مطالب مرتبط با کلید واژه

محمدتقی بهار


۱.

موضع محمدتقی ملک الشعراء بهار نسبت به طرح «جمهوریت» رضاخان

کلید واژه ها: رضاخان طرح جمهوریت مجلس پنجم شورای ملی الغای سلطنت قاجاریه محمدتقی بهار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۹ تعداد دانلود : ۱۰۵۴
نمایندگان و روحانیون محافظه کار مخالف رضاخان رئیس الوزراء در مجلس پنجم شورای ملی، پس از ارزیابی طرح «جمهوریت» وی، چون آن را اولین خیزش سیاسی او و تجددطلبان مدافع اش جهت برپایی حکومت غیردینی و حذف تدریجی روحانیون از ساختار قدرت سیاسی کشور، و مغایر قانون اساسی مشروطیت و همچنین نخستین اقدام رضاخان برای الغای حاکمیت قاجاریه و استقرار سلطنت مطلقه اش می دانستند، بر حفظ اصول قانون اساسی مشروطه و سلطنت قاجاریه پافشاری نمودند. آنان علی رغم آن که شاهان قاجار را به دلیل ممانعت از تغییرات سیاسی ضروری در کشور مورد انتقاد قرار می دادند، قاطعانه با تصویب طرح جمهوریت در مجلس، و اعتلای پایگاه سیاسی رضاخان مخالفت کردند. در این مقاله، با روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، ضمن بررسی فرآیند تکوین طرح جمهوریت رضاخان و علل ناکامی آن، با تأکید بر کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران و دیوان اشعار ملک الشعرای بهار، تصویری اجمالی از نگاه آسیب شناسانه ی او به طرح جمهوریت، و نقش سیاسی او و علل مخالفتش با تصویب طرح در مجلس، ارائه شده است.
۲.

بررسی تطبیقی نظریه شعری محمد تقی بهار و ابراهیم عبدالقادر المازنی

کلید واژه ها: محمدتقی بهار نظریه شعری نقد معاصر فارسی نقد معاصر عربی ابراهیم عبدالقادر المازنی سنت و تجدد ادبی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نظریه های ادبی ایران و جهان اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۱۷۱۹ تعداد دانلود : ۷۴۲
نظریه شعری یعنی بحثی روشمند درباره آثاری که هم جوهرشان زبان است و هم ابزارشان. محمدتقی بهار(ملک الشعرا) و ابراهیم عبدالقادر المازنی در عصری که ستیز میان سنت و تجدد در همه بخش ها و حوزه ها به شدت جریان داشت، در ایران و مصر به تبیین نظریه شعری خود پرداختند. هر دو به عنوان عضوی تأثیرگذار از یک جنبش برجسته ادبی(انجمن دانشکده در ایران و جماعت دیوان در مصر) در تبیین نظریه شعری مورد نظر خود و جنبشی که بدان تعلق داشتند، نقش ایفا کردند. در این پژوهش که خود می تواند زمینه را برای مقایسه شرایط جریان های ادبی در سرزمین های مختلف و نیز تحلیل دقیق و علمی چرایی موفقیت آنها در یک سرزمین و شکستشان در سرزمین دیگر(یا دست کم کندی و تندی حرکتشان در محدوده های ادبی ملل مختلف) برای تحلیل گران ادبی فراهم کند، به مقایسه نظریه شعری بهار و المازنی پرداخته شده است. پس از استخراج و طبقه بندی روشمند آراء بهار و المازنی درباره تعریف شعر، نقش و جایگاه شاعر و مخاطب در خلق شعر و معنایش، با رویکردی تطبیقی، نظریه شعری این دو مقایسه و تبیین شده است و از جمله آشکار شده است که هر دو بیشتر به کارکرد شعر پرداخته اند تا جنبه های ساختاری اش، اما از لحاظ مبنای فکری، بهار رویکردی درون گرایانه دارد و المازنی رویکردی برون گرایانه. البته نقش ترجمه آثار ادبی اروپایی و نیز تأثیرپذیری از مکتب های ادبی اروپایی، در نظریه شعری المازنی آشکار است. در مجموع می توان گفت بهار به سنت پایبندتر است و المازنی بیشتر رو سوی آینده و تجدد دارد.