش های جاودانه او در هندوستان به عنوان دانشوری بیدارگر و روشن ضمیر، موجب دستاوردهای ارجمندی در این سامان بوده است. نوشتار حاضر می کوشد با طرح این پرسش که نقش میر حامد حسین در گفتمان سازی معارف اعتقادی شیعی در شبه قاره هند چیست، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن آشنایی با زیست نامه این عالم برجسته و عوامل گسترش مذهب امامیه در هندوستان، به بررسی عناصر ترویج مبانی اعتقادی مذهب اهل بیت (ع) در سایه سار نقش آفرینی میر حامد حسین در شبه قاره هند اشاره کند. از نتایج پژوهش، می توان دریافت که این چهره علمی و مدافع مکتب آل الله، در نهادینه سازی مبانی اعتقادی شیعه، خدمات صادقانه و ماندگاری داشته است که ازجمله آن می توان به نگارش کتاب هایی در حوزه امامت شناسی، تربیت شاگردان متعهد در گستراندن تعالیم اسلام ناب و احداث کتابخانه ناصریه اشاره کرد.
۱۲۷.

نمودهای ادب غنایی در رمان «دختر رعیت» با رویکرد نظریه گریماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
ادبیات داستانی معاصر ایران، آمیزه ای از مسائل اجتماعی و غنایی است. همراهی این دو ویژگی در برخی آثار شاخص داستانی بر جذابیت و ابعاد فنی و هنری آن ها افزوده و توجه مخاطبان را برانگیخته است. رمان «دختر رعیت» از محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین) با وجود پرداختن به زندگی عاطفی شخصیت محوری خود، صغری، و روابط پیچیده او با اربابان و عوامل اجتماعی، از عناصر ادب غنایی فراوان بهره می برد. این مقاله با استفاده از نظریه گریماس به تحلیل ساختار روایی و تقابل های معنایی در داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه احساسات، عواطف و رنج های فردی در قالب روایتی غنایی بازتاب یافته اند. بررسی عناصری مانند عشق، رنج، تسلیم و تلاش در زندگی صغری، در کنار تقابل های دوگانه گریماس، درک عمیق تری از عناصر ادب غنایی در این داستان ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقابل های دوگانه داستان، در بستر غنایی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود به تحلیل و روایت زندگی افراد و چالش های اجتماعی می پردازند و با وجود تفاوت های ساختاری و روایی، در یک نقطه مشترک هستند، پردازش عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارائه تصویری واقعی از زندگی مردم در شرایط سخت در جامعه ای که بر آن گفتمان سلطه فرادستان و حاکمان جریان دارد. از سوی دیگر، این داستان ها به نوعی نمایانگر تلاش های انسان ها برای تحمل و تغییر در برابر نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند و از طریق روایت های خود، به خواننده پیامی از امید و ضرورت تغییر را منتقل می کنند.
۱۲۸.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.
۱۲۹.

بررسی مضامین مقاومت در رمان «قناع بلون السماء» بر اساس نظریه پسااستعماری «ادوارد سعید»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۷
رمان «قناع بلون السماء» نگاشته نویسنده فلسطینی «باسم خندقجی» (1983) نمونه ای برجسته از ادبیات مقاومت سرزمین فلسطین، به موضوعاتی همچون استعمار، هویت و مبارزه با اشغالگری می پردازد. پژوهش حاضر به روش تصیفی- تحلیلی مضامین پایداری این رمان را بر اساس نظریه اندیشمند و نظریه پرداز فلسطینی «ادوارد سعید» (1935- 2003 ) به ویژه مفاهیم گفتمان قدرت، شرق شناسی و مقاومت فرهنگی، واکاوی کند، نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده با بهره گیری از تکنیک های روایی نوین همچون شخصیت پردازی، گفت وگوهای درونی، ساختارهای چندلایه داستانی و پایانی باز، توانسته مفاهیمی همچون مقاومت در برابر استعمار، امیدبخشی به جامعه و بازپس گیری هویت تحریف شده را در قالبی هنری و تأثیرگزار ارائه دهد. خندقجی با به کارگیری تکنیک های ادبی و استفاده از نمادها و استعاره های عمیق، به شکلی هنرمندانه روایتی خلق می کند که فراتر از یک اثر ادبی معمولی، به عنوان یک بیانیه فرهنگی و سیاسی در برابر گفتمان استعماری عمل می کند. این رمان نه تنها بازتاب دهنده تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین بوده، بلکه پاسخی کوبنده و دقیق به تلاش های اشغالگران برای تحریف تاریخ و هویت این ملت است.
۱۳۰.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۷
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.
۱۳۱.

بررسی بُن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
بُن مایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینه ادبیات و هنر است که مهم ترین ویژگی و خصیصه آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا می کند. در متون نظم و نثر پارسی بن مایه های بسیاری به چشم می آید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جدایی ناپذیری ایفا کرده اند و متأسفانه تاکنون، آن گونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفته اند. بن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بن مایه هایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بن مایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونه هایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّت ها و زمان و مکانِ بن مایه و هم چنین صور خیالِ استفاده شده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینه این بن مایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.
۱۳۲.

کنکاشی در ریشه یابی ضرب المثل «زبان سرخ سر سبز به باد می دهد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
یکی از مضامینی که شاعران و گویندگان بسیاری به آن پرداخته اند، خطر زبان و مذمت دهانی است که بیهوده و بی موقع گشوده شود. این مضمون، موضوعی عمومی است که در بین همه ملل دنیا کاربرد دارد و با شیوه های مختلف بیانی از جمله تشبیه، استعاره، کنایه، تناسب و تضاد و با تعابیر متفاوت به صورت ضرب المثل و شعر دیده می شود تا موضوع خطر زبان را بیان کند به گونه ای که دهخدا در امثال و حکم این مضمون را با بیش از 30 ضرب المثل و بیت عربی و 80 ضرب المثل و بیت فارسی نقل کرده است.
۱۳۳.

نقش زنان در برون رفت از اضطراب موقعیت در رمان آتش بدون دود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۱
رمان آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی، از جمله آثاری است که با نگاهی روان شناختی و جامعه شناختی، وضعیت درونی و بیرونی شخصیت ها را در مواجهه با بحران ها و نابرابری ها به تصویر می کشد .این مقاله با هدف بررسی نقش زنان در کاهش یا مدیریت وضعیت های اضطراب آفرین نگاشته شده است. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه زنان در این رمان توانسته اند از طریق کنش های آگاهانه، جسورانه و معناگرایانه، بر اضطراب موقعیتی خود یا دیگر شخصیت ها غلبه کنند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر تحلیل محتوای کیفی متن اصلی رمان انجام شده و کنش ها و گفتارهای شخصیت های زن مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد؛ زنانی همچون سولماز اوچی، مارال، کبتر، آیناز، کعبه و ملان، با اتکا بر ویژگی هایی چون شجاعت، تدبیر، خودآگاهی، معنویت و عقلانیت، نقش تعیین کننده ای در خروج شخصیت های اصلی از موقعیت های بحرانی ایفا می کنند. گاه با زبان تند، گاه با بی توجهی و گاه با همراهی فعال و هدفمند، مسیر تصمیم گیری و تعادل روانی دیگران را هموار می سازند. می توان گفت که زنان در آتش بدون دود نه تنها در مسیر تحولات اجتماعی و سیاسی کنش گر هستند، بلکه در عرصه های روانی و فردی نیز به عنوان عناصر نجات بخش و آرامش بخش عمل می کنند و از این منظر شایسته توجه خاص در تحلیل های روان شناختی و جامعه شناختی ادبیات معاصرند.
۱۳۴.

کارکرد وجهی سازی در تذکرة الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۵
تذکره های عرفانی به رغم تکرار موضوعات، هریک ویژگی هایی دارند که بیانگر نگاه و ایدئولوژی نویسنده تذکره است تا عارفی که سخنانی از او نقل شده است. نویسنده تذکره عرفانی می خواهد روایتی را بازنمایی کند که نتیجه و یا فهمی متفاوت در خواننده و مخاطب به وجودآورد. برای نیل به مقصود خود از ابزارها و شیوه هایی استفاده می کند که بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مقاله، شیوه عطار نیشابوری را در نگارش تذکرهالاولیاء براساس الگوی وجهی سازی پاول سیمپسون بررسی و تحلیل کرده ایم. تذکره الاولیاء یک متن با وجهی سازی های بسیار است که در آن هویت و روابط بین افراد به طور مستمر ساخته و بازسازی می شود. عطار از افعال وجهی به طور مؤثری برای بیان نظر، قضاوت، تعهد، اجازه، توصیه و دیگر انواع بیانات استفاده می کند. از اسم ها، صفات، قیدها و تأثیر آنها برای توصیف و ارزیابی شخصیت ها و حالات استفاده می کند. از انواع جملات و ساختارهای نحوی به صورتِ مؤثری برای سازمان دهی و ساختاربخشی به متن و ارائه استدلال ها و نتایج برای بازنمایی شخصیت ها و تثبیت ایدئولوژی بهره می گیرد. دقت در وجهی سازی های عطار در تذکرهالاولیاء برای توجیه شطح یا کرامت عارفان می تواند قرائت بهتری از داستان های منقول در تذکره الاولیاء به مخاطب امروزی عرضه کند. کاربرد وسیع وجهیت در این کتاب برای ایجاد تأثیر بیشتر برخواننده است بدین منظورِ که مخاطب یا خواننده را به صورت ناخودآگاه به پذیرش سخن یا مطلبی غیرِعادی سوق دهد یا قانع سازد.
۱۳۵.

هم سنجی اندیشه ولایت در عرفان شیعی و بریلوی بر پایه دیدگاه سید حیدر آملی و محمد طاهر القادری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
ولایت، هویت و هسته مشترک طریقت های عرفانی است که در مؤلفه های اساسی عرفان مانند اسماءالله، حقیقت محمدیه، امامت، خلافت، انسان کامل، قطب، غوث و... به طور خاص و گسترده، مورد تأمل و جستار واقع شده و ادبیات عرفانی گسترده ای را نظام بخشیده است؛ ازاین رو، نمی توان سخن از ساحت عرفان گفت و ولایت را نادیده گرفت. این نوشتار به دیدگاه سید حیدر آملی به نمایندگی از عرفان شیعی، و محمد طاهر القادری به نمایندگی از عرفان بریلوی توجه نشان داده است؛ زیرا غنای دیدگاه های این دو تن، داده های پراهمیت و نتایج قیاس پذیر و حقایق ثمربخش در حوزه ولایت به بار آورده است که علاوه بر ارائه خوانش نزدیک تری از ولایت، می تواند به عنوان کمال ارجمند و اصل وحدت بخش، رشته پیوند تشیع و تسنن را مستحکم سازد. این پژوهش با روش توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، با هدف مقایسه و هم سنجی نقاط اشتراک و احیاناً افتراق، و تبیین چیستی ولایت در عرفان شیعی و بریلوی، با تأکید بر اندیشه دو تن از بزرگان انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ولایت، واسطه فیض، موجب قوام هستی، و امری پایان ناپذیر است و اگرچه این دو عارف محقق قائل به منبع غیبی برای ولایت بوده و مصادیق و خاتم آن را مشترک می دانند، با تحلیل نقادانه و نگاه باریک بین می توان سرچشمه ولایت نزد آن دو را متمایز کرد.
۱۳۶.

بررسی فرایندهای شش گانه فرانقش اندیشگانی در وصیت نامه های شهدای شهرستان رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
از جمله گونه های نوشتاری که علی رغم اهمیت فراوان، کمتر به بررسی گفتمان آن در حوزه ادبیات پایداری توجه شده، وصیت نامه شهداست. تحلیل و بررسی وصیت نامه هر شهید، شاید یکی از بهترین دریچه های ورود به گفتمان، چشم انداز و نوع نگاه شهید به مسایل واقعی و دنیای درون و جهان خارج او باشد. متأسفانه گاهی در مورد شهدا، به شیوه ای سخن گفته شده که انسان هایی ماورایی و دست نیافتنی تصوّرشده اند. لذا، استفاده از یک الگوی نظری علمی و روشمند در چارچوب تحلیل گفتمان، برای بررسی گونه نوشتاری وصیت نامه شهدا به طوری که بتواند ما را هرچه بیشتر و بهتر با گفتمان و نوع نگاه واقعی آنها به مسایل و واقعیت های جهان خارج، آشنا سازد؛ ضرورت پیدا می کند. از این رو، پژوهش حاضر، بر اساس الگوی زبان شناسی نقش گرای نظام بنیاد هلیدی و متیسن (2014)، به منظور بررسی فرایندهای فعلی وصیت نامه شهدای رفسنجان از منظر فرانقش اندیشگانی نوشته شده است. پیکره پژوهش حاضر را 200 وصیت نامه شهدای رفسنجان که - از یک جامعه آماری 379 نفری - به روش هدفمند، نمونه گیری شده، تشکیل می دهد. پس از بررسی انواع فرایندهای شش گانه در پیکره، تعداد 11707 بند (جمله واره) مشخص شد. از این تعداد، به ترتیب بسامد، 4673 بند دارای فرایند مادّی، 2958 بند دارای فرایند رابطه ای، 2469 بند دارای فرایند ذهنی، 985 بند دارای فرایند بیانی، 510 فرایند از نوع رفتاری و نهایتاً 112 فرایند از نوع وجودی، شناسایی شد. به عبارت دیگر، فرایندهای اصلی یعنی مادّی، رابطه ای و ذهنی به ترتیب، بیشترین کاربرد؛ و فرایندهای فرعی یعنی بیانی، رفتاری و وجودی نیز به ترتیب کمترین کاربرد را داشته اند. این نتایج، حاکی از این است که شهدا برای بازنمود تجربه خویش، جهت انتقال ملموس و تأثیرگذارِ مهم ترین پیام ها و توصیه های کلیدی از فرایند مادّی؛ و برای بازنمایی داشته ها و نداشته ها، تحولات و سیر زندگی شخصی خود از فرایند رابطه ای استفاده کرده اند. فرایندهای ذهنی نیز عمدتاً در ابراز ندامت و تقصیر، نه بیان احساسات ایمانی، نقش داشته اند؛ رویکردی که گفتمان وصیت نامه ها را به واسطه کاربست فرایندهای اصلی به زبانی صمیمی، بی تکلّف و نزدیک به زبان روزمره بدل ساخته است.
۱۳۷.

تحلیل و بررسی دگردیسی تصویر در غزل پایداری پس از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
با شروع انقلاب اسلامی، از جمله قالب ها و محتواهای اصلی و مسلّط بر شعر کشور، غزل انقلاب و جنگ است که این روند تا اوایل دهه هفتاد ادامه دارد. با توجّه به اینکه رسالت اصلی این گونه شعرها، انتقال پیام است؛ در سال های آغاز جنگ تا اواسط دهه شصت، جنبه های بلاغی، کمتر مورد توجه قرار می گیرد. این پژوهش به دنبال پاسخ برای این پرسش است که آیا شیوه های تصویرگری غزل انقلاب و جنگ و عواطف حاکم بر آن، درتمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا سال 1395 یکسان بوده یا اگر تغییراتی داشته چه ارتباطی با شرایط سیاسی اجتماعی و عواطف حاکم بر جامعه داشته است. روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد در این گونه غزل، در آغاز و بنا به شرایط جنگی کشور، محتوا مقدم بر دیگر عناصر است امّا با گذشت زمان، هم چنان که احساسات، عواطف و شرایط سیاسی جامعه تغییرمی کند؛ نگاه شاعران نیز متفاوت می شود و با راه یافتن عواطف، اندیشه ها و مضامین جدید به غزل، تصاویر و شگردهای تصویرگری نیز تغییرمی کند؛ به طوری که در آغاز، نقش نمادهای قراردادی، اضافه های تشبیهی و استعاری، پررنگ تر است امّا در سال های بعد، این دو آرایه از شکل فشرده به گسترده تغییرمی یابند؛ تشبیهات ذهنی نیز وارد تصویر می شود؛ نمادهای تازه، جای نمادهای قراردادی را می گیرد؛ غیر از آرایه های مذکور، آرایه های دیگری نیز در تصویرسازی استفاده می شود و شاعران با استفاده از نوآوری های زبانی، شیوه های تازه دیگری از جمله استفاده از عناصرغیربلاغی را هم به تصویرسازی غزل وارد می کنند.
۱۳۸.

بررسی تاثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بند نویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی مهارت نوشتن یکی از مهم ترین مهارت هایی است که عملکرد فراگیران در سایر دروس نیز از کیفیت آن تأثیر کیفیت آن می پذیرد. پیش نیاز نوشتن، کسب مهارت بندنویسی است که یادگیری آن در دوره ی ابتدایی تأکید شده است. به نظر می رسد استفاده از ادبیات داستانی و بسترهای موجود در آن بتواند در کسب این مهارت، مؤثر واقع شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی صورت پذیرفت. روش انجام این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان ششم ابتدایی مدارس منطقه ی یک شهر تهران و نمونه ی آماری شامل شصت نفر از دانش آموزان پایه ی ششم است که به صورت نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (سی نفر) و گواه (سی نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش با بهره گیری از انواع ادبیات داستانی و گروه گواه به روش متداول به مدت ده جلسه آموزش دیدند. گردآوری داده ها با آزمون و چک لیست محقق ساخته ی مهارت های پایه و پیشرفته ی بندنویسی انجام شد. روایی ابزار را معلمان و اساتید تأیید کردند و پایایی آن با آلفای کرونباخ به دست آوردند. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که ادبیات داستانی مهارت های بندنویسی دانش آموزان را در دو سطح پایه (989/10F=؛ 002/0 P=) و پیشرفته (086/21F=؛ 000/0P=) به طور معناداری افزایش داده است. بنابراین پیشنهاد می شود از ادبیات داستانی برای افزایش مهارت های بندنویسی و نوشتن دانش آموزان ابتدایی استفاده شود.
۱۳۹.

خوانش فرویدی سیر روان رنجوری تا روان گسیختگی در داستان های سوررئال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
فروید با تشریح ساختار ذهن و تبیین چارچوب نوینی از کارکرد روان آدمی نشان داد که میان برهم کنش تکانه های ناخودآگاه و اختلالات روانی رابطه ای دوسویه برقرار است. از آن جاکه ناخودآگاه محوری مهم ترین اصل در داستان های سوررئال به شمار می رود؛ مشابهت هایی میان این آثار با اقسام اختلالات روانی به چشم می خورد که قابل توجه اند. به تعبیر دیگر در داستان های سوررئال طیف وسیعی از نشانه های اختلالات روانی در چرخه ای مدور بازتکرار می گردند و می توان گفت راوی در این قسم آثار، سوژه ایست که در مواجهه با جهان پیرامون خود از روان رنجوری به روان گسیختگی می رسد. این پژوهش با تکیه بر یافته های فروید به منظور پرداختن به منشأ پیدایش اختلالات روانی و وجوه تشابه آن در داستان های سوررئال، نشان می دهد که عامل این مشابهت ها اشتراک در منشأ و نحوه ی بروز این اختلالات و ژرف ساخت رؤیا است؛ از این رو اگرچه ترکیب خلاقیت و جنون در معنای بیماری می تواند دستمایه ی خلق آثار سوررئال گردد؛ لیکن انعکاس نشانه های اختلالات روان در این آثار لزوماً جنبه ی بیمارگونه نداشته و می تواند ناشی از رؤیامحوری متن باشد. همچنین تبلور جنون و نشانه های آن در این آثار، چه از نوع حقیقی و عینی آن باشد، همان گونه که در داستان های اورلیا و نادیا مشاهده می شود و چه صرفاً ناشی از مشابهت ها و اشتراکات اساسی رؤیا و جنون باشد، همچنان که در داستان های بوف کور و گاوخونی به چشم می خورد؛ هر دو قسم آن به یک نحو در داستان های سوررئال منعکس گشته و موجب تشدید جنبه های خلاقانه و هنری داستان می گردند.
۱۴۰.

Autobiographique, Maghrébin, D’expression(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۵۸
Parce qu’il est une œuvre qui « exclut l’unitextualité », Jacques le fataliste et son maître est un roman parodique, un roman qui, au cours de sa genèse, mentionne, explicitement ou implicitement, d’autres romans. Bien évidemment, le long de son fonctionnement, la parodie est une sorte de reformulation qui dévalorise, pour des raisons bien déterminées, un texte dont elle imite la structure ou la forme. Pour un lecteur avisé, le lien de ce roman de Diderot avec d’autres textes, tels que le roman picaresque, le roman sentimental, le roman pastoral, le roman exotique, Don Quichotte, Tristram Shandy, etc., est facile à repérer, mais demande à être étudié davantage, comme étant un aspect précis de la reformulation paridique, pour en préciser le fonctionnement et les enjeux. L’objectif de cet article consiste, en fait, à étudier le processus de la reformulation ironique dans ce roman de Diderot et d’en préciser les objectifs.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان