مطالب مرتبط با کلید واژه " پسااستعماری "


۱.

متون دورگه، منابع و ترجمه

کلید واژه ها: بومی سازیجهانی سازیمتون دورگهپسااستعماریبیگانه گرایینویسندگان در تبعیدفضای فیمابین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۳
از زمانهای بسیار دور، جنگ و تلاش برای استیلا بر یک ملت، استعمار، و در دوره های اخیر توسعه های فناوری و جهانی سازی باعث شده اند تا افراد به صورت گسترده با همدیگر ارتباط برقرار کنند. این پدیده ها، به خصوص پدیده های اخیر با شدت بیشتر، همه سطوح زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار داده اند. در این میان، ارتباط در سطح زبانی در این مقاله بررسی می شود. توجه اصلی در این مقاله بر «متون دورگه» قرار دارد که از منظر مطالعات ترجمه بررسی می شود. ابتدا اصطلاح «متون دورگه» تعریف و جایگاه آن در حوزه مطالعات ترجمه مشخص می شود. سپس عوامل گوناگون موثر در به وجود آمدن چنین متونی، که دورگه سازی نام دارد، بررسی می شود. در انتها، در مورد رابطه بین ترجمه و متون دورگه بحث می شود. نویسنده در این مقاله اشاره می کند که ترجمه، بسته به رهیافت مترجم، درهر دو فرایند دورگه سازی و سره گرایی چنین متوفی تاثیرگذار است.
۲.

نوآوری های فرمی در آثار داستانی ربیع جابر

نویسنده:

کلید واژه ها: خلاقیتپسامدرنیسمبینامتنیتپسااستعماریربیع جابرداستان لبنانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی مکتب های ادبی پست مدرنیسم
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد پسااستعماری
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
تعداد بازدید : ۱۵۸۵ تعداد دانلود : ۶۶۶
ربیع جابر نویسنده،رمان نویس وروزنامه نگار برجسته و مبتکر معاصر لبنانی است که آثارش به زبان های بسیار از جمله زبان فرانسه و آلمانی ترجمه شده است. این مقاله ضمن معرفی مختصراین نویسنده، با بررسی هفت اثر داستانی او، شامل شای أسود، الفراشه الزرقاء، البیت الاخیر، رالف رزق ا... فی المرآه، تقریر میلیس، الاعترافات و بیریتوس مدینه تحت الارض، در پی شناساندن ابعاد خلاقیت اندیشه و ابتکار در آثار این او است و در چهار بخش نوآوری های شکلی این داستان ها را نشان می دهد. بخش اول تحت عنوان زبان و واقعیت، به جنبه های پسامدرنیستی و بازی های زبانی و موضوع فراداستان در آثار ربیع جابر می پردازد. بخش دوم با عنوان طراحی زاویه دید نو، خلاقیت های نویسنده را در پاره ای مفاهیم چون راوی مرده، راوی دوم شخص و.. مورد بررسی قرار می دهد. در بخش سوم ارتباط میان متنی آثار جابر با دیگر متون داستانی مانند رمان های فرانتس کافکا نشان داده می شود . بخش چهارم به تطبیق نگرش های پسا استعماری در داستان های ربیع جابر با نظریه های پسا استعماری هومی بابا اختصاص دارد.
۳.

ترجمه های پسااستعماری

نویسنده: مترجم:

کلید واژه ها: ترجمهپسااستعماریکالیبان هانظریه آدمخواری و ترجمهترجمه فرهنگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۰ تعداد دانلود : ۸۰۴
ترجمه، از دیرباز، به لحاظ تأثیر و بده بستان ادبی و فرهنگی در میان ملت های گوناگون نقش به سزایی داشته، ولی در مقایسه با متن اصلی در مقام مادون قرار گرفته، مترجم نیز عبدعبید نویسنده اصلی به شمار آمده است. در مقاله حاضر، سوزان باسنت پس از تعریف ترجمه در قالب انتقال متون مکتوب از یک زبان به زبان دیگر، جهد می کند تا نشان دهد که ترجمه به جای اینکه «رونوشت» اثر اصلی باشد عملی خلّاق است و در احیا و ارزیابی مجدّد زبان و ادبیات هر قوم نقش بسیار مهمی دارد. در انجام سخن هم بر این نکته تأکید می کند که ترجمه فعالیت حاشیه ای نیست و در شناخت دنیای مسکونی ما اهمیت بسیار دارد. (ص. ح.)
۴.

بازنمایی غرب در گفتمان سیاسی مرتضی مطهری براساس رویکرد پسااستعماری

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
نحوهٔ برخورد با غرب از مهم ترین مؤلفه های مهم فضای اندیشه ای ایران است. انقلاب اسلامی یکی از محصولات همین دغدغه مندی اندیشه ای می باشد. مطهری به عنوان یکی از مهم ترین ایدئولوگ های انقلاب کوشید تا در مقابله با پارادایم غزب زدگی با ایجاد ساز و برگی نوین برای باورها و اصول دینیِ سنتی، زمینه ای فراهم کند که دین اسلام توان رقابت با ایدئولوژی های غربی را داشته باشد. او می خواست از این راه ایمان جوانان را در مبارزه با سکولاریسم حفظ کند. در این مسیر، با خلق معناها و مضامین جدیدی که برگرفته از عناصر سنتی، مذهبی، اسطوره ای و مدرن بود به بازنمایی غرب پرداخت. در این مقاله سعی شده تا با بهره گیری از آموزه های مطالعات پسااستعماری در باب غیریت و دیگری سازی به عنوان چارچوب نظری و روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به مثابهٔ روش، به این سؤال پاسخ داده شود که غرب در گفتمان سیاسی مطهری چگونه بازنمایی می شود؟ یافته های این مقاله مبیّن آن است که مطهری از طریق مکانسیم بازنمایی و غیریت سازی به ترسیم یک مرز هویتی میان «ما»ی ایرانی و «دیگری» غربی پرداخته و به تولید تصویری از غرب اقدام کرد که واجد دال هایی چون امپریالیست، استثمارگر، شیطان، ظالم، مستکبر، طاغوت و ظلمت است. این مقاله، بر اساس منطق هم ارزی، تفاوت غرب را در رویه های «استعماری» و«ضدیّت با دین» در گفتمان مطهری بررسی کرده و چگونگی برجسته سازی «خود» و حاشیه رانی بازنمایی غرب به مثابهٔ «دیگری» را نشان می دهد.
۶.

بازنمایی غرب در گفتمان سیاسی علی شریعتی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
نحوه مواجهه با غرب یکی از مولفه های اصلی فضای اندیشه ای ایران است که وقوع انقلاب اسلامی ایران نیز محصول همین دغدغه مندی می باشد. شریعتی در قالب پارادایم نقد غرب زدگی سعی داشت تا با خلق معناها و مضامین جدید برگرفته از عناصر سنتی، مذهبی، اسطوره ای و مدرن به ارائه تصویری از غرب در چارچوب گفتمان سیاسی خود بپردازد که دارای جلوه ای متمایز از قبل باشد. در این مقاله از آموزه های مطالعات پسااستعماری و بطور مشخص دو مفهوم غیریت و دیگری سازی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده و روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه نیز به مثابه روش مورد استفاده قرار گرفته تا به این سوال پاسخ داده شود که غرب در گفتمان سیاسی شریعتی چگونه بازنمایی شده است؟ یافته های این مقاله نشان می دهد وی از طریق مکانسیم بازنمایی و غیریت سازی به ترسیم یک مرز هویتی میان «ما»ی ایرانی و «دیگری» غربی پرداخته و به تولید تصویری از غرب اقدام کرده که واجد دلالت کننده هایی چون امپریالیست، استثمارگر، شیطان، ظالم و مستکبر می باشد.
۷.

بازنمایی غرب در گفتمان سیاسی امام خمینی و تداوم اثربخشی آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
 از زمان پیروزی انقلاب، گفتمان مسلط غربی تلاش خود در ارائه تصویری دشمنانه از اسلام و در رأس آن جمهوری اسلامی را آغاز کرد. امام خمینی که زعامت فکری و عملی انقلاب را در دست داشت برای خنثی کردن این اقدام، عکس العمل متقابل و بی اعتبار کردن سیاست هراس افکنی غرب علیه اسلام شیعی و ایران را در دستورکار قرار داد و با استفاده از شیوه تصویرسازی یا بازتولید و بازنمایی غرب در قالب دیگری به مثابه دشمن و بیگانه، سیاست خارجی ایران را شکل داد. این نوشتار با کاربست رویکرد مطالعات پسااستعماری به عنوان چارچوب نظری و شیوه تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، سعی در شناسایی ابعاد گوناگون این بازنمایی دارد و به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که غرب در گفتمان سیاسی امام خمینی چگونه بازنمایی شده؟ و چه تاثیری بر شکل گیری سیاست خارجی ایران داشته است؟ امام خمینی به ترسیم یک مرز هویتی میان «ما»ی ایرانی و «دیگری» غربی پرداخت و به ترسیم تصویری از غرب اقدام کرد که واجد دال هایی چون امپریالیست، استثمارگر، شیطان، ظالم، مستکبر و طاغوت بود. تصویری که تاکنون تبدیل ب ه نگرش غالب در سیاست خارجی ما شده و نحوه برخورد کنش گران سیاسی را با جهان بیرون شکل داده است.