مطالب مرتبط با کلید واژه " شاهنامه "


۱۴۱.

مقایسه شخصیت ضحاک در شاهنامه، مینوی خرد و روایت پهلوی از حیث کارکرد اسطوره ای- حماسی

تعداد بازدید : ۱۰۹۷ تعداد دانلود : ۴۵۹
افسانه دهاک،مثال برجسته ای از دادو ستد افسانه ها و پیوندهای چند سویهاساطیر، در گستره جهانی ا ست. نمونه ای ا ست تمام عیار،از دگرگونی و دگردیسی یک نمود اسطوره ای،با همه بنیادها و بن مایه های دیرینش.نمود و کارکرد پتیاره ای اهریمنی از ویشوه روپه،اژدهای سه سراسطوره های کهن آریایی در ریگ ودا، تا اژی دهاک سه کله سه پوزه شش چشم،در اوستا،و از آن تا ضحاک ماردوش خون خوار،در متن های پهلوی و فارسی نو.این افسانه،از منشا تا آن چه که در دو اثر دوران میانه؛مینوی خرد و روایت پهلوی،و از آن تا شاهنامه می بینیم دچار دگرگونی و تحولات بسیاری شده است که نگارندگان در این جستار بر آنند تا با استناد بر این متن ها و مقایسه میانشان، تمایزات و تشابهات اسطوره ای- حماسی شخصیت ضحاک را نشان دهند.
۱۴۲.

نقد تطبیقی اسطوره آفرینش در شاهنامه فردوسی و مهابهاراتای هندی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۷۵ تعداد دانلود : ۴۷۲
شباهت های فراوانی که در باورهای باستانی دینی و حماسی ایران و هند یافت می شود، نشانگر هم ریشه بودن فرهنگ و تمدن ایرانی و هندی است. بیشترین شباهت را میان ایران و هند می توان در حماسه مهابهاراتا و شاهنامه فردوسی یافت. حتی در آیین زردشت نیز شباهت هایی فراوان با آیین هندو به چشم می خورد. خوردن گیاه هوم و قربانی کردن ها همه به یکدیگر شباهت دارد. در دو حماسه ایرانی و هندی، بسیاری از شخصیت ها شبیه به یکدیگرند. زبان ایرانیان نیز با سنسکریت تفاوت های کمی دارد. در این پژوهش مسئله آفرینش در شاهنامه و مهابهاراتا مورد بررسی و تطبیق قرارگرفته است. آفرینش جهان، زمین، موجودات وانسان، که محور اصلی این پژوهش است، شباهت ها و هم ریشه بودن دو فرهنگ را به خوبی نشان می دهد. در اسطوره های آفرینش، جهان با تقابل نیکی و بدی آغاز می شود و پایان جهان نیز با پیروزی نیکی همراه خواهد بود. این تقابل در شاهنامه و مهابهاراتا به خوبی تصویر شده است.
۱۴۳.

بررسی تطبیقی نمادینگی عناصر طبیعت در شاهنامه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۷۰ تعداد دانلود : ۴۵۱
اسطورة طبیعت، نماد دوران پیش از دانش و صنعت، و نشان مشخّص روزگارانِ باستان است. طبیعت همواره در پیدایش تحولات مذهبی مردمانِ باستان و به ویژه آریایی های ساکن ایران و هند، نقشی بی بدیل داشته است. اعتقاد به قوای طبیعت به مرور زمان در میان آریایی ها، به صورت اعتقاد به خدایان مختلف در آمد و کم کم برای عناصری چون خورشید، ماه، ستارگان و باد، علائمی را اختراع کردند و آنها را قوای خدایی نامیدند. اهمیت چهار عنصر آب و آتش و باد و خاک ـ بارزترین مظاهر طبیعت ـ از آن نظر بوده که بنابر کهن ترین عقاید و باورهای پیشین، این عناصر نمایندة پاکی و سرچشمة زندگی در هستی بوده اند. تعمق در شاهنامه مؤیّد تأثیرپذیری فردوسی و غور و تفحص وی در متون کهن ایران باستان و ملل دیگری چون هند، چین و یونان ـ که وجوه اشتراک اساطیریِ بسیاری با ما دارند ـ است. عناصر طبیعت در شاهنامه، بنیانی اساطیری و هویتی منحصر به فرد دارند و صاحب روح هستند که در جای جای داستان، یاریگر قهرمان حماسه اند.
۱۴۴.

بررسی روان شناسانة رویاهای شاهنامه

تعداد بازدید : ۶۷۱ تعداد دانلود : ۳۳۵
رویا از پدیده های شگفت انگیزی است که از دیرباز مورد توجه آدمی بوده و در برابر آن رفتارهای گوناگونی نشان داده شده است. انسان بدوی رویا را یک پدیدة روان شناسی تلقی نمی کرد؛ بلکه آن را تجربیات واقعیت روح که در هنگام خواب از بدن جدا شده است، می دانست. امروز روان شناسان این پدیده را با نگاه علم روان شناختی بررسی کرده و منطبق با اصول و تجربه روان شناسی می دانند. در این مقاله رویاهای اساطیری که در شاهنامه فردوسی روایت شده است با دیدگاههای روان شناسان بررسی شده است.
۱۴۵.

بررسی و تحلیل بازتاب اساطیری آب در شاهنامة فردوسی

تعداد بازدید : ۹۱۲ تعداد دانلود : ۴۰۰
آب، عنصر شگفت انگیز طبیعت است که همواره مورد احترام و تقدیس ملل مختلف بوده و اسطوره های فراوانی پیرامون آن شکل گرفته است. ایرانیان باستان نیز آب را بسیار گرامی می داشتند و محافظت از آن را وظیفه آیینی خویش می دانستند. بسیاری از این اعتقادات درشاهنامه به عنوان مهم ترین جایگاه تجلی اساطیر و باورهای ایرانی، به تصویر کشیده است. فرزانه توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی، در لابه لای اثر گرانسنگ خویش به مواردی اشاره کرده که نمایانگر اندیشه های اسطوره ای پارسیان درباره آب است. این موارد در چهار جنبه گنجانده شده است: 1. تطهیر روان 2. شستشو برای نیایش 3. آب حیات 4. باروری و فراوانی. در نوشتار حاضر، این جوانب بررسی می شود تا نشان داده شود آب از این منظر چه اهمیت و اسراری دارد.
۱۴۶.

بازتاب شاهنامه در تاریخ جهانگشای جوینی

تعداد بازدید : ۱۴۲۲ تعداد دانلود : ۶۵۱
در مقالة حاضر سعی شده است اشعار شاهنامه، مندرج در تاریخ جهانگشای جوینی، در دو بخش بررسی و ازحیث لفظ و مضمون با شاهنامه تطبیق شود و مطابقت یا اختلاف و مغایرت این ابیات با شاهنامه بیان شود. در بخش اول، به میزان ابیات شاهنامهشیوة درج آن ها در تاریخ جهانگشای جوینی با ذکر عنوان داستان های شاهنامه که این اشعار از آن ها انتخاب شده و نیز به نبود تعداد معدودی از این ابیات در شاهنامه اشاره شده است و ضمن تطبیق ابیات با نسخ چاپی خالقی مطلق، مسکو، ژول مول و نسخه بدل های آن ها ، برخی از اشعاری که با شاهنامه مغایرت دارند، به عنوان نمونه، ذکرشده است. در بخش دوم، دربارة کاربرد ابیات ازحیث مضمون و تطبیق محتوایی با داستان های شاهنامه بحث و ضمن ذکر برخی از مضامین مهم و نقل بخش هایی از متن جهانگشا، پیوند لفظی و معنوی اشعار با نثر بررسی و به رابطة پیوستگی یا گسستگی لفظی شعر با نثر اشاره شده و در پایان نتایج حاصل از این پژوهش بیان شده است.
۱۴۷.

اسطورة نبرد مهر و گاو نخستین و ارتباط آن با ابزار نمادین گرز گاوسر

نویسنده:

کلید واژه ها: نمادشاهنامهاسطورهگاوفریدونمهر (میترا)گرز گاوسر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۵
یکی از نمادینه ترین ابزارهای نبرد در شاهنامه، گرز گاوسر است که در نبرد کیهانی فریدون و ضحاک بهکار رفته و پیشینة اساطیری آن در نابودی شر، آن را تبدیل به یکی از مهم ترین ابزارهای پهلوانان ایرانی در ستیز با دشمنان اهریمنی کرده است. این جستار، برای توصیف فرایند نمادپردازی این ابزار، ارتباط این نماد را با پیش زمینة مهری اسطورة گاو بررسی می¬کند. در این آیین، غلبة مهر بر گاو نخستین، یکی از ضروریات انقلاب زمستانی و طلیعه¬بخش چیرگی نور بر تاریکی و گرما و بهار بر سرما و زمستان بوده است. این اسطوره در فرهنگ زرتشتی، در قالب پیدایش جانوران از نطفة گاو قربانی¬شده و در حماسة ایرانی در قالب کین¬خواهی گاو مقدس و خویشکاری ابزار نمادین گرز گاوسر دیده میشود و ترسیم شکل گاو بر این گرز، می¬تواند نمادی برای پیروزی ابدی و ضامنی برای پایداری زندگی (گئو یا گاو، به معنی هستی) و روشنی (تجسم مادی مهر در پرتوهای خورشید) باشد.
۱۴۸.

غیبت آرش کمانگیر در شاهنامه

کلید واژه ها: شاهنامهفردوسیآرش کمانگیرخداینامه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰
به نظر اغلب پژوهشگران، داستان آرش در شاهنامه ابومنصوری و دیگر خداینامه¬ها نبوده است ، اما گروهی بر این باورند که این داستان در منابع شاهنامه وجود داشته، اما فردوسی آن را حذف کرده است. یافته¬ها نشان می¬دهند که ادعای وجود داستان آرش در شاهنامه ابومنصوری قطعیت ندارد. در متون پهلوی موجود نیز، جز یک اشاره چیزی از داستان آرش نیامده است. بررسی¬های ما نشان می دهد که داستان آرش اساساً نباید در خداینامه¬ها آمده باشد. آرش کمانگیر می¬تواند از زمره مردان مقدس در آیین پارتی یا قهرمان مردمی یا یادگاری از یک آیین کهن پیش از زرتشتی باشد. بنابراین آرش، با همه شهرتش در میان مردم، در خداینامه¬های ساسانیان، با توجه به دشمنی آنان با اشکانیان جایی ندارد. از طرفی، آرش کمانگیر جنگاوری است از سپاه منوچهر و به هیچ وجه در زمره شاهان یا پهلوان- شاهان قرار نمی¬گیرد و روایت پهلوانی او در خداینامه¬ها و پس از آن شاهنامه فردوسی جایی ندارد.
۱۴۹.

اسطورة نبرد مهر و گاو نخستین و ارتباط آن با ابزار نمادین گرز گاوسر

نویسنده:

کلید واژه ها: نمادشاهنامهاسطورهگاوفریدونمهر (میترا)گرز گاوسر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۷ تعداد دانلود : ۳۳۹
یکی از نمادینه ترین ابزارهای نبرد در شاهنامه، گرز گاوسر است که در نبرد کیهانی فریدون و ضحاک بهکار رفته و پیشینة اساطیری آن در نابودی شر، آن را تبدیل به یکی از مهم ترین ابزارهای پهلوانان ایرانی در ستیز با دشمنان اهریمنی کرده است. این جستار، برای توصیف فرایند نمادپردازی این ابزار، ارتباط این نماد را با پیش زمینة مهری اسطورة گاو بررسی می¬کند. در این آیین، غلبة مهر بر گاو نخستین، یکی از ضروریات انقلاب زمستانی و طلیعه¬بخش چیرگی نور بر تاریکی و گرما و بهار بر سرما و زمستان بوده است. این اسطوره در فرهنگ زرتشتی، در قالب پیدایش جانوران از نطفة گاو قربانی¬شده و در حماسة ایرانی در قالب کین¬خواهی گاو مقدس و خویشکاری ابزار نمادین گرز گاوسر دیده میشود و ترسیم شکل گاو بر این گرز، می¬تواند نمادی برای پیروزی ابدی و ضامنی برای پایداری زندگی (گئو یا گاو، به معنی هستی) و روشنی (تجسم مادی مهر در پرتوهای خورشید) باشد.
۱۵۰.

غیبت آرش کمانگیر در شاهنامه

کلید واژه ها: شاهنامهفردوسیآرش کمانگیرخداینامه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۳ تعداد دانلود : ۴۰۰
به نظر اغلب پژوهشگران، داستان آرش در شاهنامه ابومنصوری و دیگر خداینامه¬ها نبوده است ، اما گروهی بر این باورند که این داستان در منابع شاهنامه وجود داشته، اما فردوسی آن را حذف کرده است. یافته¬ها نشان می¬دهند که ادعای وجود داستان آرش در شاهنامه ابومنصوری قطعیت ندارد. در متون پهلوی موجود نیز، جز یک اشاره چیزی از داستان آرش نیامده است. بررسی¬های ما نشان می دهد که داستان آرش اساساً نباید در خداینامه¬ها آمده باشد. آرش کمانگیر می¬تواند از زمره مردان مقدس در آیین پارتی یا قهرمان مردمی یا یادگاری از یک آیین کهن پیش از زرتشتی باشد. بنابراین آرش، با همه شهرتش در میان مردم، در خداینامه¬های ساسانیان، با توجه به دشمنی آنان با اشکانیان جایی ندارد. از طرفی، آرش کمانگیر جنگاوری است از سپاه منوچهر و به هیچ وجه در زمره شاهان یا پهلوان- شاهان قرار نمی¬گیرد و روایت پهلوانی او در خداینامه¬ها و پس از آن شاهنامه فردوسی جایی ندارد.
۱۵۳.

تحلیل آماری پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه

کلید واژه ها: زنشاهنامهپایگاه اجتماعیاعتبار اجتماعیمشورت خواهیملیت (ایرانی و غیرایرانی)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۹
زنان نیمی از پیکرة هر اجتماع را در همة ادوار تشکیل میدهند که در مورد مقام آنان و جایگاه و پایگاه اجتماعی در همه حوزه ها اعم از علوم مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، ارتباطات و... از جمله حوزة ادبیات هم چنان جای مطالعه و بررسی وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف «شناخت پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه» تلاشی آکادمیک است برای پاسخ به پرسش های زیر: ـ زنان عصر ساسانی در اثر ماندگار شاه نامه چه پایگاه اجتماعی داشته اند؟ ـ کدام زنان از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند؟ ـ دیدگاه فردوسی (شاعر بنام عرصة ادبیات) به عنوان مرد جامعة مردسالارانة قرن 4 و 5 به مقام زن و جایگاه او چگونه بوده است؟ جامعة آماری در پژوهش حاضر شامل همه زنان شاه نامه، اعم از زنان بنام و نقش آفرین و اثرگذار، زنان کم تأثیر با نقش آفرینی اندک و کم رنگ، ایزدبانوها و نیز زنان جادوست. جهت دقت افزون تحقیق و نیز ارائة مطالعة علمی نو، از میان جمعیت آماری، دو گروه «زنان ایرانی و غیرایرانی»، به عنوان نمونة آماری انتخاب شده اند. (تاکنون پژوهشی در حوزة ادبیات بویژه در زمینة موضوعات شاه نامه و جایگاه زن با این نمونة آماری، انجام نشده است.) مقولة پایگاه اجتماعی به عنوان تنها متغیر پژوهش با دو مؤلفة «اعتبار اجتماعی ـ مشورت خواهی» مورد مطالعه و بررسی در خصوص نمونة آماری، قرار گرفته است. پس از گردآوری مطالعات و داده ها از طریق اسنادی ـ کتاب خانه ای، یافته های حاصل با استفاده از تکنیک «تحلیل محتوا» مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرار گرفته است و در پایان، محقق به یک نتیجه گیری نهایی دست یافته است و آن اینکه: هر دو گروه زنان ایرانی و غیر ایرانی با وجود جامعة مردسالار عصر ساسانی «در قرن 4 و 5 هجری» دارای پایگاه اجتماعیی نسبتاً خوب و بالا بوده اند، با ذکر این نکته که: زنان با ملیت های غیرایرانی در مقولة پایگاه اجتماعی در مرتبه ای بالاتر نسبت به زنان ایرانی قرار داشتند و از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند. کوتاه سخن آنکه؛ زنان شاه نامة فردوسی دارای پایگاه اجتماعیی بالا و مناسب بوده اند.
۱۵۴.

«یکی کودکی دوختند از حریر» تحلیل شخصیت سام بر پایة نظریة آدلر و نمایش درمانی

نویسنده:

کلید واژه ها: شاهنامهاحساس حقارترستمآلفرد آدلرنمایش درمانیزالسام

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۲ تعداد دانلود : ۳۲۳
هنردرمانی به منزلة روشی برای گشودن ناخودآگاه و بازسازی، بازآفرینی یا فرافکنی مسائل و مصائب درون بعد از دستاوردهای فروید، یونگ، آدلر و ... به صورتی مدون و مشخص درآمد. در شاهنامه سام به سبب داشتن فرزندی عیبناک دچار احساس حقارتی دیرسال می شود که تا زادن رستم به درازا می کشد. سام، بعد از دیدن عروسکی پارچه ای شبیه رستم نوزاد، دگرگون می شود. این کار به شکل مراسمی آیینی و باشکوه اجرا می شود که با تعاریف و کارکردهای نمایش درمانی همگونی دارد. این نوشتار ابتدا در نگاهی تاریخی به تأثیر و تأثر ذهن و روان و ادبیات و هنر می پردازد. سپس، به صورت خاص، نقش عروسک در باورها و مراسم آیینی مطرح می شود. آن گاه علت و چگونگی شکل گیری احساس حقارت در سام، بر پایة نظریه آدلر، می آید (آدلر بر آن است که منشأ همة رفتارهای انسان احساس حقارت است). سرانجام، رهایی زال از احساس حقارت، زادن رستم و روش درمانی زال (نمایش درمانی) در درمان سام، علت و تأثیر ساختن عروسک پارچه ای شبیه رستم و انطباق با روش نمایش درمانی طرح، بحث، و تحلیل شده است. اجرای نمایشی زادن رستم، بازسازی زادن زال است. بنابراین نمایش درمانی باعث می شود رؤیای فرزند خواهی سام، که با زادن زال عیبناک محقق نشده بود، تحقق یابد و او از احساس حقارت رها شود. از نظر تاریخ نمایش نیز این داستان آغاز نمایش درمانی در ایران به شمار می آید. در کنار نمایش درمانی زال، روایت درمانی فردوسی نیز هست؛ زیرا کل ماجرایی که فردوسی روایت می کند به نوعی باعث تزکیه و پالایش مخاطب شاهنامه می شود و اگرچه رستم محصول پیوند زال و رودابه برای درمان سام است، اما محصول واقعی این پیوند خود شاهنامه است.
۱۵۵.

شیوه های تقلید صبای کاشانی در خداوندنامه از شاهنامه فردوسی

کلید واژه ها: شاهنامهفردوسیتقلیدبازگشت ادبیصبای کاشانیخداوندنامه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۲ تعداد دانلود : ۳۴۰
منظومه خداوندنامه از فتحعلی خان صبای کاشانی (1179-1238 ق.) شاعر پارسی گوی اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم از شاعران مکتب بازگشت ادبی است. این حماسه دینی که حاوی دوازده هزار بیت در بحر متقارب مثمّن محذوف است، به تقلید از شاهنامه فردوسی سروده شده و در شرح حال پیامبر اکرم (ص) ، معجزات وی و غزوات امیرالمؤمنین علی(ع) است؛ از جمله بیت زیر: فردوسی: سپهبد به اسب اندرآورد پای تو گفتی که گردون برآمد ز جای صبا: پیمبر به ارغون درآورد پــای تو گفتی دو گیتی بـرآمد زجــای صبای کاشانی در سرودن این منظومه وامدار اصطلاحات و ترکیبات و لغات شاهنامه فردوسی است. گاه نیز با اندکی تصرّف در تعبیرات شاهنامه دست به تعبیرآفرینی می زند. او از زبان فخیم و پرطنطنه و باشکوه فردوسی (سبک خراسانی) استفاده کرده است که طبیعتاً هدف شاعران بازگشت نیز همین بوده تا زبان کهن را احیا و از انحطاط زبان جلوگیری کنند. سراینده خداوندنامه در خلق صور خیال از جمله «استعاره و تشبیه» ابتکاری نداشته و از تصویرسازی شاعر طوس بهره مند شده است. نگارندگان در این مقاله سعی دارند تا شیوه های تقلید صبا از فردوسی را با ذکر شواهد از دیدگاه واژگان و نحو، قالب بندی، صور خیال (تشبیه و استعاره)، ترکیبات و تعبیرات و... تبیین کنند.
۱۵۶.

پژواک فرهنگ آزرم و ادب در شاهنامه و متون پهلوی

کلید واژه ها: فرهنگشاهنامهفردوسیمتون پهلویآزرم و ادب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۶ تعداد دانلود : ۳۷۰
شاهنامه، آیینة تمام نمای فرهنگ، حکمت و اندیشة ایرانیان و تجلیگاه باورها، آداب و رسوم اجتماعی آنان است که آن را میتوان با رویکردهای گوناگون واکاوید.این اثر سترگ مهمترین سند به جای مانده از فرهنگ منظوم ایران باستان است. فردوسی که ستایشگر باورهای فرهنگی از جمله آزرم و ادب است، آن را زیبندة زنان میشمارد و در موارد بسیار مردان را نیز بدان میستاید. بیگمان استاد توس در پرداختن به فرهنگ ایران کهن، برخوردار از منابع و مآخذی خود بوده است. او در پراهمیت جلوه دادن این شاخص فرهنگی به آثار پهلوی پیشِ رو، نظر داشته است؛ ازجملة آنها باید از رساله هایی چون: دینکرد، مینوی خرد، ارداویراف نامه، اندرزنامة بزرگمهر، اندرز آذرپادمارسفندان و...نام برد. در این پژوهش کوشیده میشود به بررسی جایگاه رفیع آزرم و ادب در فرهنگ ایران باستان از دیدگاه شاهنامه و متون پهلوی پرداخته شود و بر این نکته تأکید گردد که فردوسی در پرداختن به این موضوع صرف نظر از علقه ها و باورهای فرهنگی خویش تحت تأثیر متون پهلوی بوده است.
۱۵۷.

حکمت های تعلیمی مشترک در شاهنامة فردوسی و نهج البلاغه

کلید واژه ها: شاهنامهنهج البلاغهپند و اندرزادبیات تعلیمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۸ تعداد دانلود : ۴۷۲
شاهنامة فردوسی مجموعه ای دلپذیر از معارف ارزندة بشری است. دامنة این معارف آنچنان گسترده است که این اثر بزرگ را از زمرة آثار حماسی محض فراتر برده و آن را به دایرةالمعارفی از اخلاق، علم و دانش، تعلیم و تربیت، عدل و داد تبدیل کرده است. با اندک تأملی در شاهنامه، تأثیر تعلیمات ادیان الهی را در آن در مییابیم اما آنچه در این زمینه بیشتر جلوه گری میکند، پیوند بسیار عمیق شاهنامه با مبانی اسلام و بهره مندی از قرآن و کلام امامان معصوم است. خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه نیز دریای جوشانی از علم، فضل، تعلیم و تربیت و معارف ارزندة بشری است. در این مقاله سعی برآن است تا نکات تعلیمی مشترک در شاهنامة فردوسی و نهج البلاغة امام علی(ع)مورد بررسی قرار گیرد.
۱۵۸.

تحلیل گفتمان انتقادی هویت ایرانی در شاهنامة فردوسی (مورد مطالعه: داستان سیاوش)

کلید واژه ها: شاهنامهتحلیل گفتمان انتقادیهویت ایرانیهویت انیرانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی مسایل ایران هویت در ایران
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی تاریخی تاریخ ایران
تعداد بازدید : ۲۱۸۳ تعداد دانلود : ۹۸۸
شاهنامة فردوسی با روایت گذشتة ایرانیان بخش زیادی از عناصر هویت ایرانی را به زمان حال انتقال داده است. در این نوشتار به منظور شناخت هویت ایرانی و تقابل آن با غیرایرانی و بستر زمانی و مکانی به وجود آورندة شاهنامه، از روش تحلیل گفتمان انتقادی استفاده شده است. نتایج واکاوی متن داستان سیاوش نشان می دهد گفتمان هویت ایرانی به واسطة تقابل با گفتمان هویت انیرانی شکل گرفته و در هر دو گفتمان، بعد سیاسی هویت از اهمیت بیشتری برخوردار است. فردوسی نهاد سیاسی را نگهبان آزادی و استقلال ایران زمین می داند. درواقع، او با توجه به شرایط زمان خویش و غلبة عرب ها بر ایران، ایدة سیاسی خود را در قالب شاه آرمانی بیان کرده است. شاه آرمانی با ویژگی های فرّ ایزدی، داد و خرد دال مرکزی گفتمان هویت ایرانی بوده است و درمقابل، از شاه انیرانی به عنوان دال مرکزی هویت انیرانی که فاقد فره ایزدی داد و خرد است، مشروعیت زدایی شده است.
۱۵۹.

دگردیسی ایندرا به رستم

کلید واژه ها: شاهنامهاسطورهرستمریگ وداایندراپیکرگردانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد اسطوره ای
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات ایرانی پیش از اسلام اوستایی
تعداد بازدید : ۱۳۹۲ تعداد دانلود : ۶۶۹
شخصیت رستم(1) در شاهنامه و ایندرا در ریگ ودا ـ کتاب مقدس هندی ها ـ آن قدر به هم شباهت دارد که هر دو در یک پژوهش کنار هم مقایسه و تحلیل شوند. این پژوهش با طرح شباهت ها در وظایف، اعمال و شخصیت هر دو اسطوره و با ذکر شواهدی از هر دو کتاب می کوشد این نظریه را تقویت کند که رستم دگردیسی/تغییر یافته ایزد ایندرا است؛ ایندرا که زمانی مورد ستایش هر دو قوم آریایی هند و ایران بود، در سال های بعد در ایران با عبور از صافی دین زردشت- که مجالی برای چند خدایی باقی نمی گذاشت- به شکل پهلوانی درآمد. نگاهی دقیق به رفتار و ویژگی های رستم در شاهنامه همان شخصیت ایزدی او را که هنوز در هند ایندرا نامیده می شود، به ذهن می آورد. در این پژوهش به سی مورد از این شباهت ها اشاره می کنیم.
۱۶۰.

ساختارشناسی تطبیقی داستان رستم و اسفندیار در نهایةالارب و شاهنامه

کلید واژه ها: شاهنامهفردوسیرستماسفندیارابن مقفعنهایه الارب

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد ساختارگرا
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۱۲۶۶ تعداد دانلود : ۶۳۷
این مقاله به بررسی تطبیقی ساختار داستان رستم و اسفندیار به روایت ابن مقفع در نهایة الارب و فردوسی در شاهنامه بر اساس دیدگاه هانزن (بررسی و مقایسه در دو سطح کلی و جزیی) می پردازد. بدین منظور نخست روایت های مشابه با روایت ابن مقفع و فردوسی گردآوری شده و به تفاوت بنیادین این روایت ها، یعنی زردشتی بودن یا نبودن رستم، پرداخته شده است. پس از آن، ساختار داستان ها در دو سطح کلی و جزیی مورد بررسی قرار گرفته و این نتیجه حاصل شده است که روایت ابن مقفع روایتی تاریخی با ساختاری پیوسته است که در شاهنامه به چند داستان تقسیم شده است، اما روایت فردوسی داستانی هنری و شاعرانه است.