مطالب مرتبط با کلید واژه " ایدیولوژی "


۱.

بازنمایی زندگی روزمره در خیابان

کلید واژه ها: فرهنگبازنمایینشانه شناسیرمزگذاریپلیسمهندسدال و مدلولایدیولوژیلات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۹
هدف مقاله حاضر تحلیل محتوای کیفی «کلیپ های تلویزیونی راهنمایی و رانندگی» است. بدین منظور از میان این کلیپ ها 44 کلیپ انتخاب شد (توانستیم تهیه کنیم) و سپس با اتخاذ رویکرد نشانه شناسی تلاش کردیم تا توصیفی نشانه شناسانه از رمزگان اجتماعی، فنی و ایدئولوژیک این کلیپ ها به تصویر بکشیم. به همراه توصیف رمزگذاری های حاکم بر نظام نشانه ای این کلیپ ها و نحوه بازنمایی آنها، نشان داده ایم که دال های این کلیپ ها علاوه بر معانی مکشوف خود، ساختارهای معنایی پنهان و نامکشوف دارند. تلاش کرده ایم تا با رمزگشایی از نشانه اهی تیپ هایی چون "لات پایین شهری"، "لات بالا شهری" و "مهندس" نحوه بازنمایی تیپ های اجتماعی را در این کلیپ ها نشان دهیم. همچنین سعی کرده ایم تا پیام های مخدوشی که در سطح دلالت های ضمنی پیام های این کلیپ ها وجود دارد را نیز بیان کنیم. از این زاویه، معتقدیم مدلول های این کلیپ ها دلالتمند هستند و بر ساخته فرهنگی و گفتمانی اند.
۲.

ایدئولوژیهای سازمانی موثر بر ظهور جنبش ملی نفت ایران براساس نظریه رفرم اسملسر

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۰
مولفه های فرهنگی در وقوع جنبش اجتماعی همواره تعیین کننده است. نظریه جنبش اصلاحی نیل اسملسر در مراحل ششگانه اش به ایدئولوژی و باورهای تعیمیم یافته، پیش از وقوع جنبش می پردازد. رشد و انتشار باور عمومی همزمان و در ادامه فشارهای ساختاری شکل می گیرد و شامل دو فاکتور اصلی علت و منبع فشار و پاسخ مناسب برای آن می شود. در این مقاله پرسش اصلی این است که باورهای تعمیم یافته در جنبش ملی نفت کدام است؟ برای پاسخ گفتن بدین پرسش انواع ایدئولوژی های موجود در دهه بیست قبل ظهور جنبش ملی نفت تمیز داده شده است. در این راستا تشکل های مختلف اپوزیسیون مبنا قرار گرفته و مواضع هرکدام درباره دو مولفه عمده منبع فشار و راه حل رفع فشار از دل داده های تاریخی بیان گردیده است. روش تحقیق تاریخی تطبیقی و روش گرداوری داده ها اسنادی است.
۳.

تبیین جامعه شناختی گفتار هویت سیاسی و تحولات معنایی آن در گفتمان انقلاب اسلامی ایران 1357 (مورد مطالعه: سال های خرداد 76 تا خرداد 92)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۲۷
این مقاله مستند به پژوهشی است که با هدف بررسی و تبیین جامعه شناختی گفتار هویت سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی به انجام رسیده است . بدین منظور مفهوم هویت سیاسی را محور بررسی قرار داده و تغییر و تحول معنایی آن را ابتدا در گستره ی نظام معنایی گفتمان کلان انقلاب اسلامی و سپس در دو گفتمان اصلاحات و محافظه کاردر قالب تحلیل درون متنی و بینامتنی با تکیه بر نظریه ی گفتمان و روش تحلیل انتقادی گفتمان در شش مقطع مهم تاریخی و تأثیر گذار این دوران بررسی کرده ایم. سپس درقالب تحلیل برون متنی به بررسی زمینه های تاریخی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی هر دوران پرداخته ایم .این تحلیل و تبیین در پایان، انواعی از تیپولوژی نهایی در خصوص موضوع را پیش روی ما گشوده است ؛ که عمده ترین آنها عبارتند از : هویت سیاسی مطلوب سوژه قانون گرای آزادی خواه، سوژه دموکراسی طلب استبداد گریز، سوژه مذهب مدار عدالت خواه ، سوژه تکلیف مدار انقلابی ، سوژه مردم گرای خشونت ستیز ، سوژه ی اعتدال گرای منتقد و حق طلب.
۴.

بررسی شگردهای خوانش انتقادی در کتاب های تصویری داستانی ایرانی

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۲
نابرابری قدرت افرینندگان اثار ادبی ویژه ی کودکان و نوجوانان با مخاطبان خود از یک سو و پذیرش ناگزیری اغشته بودن متن های کودکان و نوجوانان به ایدیولوژی ازسوی دیگر، منتقدان و نظریه پردازان ادبیات کودک را به این بحث کشانده است که باید خوانندگان کم سال را از حضور و چگونگی حضور ایدیولوژی در متن اگاه کرد تا خواننده به جای پذیرش یک سویه به خواننده ی کنشگر متن تبدیل شود و بدین وسیله، خود را از فشار ایدیولوژی کتاب برهاند. سخنان نودلمن (۲۰۰۰) پیرامون تاثیر فاصله گذاری بر مخاطب، مگیلیس (۲۰۰۹) در اهمیت و کارکرد چندصدایی، استیونز (۲۰۱۱) درباره ی نقش گفت وگومندی نمونه هایی از ادعای یادشده اند. ضمن تاکید بر نقش مابان و اموزگاران، می توان انتظار داشت که مؤلفان اثار، راه خوانش انتقادی را بر خواننده باز گذارند. برخی کتاب های تصویری داستانی که در دهه های اخیر در ایران منتشر شده است، نشان از توجه بعضی پدیداورندگان این اثار به چنین رویکردی دارد. مقاله ی حاضر، به دنبال کشف شگردهایی است که افرینندگان کتاب های تصویری داستانی ایران، جهت گسترش توانایی خوانش انتقادی خوانندگان کم سال خویش به کار می گیرند. این پژوهش از نوع کیفی، روش داده یابی اسنادی و روش داده کاوی، تحلیل محتوا به روش استقرایی است. تحلیل های این پژوهش نشان می دهد که هر دو نمونه ی پژوهش، در این مسیر گام برداشته اند؛ اما امکان خوانش انتقادی در ان ها به صورت کامل فراهم نیامده است.
۵.

بررسی و تحلیل روایتگری ایدیولوژیک در تاریخ نگاری شاهنامه بر مبنای رستم هرمزد در پایان شاهنامه

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۳۸
از مسایل مهم مورد بررسی تاریخ نگاری، شناخت محرک تاریخ نگار به سمت تاریخ نگاری و هدف او از نوشتن تاریخ است. هدف مورخ از نگاشتن تاریخ، بر ساختار تاریخ او تأثیر می گذارد و در آن نمود پیدا می کند. روایت مورخ از حوادث تاریخی، روایت معناداری است که باعث شکل گرفتن نتیجه ای ویژه در ذهن خواننده می شود. هدف او از تاریخ نویسی ترویج یا تأیید یک ایدیولوژی از خلال روایات تاریخی است. تاریخ نگاری ابزار و رسانه مستندسازی ایدیولوژی است. این گونه، مورخ یک روایت تأییدگر را از رخدادها سامان می دهد. در این پژوهش، می توان شاهنامه را همچون تدوینگران، شاعر خوانندگان روزگار تألیف، متنی تاریخی دید و با کمک دانش روایت شناسی، روایتگری ایدیولوژیک را در آن ردیابی کرد و از روایت، به ایدیولوژی بعضاً پنهان سازنده آن پی برد. بخش محوری این بررسی، «پادشاهی یزدگرد» در انتهای شاهنامه با چهارچوب نظری بوطیقای زمان روایی ژرار ژنت است.
۶.

پراتیکِ فلسفه، سیاست و نقد ایدئولوژی نزد لویی آلتوسر

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
آلتوسر مسیله ی ایدیولوژی را وارد سطح جدیدی از بحث می کند. او با وام گرفتن ایده هایی از «روانکاوی» فرویدی مفاهیم علوم انسانی را دوباره صورتبندی می کند. وقتی آلتوسر ایدیولوژی را نه «آگاهی کاذب» و یا «آگاهی از جهان واژگون»، بلکه قسمی «ناآگاهی» تعریف میکند؛ همزمان با انسانگرایی (humanisme) و اقتصادگرایی (economisme) سر ستیز دارد. نزد آلتوسر این امر بازصورتبندی تز های بنیادی مارکس است، به جهت تحقق آن. آلتوسر بلافاصله با انواع نقد هایی مواجه شد که وجوه متنوع نظریه ی او را آشکار کردند. او منطق بحث خود را با آغاز از مسیله ی «بازتولید» پی می گیرد و آن را با «انقیاد» (subjection) پایان می بخشد. آشکار خواهیم کرد که آلتوسر نمی تواند از «ایدیولوژی» بحث کند مگر آنکه تمایز آن از «علم» و «سیاست» را از قبل روشن کرده باشد. و نتیجه خواهیم گرفت بدون روشن کردن عناصری بنیادی چون «سیاست» و «فلسفه» نخواهیم توانست مسیله ی ایدیولوژی را پاسخ دهیم. اما در ادامه نیز آشکار می شود خود فلسفه چیزی نیست جز سیاست نشخوار شده (ruminé) یا پرداخت شده. و بنابراین برای آلتوسر فلسفه را نمیتوان مفهوم پردازی کرد. فلسفه هیچ ذاتی ندارد، بلکه تنها می توان فلسفه را به کاربست. مدعی هستیم در آلتوسر پراتیک فلسفی، کنش سیاسی نظری یا نقد ایدیولوژی است و گرچه غایت این فعالیت فعلیت خود فلسفه است، اما در نظریه ی آلتوسر امکان فراروی در سطح «فعیلت» یا رستگاری (Emancipation) فراهم نیست. در نهایت می بینیم که هرچند آلتوسر نسبتی عقلانی بین فلسفه، سیاست و ایدیولوژی را شرح می دهد اما تنها می تواند «نقد» را در سطح سیاسی تبیین کند و توان فراروی از آن را ندارد.