مطالب مرتبط با کلید واژه " درد مزمن "


۲۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد کودکان مبتلا به درد مزمن (CHACT) بر نشانه های درونی سازی شده ی کودکان 7 تا 12 ساله مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد کودکان مبتلا به درد مزمن (CHACT) بر نشانه های درونی سازی شده ی کودکان 7 تا 12 ساله است. در این پژوهش شبه تجربی، ابتدا با توجه به معیارهای درد مزمن، تعدادی از کودکان مبتلا به درد مزمن، از بیمارستان های تخصصی و فوق تخصصی کودکان تهران (از قبیل کودکان مفید، مرکز طبی کودکان، حضرت علی اصغر و بهرامی) در سال 1392،  به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند. از میان کودکان انتخاب شده،20 کودک که با توجه به نظر والدینشان آمادگی شرکت در این پژوهش را داشتند و از ملاک های شمول برخوردار بودند، انتخاب شدند و در گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر)، قرار گرفتند. پروتکل CHACT بر روی گروه آزمایش، به مدت 8 جلسه اجرا شد. مقیاس سیاهه رفتاری کودک (CBCL)، در مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری اول (5/1 ماه پس از اتمام درمان) و پیگیری دوم (5 ماه پس از اتمام درمان)، در هر دو گروه اجرا شد و با کمک تحلیل واریانس مانکوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تغییر معناداری را در نشانه های درونی سازی شده در مراحل متعدد نمایان ساخته و این تغییر بعد از پایان درمان، در دو مرحله پیگیری اولیه و ثانویه ادامه داشته است. با توجه به تاثیر پروتکل به کار رفته در این تحقیق بر نشانه های درونی سازی شده ی کودکان، می توان گفت که می توان این پروتکل را در عرصه ی بالینی مخصوصا در رابطه با بهبود نشانه های درونی سازی شده ی کودکان به کار گرفت.  
۲۲.

ویژگی های روان سنجی سیاهه خودمدیریتی درد (PSMC) در بیماران مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
هدف : بررسی ویژگی های روان سنجی سیاهه خودمدیریتی درد ( PSMC ) در بیماران مبتلا به درد مزمن، هدف پژوهش حاضر بود. روش : با کاربرد نمونه گیری در دسترس، 186 بیمار مبتلا به درد مزمن از دو شهر اردبیل (100 نفر) و تهران (86 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. 30 نفر دیگر نیز برای محاسبه پایایی بازآزمایی بررسی شدند. برای گردآوری داده ها افزون بر سیاهه خودمدیریتی درد ( PSMC )، پرسش نامه ناتوانی جسمی ( PDQ )، نسخه 21گویه ای مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس ( DASS-21 )، پرسش نامه چندوجهی درد ( MPI ) و پرسش نامه موردیابی درد مزمن به کار رفت. برای ارزیابی روایی، همبستگی PSMC با سایر ابزارها بررسی و پایایی نیز به روش های آلفای کرونباخ و آزمون- بازآزمون محاسبه شد. یافته ها : PSMC با مهم ترین سازه های هم ابتلای درد (افسردگی، اضطراب، استرس و ناتوانی جسمی) همبستگی بالا داشت و بنابراین از اعتبار سازه مناسبی برخوردار بود. پایایی PSMC نیز به دو روش آلفای کرونباخ و آزمون- بازآزمون مناسب بود. نتیجه گیری : PSMC از ویژگی های روان سنجی مناسب برای کاربرد در جمعیت ایرانی برخوردار است.
۲۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودپنداشت و خودبیمارانگاری بیماران مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه: بیماران مبتلا به درد مزمن علاوه بر مشکلات جسمانی، مسائل روانشناختی خاص خودشان را نیز دارند. اکثر مداخلات برای این بیماران مداخله پزشکی بوده و در زمینه مداخلات روانشناختی خلاء پژوهشی وجود دارد؛ ذهن آگاهی بر متغیرهای مختلفی تأثیر گذاشته است اما سنجش تأثیر آن بر خودپنداشت و خودبیمارانگاری بیماران مبتلا به درد مزمن مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودپنداشت و خودبیمارانگاری بیماران مبتلا به درد مزمن انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه آزمایش و گروه گواه بود. از جامعه بیماران مبتلا به درد مزمن اسکلتی - عضلانی مراجعه کننده به کلینیک چند تخصصی درد پردیس در سال 1397 به روش در دسترس، 30 نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه 15 تایی جایگزین شدند. روش اجرا بدین ترتیب بود که ابتدا پیش آزمون های تصور از خود بک (1978) و خودبیمارانگاری ایوانز (1980) روی هر دو گروه اجرا شد. سپس به ارائه جلسات ذهن آگاهی مبتنی بر روی آورد کابات زین (2003) برای گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای پرداخته شد اما برای گروه گواه هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفت. بعد از اتمام مداخله، از هر دو گروه پس آزمون های پژوهش به عمل آمد و داده های پژوهش با استفاده از کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش خودپنداشت بیماران مبتلا به درد مزمن تأثیر دارد (0/001 p≤ ) اما بر خودبیمارانگاری تأثیر معنی داری نداشت (0/005 p≥ ). نتیجه گیری: به منظور افزایش خودپنداشت بیماران مبتلا به درد مزمن می توان از درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بهره جست.
۲۴.

پیش بینی شدت درد در بیماران مبتلا به درد مزمن بر اساس ناگویی هیجانی: نقش واسطه ای سیستم بازداری رفتاری

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
اهداف هدف از این پژوهش، پیش بینی شدت درد بر اساس میزان ناگویی هیجانی در بیماران مبتلا به درد مزمن بود؛ به گونه ای که در این رابطه، سیستم بازداری رفتاری نقش میانجی و اهمیت زیادی داشت. مواد و روش ها این پژوهش از نوع همبستگی و با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری عبارت بود از بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به درد مزمن که در بهار تا پاییز 1396 به کلینیک درد ماهان و کلینیک جامع طب فیزیکی و کلینیک توان بخشی آرمان در تهران مراجعه کرده بودند. 488 بیمار مبتلا که سابقه حداقل 3 ماه دردهای مزمن اسکلتی عضلانی داشتند، به صورت هدفمند انتخاب شدند و پرسش نامه های ناگویی هیجانی تورنتو، سیستم بازداری/ فعال ساز رفتاری و مقیاس درجه بندی عددی شدت درد را پاسخ دادند. تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار SmartPLS انجام شد. یافته ها شدت درد با ناگویی هیجانی و سیستم بازداری رفتاری در سطح 0/01، و با سیستم جنگ/ گریز در سطح 0/05 همبستگی مثبت معنادار داشت. ناگویی هیجانی با سیستم بازداری رفتاری در سطح 0/01 همبستگی مثبت معنادار داشت. ناگویی هیجانی (34/6=t و 29/0=β)، میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری (77/3=t و 17/0=β) و میزان فعالیت سیستم جنگ/ گریز (26/4=t و 18/0=β) توانستند واریانس شدت درد را تبیین کنند. ناگویی هیجانی توانست تبیین کننده میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری (03/8=t و 30/0=β) و سیستم فعال ساز رفتاری (83/2=t و 14/0-=β) باشد. نتیجه گیری رابطه میان ناگویی هیجانی و شدت ادراک درد، رابطه خطی ساده نیست، بلکه سیستم بازداری رفتاری که برون دادی از سنخ اجتناب های رفتاری دارد، می تواند این رابطه را تحت تأثیر قرار دهد.
۲۵.

پیش بینی فاجعه پنداری و شدت درد بر اساس سبک های دلبستگی بیماران مبتلا به درد مزمن

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
زمینه: درد مزمن نشانگانی آزارنده است. مدل های روانشناختی متفاوتی تلاش کردند تا نقش عوامل روانشناختی و اجتماعی را در بروز و حفظ درد مزمن توضیح دهند. دلبستگی یکی از ساختارهای روانشناختی است که احتمالا با درد مزمن مرتبط است. هدف: هدف پژوهش، بررسی اثر پیش بینی کنندگی سبک های دلبستگی بر فاجعه پنداری و شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن بود. روش: مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر روی 120 بیمار درد مزمن (38/3% مرد و 61/7 % زن) صورت گرفت. نمونه ها به روش نمونه گیری در دسترس از بین بیماران درد مزمنی که در یک مقطع زمانی سه ماهه به کلینیک درد بیمارستان اختر شهر تهران مراجعه کرده بودند انتخاب شدند. این افراد پرسشنامه های سبک های دلبستگی بزرگسال و فاجعه پنداری را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط معناداری بین سبک های دلبستگی و متغیرهای ملاک در پژوهش حاضر (0/01 >P ) وجود داشت. در تحلیل رگرسیون نیز تنها سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانستند فاجعه پنداری را در بیماران مبتلا به دردهای مزمن پیش بینی کنند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانست فاجعه پنداری را در بیماران درد مزمن پیش بینی کند، برای تسریع در بهبود وضعیت سلامت بیماران مداخلات ترمیم دلبستگی توصیه می شود.
۲۶.

نقش میانجیگر وجدان در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد در افراد دچار درد مزمن

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش میانجیگر وجدانگرایی در خودکارامدی، تاب آوری و مدیریت درد با ادراک درد مزمن بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام افراد دچار درد مزمن مراکز درمانی زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، بیمارستان های شهدای تجریش، لقمان حکیم، مدرس و دانشگاه علوم پزشکی تهران، کلینیک 16 آذر و کلینیک درد و استرس رویان در پاییز و زمستان سال 1397 به تعداد 2141 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با احتمال ریزش تعداد 410 نفر تعیین و به روش در دسترس انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های پنج عامل بزرگ شخصیت کاستا و مک کرا (1998)، خودکارامدی درد نیکولاس 1989، راهبردهای مدیریت درد روزنشتایل و کیف (1983)، آزمون تاب آوری کانر و دیویسون (2003) و ادراک درد مزمن کرنز، تورک، رودی (1985)، جمع آوری و بعد از حذف 70 پرسشنامه مخدوش، داده های 340 بیمار دچار درد مزمن با استفاده از معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار اسمارت پلاس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که خودکارامدی با باوجدان بودن (269/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (159/0 =β، 0001/0 =P)، مدیریت درد با باوجدان بودن (130/0 =β، 043/0 =P) و با ادراک درد (311/0 =β، 0001/0 =P)، تاب آوری با باوجدان بودن (39/0 =β، 0001/0 =P) و با ادراک درد (316/0 =β، 0001/0 =P) و باوجدان بودن با ادراک درد (278/0 =β، 0001/0 =P) رابطه دارند و باوجدان بودن نقش میانجی را در خودکارامدی درد، مدیریت درد، تاب آوری با ادراک درد ایفا می کند. نتیجه گیری: در کنار درمان های پزشکی، رواندرمانگران می توانند که ادراک درد مزمن را با استفاده از عوامل وجدانگرایی، خودکارامدی، مدیریت درد و تاب آوری تغییر دهند.