ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۰۰۱ تا ۱۵٬۰۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۰۰۱.

بررسی اثربخشی آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه در «امید به آینده» دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه بر میزان امید به آینده در میان دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه دوم شهر کرج انجام شد. این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از میان آن ها، نمونه ای به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه پیش آزمون – پس آزمون جایگزین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد امید به آینده اسنایدر بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده است. دانش آموزان هدف طی دو جلسه کارگاه آموزشی، محتوای برگرفته از آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از آزمون آماری (t-زوجی) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد میانگین نمرات امید به آینده پس از برگزاری کارگاه به طور معناداری بالاتر از نمرات پیش از آزمون بوده است. به بیان دیگر، آموزش های مبتنی بر صحیفه سجادیه توانستند نقش مؤثری در ارتقای امید به آینده دانش آموزان ایفا کنند. این یافته نشان می دهد بهره گیری از متون دینی - تربیتی مانند صحیفه سجادیه می تواند به عنوان رویکردی بومی و کارآمد در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی برای نسل نوجوان به کار گرفته شود.
۱۵۰۰۲.

چگونه در فلسفه کانت پرداخت به زیبایی هنری منجر به اخلاقی عمل کردن فرد می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
این مقاله رابطه میان زیبایی شناسی و اخلاق در فلسفه ایمانوئل کانت را بررسی می کند و می پرسد آیا تجربه زیبایی، به ویژه در هنر، می تواند به عمل اخلاقی منجر شود. در نقد قوه حکم (1790)، کانت قلمرو زیبایی را مستقل از حوزه اخلاق می داند و تأکید می کند حکم ذوقی باید «بی علقه» باشد و از هر گونه میل، سود، یا الزام اخلاقی جدا بماند. با این حال، او میان تجربه زیباشناختی و قوه اخلاقی پیوندی غیرمستقیم برقرار می کند که به واسطه مفهوم «غایت مندی بدون غایت» قابل تبیین است. پرسش محوری مقاله این است که چگونه می توان این استقلال و در عین حال، همبستگی را در اندیشه کانت فهم کرد. در این راستا، با بررسی تمایز میان «زیبایی آزاد» و «زیبایی مقید» و تحلیل دیدگاه هایی همچون تفسیر ونزل (2005)، نشان داده می شود زیبایی هنری، به ویژه در شکل مقید خود، می تواند نمادی از قانون اخلاقی باشد و ذهن انسان را برای پذیرش ایده های اخلاقی آماده کند. با وجود این، از دیدگاه کانت، این تجربه هرچند انگیزش اخلاقی را تسهیل می کند، شرط کافی برای تحقق عمل اخلاقی نیست؛ زیرا اخلاق بر خودآیینی اراده و التزام آگاهانه به قانون عقلانی استوار است. نتیجه آن است که تجربه زیبایی هنری در فلسفه کانت نقشی واسطه گر دارد: نه منشأ مستقیم عمل اخلاقی، بلکه بستری برای پرورش حساسیت و آمادگی ذهنی نسبت به اخلاق.
۱۵۰۰۳.

تحلیل چالش های وجودی در چارچوب ارتباطات چهارگانه انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۲
چالش های وجودی از اساسی ترین دغدغه های انسانی به شمار می روند که از مواجهه فرد با پرسش های بنیادین درباره معنا، هدف، آزادی، تنهایی و مرگ نشأت می گیرند. این چالش ها برخلاف مشکلات روزمره، به ابعاد فلسفی و بنیادین تجربه زیسته مرتبط بوده و در تمام جنبه های زندگی انسان تأثیرگذارند. به منظور دستیابی به درکی جامع و نظام مند از این چالش ها، این پژوهش با روش سنتزپژوهی به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های مختلف چالش های وجودی پرداخته و چارچوب تحلیلِ مبتنی بر ارتباطات چهارگانه انسان را به عنوان رویکردی نوین معرفی می کند. این چارچوب با در نظر گرفتن ابعاد گوناگون وجودی انسان (ابعاد فردی: خودشناسی و درون نگری و ابعاد اجتماعی: روابط انسانی، معنویت و طبیعت) و تعاملات میان این ابعاد، به درک واقع بینانه و عمیق تر از چالش های وجودی و ارائه راهکارهای مؤثرتر برای مواجهه با آن ها کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که ریشه بسیاری از بحران های وجودی در ارتباط انسان با خود به عنوان نخستین منبع ادراک و شناخت نهفته است و این بحران ها در سایر ارتباطات او نیز بازتاب می یابند. همچنین، هر یک از چالش های وجودی در چهار نوع ارتباط، قابل ردیابی بوده و کیفیت این ارتباطات به طور مستقیم در تشدید یا کاهش دلواپسی های وجودی مؤثر است. استفاده از چارچوب تحلیل ارتباطات چهارگانه به شناسایی دقیق تر منشأ مشکلات وجودی در افراد کمک کرده و امکان بررسی عمیق تری از اختلالات ارتباطی به عنوان عوامل زمینه ساز این چالش ها را فراهم می آورد. این رویکرد تحلیلی، زمینه را برای تدوین مداخلات و راهبردهای مؤثرتر در مواجهه با چالش های وجودی مهیا می سازد و به بهبود کیفیت زندگی و رشد وجودی انسان کمک می کند.
۱۵۰۰۴.

ارزیابی انتقادی مطابقت وحی با واقعیت در اندیشه رؤیا انگارانه سروش با تکیه بر دیدگاه اندیشمندان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
یکی از مسائل مهم درباره ارزش معرفتی وحی، میزان مطابقت آن با واقعیت است. در تلقی سنتی به وحی، ذهن انسان همچون آینه ای است که جهان خارج در دسترس او قرار دارد و صرف نبود مانع، در دستیابی به معرفت بسنده می کند، اما در دنیای جدید، با تحولات معرفتی و انقلاب کپرنیکی کانتی، سهمی قابل توجه برای فاعلیت، به مدرک داده می شود. در این نگاه، ذهن انسان، منعکس کننده صرف واقعیت نیست،بلکه واقعیت در تعامل با دستگاه ادراکی انسان ساخته و پرداخته می شود. ورود این مباحث به عرصه وحی شناسی، این پرسش را ایجاد می کند که تطابق وحی با واقعیت چیست؟ سروش از جمله کسانی است که با طرح دیدگاه «رؤیا انگاری وحی» در این باب سخن گفته است. نظر به اهمیت این مسئله، در این پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر دیدگاه اندیشمندان اسلامی به تبیین آن پرداخته ایم. براساس نتایج به دست آمده، سروش با بهره گیری از عنصر خیال صوفیانه و با توجه به مبانی معرفتی خود، نه تنها فهم پیامبر از امور وحیانی را مطابق با واقع نمی داند، بلکه با رؤیا خواندن آن، امکان راه یافتن خطا و اشتباه در فهم ایشان را نیز می پذیرد که در نتیجه، وحی، فاقد ارزش معرفتی خواهد بود. در مقابل، اندیشه اسلامی معتقد است معارف پیامبر9 در فهم امور وحیانی به دو دسته حضوری و حصولی تقسیم می شوند. علوم حضوری نبی، مطابق با واقع و در نتیجه، مصون از خطاست؛ افزون براین، علوم حصولی نبی در فرایند فهم امور وحیانی نیز از سنخ وجدانیات هستند که ضمن مصونیت از خطا، با واقع، مطابقت دارند و ارزش معرفتی آنها تضمین شده است. تفکیک نکردن میان این معارف از سوی رؤیا انگاران، سبب شده است ارزش معرفتی این معارف مورد شک قرار گیرد و رؤیا دانستن آن هم نتواند مشکل معرفتی آنها را حل کند.
۱۵۰۰۵.

انسان فرجامین در پردیس آغازین: بررسی تحلیلی تفاسیر هگزامرون در آموزه های یوهانس اسکاتوس اریوگنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۶
 باغ عدن یا پردیس در آموزه های یوهانس اسکاتوس اریوگنا متأله و فیلسوف ایرلندی قرن نهم میلادی، متناظر با طبیعت مظهور انسان است و آن عالمی است که تماماً با عقل الهی صورتبندی شده است. اریوگنا، پردیس یا عالم تئوفانیک را طبیعت متجلی و نمادین الوهیت می داند و طبق نص تورات آن را بر شاکله الوهی انسان (Imago Dei) ذکر می کند. با این حال، وی بین مخلوق تقدیری الوهیت که مطابق با علم خداوند به منصه ظهور می رسد و خلقتِ حاصل از پیش دانی الهی از عصیان انسان که جهان هابط است، خط فاصله می گذارد. اریوگنا رسیدن افراد انسانی به پردیس خود را امری پسینی و در گروی گشودگی عقلی (دیالکتیک) ضمن ایمان ترسیم می کند و بر خلاف نگاه غالب کاتولیسم، انسان هابط را رانده شده از پردیس خود نمی بیند، بلکه در باور او انسان ربطی ذاتی با طبیعت یا صورت عقل عالی خود دارد که نیل به آن با گام های دانش روح، یعنی دیالکتیک عقلی امکان پذیر است. با این همه اریوگنا رسیدن به پردیس را غایت حرکت انسان تلقی نمی کند، بلکه وصول به سرّ پردیس که مرادف با عبور خواص انسان ها از طبیعت انسانی به الوهیت است، همان غایتی است که احراز آن تنها با فیض الهی ممکن می گردد.
۱۵۰۰۶.

پاسخ به مسئله شرّ بر اساس برخی نصوص اوستایی و روایاتی از حکمت اشراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
مسئله شرّ، به عنوان یکی از چالش برانگیزترین مسائل فلسفه دین، همواره محققان و متفکران را به بررسی رویکردهای متنوع الهیاتی و فلسفی در تمدن های مختلف سوق داده است. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی تطبیقی از چگونگی مواجهه با مسئله شرّ، به بررسی دو سنّت فکری متمایز می پردازد: در بخش نخست، با اتکا به نصوص اوستایی، تبیین می شود که چگونه دین زرتشت با معرفی اصل دوگانه خیر (اهورامزدا/سپنته مینو) و شرّ (انگره مینو/اهریمن) از ازل، مسئله شرّ را نه ناشی از نقص یا عدم فعل الهی، بلکه نتیجه ستیزی کیهانی میان دو مبدأ مستقل می داند. این دوگانگی ازلی، شرّ را دارای خاستگاهی مستقل و واقعی معرفی می کند و ضمن ارائه پاسخی صریح به منشأ شرّ، با چالش هایی نظیر خدشه دار شدن قدرت مطلقه الهی مواجه است. در بخش دوم، مقاله به بررسی رویکرد حکمت اشراقی سهروردی می پردازد. سهروردی، برخلاف دیدگاه زرتشتی، شرّ را امری وجودی و دارای مبدأ مستقل نمی داند. او شرور را به دو دسته اصلی شرور عدمی و نسبی و شرور طبیعی و جوهری تقسیم می کند. در این مقاله سعی بر این است ضمن بررسی مبانی کلّی نظام هستی شناختی دین زرتشتی و فلسفه اشراقی سهروردی همچون عدمی بودن شرّ، امکان، نقص و معلولیت به عنوان منابع هستی شناختی شرّ و لزوم حرکت زمان مند موجودات عالم عنصری از نقص به کمال و از قوه به فعل در بستر زمان به عنوان کیفیت بروز شرور، به پرسش های مسئله شرّ پاسخ دهیم. مقاله درنهایت نتیجه می گیرد که هر دو سنّت تلاش می کنند تا به مسئله شرّ پاسخی منسجم ارائه دهند. نصوص اوستایی با پذیرش وجود ازلی شرّ، به آن ماهیتی مستقل می بخشند، در حالی که حکمت اشراقی با تأکید بر عدمی بودن شرّ و جایگاه آن در نظام احسن، شرّ را به عنوان جنبه ای فرعی و وابسته به خیر تبیین می کند.
۱۵۰۰۷.

دگردیسی های مدرسه نو افلاطونی مطالعه موردی: پروکلوس و داماسکیوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
در طول تاریخ شکل گیری و بسط مدرسه(مکتب، سنت) نوافلاطونی، همانند بسیاری از سنت های فلسفی، دگرگونی ها - و به تعبیر ما در اینجا، دگردیسی ها - ی مختلفی را از نوع تغییر در آراء و دیدگاه های اخلاف نسبت به اسلاف، حتی در اصول و مبانی فکری می توان تشخیص داد. بحث در اینکه چگونه تغییر و تحول در مبانی اندیشه ها را می توان همچنان ذیل یک عنوان قرار داد و آنها را متعلق به یک مدرسه فلسفی دانست و اینکه ملاک وحدت یا کثرت در اندیشه های مابعدالطبیعی چیست، به مجال دیگری نیاز دارد، ولی همینقدر می توان گفت در ذیل عنوان مکتب نوافلاطونی، طیف وسیعی از اندیشه ها و جستارهای متفاوت و متنوع را می توان لحاظ کرد که بعضاً در تقابل یا یکدیگر قرار دارند، اما به رغم این اختلافات و تمایزات، روح مشترکی در میان آنها قابل تشخیص است که به تنهایی ضامن وحدت معنوی آنهاست و بیراه نیست که تحت یک سنت واحد فلسفی قرار گیرند. از زمره این دگردیسی ها، از مقایسه اندیشه های دو چهره نامدار این سنت فلسفی یعنی پروکلوس و شاگرد او داماسکیوس بدست می آید که با وجود همه اشتراکات نظری، در عناصر مهمی از دستگاه مابعدالطبیعی از یکدیگر فاصله گرفته اند. در این نوشتار، به جهت شهرت افزون تر پروکلوس، ابتدا خلاصه ای از مختصات نظام فلسفی و دیدگاه مابعدالطبیعی او را معرفی و سپس به نحو تفصیلی تر به بیان اندیشه خلف فلسفی او - داماسکیوس - در این عرصه خواهیم پرداخت.
۱۵۰۰۸.

کیمیا و نقش ریاضیات در علم موازین جابر بن حیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
ما در این پژوهش می خواهیم به تحلیل خطوط کلّی علم کیمیا به طور عام و به طور خاص کیمیا نزد جابر بن حیان بپردازیم و نشان دهیم که این نظریه ریشه در آرای ارسطویی، رواقی و نوافلاطونی دارد. این نظریه "علم موازین" نامیده می شود، هدف این علم تقلیل همه پدیده های طبیعی به طور کلّی و تمامی داده های معرفت علمی- مانند کیهان شناسی، فیزیک و کیمیاگری - به قوانین کمّی و اندازه گیری است. علم موازین در قرون وسطی، نمایانگر تلاشی برای بنیان نهادن یک نظام کمّی در علوم طبیعی بود. همچنین خواهیم دید که جابر شدت چهار درجه ای کیفیت های عنصری را - که طرح کلّی آن را از پزشکان یونانی وام گرفته است- به مجموعه ای از اعداد مشخص تقلیل می دهد، و خواهیم کاوید که چه رابطه ای بین این تأملات و رساله تیمائوس افلاطون و عددشناسی فیثاغورسی وجود دارد. همچنین نقش خاص عدد هفده در اندیشه جابر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۱۵۰۰۹.

رابطه نگرش هستی شناختی افلاطون با نظریه اخلاقی او(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۱
در فلسفه افلاطون، اهمیت زیست اخلاقی انسان ریشه در جایگاه متعالی نفس دارد؛ نفسی که جوهری مجرد و الهی است و از مثال نیک نشأت گرفته است. افلاطون بر این باور است که انسان، با بهره مندی از قوه عقل و به واسطه آفرینش آزادانه، باید خود در مسیر شناخت فضایل و نیل به سعادت حقیقی گام بردارد. یکی از ابعاد مهم در تحلیل هر نظام اخلاقی، بررسی پیش فرض ها و مبانی متافیزیکی آن است. در این راستا، دیدگاه اخلاقی افلاطون را نمی توان به صورت مستقل از مباحث هستی شناختی او بررسی کرد، بلکه باید آن را در پیوند با نظریه مثل و جایگاه مثال نیک تحلیل نمود. مساله اصلی این پژوهش، واکاوی تأثیر مبانی هستی شناسی نظام فلسفی افلاطون بر نظریه اخلاقی اوست. به ویژه تأکید می شود که ساختار اخلاقی مورد نظر افلاطون بر بنیانی متافیزیکی استوار است که در آن، مثال نیک نه تنها معیار غایی خیر، بلکه منشأ وجودی و معرفتی تمام فضایل اخلاقی است. مثال نیک، خودِ اخلاق است. درک اخلاق و شکل دهی زندگی اخلاقی نیازمند مطابقت فعل اخلاقی با مثال های مطلق اخلاقی است. بنابراین پی ریزی زندگی اخلاقی شایسته جایگاه انسان، بدون درک متافیزیک ممکن نخواهد بود. این پژوهش با روش توصیفی– تحلیلی و بر اساس بررسی متون افلاطونی و تفاسیر مفسران، پیوند درونی میان متافیزیک و اخلاق در اندیشه افلاطون را تبیین می نماید.
۱۵۰۱۰.

آیا زمینه گرایی منطقی چالشی جدّی برای وحدت گرایی منطقی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
بر اساس زمینه گرایی منطقی، بیش از یک منطقِ درست وجود دارد که هر یک در زمینه خاصّ خود اعتبار استدلال ها را به درستی ارزیابی می کند. زمینه گرایان مدّعی اند که این رویکرد می تواند به دو چالش اساسیِ پیش روی بسیاری از انواع کثرت گرایی منطقی پاسخ دهد: نخست، استدلال فروپاشی که بر اساس آن پذیرش هنجارمندی منطق، کثرت گرایی را به وحدت گرایی فرو می کاهد؛ و دوم، اشکال تغایر معنایی که مطابق آن، کثرت گرایی منطقی مستلزم پذیرش تفاوت در معنای ادوات منطقی در نظام های گوناگون و در نتیجه فروکاستن اختلاف میان آن ها به نزاعی لفظی است. در این مقاله، با پذیرش پاسخ زمینه گرایی به این دو اشکال، می کوشیم نشان دهیم که زمینه گرایی منطقی همچنان نمی تواند چالشی جدّی برای وحدت گرایی منطقی به شمار آید. بدین منظور، با تفکیک میان وحدت گرایی موضعی و وحدت گرایی فراگیر، استدلال می کنیم که زمینه گرایی نه می تواند مدّعی وجود بیش از یک منطق درست در یک زمینه واحد باشد و بدین ترتیب مدّعای وحدت گرایی موضعی را نقض کند؛ و نه قادر است با ادّعای نبودِ منطق درست یا وجود بیش از یک منطق درست برای رابطه پیامد منطقی، وحدت گرایی فراگیر را ابطال نماید. افزون بر این، ملاحظات انتقادی دیگری نیز وجود دارد که پذیرش زمینه گرایی منطقی را به عنوان صورتی موجّه از کثرت گرایی منطقی با دشواری مواجه می سازد.
۱۵۰۱۱.

ارزیابی تصحیح های «فن شعر» الشفاء(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۵
عبدالرحمن بدوی دو تصحیح از فن الشعر کتاب الشفاء ابن سینا منتشر کرده که هر دو منبعی برای ترجمه ها و آثار پژوهشی متعددی بوده اند. مارگولیوث نیز پیش از او تصحیحی نگاشته است. این تصحیح ها تا چه اندازه از لحاظ محتوایی و نسخه شناختی معتبرند؟ و آیا ضرورتی برای تدوین تصحیحی جدید وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها، با مقایسه این دو تصحیح، میزان صحت محتوای آنها سنجیده می شود. همچنین، نسخه های خطی اقدم این رساله و نسخ اساس این دو تصحیح معرفی و بررسی می شود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نخستین تصحیح بدوی از کاستی های کمتری نسبت به تصحیح بعدی او برخوردار است. هرچند، به طور قابل توجهی زیادی بر تصحیح مارگولیوث تکیه دارد. با توجه به اشکالات محتوایی و نسخه شناختی هر سه تصحیح و در نظرگرفتن نسخه های خطی اقدم و اصحّی که در این پژوهش برشمرده می شود، نگارش تصحیح جدیدی از این رساله ضروری به نظر می رسد.
۱۵۰۱۲.

صورت بندی و ارزیابی استدلال کانت بر نفی «امکان شناخت نظری نفس»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۱
با توجه به آرا و دیدگاه های کانت، استدلال وی بر عدمِ «امکان شناخت نفس از طریق نظری» را می توان این گونه صورت بندی کرد: «1. کثرات شهود حسی از نفس («من» اندیشنده) داده نمی شود؛ 2. هر چیزی که کثرات شهود حسی از آن داده نشود، شناخت ناپذیر خواهد بود؛ نتیجه: نفس شناخت ناپذیر است». این استدلال از نظر صوری معتبر است و اگر نفس را به عنوان من اندیشنده یک امر صرفاً استعلایی و غیرتجربی بدانیم، نتیجه آن، البته صرفاً در محدوده معنای کانتی از شناخت، به طور مطلق صادق و معتبر خواهد بود؛ اما ابهام و ناسازگاری موجود در دیدگاه کانت درباره نفس یا من، نتیجه استدلال او را حتی در محدوده معنای کانتی از شناخت، مخدوش و نامعتبر می سازد.
۱۵۰۱۳.

تحلیل انتقادی ادبیات بیان مسأله و مدل سازی آن در پژوهش های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۱
هدف این مقاله ارزیابی انتقادی ادبیات روش شناسی و روش پژوهش در مورد مساله پژوهش است. اهمیت طرح مسأله در منابع روش تحقیق به وفور مورد بحث قرار گرفته است. با وجود اهمیت مساله در پژوهش، امروزه شاهد تحقیقاتی هستیم که یا فاقد مساله اند و یا در بیان مساله ضعف دارند. برای بسیاری از محققان، به ویژه دانشجویان تحصیلات تکمیلی، انتخاب مساله، تبدیل به معضل شده است. اشکال اصلی انجاست که علی رغم بحث مستوفا از اهمیت مسأله، در مورد چیستی و ارکان بیان مسأله کمتر بحث شده است. مقاله حاضر میکوشد با مرور ادبیات مطرح شده در مورد ماهیت و چیستی بیان مسأله و اجزای تشکیل دهنده ی آن، الگویی سازوار و در عین حال کاربردی برای بیان مسأله ارائه کند. مقاله با بررسی نسبت واقعیت و معرفت در شکل گیری مسأله، ماهیت مسأله را امری مصنوع و برساخته محقق معرفی می کند که به صورت معمول در قالب دو الگوی الگوی تعارض در علم و الگوی خلأ در علم بیان می شود. در الگوی نخست، پژوهشگر میان واقعیت و انتظار مبتنی بر معرفت علمی خود تعارض برقرار می کند. در الگوی دوم، پژوهشگر مسأله خود را در کمبودها، نارسایی ها و ناکامی های علم موجود جستجو می کند. این کاستی هم می تواند در سطح تجربی باشد؛ هم می تواند در سطح نظری باشد. مقاله ضمن بیان اجزا و ارکان تشکیل دهده هر الگو، نشان می دهد که این دو الگو از منطقی یگانه برخوردارند.
۱۵۰۱۴.

تبیین پدیدار شناسانه دگردیسی وجود اشیای روزمره در هنر مدرن با ابتنا بر اندیشه های هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۷
به نظر می رسد با ظهور اشیای روزمره در برخی از انواع هنر مدرن، ما با نوعی دگردیسی شیء روزمره به کار هنری مواجه هستیم. این پژوهش می کوشد با تبیین دلالت های هستی شناسانه این دگردیسی، نشان دهد چگونه هنر مدرن با دگردیسی شیء روزمره به کار هنری از قلمرو فهم طبیعی از موجودات فرا می رود و آن را متحول می کند. برای رسیدن به این هدف، تلاش شده است با رویکردی پدیدارشناسانه مبتنی بر دیدگاه هایدگر، دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در پرتو تقابل فهم طبیعی و فهم پدیدارشناسانه از موجودات مورد تأمل قرار گیرد. با پی گیری این مسیر، به نظر می رسد دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در چارچوب فهم طبیعی از موجودات جای نمی گیرد، زیرا برای فهم طبیعی، موجود امری فی نفسه و فارغ از نسبت است. این در حالی است که آنچه در دگردیسی رخ می دهد دقیقاً همین برقراری نسبت و مواجهه ای تازه میان ما و شیء است که هنرمند به واسطه پرتاب شیء درون بافت و جهانی تازه آن را رقم می زند. در مقابل، با توجه به اینکه پدیدارشناسی وجودِ موجود را فقط با نظر به مسئله مواجهه و روی آورندگی و از دریچه ظهور موجود برای ما فهم می کند، ظهور شیء روزمره به منزله هنر در این رویکرد تبیین پذیر است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت هنرمند مدرن مانند یک پدیدارشناس، فهمِ طبیعی از موجودات را به حال تعلیق درمی آورد و ما را به ساحت پدیدارشناسانه فهم وجود وارد می کند.
۱۵۰۱۵.

Che Vuoi? (What Does a Woman Want?)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
Today, we encounter a question that has rarely been treated as a serious or provocative issue: women and sexuality as a philosophical problem. This theme now acts as a critical marker—an axis that divides entire fields of thought into a before and after. The beginning of this epistemic shift can be traced back to a Freudian question: What does a woman really want? In this article, we follow this question through the lens of Lacanian theory, in which he introduces the concept of sexuation and illuminates the foggy, ambiguous terrain of femininity through the formulation of the hysterical discourse. Moving beyond a purely hysterical approach to womanhood, the French psychoanalyst carved a path for the re-inscription of her historically ambivalent and fragmented image. For Lacan, woman is a symptom—an embodiment of the fundamental contradiction and rupture within the symbolic order. The Woman does not exist; rather, la femme is a rebel who struggles to exist
۱۵۰۱۶.

Teachers’ Experiences of Implementing the English Language Curriculum in Virtual Learning Environments: a phenomenological study in iranian lower secondary schools(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
This study examined teachers’ experiences of implementing the English language curriculum in virtual learning environments in Iranian lower secondary schools. A qualitative approach was adopted in this study using a phenomenological research strategy. This study was carried out with English language teachers working in lower secondary schools in Zanjan Province. A total of twelve participants were recruited through purposive snowball sampling. Data were collected via semi-structured interviews and subsequently analyzed using thematic analysis. To ensure the study’s validity, peer debriefing and participant feedback were employed, while reliability was established through Cohen’s kappa coefficient. The findings revealed a comprehensive categorization of teachers' experiences, comprising 143 basic themes, seven organizing themes, and one overarching theme. These organizing themes encompassed teachers' mental, attitudinal, psychological, and technological preparation; the status of educational platforms; the status of educational media, materials, and learning resources; the status of learning activities; the status of teaching strategies; the status of evaluation strategies; and finally, the status of teachers' interactions. This study confirms that Iranian EFL teachers have made notable progress in virtual education despite various challenges. A contextually adapted blended approach has proven to be effective, and the findings may inform similar educational contexts when accounting for teachers’ background variables.
۱۵۰۱۷.

آیا متافیزیک عامل اصلی بحران های اکولوژیکی است؟ نقد فلسفی- فرهنگی مقاله تاریخی لین وایت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
در سال های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان هایی جز جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی رشد یافته و نحوه شکل گیری این جهان ها در چهار سطح تبیین شده است. به نظر می رسد ساله ا پیش از مطرح شدن چنین نظریه هایی در فیزیک، فیلسوفانی مانند لایب نیتس به وجود جهان هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان کرده اند و وجود آنها را ممکن پنداشته اند. در تفکر لایب نیتسی این نظریه که با نام جهان های ممکن شهرت دارد، در ارتباط با حقایق عقلی (در برابر حقایق واقعی) تبین شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان گرایی و فعلیت گرایی ارائه کرده اند. مسئله ای که پژوهش پیش رو در پی پاسخ آن است، میزان تطبیق پذیری نظریه جهان های بسیار در فیزیک و فلسفه است. واقعیت آن است که درباره ماهیت علمی یا فلسفی فرضیه جهان های بسیار نمی توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته های پژوهش نشان می دهد که می توان نظریه جهان های بسیار را نظریه ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می پردازند، اما مکمل یکدیگر هستند و ما را در حل معضل چیستی و کیفیت وجود جهان های بسیار یاری می رسانند.
۱۵۰۱۸.

ارزیابی فلسفی از مدل سازی های انتقال تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
هرگونه مدل سازی از انتقال تکنولوژی، مبتنی بر تصوری از تکنولوژی است. تصوری که تکنولوژی را صرفاً ساختارهای فیزیکی مصنوعات فنی در نظر می گیرد، در انتقال تکنولوژی نیز به دنبال انتقال فیزیکی این مصنوعات است. در این مقاله نشان می دهیم که هرچند تحول مدل های انتقال تکنولوژی نشان از توجه آن ها به زمینه و برخی ابعاد فرهنگی و اجتماعی دارد اما همچنان دچار برخی انگاره های مبهم یا نادرست هستند. این امر ناشی از یک آشفتگی مفهومی پیرامون چیستی تکنولوژی و فقدان یک نظریه فلسفی یکپارچه است. ما برای رفع این فقدان با بهره گیری از ادبیات فلسفه تکنولوژی، نظریه ای فلسفی پیرامون تکنولوژی ارائه می کنیم. بر اساس این نظریه، یک تکنولوژی ، طرح و راه حلی برای مسائل فنی است که توسط عامل های قصدمند جهت تحقق مقاصد به کار گرفته می شود و در آن از توان علّی واقعیت فیزیکی یا اجتماعی موجود استفاده می شود. از این رو انتقال تکنولوژی شامل ایجاد مقاصد مشابه، به کارگیری طرح مشابه، انتقال یا ایجاد مصنوع مشابه برای به کارگیری توان علّی آن در موقعیت مقصد است. این رویکرد توجه ما را به مقاصد، ارزش ها و هنجارهای جامعه مقصد، ایجاد مصنوعات اجتماعی از جمله نهادها یا قوانین متناسب، لزوم وجود تکنولوژی های وابسته در جامعه مقصد، لزوم بازسازی طرح تکنولوژیکی متناسب موقعیت مقصد و موارد دیگری معطوف می کند. این جنبه ها تذکری است بر اینکه پیش از تسهیل انتقال تکنولوژی باید به نقادی انتقال تکنولوژی توجه کرد.
۱۵۰۱۹.

بازخوانی روایت ارسطو از آموزه های نانوشته افلاطون توسط مفسران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
ارسطو در آثار مختلف خویش با لحنی انتقادیْ نظریه هایی را به افلاطون نسبت داده است که بی تردید نمی توان برای آنها مرجعی در محاوراتِ مکتوبِ افلاطون یافت؛ به ویژه این ادعای ارسطو که افلاطون ایده ها را با اعداد این همان دانسته و به عبارتی دیگر، او مبادی ایده ها و اعداد را یک چیز (واحد و دوگانه نامتعیّن) در نظر گرفته است. این موضوع در قرن بیستم در میان بخشی چشمگیر از پژوهشگران سرشناس حوزه فلسفه یونان باستان در سنّت تحلیلی و قارّه ای به مسئله ای مناقشه برانگیز تبدیل شد که می توان آن را معمّای آموزه های نانوشته افلاطون خواند. منظور از نانوشته بودنِ آموزه های افلاطون این است که او بخشی از اندیشه های خود را به طور شفاهی و غیرمکتوب در آکادمی تعلیم داده و از مکتوب کردنِ آن خودداری کرده است. در دنیای انگلیسی زبان، هارولد چرنیس با اتخاذ موضعی افراطی، ارسطو را در تشریح اندیشه افلاطون تماماً خطاکار و غیرقابل اعتماد دانست و ایده آموزه های نانوشته را به لحاظ تاریخی مردود شمرد؛ اما در مقابل چرنیس، مفسران دیگری مانند دیوید راس و جان فیندلی تلاش کردند از روایت ارسطو درباره فلسفه افلاطون و نظریه آموزه های نانوشته دفاع کنند. در فلسفه اروپایی نیز مکتب موسوم به توبینگن، با گسست از سنّت شلایرماخر به طریقی دیگر موضعی رادیکال پیش گرفتند و آموزه های نانوشته را اصیل ترین و کامل ترین نسخه فلسفه افلاطون دانستند و در نهایت، در مقابل ایشان، هانس گئورگ گادامر تلاش کرد اهمیت تعلیمات شفاهی افلاطون را نسبت به آثار مکتوب تعدیل شده تر بنگرد. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های این مفسران معاصر ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شود.
۱۵۰۲۰.

The Philosophical Future of the World: towards a philosophy of life(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
Today, it is very difficult to talk about the past and its history, let alone talk about the future, especially the philosophical future. However, since the futures studies movement has been formed in non-philosophical fields and has achieved relative success, it now seems that the time has come to address futures studies in the field of philosophy and test it in this area. This article acknowledges and addresses the availability of the objective ground and scientific background for the possibility of forming and developing a philosophical branch called the philosophy of life (of course, in a general sense and not solely focused on the purpose and meaning of life). The article's view is that life has gone beyond the limits of a scientific, social, economic, and cultural concept and has reached the level of a theoretical and philosophical concept. Also, due to the emergence of specific fields and the existence of a specific philosophical background in the last century, life has gone beyond the problematic level and has found the capacity to be at the level of a philosophical problem. Therefore, in the world of philosophy and philosophical discussion of life, it should be written with a capital L, meaning: Life, and we should wait for the emergence of a philosophical branch called philosophy of Life and also a tendency called Lifeism for it. Philosophy of Life is a reflection on life for the philosophical interpretation and expression of my life or I of life (my life/ego-life) or the subject of life, which in a way can be considered an idea for the sum of subject and Dasein. Philosophy of Life/Lifeism is distinct from realism, subjectivism, philosophy of life, vitalism, pragmatism, and existentialism. Philosophy of Life is philosophizing in the form of topics and categories such as understanding/defining life, distinguishing the subject of life from the pure subject and the dissolved Dasein in the world, important levels of life: “states”, situations, conditions”, my life among lives, interaction, language, the embodiment of life, acting and spectating in life, the authenticity and inauthenticity of life, ethics, meaning, success, model, health, livelihood, death, happiness, pleasure, style, consumption, well-being, life as a perspective, etc.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان