ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۸۱.

بازتاب جلوه های عرفان و تصوف در رمان الأطلسی التائه اثر مصطفی لغتیری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۵۳
گروه های صوفیه و فرقه های متصوف در جهان اسلام، نقش مهمی در تحولات اجتماعی داشته اند و آموزه های آنان در ادبیات نیز انعکاس گسترده ای داشته و ازاین رو در این حوزه، آثار گران سنگ فراوانی در مسیر تاریخ فرهنگ و ادب عربی پدید آمده است. مصطفی لِغْتِیری، نویسنده تأثیرگذار معاصر مراکشی، ازجمله کسانی است که عرفان و تصوف در فکر و زبان او بازتاب شگرفی داشته و اساس فکر این نویسنده در محیطی عرفانی پایه گذاری شده است. او در رمان معروفش به نام «الاطلسی التائه»، با استفاده از قالب داستانی، به سیره نگاری ابویعزی، از بزرگان صوفیه مراکش در قرن ششم هجری پرداخته است و به خوبی توانسته مؤلفه های عرفانی را در آن به تصویر بکشد. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه عرفان و تصوف در رمان مذکور بازتاب یافته است. در این جستار، روش تحلیلی-توصیفی به کار گرفته شده و نتایج حاصل از بررسی رمان مذکور، حاکی از آن است که نویسنده در این رمان با بیانی ساده ازطریق شخصیت های رمان و صحنه پردازی ظریف و ارائه تصاویر جزئی، به مضامین عرفانی پرداخته است. مؤلفه های امساک و سکوت، تجلی انوار الهی، خواب و رؤیا، موسیقی، رقص و سماع و عزلت گزینی، نمودهای عرفان و تصوف را در این رمان تشکیل می دهند که همگی به گونه ای هنری مطرح شده و در روایت ماجراهای داستان و جذابیت آن، نقش مؤثری ایفا کرده اند.
۸۲.

تحلیل گفتمان روایی« إمرأه عند نقطة الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۸
تحلیل گفتمان روایی یکی از شیوه های بررسی ساختاری داستان است که با تکیه بر توضیح و تفسیر راههای پرداخت روساخت یک متن روایی، راه را برای کشف معنا و مفهوم پنهان نویسنده فراهم میآورد. دو داستان« إمرأه عند نقطه الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور ، دارای زبان و سبک زنانه هستند و هر دو نویسنده سعی کرده اند با تمرکز بر شخصیت زنان در داستان خود، نوع نگرش زنان به جامعه را نشان دهند. این مقاله سعی دارد تا با بررسی تطبیقی این دو داستان، و ترسیم تکنیکهای گفتمان روایی آنها، علاوه بر کشف الگوی ساختاری، به معنا و مفهوم پنهان در متن نیز دست یابد. روش پژوهش، تحلیلی توصیفی بوده و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه موردی نمونه های داستانی دو نویسنده، به ترسیم تفاوتها و شباهتهای این دو داستان بدون توجه به بحث تأثیر و تأثرپرداخته است. در پایان مشخص شد که هر دو داستان صرف نظر از مکاتب مختلف، در کنارشباهت محتوایی، از منظر ساختاری قابلیت بررسی بسیاری از منظر تحلیل گفتمان روایی را دارند. بازگشتهای زمانی، تکرار، وقفه توصیفی، خلاصه، کانون بیرونی، راوی دانای کل، کانونی سازی دوگانه و عنصر گفتگو از مهمترین تکنیکهای روایی این دو داستان است. داستان شهرنوش پارسی پور بر آشفتگی ذهنی و روحی شخصیت اصلی استوار است، اما داستان السعداوی ، از حدت و صراحت لهجه استواری شخصیت اصلی داستان حکایت دارد.زن و چالش های جنسیتی موجود در بستر فرهنگی تقریبا مشابه، هر دو داستان را به نمونه های ارزنده ای تبدیل نموده است.
۸۳.

نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعه موردی کتاب اللمع فی التصوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۷
با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه ترجمه، این پرسش مطرح می شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمه فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه نامه ها در معادل یابی درست، بی توجهی به بافت متن در معادل یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه ای پذیرفته شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می دانند، نشان می دهد که درحال حاضر این فناوری، به ویژه برای زبان هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته های این پژوهش، به مترجمان، به ویژه تازه کارها، پیشنهاد می شود که هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.
۸۴.

بینامتنیت نامه های جلال آل احمد و سیمین دانشور و آثار داستانی این دو نویسنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
بینامتنیت در نگاه نظریه های جدید، متن را پدیده ای مستقل نمی داند و آن را در پیوندی مداوم با دیگر متون می بیند. هر اثر ادبی در شبکه ای از معنا، باور و تجربه شکل می گیرد و ردّ متون پیشین و هم زمان در آن حضور دارد. بینامتنیت این نکته را برجسته می سازد که یک متن چگونه از ظرفیت متون دیگر بهره می گیرد و آن ها را در ساخت معنای تازه بازآفرینی می نماید. با توجه به این مهم، جستار حاضر بر آن است تا از نظرگاه بینامتنیت، سویه های گوناگون تأثیر نامه هایی را که جلال آل احمد و سیمین دانشور به عنوان زوج نویسنده معاصر با زبانی ساده و در سبک یادداشت های روزمره نوشته اند به عنوان متن اول و برخی از آثار منتخب آن دو را به عنوان متن دوم بررسی و وجوه مشترک آن ها را با توجه به مؤلّفه های فرهنگی- اجتماعی، تاریخی، سیاسی و روابط شخصی تحلیل نماید. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل بینامتنی و با روش مطالعه تطبیقیِ متنِ مبدأ (نامه ها) و متنِ مقصد (آثار ادبی منتخب) انجام شده است. هدف، آن است که آشکار سازد بسیاری از مضامین مطرح شده در نامه های آن دو، در قالب ها و شکل های مختلفی از عناصر اصلی داستان بازآفرینی شده اند؛ از جمله: حوادث داستانی، صحنه پردازی، خلق شخصیت ها و گفتگوهای آن ها، اظهار نظر راوی و غیره .
۸۵.

مطالعه تطبیقی شکر در صحیفه سجادیه و بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۴
شکر به معنای سپاس داشتن و ثنای نیکو گفتن خدا و هر انسان نیکوکار در انواع و اقسام شکر، یکی از جلوه های زیبایی بندگی و اخلاقی است که نزد تمام ملل با عقاید گوناگون، ستوده است. در قرآن کریم و ادعیه و احادیث معصومین (ع) و آثار نظم و نثر فارسی، به این موضوع توجه ویژه شده است. در صحیفه سجادیه، در بستری دینی و عرفانی در چندین دعا ازجمله دعای 15 و دعای 23 و به ویژه دعای 37 (نیایش در اقرار به تقصیر از ادای شکر) موضوع شکر مطرح شده است. سعدی شیرازی نیز در بوستان و گلستان به خصوص در باب هشتم بوستان (در شکر بر عافیت) به طور ویژه به این موضوع پرداخته است. نگارنده در این نوشتار، پس از آشنایی با اندیشه های امام سجاد (ع) و شعر سعدی شیرازی در باب شکر، به مقایسه و تطبیق نظرات امام سجاد (ع) و سعدی پرداخته و وجوه تشابه و تفاوت و ابعاد و زوایای پرداختن به شکر را در این دو بستر معرفی و با تکیه بر مضامین معرفتی آنها بررسی کرده است. نتیجه اینکه اندیشه های سعدی برگرفته از آموزه های اسلامی است و مغایرتی با دیدگاه امام سجاد (ع) ندارد، ولی به برخی نکات عمیق مانند پاداش به سپاسگزاران و نیکوکاران، پذیرش اندک عبادت بندگان، آمرزش بندگان از روی لطف نه ازآن جهت که ایشان مستحق اند، برخی صفات الهی مانند عفو، افضال، احسان، فرصت دادن به بندگان خصوصاً گنه کاران، پاداش جاودان دادن به یک عمل کوتاه و دنیوی کمتر توجه کرده است.
۸۶.

Entre théorie et subversion: la critique littéraire féministe en tant que méta-discours(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
Dans le monde de la recherche littéraire, la dénomination «critique littéraire féministe» recouvre aujourd’hui une pluralité d’approches et de méthodes diverses et distinctes qui interrogent les œuvres depuis un point de vue féministe. Cette hétérogénéité met en évidence la difficulté à cerner un champ critique qu’il semble malaisé de définir de manière univoque et elle appelle à une réflexion sur les enjeux théoriques et politiques propres à la critique féministe. Cet article propose d’envisager celle-ci à la lumière d’une perspective généalogique et méta-critique, non pas seulement comme un ensemble de pratiques analytiques, mais prioritairement comme un méta-discours: un discours réflexif qui dépasse la simple analyse des textes pour interroger ses propres fondements théoriques et ses implications politiques. La critique féministe se présente ainsi à la fois comme une mise en cause des structures patriarcales persistantes au sein du canon littéraire et comme une critique de la légitimité et de l’autorité des discours des critiques eux-mêmes. Ce double mouvement, critique et autoréflexif, confère à la démarche féministe une dimension subversive qui reconfigure les frontières entre théorie et pratique, institution et contestation. En mettant en lumière ce rôle métathéorique, l’article montre que la critique féministe transforme non seulement la lecture des textes, mais également notre conception du discours critique dans son ensemble.
۸۷.

پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۸۲
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که  تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد.  مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.
۸۸.

بررسی تاریخ تحول فرم در شعر فارسی تا عصر نیما براساس نظریه تاتارکیویچ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۵
امروزه طیف گسترده ای از منتقدان و پژوهشگران ادبی بر سر این تعریف از ادبیات توافق دارند که ادبیات چیزی جز فرم نیست و تنها فرم است که می تواند آثار ادبی را از آثار غیرادبی جدا کند. بنابراین شناخت ادبیات، تاریخ تحولات ادبی، و مطالعات نقد ادبی بیش از هر چیز به شناخت فرم ادبی و آگاهی از تحولات فرم های ادبی وابسته است. پژوهش های سنتی در شعر فارسی، به رغم دقت گسترده و جزئی در مطالعه عناصر فرم ساز یا هنرسازه ها، به مفهوم فرم به عنوان عنصر اساسی شعر بی توجه بوده اند. مطالعات ادبی در ایران همواره دچار ضعف های علمی بنیادینی بوده و کمک چندانی نیز به تحول شعر فارسی نکرده است. به همین سبب در این مقاله تلاش می شود با بهره گیری از نظریات فرم شناس بزرگ لهستانی، ووادیسواف تاتارکیویچ، که از بهترین پژوهش ها در مقوله فرم است، تا حدی مفهوم فرم ادبی و سیر تحول فرم های ادبی در شعر فارسی تا نیما را نشان داده شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد که می توان تاریخ تحول شعر فارسی را از منظر فرم به خوبی بررسی کرد و فرم های شعر فارسی نیز تقریباً با تقسیم بندی تاتارکیویچ از تاریخ فرم هنری همخوانی دارد.
۸۹.

تحلیل سبک دوره آغازین نثر فارسی مطبوعاتی افغانستان (1290-1308ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: هدف این پژوهش تحلیل سبک شناسانه نثر فارسی مطبوعاتی افغانستان در دوره آغازین شکل گیری آن (1290-1308ه.ش.) است و درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا متناسب با مخاطبان عام در نثر نویسندگان مطبوعاتی این دوره تغییراتی ایجاد شده است؟ روش: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد سبک شناسی لایه ای انجام شده است و برای یافتن پاسخ به بررسی پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک در سرمقاله های منتخب از این دوره پرداخته است تا تصویری دقیق تر از ساختار سبکی شاخه افغانستانی نثر فارسی در این دوره ارائه دهد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که نثر مطبوعاتی این دوره تحت تأثیر نثر کلاسیک فارسی و سنّت های دیوانی است. در لایه آوایی آهنگ و موسیقی حاصل از واج آرایی، سجع و تکرار هدفمند واژگان بر زیبایی متن افزوده و درجهتِ القای مفهوم مدنظر نویسندگان مورد استفاده قرارگرفته است. در لایه واژگانی، عربی مآبی و شکوهمندی در کنار رمزگان سیاسی و شریعت از بسامد بالایی برخوردار بوده و به متون خصلتی جدی، رسمی و حکومتی بخشیده است. فراوانی جملات پیچیده و طولانی (ناهمپایه) از مشخصه های برجسته لایه نحوی است که با کارکرد روشنفکری و هدایت گر سرمقاله ها هم راستا است. استفاده از تضادها و تقابل های معنایی و بهره گیری از استعاره ها و تشبیهات از خصوصیات لایه بلاغی است و در لایه ایدئولوژیک، هم نشینی مفاهیم سلطنت طلبی، تجددخواهی و مشروعیت دینی مشاهده می شود که می تواند نشانه شکل گیری گفتمان نوگرایی دینی باشد.
۹۰.

پاستورال ایرانی و ظرفیت های مغفول آن در ادب فارسی: تحلیل مصداقی حکایت موسی و شبان مولوی و پی دارو چوپان نیمایوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
ادب شبانی (پاستورال) یکی از کهن ترین ژانرهای ادبی در سنت غربی است که از یونان و روم باستان تا قرائت های معاصر اکوکریتیکی، همواره بستر بازاندیشی در نسبت انسان و طبیعت و نیز تقابل میان شهر و روستا بوده است. با وجود اهمیت این ژانر در مطالعات جهانی، در بوطیقای فارسی تاکنون به عنوان گونه ای مستقل شناخته نشده و اغلب ذیل «ادب روستایی» یا «ادب اقلیمی» تقلیل یافته است. این غیبت نظری سبب شده بخش قابل توجهی از متون فارسی با مختصات شبانی، از چشم انداز گونه شناختی مغفول بمانند. این پژوهش با هدف پرکردن این خلأ، ضمن مرور مبانی نظری پاستورال در سنت غربی، به تحلیل دو نمونه از متون فارسی پرداخته است: نخست، حکایت کلاسیک «موسی و شبان» در مثنوی مولوی که می توان آن را تجلی «پاستورال عرفانی» دانست، دوم، روایت بلند «پی دارو چوپان» نیما یوشیج به عنوان نمونه ای معاصر که با بهره گیری از عناصر سنتی پاستورال (چوپان، عشق چوپان، طبیعت و شکار) اما با دگرگونی در کارکرد نمادین، نوعی «پاستورال ایرانی» خلق می کند که در آن طبیعت به عنوان کنشگری فعال در سرنوشت انسانی عمل می نماید. یافته ها نشان می دهد که ادب فارسی ظرفیت بازتعریف ژانر شبانی را دارد؛ نتیجه پژوهش آن است که توجه به پاستورال در ادبیات فارسی می تواند هم خلأ گونه شناختی بومی را پر کند و هم امکان پیوندزدن این ادبیات با گفتمان های تطبیقی و محیط زیستی معاصر را فراهم سازد.
۹۱.

بازتاب آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار کمال الدین حسین خوارزمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۳
کمال الدین حسین خوارزمی، از شعرا و عرفای توانمند نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اوّل قرن نهم هجری است، که در جای جای دیوان اشعارش، به تأسی از پیشینیان عرفانی و همنوا با شعرای هم عصر خویش، به دو شیوه کلّی ایجابی(تشویقی و ترغیبی) و سلبی ( بازدارندگی)، مخاطب را به فراگرفتن آموزه های تعلیمی- عرفانی دعوت می کند. آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار خوارزمی، به تبعیت از پیشینیان عرفانی و هم اندیشه با شعرای هم عصر شاعر، به 3 صورت: «خطاب مستقیم به انسان»، «خطاب غیر مستقیم شاعر» و «خطاب بدون تعیین مخاطب خاص» انعکاس یافته است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آموزه های عرفانی در کلّ دیوان اشعار خوارزمی استخراج شده و با ذکر شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین عرفانی و شعرای هم عصر شاعر، بررسی و تحلیل شده است. منبع آموزه های تعلیمی- عرفانی اشعار خوارزمی، آیات قرآنی، احادیث نبوی و اشعار و اندیشه های شعرا و نویسندگان پیشین عرفانی است. در صد آموزه های تعلیمی- عرفانی از نوع ایجابی در دیوان اشعار خوارزمی حدود سه برابر آموزه های تعلیمی عرفانی از نوع سلبی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در اشعار وی، با تأسی از شعرای پیشین، بخصوص خاقانی، آموزه های عرفانی به دلیل استفاده از عنصر خیال تمثیل از هر دو نوع( تمثیل گسترده و فشرده = اسلوب معادله) از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
۹۲.

تصحیح انتقادی دیوان عالی گیلانی با تأکید بر ساختار زبانی و ویژگی‌های سبک هندی در شعر او(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۹
عالی گیلانی از شاعران برجسته ی سبک هندی از خطه ی گیلان است .دیوان شاعر از حیثدارابودن تشبیهات و صور خیال کم نظیر در میان اشعار شیعی حایز اهمیت است .عالی به دوره یصفویه و دوره ی کم لطفی به ادیبان تعلق دارد . دوره ایی که شاعران و سخنوران به دلیل بی توجهایی شاهان صفوی به شاعران علیرغم میل باطنی رنج غربت را به جان خریده و راهی دیار هندو هامی شوند . که این هجرتها سبکی را تحت عنوان سبک هندی به وجود می آورد .سبکی با تشبیهاتفراوان و گاه دور از ذهن .شاعران برای خوش آمد پادشاهان هند به ماراتونی عجیب و غریب دستمی زنند .عالی حدود بیست سال رنج غربت و غم ها را به جان می خرد و در پایان برای جاودانکردن اثر خود در زمان شاه عباس دوم به موطن خویش باز می گردد .ابیات نغز و لطیف شاعرمملو از ارادت قلبی وی به مولایش علی (ع) و پس از آن به خاندان مطهرش است
۹۳.

گفتمان های پوچی: بینامتنیت و طغیان وجودی در "طعم گیلاس" کیارستمی و "اسطوره سیزیف" کامو»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۸
فیلم «طعم گیلاس» (۱۳۷۶) ساخته عباس کیارستمی، با بهره گیری از پایانی جنجال برانگیز، مسئله ای فلسفی و بنیادین را پیش می کشد. کیارستمی با گذار ناگهانی از بحران وجودی شخصیت اصلی به تصاویر پشت صحنه فرآیند فیلم سازی، ساختار روایی را فرو می ریزد و مخاطب را ناگزیر می سازد تا با پرسش هایی درباره تصنّع، واقعیت و معنا رویارو شود. این مقاله با رویکردی تطبیقی میان سینمای کیارستمی و مقاله فلسفی «افسانه سیزیف» اثر آلبر کامو، استدلال می کند که پایان فیلم صرفاً یک انتخاب فرمی یا زیبایی شناختی نیست؛ بلکه کنشی فلسفی و اندیشیده است. با تکیه بر خوانشی از نظریه پوچی کامو – به ویژه مفاهیم «شورش» و «آفرینش گر پوچ» – این پژوهش بررسی می کند که چگونه هر دو اثر، با زیستن در جهانی عاری از معنا، دست و پنجه نرم می کنند. این تحلیل نشان می دهد که «طعم گیلاس» نه تنها بازنمایی ای از اندیشه کاموست، بلکه به گونه ای جامع، آن را مجسم می سازد: فیلم، نخست از رهگذر مواجهه های شخصیت اصلی با دیگران، واکنش های انسان به پوچی را به تصویر می کشد؛ سپس، با عبور ناگهانی به متا-روایت، کنش نهایی «خالق پوچ» را محقّق می سازد: نفی خود اثر هنری. در این مسیر، فیلم کیارستمی نه صرفاً تصویری از پوچی، بلکه یک مواجهه مستقیم، آگاهانه و سینمایی با آن است.
۹۴.

Proust et l'Iran : Étude des dynamiques de réception, Résistances et enjeux dans le contexte littéraire iranien(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۸
La seconde moitié du XXe siècle témoigne de l’avènement des théories de la réception, qui réhabilitent le rôle du lecteur comme acteur central dans l’élaboration du sens de l’œuvre littéraire, rompant avec les approches traditionnelles axées sur l’auteur ou le texte. Cet article s’inscrit dans cette perspective critique en mobilisant les concepts fondamentaux de Hans Robert Jauss, tels que l’« horizon d’attente » et l’« écart esthétique », pour examiner la réception d’À la recherche du temps perdu de Marcel Proust en Iran. À partir d’une analyse rigoureuse des contributions critiques et académiques produites par l’intelligentsia iranienne – critiques littéraires, traducteurs, universitaires, écrivains –, il interroge l’influence de l’œuvre proustienne sur la littérature persane et, en cas d’absence d’impact significatif, en identifie les causes sous-jacentes. Les résultats mettent en lumière une réception contrastée : en France, l’écart esthétique initial entre l’horizon d’attente des lecteurs et celui de l’œuvre s’est progressivement mué en une jouissance esthétique, témoignant d’une fusion réussie entre ces deux horizons. En revanche, en Iran, cet écart persiste, empêchant l’intégration de l’univers proustien dans les canons littéraires persans. Cinq facteurs principaux sont avancés pour expliquer cette réception limitée : la complexité stylistique de l’écriture proustienne, son intraduisibilité, un décalage thématique et conceptuel, l’élitisme exclusif de sa réception, et le manque d’ouvrages de vulgarisation en langue persane. En identifiant ces obstacles, cet article propose une analyse renouvelée des dynamiques sous-jacentes à la réception littéraire contrastée de Proust.
۹۵.

تحلیل کاربردشناختی کنش های کلامی در شعر خواندن محتسب، مست خراب افتاده را به زندان از مولوی و مست و هشیار از پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۱۴
نوع عملکرد افعال زبانی یا گفتاری در شاخه فلسفه زبان و تحلیلی یکی از مباحث مهمی است که جان راجرز سرل به آن پرداخته است. اساس نظریه کنش های گفتاری سرل مبتنی بر فرایند برقراری ارتباط است و بر این نکته تأکید می کند که گوینده با پاره گفت های مطرح شده که واژه ها و ساختارهای دستوری را در برمی گیرد، به صورت دقیق نمی تواند به بیان منظور خود بپردازد. بررسی این اعمال پنج گانه از دید سرل می تواند در تحلیل متون راهگشا باشد. با تحلیل انواع کنش های گفتاری در متون گفت وگومحور می توان معانی ضمنی جملات متن، نحوه توزیع قدرت میان طرفین ارتباط، تأثیرپذیری طرفین از بافت و ساختار اجتماعی را مشخص کرد. در این پژوهش با روش کمی و کیفی، نوع عملکرد انواع کنش های گفتاری از دیدگاه سرل در دو متن از مولوی و پروین اعتصامی بررسی می شود. این دو شاعر در شعر خود به موضوع و محتوای مشابه گفت وگوی فرد مست و محتسب پرداخته اند. با دقت در پاره گفت های این دو شعر می توان دریافت که عملکرد و بسامد متفاوت هر کنش گفتاری در ارتباط با معانی ضمنی متفاوتی قرار گرفته است. در این دو متن، موضع قدرت دو شخصیت مست و محتسب در ارتباط با یکدیگر و دلایل کاربرد کنش های گفتاری آنها بر اساس جایگاه اجتماعی شان تحلیل و مشخص شده است. از جمله نتایج حاصل از پژوهش این است که در هر دو متن کنش های گفتاری اظهاری و ترغیبی با معانی ضمنی منفی مانند تحقیر و تمسخر، تهدید، اجبار و دستور در بسامد بالا به کار رفته اند. عوامل متعددی مانند مقام و جایگاه اجتماعی محتسب و مست، نحوه توزیع قدرت میان آنها در عملکرد کنش های گفتاری تأثیر مستقیم گذاشته است.
۹۶.

Structural and Reverse Racism in Morrison’s God Help the Child: A Black Feminist and Psychoanalytic Reading

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۸
In God Help the Child (2015), the overarching argument of this article is that Sweetness is incapable of conveying a meaningful reflection of her “true self”. Her frailty to love and respect herself makes her vulnerable to exchange the same emotions with Bride. The objective of this paper is to scrutinize the impact of colorism and color-blindness on the lives of African-American women. We try to respond to two fundamental questions, namely how can “looking-glass-self” theory be applied on the maternal bond between Sweetness and Bride? and second, what is the impact of intersectionality or matrix of the social domination on the lives of Sweetness and Bride in God Help the Child (2015)? Drawing upon Collins’s Black Feminist and Winnicott’s Psychoanalytic theories, we try to examine multi-faceted aspects of racism, including reverse racism, structural racism, intersectionality, matrix of the social domination, and common stereotypical images attributed to Black women with a holistic approach. Although socio-cultural White ideology is dominant to Bride’s Blackness, Bride rescues herself from the hatred of her own world by furnishing a kind of domination over other women and companies by her physical beauty and success in expanding cosmetics business. She turns her dark skin color into a marvelous asset in the guise of the White clothing.
۹۷.

نشانه شناسی کهن الگوی زن وحشی با توجه به شخصیت فرانک و تهمینه براساس تقابل و تشابه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۸
از آغاز پیدایش دانش نشانه شناسی در جهان بیش از چند دهه می گذرد که در این زمینه از چشم اندازهای گوناگون به شناسایی و بررسی نشانه ها پرداخته شده است. نشانه شناسی روشی پژوهشی است که سعی در تأویل معنا از صورت دارد. تقابل، در زبان شناسی و نشانه شناسی و نیز در نقد ساختارگرایی و پساساختارگرایی، عنصری اساسی و مفهومی کلیدی است که در تفسیر و تأویل معنا به آن توجه می شود. کهن الگویی زن وحشی مبحث جدیدی است که از یافته های یونگ اخذ شده است. کلمه «وحشی» به مفهوم منفی امروزیِ آن، یعنی مهارشدنی نیست. این کهن الگو به مفهوم مادر ازلی و نخستین موجود سلاله مادر با ویژگی یاریگر، خردمند و پرورنده... است. مقاله حاضر به موضوع نشانه شناسی و تقابل و کهن الگوی زن وحشی با توجه به شخصیت فرانک و تهمینه می پردازد. در این پژوهش با توجه به کهن الگوی زن وحشی، شخصیت فرانک یاریگر نیک، در برابر عنصر شر (ضحاک) و ازنظر خویشکاری مادرانه از جنبه ای شبیه و ازجهتی در تقابل با تهمینه است. فرانک نماد مادر پرورنده و تهمینه نماد مادر فروگیرنده است؛ بنابراین شخصیت فرانک در برابر تهمینه در تقابل است. در این پژوهش، نماد به عنوان یک عنصر نشانه شناسی به درک کهن الگو کمک می کند. نشانه شناسیِ نمادهای سپندارمذ، آناهیتا، گاو برمایه، پری و... در این دو داستان، فهم ما را از داستان پذیرفتنی تر می کند. تقابل نور و تاریکی را می توان به صورت پنهان در خویشکاری فرانک یافت، صورت دیگری از آشتی ناپذیری نیک و بد که زیربنای اساطیر ایرانی است.
۹۸.

La sociocritique de l’errance dans Désert de J.M.G. Le Clézio(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
Désert de Jean-Marie Gustave Le Clézio, représente d’abord l’extermination des hommes bleus du Maroc par la colonie française et ensuite la situation de leur descendante dans le monde contemporain qui souffre toujours de la colonisation des pays occidentaux. La situation conduit les protagonistes des deux récits entrelacés du roman à l’errance. Dans la recherche présente, pour mieux cerner l’errance de ces peuples, eu égard l’univers social du roman, nous nous proposons de recourir à l’approche sociocritique de Pierre V. Zima. Appuyant sur le rôle intermédiaire de la langue, cette méthode nous aide à repérer dans le texte littéraire, les traces de la situation sociale et donc comprendre l’errance dans Désert au niveau textuel. Bien que certains critiques lui reprochent d’être retiré des affaires de son temps, nous pouvons constater le contraire dans son œuvre : il n’est pas indifférent à propos des problèmes sociaux de son époque. Dans son œuvre on peut remarquer l’évocation des événements importants au vingtième et vingt-unième siècles comme les deux Guerres Mondiales, la colonisation, la décolonisation et les révoltes sociaux.
۹۹.

مطالعه نمادشناسی نقش مایه پری در سفال آمل و ارتباط آن با مفاهیم اسطوره ای و باورهای عامیانه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۷۱
عناصر اساطیری همچون پری، از دیرباز در باورهای عامیانه و هنرهای سنّتی جوامع مختلف دارای جایگاه ارزشمندی است؛ در این میان در اساطیر مازندران و به صورت ویژه در سفالینه های آمل، نقش مایه پری به صورت نمادین به عنوان شاخص ترین بستر معنایی جلوه گر شده است. این پژوهش با تحلیل بصری و نمادینِ نقش پری در سفال آمل، و با رویکرد اسطوره ای در صدد دست یابی به لایه های پنهان عناصر بصری پری و این آثار است؛ مفاهیم اسطوره ای که نشأت گرفته از باورهای کهن مازندران است. نتایج پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی گرد آمده است، نشان می دهد که نقش مایه پری در سفال آمل، نه تنها یک عنصر تزئینی صرف، بلکه حامل لایه های عمیق نمادین و اسطوره ای است که بازتابنده بینش، باورها و جهان بینی مردمان کهن مازندران است. این نمادها در قالب تصویرهایی از پرندگان، اسب ، کبوتر و ماهی روایت گر پیوندی ژرف میان انسان و طبیعت، اسطوره و واقعیت هستند. بازشناسی این نقش مایه ها، افقی نو به روی پژوهش در زمینه ی نمادشناسی هنر سنّتی ایرانی گشوده است و نشان می دهد که سفال آمل، همچون آینه ای تمام نما، تاریخ، فرهنگ و روان جمعی مردمانی را بازتاب می دهد که هنوز هم در لایه های پنهان هنرشان، اسطوره ها نفس می کشند.
۱۰۰.

چندزبانگی و شعر: تحلیل شناختی اشعار شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر در تلاش بوده تا چندزبانگی و ارتباط آن با شعر را در آثار شهریار بررسی نماید. در چارچوب نظری، از زبان شناسی شناختی – چندزبانگی، شناخت و عاطفه - آناستاسیو (۲۰۲۰)، اروین-تریپ (۱۹۵۴، ۱۹۶۴، ۱۹۶۷) و پاولنکو (۲۰۰۷، ۲۰۱۲) برای تحلیل اشعار استفاده شد. دو شعر ترکی و فارسی از شهریار (در مجموع ۶۱ بیت) به همراه گزیده ای از اشعار وی به عنوان پیکره زبانی پژوهش حاضر انتخاب شد. نتایج این مطالعه نشان داد که واج ها، واج آرایی ها، کلمات، نحو و دستور زبان از یک سو و سنت ها، آداب، وقایع زیستی و عاطفی شهریار از سوی دیگر بستری برای تولید شعر او و درنهایت تصویرسازی را فراهم ساخته است. به عبارت دیگر، شعر شهریار بر اقلیم و زیستگاه او بنا نهاده شده است؛ بنابراین، تمام داشته های شهریار در ضمیر ناخودآگاه ابتدا از آن اقلیم گذر کرده و آن گاه به زبان ترکی و یا فارسی وارد شده است. این پژوهش نشان داد که گرچه شهریار در زبان فارسی اشعار بسیار قدرتمندی دارد؛ اما به دلیل نفوذ اقلیم، بافت و محیط آذربایجان و زبان ترکی در ذهن او، شعر ترکی مورد بررسی در پژوهش حاضر عاطفی تر و از لحاظ زبانی چندلایه ای و از نظر ادبی پیچیده تر از شعر فارسی هم تراز آن شعر است. همچنین با توجه به تعریف آثار فرازبانی، نتایج این پژوهش نشان داد که اگر نتوان ادبیات انگلیسی را بدون جوزف کونراد، ادبیات فرانسه را بدون لپولد سدار سِنگور و ادبیات آمریکا را بدون ولادیمر ناباکوف فرض نمود، نمی توان ادبیات فارسی و ترکی را بدون شهریار متصوّر شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان