ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۶۱.

بررسی تمثیل های مولانا در باب سکوت و خاموشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۲
تمثیل در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار مولانا، نقش اساسی در انتقال مفاهیم عرفانی دارد. یکی از موضوعاتی که مولانا از تمثیل برای تبیین آن بهره برده، سکوت و خاموشی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری تمثیل در تفهیم ارزش خاموشی در شعر مولانا است. پرسش اساسی تحقیق این است که مولانا از چه تمثیل هایی برای بیان مفهوم سکوت بهره برده است؟ با توجه به اینکه تمثیل در مثنوی نه تنها ابزاری برای بیان مفاهیم بلکه منشأ خلاقیت های فکری و تصویری مولاناست، تحلیل تمثیل های مرتبط با سکوت از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که می تواند چشم انداز دقیق تری از جغرافیای ذهنی و سلوک عرفانی او ارائه دهد. هدف پژوهش، بررسی تمثیل های مرتبط با سکوت، تبیین جایگاه خاموشی در آثار مولانا و نقش تمثیل در درک بهتر این مفهوم است. درحالی که پژوهش های پیشین ابعاد مختلف خاموشی را بررسی کرده اند، تمثیل های مرتبط با آن را مستقلاً تحلیل نکرده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داستان طوطی و بازرگان از نمونه های برجسته تمثیلی در این زمینه است. مولانا خاموشی را با نمادهایی چون دریا، ماهی، کشتی و پرندگانی مانند طوطی و بلبل تصویر می کند. دریا تمثیل حقیقتِ بی کران، ماهی نماد سالکی خاموش، و کشتی وسیله ای برای سیر در دریای معناست. همچنین مولوی خاموشی خود را با سازهایی مانند چنگ و نی که خود ساکت اند اما آواز می آفرینند، تمثیل می کند.
۶۲.

تحلیل تطبیقی اشعار وندل بری و سهراب سپهری از منظر بوم نقد و زیبایی شناسی زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
بوم نقد رویکردی در مطالعات نقد ادبی است که رابطه انسان و طبیعت را در متون ادبی مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از زیر مجموعه های این رویکرد مطالعاتی، بوم نقد تطبیقی است که به بررسی دو شاعر یا نویسنده از منظر نقد بوم گرا می پردازد. وندل بری شاعر، نویسنده و فعال محیط زیست معاصر آمریکایی شاعری طبیعت گراست که طبیعت و نمود های آن در اشعارش نقشی پر رنگ ایفا می کند و با خواندن اشعار او بلافاصله ذهن خواننده گرایش به اشعار سهراب سپهری می یابد. در این نوشتار قصد داریم تا با بیان اشتراکات نقد بوم گرا و رمانتیسیسم به بررسی اشعار سپهری و بری با رویکرد بوم نقد تطبیقی بپردازیم و دغدغه های مشترک آن ها را در مواجهه با دنیای مدرن، مشکلات و بحران های آن تحلیل کنیم و تفاوت های فکری شان را در این مواجهه، به نمایش بگذاریم. در چنین تحقیقی ناگزیریم زیبایی شناسی زیست محیطی را دست مایه کار خود کنیم. در این پژوهش روشن شد که بری و سپهری هر دو با رویکردی طبیعت محور و متأثر از سنت های رمانتیستی، از طبیعت به عنوان بستری برای بازنمایی ارزش های اخلاقی، زیبایی شناختی و انتقادی بهره می گیرند. آن ها با ستایش سادگی، نفی زندگی شهری و تأکید بر بازگشت به زیست بوم اصیل به بازخوانی رابطه انسان و طبیعت می پردازند. با این حال تفاوت آن ها در خاستگاه فکری، نوع مواجهه با مدرنیته و شدت انتقاد از مداخلات انسانی در طبیعت بروز می یابد.
۶۳.

واکاوی اندیشه ی انتقادی دررمان های مهاجرت تماما مخصوص از عباس معروفی و عراقی فی باریس از ساموئل شمعون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۹
مکتب تطبیقی اروپای شرقی تحت تأثیر فلسفه مارکسیستی زیرساخت های جامعه یعنی زمینه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را باعث پدیدآمدن روساخت های فرهنگی می داند.نظر به اهمیت ادبیات مهاجرت،دراین جستار با هدف بررسی مقوله های آسیب زای مهاجرت،اندیشه انتقادی نویسندگان دو رمان تماما مخصوص از عباس معروفی و عراقی فی باریس از ساموئل شمعون بررسی شده است.باتوجه به اینکه در این دو رمان همسانی هایی در طرح وقایع تاریخی و مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دیده می شود، با تکیه بر روش توصیف و تحلیل بر پایه الگوی مکتب اروپای شرقی، بسترهای اجتماعی و سیاسی و مسائل فرهنگی مؤثر بر شرایط مهاجر موردواکاوی قرارگرفته است.رهیافت پژوهش نشان می دهد:نویسندگان با طرح مسأله ناامنی و شئ انگاری، نمودی از جبر شرایط را به تصویرکشیده اند که این امر در ارتباط با حوادث تاریخی کشورهای مهاجرفرست است. همچنین با انتقاد از حکومت ها و به چالش کشیدن تفکر ایدئولوژیک و بیان مسأله آزادی اندیشه و ارتباط آن با حوادث تاریخی کشورهای خود به انتقاد از خفقان اجتماعی و سیاسی پرداخته و با طرح مسائل فرهنگی در قالب گسست فرهنگی، سرگردانی و از خودبیگانگی مهاجران ترسیم نموده ند.
۶۴.

بررسی تطبیقی عناصر داستانی در حکایت 22 گلستان و داستان هاینریش بی نوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۶
در سال های اخیر، تطبیق و مقایسه ی آثار ادبی اقوام و ملل مختلف بسیار مورد توجه پژوهشگران و نیز خوانندگان و منتقدان قرار گرفته و این بررسی های تطبیقی بستری مناسب برای ارزیابی مشترکات و شباهت های ساختاری و محتوایی دو یا چند اثر از زبان ها و فرهنگ های گوناگون فراهم آورده است. هدف اصلی پژوهش های تطبیقی، شناساندن مضمون و محتوای آثار ادبی و در گام بعدی رهیافتی برای نقد آنهاست. در همین راستا پژوهش حاضر تلاش می کند تا با بررسی تطبیقی مهم ترین عناصر سازنده ی داستان در دو اثر فارسی و آلمانی بیست و دومین حکایت گلستان سعدی و داستان هاینریش بی نوا، نوشته ی هارتمان فُن أوئِه، به همانندی و تفاوت های دو اثر، در پرداختن به موضوعی واحد پی برده و علت آن را آشکار سازد. بررسی و تحلیل درونمایه های این دو اثر مانند سبک نگارش، زاویه دید، شخصیت و شخصیت پردازی می تواند کمک به سزایی در شناخت جامعه و محیط اجتماعی عصر نویسندگان باشد. نتایج این بررسی تطبیقی نشان می دهد که با وجود بن مایه ی مشترک، هر نویسنده به نتایج متفاوتی دست یافته است. این پژوهش به شیوه ی کتابخانه ای و اسناد پژوهی با رویکرد تطبیقی و از نگاه مکتب آمریکایی (شباهت ها و تفاوت ها) صورت گرفته است.
۶۵.

تحلیل تصویرشناختی دختری در پاریس اثر شوشا گاپی: میان کلیشه سازی و واقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۹۱
تصویرشناسی، رویکردی در ادبیات تطبیقی است که به بررسی چگونگی شکل گیری و بازنمایی «دیگری» در بستر تعاملات فرهنگی می پردازد و دریچه ای تازه به درک هویت ها و تفاوت های میان فرهنگی می گشاید. پژوهش حاضر به تحلیل تصویرشناسانه بازنمایی «دیگری» در کتاب دختری در پاریس اثر شوشا گاپی پرداخته است. این تحقیق با بهره گیری از نظریات دانیل هانری پاژو در حوزه ی تصویرشناسی، به بررسی واکنش های «مشاهده گر» در مواجهه با فرهنگ و جامعه پاریس پرداخته و تلاش می کند تا مشخص کند آیا گاپی در بازنمایی های خود گرفتار کلیشه ها و پیش داوری های رایج بوده یا از آن ها فراتر رفته است. بر اساس این نظریات، سه نوع نگاه در مواجهه با «دیگری» قابل تشخیص است: جنون، ترس و علقه. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نگاه گاپی به «دیگری» به نگاه علقه ای نزدیک است، جایی که فرهنگ بیگانه نه برتر از فرهنگ «مشاهده گر» تلقی می شود و نه فروتر از آن، بلکه تعاملی دوسویه و هم سطح میان «مشاهده گر» و «مشاهده شده» شکل می گیرد. گاپی با تجربه ی زیسته طولانی مدت خود در پاریس، از کلیشه ها و اسطوره های مرسوم سفرنامه نویسان دوره قاجار فاصله گرفته و توانسته به کلیشه زدایی بپردازد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و با تمرکز بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگی مانند زندگی دانشجویی، نظام آموزشی، بحران مسکن و هنر، به واکاوی دقیق تری از «من» و «دیگری» پرداخته است. این پژوهش نشان می دهد که گاپی نه تنها موفق شده است تصویری واقع گرایانه تر از جامعه پاریس ارائه دهد، بلکه توانسته است از خلال این مواجهه ی فرهنگی، به شناختی عمیق تر از هویت خود نیز دست یابد.
۶۶.

نگاشت های استعاری عشق در مثنوی غنایی همای و همایون خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۶
استعاره مفهومی از نظریّه های زبان شناسی شناختی است و زبان شناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون استعاره را پدیده ای فقط زبانی نمی دانند، بلکه برای آن ماهیّتی ادراکی و مفهومی قائل هستند. عشق و ملزومات آن از مفاهیمی است که در مطالعات ادبی همواره از جنبه های گوناگون بررسی شده است. خواجوی کرمانی (689 تا 750) از شاعران ادب فارسی در سده هشتم هجری- قمری است که مثنوی عاشقانه همای و همایون را با ساختاری روایی به نظم درآورده است. جستار حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی نگاشت های استعاری عشق را در مثنوی همای و همایون بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد، ادبیات غنایی به عنوان بخشی از افکار و اعمال انسان ها رویکرد استعاری دارد. عشق نیز به عنوان بخشی از ادبیات غنایی در قالب نگاشت های مختلفی از جمله استعاره های هستومند، ملموس و محسوس شده است که آتش، می، گلستان، دریا و گیاه نمودهای شاخص نگاشت های استعاری هستومند در مثنوی همای و همایون خواجوی کرمانی هستند. افزون براین، نوع نگاشت های استعاری در این مثنوی، بیانگر آن است که شیوه بیانی خواجو در مجسم ساختن اندیشه های غنایی، تکراری است و تا حدود فراوانی بازگویی افکار و اندیشه های پیشینیان است.
۶۷.

ارزیابی استعاره های مفهومی زنان در اصطلاحات عامیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
استعاره مفهومی مبحثی نوین در زبان شناسی شناختی است که از زمان معرفی آن از سوی لیکاف و جانسون (1980) تاکنون پژوهشگران فراوانی را به خود جذب کرده است. استعاره های مفهومی ناظر بر جوانب مختلف زندگی انسان هستند و بر فرهنگ و عملکرد افراد تأثیر می گذارند. اصطلاحات عامیانه هر زبانی بخشی پرکاربرد و غنی در ادبیات عامه گویشوران آن زبان و مبنعی غنی از استعاره های مفهومی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی استعاره های مفهومی زنان نهفته در اصطلاحات عامیانه فارسی و انواع آن ها انجام شد. بدین منظور، برای گردآوری اصطلاحات عامیانه ای که توصیف گر زنان هستند از پنج فرهنگ اصطلاحات استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به شیوه هدفمند است. اصطلاحات مورد نظر به روش فیش برداری کتابخانه ای و با مطالعه تک تک مدخل های موجود در این منابع به همراه معنی آن ها استخراج و در کنار نام منبع و شماره صفحه و مثال آن اصطلاح، در صورت وجود، به صورت الفبایی فهرست شد. با حذف اصطلاحات تکراری با معانی یکسان، درنهایت، تعداد 910 اصطلاح به دست آمد. برای تعیین انواع استعاره های مفهومی از دسته بندی لیکاف و جانسون (1980, 1989) و کووچش (2010) استفاده شد. استعاره مفهومی هر اصطلاح با درنظر گرفتن معنی آن مشخص و در کل 24 استعاره مفهومی پایه شناسایی شد. حوزه های مبدأ به دست آمده از این استعاره ها عبارت اند از روابط خانوادگی، اجتماعی و شغلی، وضعیت (اخلاقی جسمی ذهنی)، شیء (شیء کالا ابزار)، قومیت، گیاه، خوراکی، حیوان، موجود ماورای طبیعی، رنگ، مظهر طبیعت، آسیب و بیماری، کنش، شخصیت معروف (مذهبی تاریخی داستانی)، ساختمان، بی دفاع، رویداد تفریحی و ابزار بازی، آتش، پارچه، مکان (بیرون داخل)، شیطان و اعضای بدن. براساس نقش شناختی این استعاره ها، چهار نوع هستی شناختی، ساختی، جهتی و تصویری مشاهده شد. همچنین، اصطلاحاتی بودند که هم زمان دو استعاره مفهومی را به خود اختصاص می دادند و هم پوشانی داشتند که عبارت اند از: استعاره تصویری هستی شناختی، استعاره ساختی هستی شناختی و استعاره جهتی هستی شناختی. این پژوهش به شناخت استعاره های مفهومی مرتبط با زنان و حوزه های پرکاربرد برای توصیف آنان یاری خواهد رساند.
۶۸.

هنرسازه های مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود می آورد، هنرسازه ها یا به عبارت دیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان به کار می گیرند. هنر خوشنویسی و به ویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بوده اند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در به کارگیری هنرسازه های مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیبایی آفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایه های معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجم تر می کنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود می آورند. برای بسیاری از این هنرسازه ها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهت ها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایه های معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی می یابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دوره ها و در قالب های مختلف به طوری که نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که هنرسازه هایی مشابه آرایه های اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهم ترین شگردها و هنرسازه های بدیع معنوی در شعر فارسی است، می توان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.
۶۹.

فهم جامعه شناختی ردپای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
مفهوم «اکسیداسیون اجتماعی» به عنوان مقوله اصلی این پژوهش، نمایانگر فرسایش سرمایه اجتماعی و بحران های ساختاری جامعه ایران در دوران زیست سیمین بهبهانی است. هدف پژوهش، تحلیل نمودهای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی با تمرکز بر غزل «چشم لعلی رنگ خرگوشان» است. پژوهش با رویکرد هرمنوتیکی، پس از مرور پنجاه غزل اجتماعی از آثار بهبهانی، این شعر را به عنوان نمونه مطالعاتی برگزیده و روابط مفهومی آن را بر پایه نظریات دورکیم (آنومی)، مارکس (بیگانگی)، فوکویاما و پاتنام (سرمایه اجتماعی)، گیدنز، سیمن، لارسن و گافمن و با اتکا به نظریه مولف محوری بررسی نموده است. برای سنجش اعتبار یافته ها نیز از اعتبار تفاسیر موجود و تطابق مفروضات پارادایمی بهره گرفته شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاهیمی چون فرسایش سرمایه اجتماعی، سراب اجتماعی، افول آفتاب اجتماعی، احساس بی قدرتی و غمنامه نمایش اجتماعی، با استفاده از آرایه های ادبی در شعر بهبهانی تجلی یافته و با به حاشیه راندن توسعه اجتماعی، قرابت نزدیکی با بحران های اجتماعی دهه های ۱۳۲۰‑ ۱۳۴۰، همچون اشغال ایران توسط متفقین، کودتای ۲۸ مرداد، انزوای سیاسی روشنفکران و … دارد. تحلیل جامعه شناختی شعر چشم لعلی رنگ خرگوشان، بیانگر روح کنشگری سیاسی اجتماعی و دغدغه مندی شاعر و هشدار او نسبت به افول سرمایه اجتماعی، کاهش مشارکت مدنی و لزوم ایجاد بیداری اجتماعی در سطح جامعه است.
۷۰.

بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دی ویس و… ) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و… ) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رَفت ها و مَخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.
۷۱.

شگردهای مشترک در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور در ایجاد مفاهیم طنزگونه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
کاریکلماتور یکی از جریان های نوظهور ادبیات معاصر است که از زیرمجموعه های طنز و مطایبه به شمار می رود. پیروان این جریان برای ایجاد فضاهای طنزآمیز، از بازی های زبانی به مثابه شگردی ویژه بهره می برند. عده ای پیشینه کاریکلماتور را به ادبیات غرب ارتباط داده اند و رواج جملات کوتاه طنزآمیز در روزنامه ها و مجلات عصر پهلوی دوم، این استدلال را تقویت کرد. اگر ویژگی ها و شگردهای ساخت کاریکلماتور را تحلیل کنیم، می توان این احتمال را مطرح کرد که ریشه آن را شاید بتوان در متون تعلیمی و عرفانی و اشعار سبک هندی جست. ما در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی شگردهای مشترک ساخت طنز را در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور یافتیم و نشان دادیم که این شاعران و نویسندگان چگونه از این شگردها برای فضاسازی طنزآمیز بهره برده اند. پس از تحلیل نمونه ها به این نتیجه دست یافتیم که از صنایعی چون ایهام، کنایه، حسن تعلیل، اغراق و متناقض نما برای رسیدن به این هدف استفاده کرده اند.
۷۲.

جنگ اشعار کتابخانه مرکزی تبریز (جنگ نخجوانی)، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
در کتابخانه مرکزی (ملی سابق) تبریز نسخه ای با عنوان جنگ اشعار به شماره 3047 محفوظ است که نگارندگان این جستار با بررسی آن به این نتیجه رسیدند که متن آن درست همان متن روضه الناظر و نزهه الخاطر است. از آنجایی که در صفحات آغازین و پایانی این نسخه افتادگی وجود دارد، نام اثر، مولف، کاتب و تاریخ کتابت آن معلوم نیست. اما با بررسی کامل و مطابقت این نسخه با نسخه روضه الناظر و نزهه الخاطر، دریافتیم که این جنگ اشعار، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر است. اشعار شاعران، ترتیب و توالی آن ها، نام شاعران، بعضاً حتی خطاهایی که در انتساب اشعار رخ داده، موید این یکسانی در دو نسخه است. در بخش هایی اگرچه اندک، تفاوتهایی نیز وجود دارد؛ به عنوان نمونه، در جاهایی از روضه الناظر نام شاعر نیامده که در جنگ تبریز ذکر شده است. رسم الخط دو نسخه و نوع کتابت آن ها به هم نزدیک است و به احتمال قوی کاتب هر دو نسخه یک نفر است. ضمن این که با توجه به قرائن متنی کاتب هر دو نسخه از نوادگان شمس الدین کیشی است.
۷۳.

بررسی روند اقتباس از ماجرای فریدون و ضحاک شاهنامه در پویانمایی آخرین داستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
بررسی دلایل ضعف و قوّت اقتباس، یکی از راه های مطلوب برای کمک به ادامه چرخه تولید این نوع آثار و استفاده روزافزون و توأم با جذب مخاطب از آثار ادبی و به ویژه متون ارزشمند ادبیات کلاسیک فارسی است. پویانمایی «آخرین داستان» یکی از آثار اقتباسی ساخته شده بر اساس قصه های شاهنامه فردوسی، یعنی داستان فریدون و ضحاک است. در این مقاله، تلاش می شود با توجه به رویکرد میان رشته ای و تأکید بر شاخص های مناسب برای اقتباس آثار ادبی شامل قصه و داستان، درون مایه و شخصیت سازی/شخصیت پردازی و سایر عناصر اثرگذار، به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که این اقتباس چقدر موفق/ناموفق بوده و چه عناصری بر آن اثر گذاشته است. از این زاویه به نظر می رسد تغییر در روندهای علت و معلولی طرح اصلی، توسعه بعضاً نامناسب ماجراهای فرعی و حذف برخی خرده روایت ها، جذابیت های روایی نسخه پویانمایی را کاهش داده و تغییر در برجسته سازی درون مایه هایی مثل ستم، انتقام و عشق، نتوانسته است مانند نسخه ادبی، توجه مخاطبان را به خوبی جلب کند. همچنین، تفاوت در پرداخت شخصیت ها به ویژه فریدون و ضحاک و خالی شدن آنها از مظاهر حماسی و اسطوره ای، تا حد زیادی از هم حسی و علاقه مخاطبان آشنا به متن کاسته و تقلیدها در طراحی و تصویرسازی از نمونه های مشابه غیر ایرانی و خطاهای زبانی در گفت وگوها، در ناموفق بودن این اقتباس، اثرگذاری عمیقی داشته است.
۷۴.

بررسی و تحلیل جلوه های مکتب رمانتیسم فردی در اشعار «بهزاد» و «پرتو کرمانشاهی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
جنبش رمانتیک، سرآغاز دوره ای تازه در تاریخ تجدّد فکری است. این نهضت که مقدّمات آن از قرن هجدهم میلادی فراهم شد، راه و مسیر تازه ای را گشود تا جویندگان این راه، برای رسیدن به حق و خواسته های خود به دنبال دگرگونی و انقلاب باشند. از سوی دیگر، جنبش رمانتیسم در برابر خردگرایی مکتب کلاسیسیسم، زمینه را برای مکتب های جدید ادبی هموار ساخت. این مکتب، بیشتر متکّی به هیجان، شهود، ذوق و احساسات درونی بود. رمانتیسم در شعر معاصر ایران به عنوان جریان ادبی به بیان احساسات و عواطف فردی در مقابل تحولات سیاسی اجتماعی به کار رفت. «یدالله بهزاد کرمانشاهی» و «علی اشرف نوبتی» (متخلّص به پرتو کرمانشاهی) -دو تن از شاعران کرمانشاه- از جمله شاعران معاصری هستند که مؤلفه ها و اصول مکتب رمانتیسم در اشعار آنان نمود و جلوه قابل توجهی دارد. پژوهش پیشِ رو با روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که جلوه های رمانتیسم فردی از جمله توجه به طبیعت و عناصر آن، عشق، فردگرایی، نوستالژی ایام کودکی و نوجوانی و روزگار جوانی و پیری، نگاه انتقادی در اشعار این دو شاعر به شیوه هنری و ماهرانه، بازتاب یافته است. شکوه از فقر و تنگدستی و حسرت از دست دادن دوستان در شعر بهزاد و مرگ ستایی در اشعار پرتو از جمله مؤلفه های پربسامد رمانتیسم فردی است.
۷۵.

نقد ترجمه ومعادل یابی اصطلاحات و مفاهیم نظامی با تکیه بر نظریّه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۱
ترجمه و معادل یابی واژگان و اصطلاحات نظامی چالش های مخصوص خود را دارد. اختلاف درجات نظامی کشورهای عربی با ایران، تفاوت سازمانی و ساختاری و اختلاف در طبقه بندی اطلاعات حسّاس موضوعاتی است که پژوهشگران این مقاله به دنبال نقد و بررسی ترجمه و معادل یابی اصطلاحات و مفاهیم مربوط به آن ها هستند. ترجمه، معادل یابی و فهم دقیق درجات نظامی، ساختار سازمانی برخی نهادها و همچنین کیفیت طبقه بندی اطلاعات در کشورهای عربی و ایران می تواند حتّی در سرنوشت دو ملّت تأثیرگذار واقع شود. از آن جایی که نویسندگان این پژوهش معتقدند این مضامین بایست بر اساس کفوّیت و جایگاهشان در کشور مبدأ و مقصد ترجمه شوند، نظریه پیتر نیومارک از مهم ترین نظریاتی است که در این باب مطرح شده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه نیومارک و با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی درصدد نقد ترجمه و معادل یابی های صورت گرفته در حوزه های سه گانه است. بخشی از نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بهتر است درجه ملازم به ستوان دوُم، ملازم اوّل به ستوان یکم، عمید به سرتیپ دوّم، لواء به سرتیپ، فریق به سرلشکر و فریق أوّل به سپهبد ترجمه گردد چنانکه توصیه می شود مترجم با دقت نظر بسیار بالایی طبقه بندی اطلاعات دیگر کشورها را مطالعه کند و بر مبنای حساسیّت اطلاعات و تعریفی که از محرمانگی در دو کشور ارائه می گردد آن ها را طبقه بندی کند.
۷۶.

روح کارناوالی و ماهیت ضدهنجاری شعر قلندری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
قلندریات در ادبیات فارسی عموماً نوعی شعر سمبلیک تلقی می شود که با بهره گیری از تمثیل ها، نمادها و استعاره های عرفانی، تجربه ها و احساسات معنوی شاعران این نوع شعر را بازتاب می دهد. با این حال، این گونه شعر را می توان به لحاظ ساختاری نوع ادبی منحصر به فردی دانست که از طریق نقد هنجارها و قراردادهای ادبی و اجتماعی رایج، و به چالش کشیدن آن ها، به عنوان یک ضدژانر نیرومند در برابر گونه های شعری دیگر عمل می کند. این پژوهش بدون آن که بخواهد تصاویر شاعرانه پویا در این نوع شعر را صرفاً به کهن الگوها و نمادهای از پیش تعیین شده صوفیانه فرو بکاهد، با در نظر گرفتن ارتباط بین ژانری قلندریات با برخی از ژانرهای هنجاری غالب، به بررسی ساختار شعری منحصر به فرد آن می پردازد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که تعامل شعر قلندری با گونه هایی مانند مدح، فخر و وعظ، منجر به ظهور نوع جدیدی از شعر می شود که در آن پدیده ها و عناصر نامتعارف با ماهیت ضدهنجاری، فضاهایی را به نمایش می گذارند که همانند «کارناوال» میخائیل باختین همه ارزش ها، هنجارها و سلسله مراتب اجتماعی در آن وارونه می شوند.
۷۷.

واکاوی هویت اکسیر بی مرگی (گیاه هوم) در اسطوره های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۴۹۴
در دین زرتشت به گیاه مقدس هوم برمی خوریم که جایگاهی ایزدی پیدا کرده است. گیاهِ اسطوره ای هوم که هندیان آن را سومه خوانند دو جلوه مینوی و گیتیانه دارد. در اوستا جلوه گیتیانه آن به صورت گیاهی خودرو بر زمین می روید. روحانیان زرتشتی در مراسمی ویژه از این گیاه، نوشیدنی سکرآوری تهیه می کنند که هم نامِ هوم است. هویت این گیاه در گذشت زمان و جابجایی مراکز مهم دین زرتشت، به دست فراموشی سپرده شده است. زرتشت در ابتدای تبلیغ دین، استفاده از هوم را ممنوع اعلام کرد، اما پس از زرتشت نوشیدنی هوم به شکلی تعدیل شده به آیین او بازگشت. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به شناسایی هویت و کیفیت این گیاه در دوره های قبل و بعد از ظهور زرتشت می پردازیم. به طور حتم آنچه بعد از زرتشت به عنوان نوشیدنی هوم معرفی می شود با آنچه در آیین کهن، نمود داشته، متفاوت است. بر اساس یافته ها، نوشیدنی هوم در آیین کهن، ترکیبی از فشرده گیاه اِفِدرا، بَنگ و احتمالا دانه خشخاش بوده است که بعد از زرتشت به دلیل اثرات مخرب این ترکیب، تنها گیاه اِفِدرا به عنوان هوم، معرفی می گردد.
۷۸.

فروپاشی معنا در زبان شعر: خوانشی ساختارشکنانه از «مرگ ناصری» احمد شاملو بر پایه نظریه ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
این مقاله با اتکا به نظریه ساختارشکنی ژاک دریدا، به تحلیلی چندسطحی از شعر مرگ ناصری سروده احمد شاملو می پردازد. در این خوانش، زبان شعر نه ابزار تثبیت معنا، بلکه بستر تعلیق، واژگونی و لغزش دلالت ها تلقی می شود. بر پایه مفاهیم کلیدی همچون "دیفرنس"، "غیاب مرکز" و "فروپاشی تقابل های دوتایی" نشان داده می شود که چگونه معنا در متن به جای استقرار، همواره در حال تعویق و بازتولید است. تحلیل گفتمانیِ ساختارهای دستوری امری چون «شتاب کن ناصری!» و همچنین بررسی سکوت ناصری به مثابه نوعی مقاومت، از جمله مواردی است که این مقاله به آن ها پرداخته است. شعر شاملو با بهره گیری از نمادهای متضاد ("تاج خار"، "ریسمان سرخ"، "قوی مغرور") صدای تماشاگران، کنش منفعل العازر و ساختار گفتمانی چندصدایی، روایت کلاسیک و تقابل های تثبیت شده را فرو می پاشد. در این میان، جابه جایی نقش سوژه ها، تعلیق زمان و غیاب گفتار، به فهمی تازه از نسبت زبان و قدرت، و معنا و هویت می انجامد. این تحلیل نشان می دهد که شعر مرگ ناصری نه فقط بازتابی از رنج فردی، بلکه میدان گفتمانی بازتعریف معنا در مواجهه با خشونت، قضاوت و حذف است؛ متنی که ساختارشکنی را نه فقط به مثابه نظریه، بلکه به مثابه روش زبانیِ خود شعر به کار می گیرد.
۷۹.

Ecriture féminine en France et en Iran: de la définition aux stratégies discursives(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
L’écriture féminine est un moyen pour les femmes de s’exprimer, de se libérer des discours dominants masculin, et de revendiquer leurs places dans les créations littéraires. Théorisée par Hélène Cixous, ce type d’écriture existe depuis l’invention de la langue par l’humain, car elle relève du regard féminins, mais réprimée par le phallocentrisme. Les termes péjoratifs comme « féminisme » par Alexandre Dumas et « bas-bleus » par Barbey Aurevilly montrent les revendications des femmes à la fin du XVIIIe et au XIXe siècle. Elle est classifiée en trois générations en Iran et en France. La première génération commence avec Rabia Balkhi et Marie de France. La deuxième, liée au féminisme du XIXe siècle, apparaît avec des personnages audacieux comme « Lélia » de George Sand et de nouveaux thèmes comme l’identité féminine redéfinie par Parvin Etesami. La troisième génération commence avec la deuxième vague féministe et l’apparition de « Le deuxième sexe » de Simone de Beauvoir, ainsi que le débat sur la dualité de la langue neutralisée/sexualisée et une poétique phallocentrique. Hélène Cixous et Luce Irigaray ont défini les caractéristiques d’une langue féminine. Des exemples incluent « Claudine en ménage » de Colette et « L’île d’errance » de Simine Daneshvar. Julia Kristeva a approfondi ce débat en introduisant la mouvance du sujet dans la chora sémiotique, menant à une transformation perpétuelle. Cette théorie s’applique dans «La femme gelée» d’Annie Ernaux et «On s’y fera» de Zoya Pirzad, montrant des exemples contrastés entre la France et l’Iran.
۸۰.

احتمالِ اشاره فردوسی به جوی مولیانِ رودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۳۵
شاعران به بهانه های گوناگون از شعرایِ پیشین یا همعصرِ خود یاد یا به آنها اشاره می کنند. در کنارِ فوایدِ تاریخی گوناگون، گاهی می توان در گشودنِ گره های معنایی و تصحیحی نیز از این نمونه ها کمک گرفت. این یادکردها و اشارات بیشتر در میان شاعرانِ درباری رواج داشته و عمدتاً بازتاب دهنده رقابت ها و طبع آزمایی های شاعرانه بوده است. از آنجا که فردوسی شاعرِ دربار نبوده و گونه شعری شاهنامه نیز نَقلی است، نمی توان نمونه های چندان چشمگیری از این نمونه ها در آن یافت. غیر از دقیقی که پیشروی فردوسی در سرودن شاهنامه ابومنصوری بوده، فردوسی فقط یک بار در سخن از به نظم درآوردن کلیله و دمنه از رودکی نیز یاد کرده است. در کنارِ این یادکرد می توان با قیدِ احتمال، یک اشاره نیز به دست داد که تاکنون مغفول بوده است. پادشاهی هرمزد نوشین روان در شاهنامه، خطبه ای غنایی با زبانی کنایی و چندپهلو دارد. بیتی از این خطبه می تواند یادآورِ مطلعِ قصیده «جوی مولیان» و دارای ایهامی به چنگ نوازی رودکی باشد. این مسئله در دست نویس های شاهنامه بر نویسش های بیتِ فردوسی تأثیر نهاده و مصحِحان را نیز بر سر گزینشِ نویسش های «باد» و «بوی» و «یاد» به تردید افکنده است.  در این مقاله کوشش شده است با درنگ بر معنا و بافتِ چندپهلویِ خطبه پادشاهی هرمزد نوشین روان، گزارش هایِ پیشینِ این بخش از شاهنامه را نقد شود. سپس، در کنارِ به دست دادنِ اشاره احتمالیِ فردوسی به مطلعِ قصیده جوی مولیان، نویسش هایِ «باد» و «بویِ یار» در اشاره فردوسی و بیتِ رودکی توجیه معنایی و نسخه شناختی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان