مطالب مرتبط با کلید واژه " اختلال وسواسی اجباری "


۱.

کمال گرایی، صفات شخصیتی و الگوهای رفتار والدینی درک شده در افراد وسواسی ـ اجباری وارسی کننده

کلید واژه ها: شخصیتاختلال وسواسی اجباری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۶ تعداد دانلود : ۷۴۶
هدف: هدف این پژوهش بررسی کمال گرایی و صفات شخصیت وسواسی ـ اجباری در افراد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری و نقش الگوهای رفتار والدینی در آن است. فرض براین بود که بیماران وارسی کننده در متغیرهای مذکور به صورت معنادار با سایر گروههای پژوهش دارای تفاوت هستند. روش: برای این منظور 60 مورد مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری (30 نفر شستشو کننده و 30 نفر وارسی کننده) و60 نفر به عنوان گروه کنترل (30 نفر مضطرب و 30 نفر بهنجار) انتخاب شدند. گروه مبتلا به اختلال وسواسی ـ اجباری از طریق تشخیص روانپزشک و یا روانشناسی بالینی انتخاب شدند و برای تایید تشخیص با آنها مصاحبه تشخیصی بر اساس ملاکهای DSM-IV صورت گرفت و نوع برجسته افکار و اعمال وسواسی آنها با پرسشنامه وسواسی ـ اجباری مادزلی (MOCI) تعیین شد. میزان کمال گرایی، نوع صفات پژوهش شد. میزان کمال گرایی، نوع صفات پژوهش شخصیتی و الگوهای رفتار والدینی گروهها از طریق پرسشنامه های مربوط مورد بررسی واقع گشت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد گروه وارسی کننده، والدین خود را بیشتر از سه گروه دیگر کمال گرا درک کرده بودند. همچنین گروه وارسی کننده در مقایسه با سه گروه دیگر از میزان کمال گرایی بیشتری برخوردار بودند و در نهایت آنها صفات شخصیتی وسواسی ـ اجباری را در مقایسه با سه گروه دیگر به نحو معناداری از خود نشان دادند. نتیجه: نوع وارسی اختلال وسواسی ـ اجباری، شکل ویژه ای از این اختلال است که از سیمایه شناختی و عوامل سبب ساز ویژه ای برخوردار است. همچنین این یافته ها از عقیده ناهمگن بودن طیف مشکلات وسواسی ـ اجباری حمایت می کند.
۲.

عدم تحمل بلاتکلیفی به عنوان ویژگی مستعدکننده ی اختلال های اضطراب منتشر، وسواسی اجباری، وحشت زدگی

کلید واژه ها: اختلال وسواسی اجباریاختلال اضطراب منتشرعدم تحمل بلاتکلیفیاختلال وحشت زدگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۱۶
زمینه و هدف: مدل عدم تحمل بلاتکلیفی IU (Intolerance of uncertainty) در آغاز برای توضیح و تبیین نگرانی در زمینه ی اختلال اضطراب منتشر ایجاد و توسعه یافت. اگرچه پژوهش های اخیر عدم تحمل بلاتکلیفی را به عنوان عاملی فراتشخیصی تداوم بخش در میان اختلال های اضطرابی تعریف شده است. هدف این مطالعه مقایسه ی عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر (Generalized Anxiety GAD Disorder)، اختلال وسواسی اجباری OCD (Obsessive-Compulsive Disorder)، اختلال وحشت زدگی PD (Panic Disorder) و گروه شاهد بود. مواد و روش ها:مطالعه ی حاضر از توع مقطعی و پس رویدادی (روش علی مقایسه ای) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه ی بیمارانی را تشکیل می داد که برای اولین بار به کلینیک تخصصی بزرگمهر تبریزدر سال 89-90 مراجعه کرده بودند. از بین این مراجعین 30 بیمار مبتلا به GAD، 30 بیمار OCD، 30 بیمار PDو 30 گروه شاهد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه ها تا حد امکان از نظر متغیرهای جمعیت شناختی با یکدیگر همتا شدند. برای انتخاب و جمع آوری داده ها از مصاحبه ی بالینی ساختاریافته و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده ازنرم افزارSPSS-17 وشاخص های آمار توصیفی و تحلیل واریانس متغیره (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:یافته های مطالعه ی حاضر نشان داد که افراد با اختلال های GAD، OCD و PDدر مقایسه با گروه شاهد با توجه به 89/6 F= و سطح معنی داری 0001/0 از عدم تحمل بلاتکلیفی بالاتری برخوردار بودند. اما افراد GAD، OCD، و PDتفاوت معنی داری در عدم تحمل بلاتکلیفی نداشتند. همچنین نتایج نشان دهنده ی تفاوت بین گروه های اختلال (GAD،OCD و PD) و گروه شاهد با توجه به 1/7F= و سطح معنی داری 0001/0 و 23/5 F=و سطح معنی داری 002/0، در دو عامل پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی است. نتیجه گیری: عدم تحمل بلاتکلیفی تنها مختص به اختلال اضطراب منتشر نمی باشد و این سازه در اختلال های وسواسی اجباری و اختلال وحشت زدگی نیز دیده می شود و به نظر می رسد عامل شناختی عدم تحمل بلاتکلیفی نقش محوری در سبب شناسی این اختلال ها بازی می کنند. کاربرد بالقوه ای این نتایج برای درمان اختلال های اضطرابی قابل بحث هستند
۳.

بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی در بازسازی کارکردهای اجرایی بیماران وسواسی جبری

کلید واژه ها: اختلال وسواسی اجباریکارکردهای اجراییتوان بخشی شناختی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۳۹۴
زمینه: یکی از رویکرد های درمانی جدید که اثر بخشی آن قابل بررسی است، توان بخشی شناختی و تلاش در جهت ترمیم نقایص شناختی است. هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی در بازسازی کارکردهای اجرایی بیماران وسواسی جبری بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. در این پژوهش حجم جامعه 300 نفر بیمار وسواسی جبری است که از بین آنها نمونه ای متشکل از 30 نفر (15 نفر گروه آزمایشی و 15 نفر گروه کنترل بودند) که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق سه آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، آزمون رنگ واژه استروپ و خرده مقیاس فراخنای ارقام معکوس وکسلر جمع آوری شد. و داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه توانبخشی در بهبود مفهوم سازی و انعطاف پذیری ذهنی تاثیر مثبتی دارد (01/0> P). همچنین برنامه توانبخشی در بهبود آغازگری و طرح پذیری ذهنی افراد تاثیر دارد یعنی برنامه توانبخشی بر روی کاهش زمان پاسخگویی در کارت های یک، دو و سه تاثیر مثبتی داشته است به عبارت دیگر این برنامه توانبخشی بر روی گروه آزمایش در متغیر بهبود آغازگری و طرح پذیری تاثیر قابل توجهی داشته است ( 01/0 > P). یافته ها همچنین نشان داد که این برنامه توانبخشی در بازداری پاسخ تاثیری ندارد (05/0P<). این طرح همنچنین حافظه شنیداری بیماران وسواسی جبری را بهبود بخشید. (01/0 > P) نتیجه گیری: به طور کلی در پژوهش حاضر برنامه توانبخشی شناختی مفهوم سازی، انعطاف پذیری ذهنی، آغازگری و طرح پذیری و حافظه شنیداری بیماران وسواسی جبری را بهبود بخشیده اما در بازداری پاسخ تاثیر مثبتی نمی گذارد، بنابراین توانبخشی شناختی در بازسازی کارکرد های اجرایی بیماران وسواسی جبری موثر است
۴.

روابط ساختاری سیستم های مغزی رفتاری، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسی اجباری

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
اهداف پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روابط ساختاری سیستم های مغزی رفتاری، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسی اجباری با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. فرض بر این است که سیستم های مغزی رفتاری و حساسیت انزجاری در تعامل با همدیگر به اختلال وسواسی اجباری منجر می شوند. برخلاف برجستگی این مدل، پژوهش کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است. مواد و روش   ها طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. برای این منظور، 340 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسش نامه های سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور و وایت، مقیاس حساسیت انزجاری و پرسش نامه بازنگری شده وسواسی اجباری که در اختیار آن ها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین برای طبقه بندی، پردازش و تحلیل داده ها و بررسی فرضیه های پژوهش از نرم افزارهای آماری 22 spss و لیزرل 85.8 استفاده شد. یافته   ها ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری، برازش دارد (96/0= CFI ، 94/0= NFI و 076/0= RMSEA ). نتایج نشان داد که سیستم بازداری رفتاری و سیستم فعال ساز رفتاری با واسطه گری حساسیت انزجاری بر اختلال وسواسی اجباری به ترتیب با ضریب استاندارد 264/0 و 241/0- در سطح 05/0 > P تأثیر معناداری دارند. نتیجه   گیری یافته های این پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال وسواسی اجباری، چارچوب مناسبی برای سبب شناسی این اختلال ارائه می دهد. بر این اساس، حساسیت زیاد سیستم بازداری رفتاری و حساسیت کم سیستم فعال ساز رفتاری به واسطه حساسیت انزجاری، به افزایش نشانه های اختلال وسواسی اجباری منجر می شود.
۵.

اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان، بر سبک های تنظیم هیجان و شدت علائم وسواس در زنان مبتلا به اختلال وسواسی اجباری

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۰
اهداف هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان، بر سبک های تنظیم هیجان و شدت علائم وسواس در زنان مبتلا به اختلال وسواسی اجباری است. مواد و روش ها طرح این پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زنان مبتلا به اختلال وسواسی اجباری مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره شهر اهواز بود. برای انتخاب گروه نمونه واجد شرایط، ابتدا ۳۰ نفر از بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی به شیوه نمونه گیری د ر دسترس انتخاب شدند که تعدادی از آنان به دلیل نگذراندن کامل ۸ جلسه درمان حذف شدند. در نهایت، گروه نمونه ۲۴ نفری زنان بیمار در دو گروه آزمایش (۱۲ نفر) و کنترل (۱۲ نفر) بررسی شدند. برای جمع آوری داده ها در هر سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، از مقیاس وسواسی اجباری ییل براون و پرسش نامه سبک های هیجان استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش از روش آماری آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکووا) و نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ استفاده شد. یافته ها نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد بین افراد گروه آزمایش و گروه کنترل از لحاظ سبک تنظیم هیجان پنهان کاری (۰/۰۱≥P و ۷/۷ ۰ =F) و شدت علائم وسواس (۰/ ۰۰۱ ≥P و ۲۰ / ۸۴ =F) در مرحله پس آزمون و همچنین، بین زنان بیمار دو گروه از لحاظ سبک پنهان کاری (۰/ ۵ ۰≥P و ۲ / ۶۰ =F) و شدت علائم وسواس (۰/ ۰۰۱ ≥P و ۲ ۹/ ۹ ۹=F) در مرحله پیگیری، تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری به طور کلی نتایج گویای آن است که درمان متمرکز بر هیجان در دو مرحله پس آزمون و پیگیری، منجر به افزایش سبک تنظیم هیجان پنهان کاری و کاهش شدت علائم وسواس در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل می شود؛ ازاین رو، روش درمانی مذکور به واسطه تمرکز ویژه بر مقوله هیجان، می تواند به عنوان روش درمانیِ مؤثری به منظور کاهش علائم وسواس در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی اجباری مورد توجه قرار گیرد.