مبنای حقوقی داوری در دعاوی سرمایه گذاری معمولاً معاهده دوجانبه، چندجانبه یا قرارداد سرمایه گذاری است. برخی از این معاهدات، تنها اختلافاتی را دربرمی گیرند که مربوط به تعهدات ناشی از خود معاهده باشد، یعنی صرفاً دعاوی ناشی از تخلفات عهدنامه ای. اما برخی دیگر از معاهدات سرمایه گذاری با ایجاد تعهد در سطح حقوق بین الملل، سعی دارند دولت میزبان را به رعایت هرگونه تعهد لازم الاجرا در رابطه با سرمایه گذاری های خارجی ملزم کنند. چنین مقرره و مقررات مشابه در اصطلاح، «شرط فراگیر» نامیده می شود، هرچند با نام های دیگری نیز به کار رفته است. شروطی از این دست به منظور حمایت مضاعف از سرمایه گذار و پوشش قراردادهای سرمایه گذاری میان کشورهای میزبان و سرمایه گذاران خارجی، در معاهدات دوجانبه سرمایه گذاری با عبارات مختلفی گنجانده می شوند. ازاین رو مراجع داوری در برخورد با این شروط، تفاسیر متفاوتی ارائه کرده و گاهی به نتایج متعارضی دست یافته اند. این مطالعه، مروری بر خاستگاه و اهمیت عبارت پردازی این شرط در معاهدات سرمایه گذاری دوجانبه خواهد داشت؛ سپس به اثر، قلمرو و شرایط اعمال آن در رویه تفسیری داوری ایکسید می پردازد و در صدد است تا بر مبنای تفسیر مضیق یا موسع از شرط فراگیر، رویه داوری ایکسید را تحلیل کند.
حدیث «لَیغَان» نمونه ای از نصوص دینی است که برداشت ظاهری از آن با مقام اخلاقی و عرفانی رسول اکرم (ص) ناسازگار است. در این حدیث که در جوامع روایی اهل تسنن و شیعه از پیامبر اکرم (ص) نقل شده آمده است: در هر روز حجابی مانند ابر جلوی قلب مرا می گیرد و به همین دلیل روزی هفتاد بار استغفار می کنم. این مقاله ضمن گردآوری، تحلیل، رویکردشناسی و ارزیابی انواع برون رفت های اخلاقی و عرفانی در زمینه ناسازگاری استغفار رسول خدا (ص) با مقام اخلاقی و عرفانی آن حضرت، صحت و سقم احتمال های گوناگون را اعتبارسنجی کرده و به این دیدگاه راه یافته است که از میان بیست وسه تفسیر عرفانی فقط دو برون رفت می تواند توجیهی مناسب برای استغفار رسول اکرم (ص) باشد: تفسیر حدیث به استغفار از پایین تر از مقام احدیت که مقام اختصاصی رسول خدا (ص) است، و تفسیر آن به تمکن و استقامت در مقام احدیت و عدم تلوّن در آن. این دو برون رفت نه تنها با عصمت آن حضرت ناسازگاری ندارد که با منزلت های فراتر از عصمتی که در نبوت شرط است، سازگار است.
شبکه های اجتماعی به لحاظ گسترش و نفوذ بین کاربران، برقراری ارتباط خصوصی و شخصی، فارغ بودن از کنترل مرجع قدرت و سهولت تبادل، اشتراک گذاری و دسترسی به دانش، تجارب و درس آموخته های کاربران، به وسیله ای بی بدیل در عرصه ارتباطات تبدیل شده و زمینه های تأثیرگذاری زیادی را فراهم ساخته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی بر نوآوری اجتماعی است. براین مبنا، سؤال اصلی عبارت است از اینکه شبکه های اجتماعی چه تأثیری بر نوآوری اجتماعی دارند؟ برای پاسخ به این سؤال، جامعه آماری به تعداد 140 نفر شامل دانشجویان سطوح مختلف کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری پنج دانشگاه منتخب شهر تهران به روش تصادفی ساده انتخاب و پرسشنامه برای دریافت پاسخ آنها ارسال شد. نوع پژوهش، کاربردی؛ روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. در این پژوهش، دو پرسشنامه شبکه های اجتماعی و نوآوری اجتماعی با طیف پنج گزینه ای، تهیه و روایی صوری و محتوایی و نیز پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی، مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها نشان داد در سطح اطمینان 95 درصد، «شبکه اجتماعی مجازی» با ضریب معنی داری مسیر برابر 34/5 بر «ایده پردازی جهت حل مسئله»، 71/4 بر «اثربخشی محصول و دستاورد نهایی»، 66/4 بر « شناخت مسئله» و 96/3 بر «پیاده سازی و نهادینه سازی ایده ها» تأثیرگذار است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش مذهب و فقه در روابط ایران و عثمانی در دوره صفویه و افشاریه با تکیه بر متن مصالحه نامه های دوجانبه است. روش/رویکرد پژوهش: رویکرد نویسنده در این مقاله کیفی-تاریخی است. داده ها براساس اسناد و منابع تاریخی گردآوری و تجزیه وتحلیل شده اند. یافته های پژوهش: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مناسبات ایران و عثمانی همزمان با استقرار حکومت صفویه در قلمرو ایران و رسمیت یافتن مذهب تشیع، به تنش و بی ثباتی بیشتر، عمیق تر، و طولانی تری دچار شد. روابط تاریخی ایران با همسایگان غربی اش به میزان زیادی متأثر از مسائل سوق الجیشی و اقتصادی بوده و جنگ های کوچک و بزرگ و معاهدات گوناگون صلح، وجه غالب این روابط پرفرازونشیب بوده است؛ بااین حال، به نظر می رسد که در دوره بررسی شده، ایرانیان و عثمانی ها (به ویژه عثمانی ها) مذهب را دستاویز مهم تری برای آغاز جنگ قرار می دادند؛ بنابراین، مذهب و مسائل فقهی جایگاه و نقش پررنگ تری در متن معاهدات فی مابین داشته است.