چکیده

متن

 

یکی از شئون عبادت
عبادت ذات اقدس اله، شئونی دارد. گاهی به صورت فکر و ذکر و شکر است؛ گاهی به صورت حرکت و زمانی به صورت سکون. تا معبود (عزّ وجلّ) چه دستور دهد و رسول معبود (صلی الله علیه و آله و سلم) چه پیامی آورده باشد.
آنجا که فکر و ذکر و شکر عبادت است، آیات و روایات در خصوص آن فراوان وجود دارد و نیازی به شرح آن نیست. و آنجا که حرکت، عبادت باشد، نظیر طواف که گشتن به دور کعبه، خود عبادت است و مانند سعی بین صفا و مروه که آن حرکت مخصوص و هروله‌ای که در آن است، خود عبادت محسوب می‌شود، و به قصد قربت انجام می‌گیرد. و آنجا که توقّف عبادت است، مانند وقوف در عرفات و مشعر و منا؛ البته آن جا “وقوف” به معنای “سکون” نیست؛ ولی حرکت هم واجب نیست. صِرف ماندن در عرفات و مشعر و منا با آن آداب و سنن خاصّ، واجب است.
پس معبودْ گاه دستور حرکت و هروله می‌دهد، نظیر سعی بین صفا و مروه؛گاهی دستور گردش به دور خانه‌ی‌ خود را لازم می‌داند، نظیر طواف در حج و عمره؛ گاهی هم وقوف و عکوف و اقبال همراه با تعظیم و بزرگداشت را در خانه‌ی‌ خود، واجب یا مستحب می‌شمارد، نظیر اعتکاف.
عکوف یعنی اقبال و روی آوردن به چیزی همراه با تعظیم و بزرگداشت آن[۱]. اعتکاف در مسجد، خود نوعی عبادت است که حرکت در آن شرط نیست؛ سکون هم در آن معتبر نیست؛ مانند وقوف در عرفات، مشعر و مِنا.
بارزترین مصداق بندگی
در فضیلت اعتکاف همین بس که معادل طواف خانه‌ی‌ خدا قرار گرفته و عِدْل و قسیم و همتای رکوع و سجود به شمار آمده است.
دو تن از پیامبران بزرگ الهی مأمور شدند تا کعبه و حریم آن را از لوث وجود “وثنیّت” و “ثنویّت” تطهیر کنند تا عبادت‌کنندگان در مطاف و در کنار قبله و حرم ذات اقدس اله به طواف و اعتکاف و رکوع و سجود بپردازند.
ذات اقدس اله در این زمینه می‌فرماید: “وإذ جعلنا البیْت مثابةً للنّاس وأمْناً واتّخذوا من مقام إبراهیم مصلّی وعهدنا إلی إبراهیم وإسمعیل أن طهّرا بیتی للطائفین والعاکفین والرّکع السجود”[۲]. و به یاد آورید زمانی که خانه‌ی‌ کعبه را محل بازگشت و جایگاه امنیت مردم قرار دادیم و از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود برگزینید. و ما به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه‌ی‌ مرا برای طواف‌کنندگان و معتکفان و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان، از هر گونه آلودگی تطهیر کنید.
از این که اعتکاف در کنار طواف و عِدْل رکوع و سجود قرار گرفته، معلوم می‌شود که از بارزترین مصادیق بندگی در پیشگاه ذات اقدس اله است.
دو نکته مهم در اعتکاف
آنچه بر اهمیت و فضیلت اعتکاف می‌افزاید دو نکته است که یکی مهم و دیگری مهمتر است؛ نکته‌ی‌ مهم آن است که اعتکاف همچون نماز نیست تا بتوان آن را در هر مکانی بجا آورد. در مورد نماز، بر پایه‌ی‌ “جُعلتْ لى الأرض مسجداً وطهوراً”[۳] می‌توان آن را در هر مکانی انجام داد؛ حال آنکه اعتکاف، چنین نیست. اعتکاف باید در مسجد و خانه‌ی‌ خدا باشد. آن هم نه هر مسجدی، بلکه مسجد اعظم، یا به تعبیری دیگر مسجد جامع و یا مسجد الحرام و مسجد النبیّ (صلی الله علیه و آله و سلم) یا مسجدی که معصوم (علیه‌السلام) در آن نماز جمعه و یا جماعت اقامه کرده باشد؛ یا امامی عادل هر چند غیر معصوم در آن نماز جمعه یا جماعت برپا کرده باشد.
پس اعتکاف باید در مسجدی باشد که مصلای توده‌ی‌ مسلمانان است؛ یعنی مسجد جامع یا اعظم، و مسجدی که در شهر، جزو بزرگترین مسجدهاست و جماعتهای رسمی در آن اقامه می‌شود. بنابراین، مسجد بودن خود مزیت است و اقامه‌ی‌ نماز جمعه یا جماعت در آن، مزیّتی دیگر. انعقاد اعتکاف در مسجد متروک و مهجور صحیح نیست. عده‌ای که اعتکاف را به خصوص مسجد الحرام و مسجد النّبی (صلی الله علیه و آله و سلم) یا مساجد چهارگانه اختصاص داده‌اند، باید سخن آنان را بر افضلیت حمل کرد و نه تعیّن.
نکته‌ی‌ مهمتر آن است که “روزه” که خود از ارکان مهم دین و از مبانی مهم و اصیل اسلام است، که: “بُنی الاسلام علی خمسٍ: علی الصلاة والزکاة والصوم والحجّ والولایة”[۴] عبادتی که بدین پایه از اهمیت است، شرط اعتکاف قرار گرفته است، ارزش اعتکاف به حدی است که یکی از برجسته‌ترین ارکان دین، شرط آن قرار می‌گیرد! همانگونه که نماز بدون طهارت تحقق نمی‌یابد؛ که: “لا صلاة إلاّ بطهورٍ”[۵] اعتکاف هم بدون روزه صحیح نیست؛که:”لا اعْتکاف إلاّ بصومٍ”[۶]. و این از سخنان بلند ائمه‌ی‌ اطهار (علیهم‌السلام) است.
اعتکاف باطل
اعتکاف، از برجسته‌ترین مقام بندگی و بردگی در پیشگاه ذات اقدس اله است. عدّه‌ای همین عکوف و اقبال و تعظیم را در برابر “اوثان” و “اصنام” داشته‌اند؛ مانند سامری که در برابر گوساله‌ی‌ خود عکوف داشت. خداوند متعال بر روی همه‌ی‌ اعتکافها و بندگیهای دروغین، مُهر بطلان زده است.
ذات اقدس اله، سخنان یاوه و بیهوده بت‌پرستان و دوگانه‌پرستان را این گونه نقل می‌کند: “فأتوْا علی قومٍ یعْکفون علی أصنامٍ لهم قالوا یا موسی اجْعل لنا إلهاً کما لهم الهة قال إنکم قوم تجْهلون”[۷] بنی اسرائیل به گروهی رسیدند که با تواضع و خضوع گرداگرد بتهایشان جمع شده بودند. آنان به موسی گفتند: تو هم برای ما خدایی قرار بده، همانگونه که آنان خدایانی دارند؛ موسی گفت: شما مردمی جاهل هستید.
در جایی دیگر از زبان حضرت موسی(علی نبیّنا وآله وعلیه السّلام) درباره‌ی‌ سامری می‌فرماید: “وانْظر إلی إلهک الّذی ظلْتَ علیه عاکفاً لنحرّقنّه ثمّ لنفسفنّه فی‌الیمّ نسْفاً” [۸]و نگاه کن به معبودت که پیوسته بر آن معتکف بودی؛ آن را خواهیم سوزاند و ذرّات آن را به دریا می‌ریزیم.
عکوف در این آیه همان اقبال و تعظیم و گرایش و کُرنش است؛ که چون در مقابل باطل بوده، مردود و نکوهیده است.
پیامبران بزرگ الهی از جمله ابراهیم خلیل (علیه‌السلام) مردم را از خضوع و عکوف و کرنش در برابر بتها باز داشته‌اند. در قرآن مجید از زبان حضرت ابراهیم می‌خوانیم که به عمو و قومش گفت: “ما هذه التماثیل الّتی أنْتم لها عاکفون”[۹] این مجسّمه‌ها و بتهایی که بر آن عکوف و کُرنش می‌کنید، چیست؟.
این گونه عکوفها، همگی باطل و محرّم است؛ ولی عکوف و اعتکاف با آداب و سنن خاص خود که تنها برای ذات اقدس اله باشد، صحیح و مشروع و سازنده است.
اعتکاف، عبادتی مستقل
مرحوم مقدس اردبیلی که توانست هم در علم، محقق و هم در عمل، منزّه و مقدّس باشد، بیان شیوایی درباره‌ی‌ اعتکاف دارد. او می‌فرماید: مبادا کسی گمان کند که اعتکاف، مقدّمه است برای عبادتی دیگر. کسی که با طهارت وارد مسجد می‌شود و روزه می‌گیرد و قصد می‌کند که قربةً الی الله اعتکاف کند این خود، عبادت است؛ نه این که اعتکاف شرط و مقدّمه برای عبادتی دیگر باشد. اعتکاف عبادت مستقلّ است. همانگونه که هر یک از حجّ، عمره، روزه و نماز عبادتهایی مستقل هستند[۱۰].
اعتکاف بندگان صالح
از اینکه گفته شد روزه با همه‌ی‌ فضیلتی که دارد شرط اعتکاف است، روشن می‌شود که انسان معتکف، در پیشگاه ذات اقدس اله عکوف و اقبال دارد و غیر خدا را کنار زده است.
اگر معتکف در پیشگاه خدایی که “لم یکن له کفواً أحدٌ”[۱۱] اعتکاف کرده، پس هیچ عکوفی، همتای اعتکاف او نیست؛ زیرا ارزش و منزلت هر اعتکافی به ارزش مبدئی که اعتکاف در پیشگاه او و برای اوست، بستگی دارد. پس هیچ اعتکافی کفو و همتای اعتکاف بندگان صالح خدا نیست.
از آن جا که ذات اقدس اله برای اعتکاف، حرمت قایل شده است، آن انسان کامل یعنی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بسیاری از مواقع به خصوص ماه مبارک رمضان و بالاخص در دهه‌ی‌ سوم آن، در مسجد معتکف می‌شد.
آنچه در این باره از عترت طاهرین (صلوات‌اللهعلیهم) رسیده آن است که کمترین مدت اعتکاف سه روز است[۱۲]. این نظریه نه تفریط یک ساعت را دارد و نه افراط ده روز را.
اعتکاف و قضای حاجت مؤمن
گرچه خروج از مسجد برای معتکف روا نیست؛ ولی برای شرکت در نماز جمعه و یا انجام کارهای ضروری می‌توان از مسجد خارج شد. چنانکه حل مشکلات نظام اسلامی و رفع نیاز نیازمندان در جامعه‌ی‌ اسلامی چنان مهمّ است که برای حلّ گره و مشکل یک مسلمان به معتکف اجازه داده شده همچنان که در حال اعتکاف است، از مسجد بیرون آید، مشکل نظام و مردم را حل کند و دوباره به جای خود برگردد که آن هم ادامه‌ی‌ همین عبادت به حساب می‌آید نه بیگانه و جدای از آن؛ چون ارزش اعتکاف به عبادت بودن آن است. همان‌طور که وقوف در منا و مشعر و عرفه، عبادت است.
میمون بن مهران می‌گوید: من در پیشگاه امام مجتبی (علیه‌السلام) مشرّف بودم، در حالی که ایشان معتکف بودند. مردی به محضرشان شرفیاب شد و عرض کرد: مقروض هستم، کسی که از من طلب دارد، مطالبه کرده و چون قدرت پرداخت ندارم، می‌خواهد مرا به زندان بیفکند. امام حسن (علیه‌السلام) فرمود: پـولی ندارم که دِین شما را ادا کنم. آن شخص به امام (علیه‌السلام) عرض کرد: شما اگر بیایید با طلبکار صحبت کنید، ممکن است به پاس حرمت شما مرا به زندان نبرد.
میمون بن مهران می‌گوید: دیدم حضرت آماده شد که کفش بپوشد و از مسجد خارج شود. عرض کردم: آیا فراموش کرده‌اید که در حال اعتکاف هستید و معتکف نباید در حال اعتکاف از مسجد خارج شود؟ امام (علیه‌السلام) فرمود:
فراموش نکرده‌ام؛ ولی پدرم از جدّم رسول اکرم ‌(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرد که اگر کسی گره‌ای از کار مسلمین یا شخص مؤمنی بگشاید و حاجت او را برآورده سازد، مانند آن است که نُه هزار سال خداوند را عبادت کرده، روزها را به روزه و شبها را به شب زنده‌داری سپری کرده باشد[۱۳].
در روایتی دیگر از امام صادق ‌(علیه‌السلام) آمده است که تلاش برای قضای حاجت برادر مسلمان پاداش یک حج و یک عمره و دو ماه اعتکاف در مسجدالحرام را دارد[۱۴].
خداوند متعال معتکفان آستان قدس و ساحت جلال و جبروت خود را ناامید بر نمی‌گرداند. و اگر معتکف به دعا هم مشغول باشد، که این جهت نیز مقرّب او به خداوند متعال است، این عناصر محوری پنجگانه (نماز، روزه، دعا، حضور در مسجد، اعتکاف) را دارد و بهترین حال را برای دعا پـیدا می‌کند.
شایسته است که معتکف در چنین حالی اولا ً ظهور ولیّ ذات اقدس اله، بقیّة الله (ارواحنا فداه) را مسئلت دارد، آنگاه بقا و دوام نظام، صیانت و عظمت مقام معظم رهبری، بقای حوزه و دوام آن، رشد و تعالی روحی حوزه و صیانت و عظمت مراجع تقلید و صیانت و عظمت امت اسلامی و نجات مسلمانان محروم در شرق و غرب عالم را از ذات اقدس اله درخواست کند.
چون برای اجابت دعاهای جزئی شرایط زیادی لازم نیست می‌توان آنها را همیشه انجام داد. لذا در بسیاری از مواقع، به اجابت می‌رسد. اما دعاهای کلّی همیشه مستجاب نیست؛ چون استجابت آنها متوقف بر وجود شرایطی است. دعاهای کلّی و وسیع از روح وسیع، سرچشمه می‌گیرد. روح وسیعی که نه تنها به بارگاه عرش الهی رسیده باشد، بلکه از آن نیز گذشته باشد. قلب مؤمن، عرش خداست[۱۵] و قلب ولی خدا کرسی خداست. چنین قلبهایی اگر دعا کنند قطعاً مستجاب است؛ زیرا آن عناصر پنجگانه که گذشت، به خوبی زمینه‌ی‌ استجابت دعا را فراهم می‌کند.
پیشنهاد ما این است که خواهران گرانقدر هم در اعتکاف شرکت کنند؛ چون فضیلت اعتکاف، مخصوص “انسان” است؛ نه مذکر و یا مؤنث. ذکورت و انوثت وصف تن است، نه وصف جان و اعتکاف مربوط به جان آدمی است.
دعا و مناجات در حال اعتکاف
اعتکاف در ایّام البیض (روزهای ۱۳، ۱۴و ۱۵ ماه رجب) از فضیلت خاصّی برخوردار است. ماه رجب ماه ولایت و ماه اولیای خداوند است. اعتکاف در این ایّام، مصادف با زمانی است که دعا در آن مستجاب است. طبیعی است که اعتکاف در چنین زمانی، فیض خاصّ خود را دارد. دعا در همه حال عبادت است، به ویژه آنکه با اعتکاف همراه باشد.
روزه‌داری که بر اساس آیه شریفه “ولا تباشروهن وأنتم عاکفون فی المساجد”[۱۶] از لذایذ جنسی حلال و مانند آن پرهیز کند یقیناً از حرام نیز چشم‌پوشی می‌کند. کسی که به فکر آن نیست تا غرایز خود را از هر راهی هر چند حلال ارضا کند، قهراً صفای ضمیر و طهارت روحی، بهره‌ی‌ او می‌شود. این انسان با صافی ضمیر و طهارت روح، توان آن را دارد که با ذات اقدس اله مناجات کند؛ چون هم نماز دارد، هم روزه دارد و هم در مسجد و در خانه‌ی‌ کسی است که میهمانان خود را ناامید بر نمی‌گرداند. پس دعای بنده‌ی‌ روزه‌دار نمازگزار و معتکف یقیناً مستجاب است.
خداوند متعال به همگان نزدیک است؛ اما به روزه‌داران، داعیان، نمازگزاران و میهمانان خود که ضیوف الرحمان هستند، نزدیکتر است. پس انسان معتکف از چند جهت به خدا نزدیک است. روزه‌اش مایه‌ی‌ قرب اوست؛ چون آن را قربةً الی الله انجام داده. نمازش مایه‌ی‌ قرب اوست؛ چون “الصلاة قربان کلّ تقىّ”[۱۷] حضورش درمسجد، مایه‌ی‌ تقرّب اوست؛ چون در خانه‌ی‌ کسی است که بندگان روزه‌دار و صالح خود را نومید بر نمی‌گرداند. اعتکاف او هم به خودی خود ابزار تقرّب اوست.
خواهران و برادران در پیشگاه ذات اقدس پروردگار، دعای کلی و وسیع و جامع داشته باشند، تا سراسر جهان اسلام از گزند استکبار و دیگران نجات پیدا کند. هم نظام اسلامی از شر ابرقدرتها رهایی یابد و هم ملل اسلامی از سلطه‌ی‌ ستمگران نجات یابند.
نظام اسلامی، حامی اعتکاف است. مراجع تقلید و مدرسان و علمای معظّم، حامی اعتکافند. طلاب گرانقدر حامی و علاقمند به اعتکافند. همه‌ی‌ اقشار مردم اعمّ از روحانی و غیر روحانی در کنار مائده‌ی‌ اعتکاف حضور دارند؛ چه بهتر که از این فیض و فوز الهی بهره‌ی‌ جامع بگیریم و نه تنها به فکر خود و نزدیکان خود بلکه به فکر اسلام و مسلمین باشیم و برای همه دعا کنیم.
به امید آن روز که غرب و شرق عالم در پیشگاه قرآن و عترت و ذات اقدس اله معتکف باشند.
پاورقی:ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*. کتاب حکمت عبادات, تالیف حضرت آیت الله جوادی آملی, ص ۱۸۱-۱۹۰
۱/ “عکفه أى حبسه ووقفه … ومنه الاعتکاف فى المسجد،وهوالاحتباس وعَکَف علی الشىء یعکُفُ ویعکِفُ عکوفاً، أى أقبل علیه مواظباً (صحاح جوهری، ج ۳، ص ۱۴۰۶) “العکوف الإقبال علی الشىء وملازمته علی سبیل التعظیم له، والاعتکاف فى الشرع هو الاحتباس فى المسجد علی سبیل القربة” (مفردات راغب، ص ۳۵۵) “عکف”.
۲/ سوره‌ی‌ بقره، آیه‌ی‌ ۱۲۵/
۳/ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۴۲۲، ح ۲/
۴/ اسلام بر پنج پایه استوار است: زکات، نماز، روزه، حج، ولایت. (کافی، ج ۲، ص ۱۸).
۵/ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۹، ح ۲/
۶/ کافی، ج ۴، ص ۱۷۶/
۷/ سوره‌ی‌ اعراف، آیه‌ی‌ ۱۳۸/
۸/ سوره‌ی‌ طه، آیه‌ی‌ ۹۷/
۹/ سوره‌ی‌ انبیاء، آیه‌ی‌ ۵۲/
۱۰/ مجمع الفائدة والبرهان، باب اعتکاف، ص ۳۵۱/
۱۱/ سوره‌ی‌ اخلاص، آیه‌ی‌ ۴/
۱۲/ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۴۳/
۱۳/ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۵۵۰، ح ۴/
۱۴/ همان، ص ۵۵۵، ح ۱/
۱۵/ “قلب المؤمن عرش الرحمن” (بحار، ج ۵۵، ص ۳۹).
۱۶/ سوره‌ی‌ بقره، آیه‌ی‌ ۱۸۷/
۱۷/ نهج‌البلاغه، حکمت ۱۳۶/

تبلیغات