علوم اجتماعی (علامه طباطبایی)

علوم اجتماعی (علامه طباطبایی)

علوم اجتماعی علامه 1382 شماره24

مقالات

۱.

فاصله قومى و عوامل موثر بر آن در ایران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۹ تعداد دانلود : ۶۷۷
" وجود احساس نزدیکى و پذیرش اجتماعى در بین اقوام ایرانى، یکى از مطمئن ترین راه هاى نیل به همبستگى و وفاق اجتماعى در ایران به شمار مى آید. این مقاله با اتخاذ رویکردى جامعه شناختى، به بررسى میزان فاصله اجتماعى ساکنان شهر بانه (که به لحاظ قومیتى کرد هستند) از اقوام ایرانى و عوامل موثر بر آن مى پردازد. در این پژوهش، منظور از فاصله اجتماعى، گرایش اعضاى یک قوم به پذیرش یا طرد اعضاى اقوام دیگر است. این گرایش ابعاد شناختى، عاطفى و آمادگى براى عمل را شامل مى شود. بنابراین براى تحلیل آن با مرور دیدگاه ها و نظریه هاى سطح خرد جامعه شناسى و روان شناسى اجتماعى و منابع تجربى موجود، چارچوب مفهومى مناسبى تنظیم گردیده است. در اجراى تحقیق از روش پیمایشى و براى گردآورى داده ها نیز از پرسشنامه استفاده شده است. مصاحبه با نمونه 399 نفرى از ساکنان شهر بانه نشان مى دهد که پاسخگویان، کم ترین فاصله اجتماعى را با قوم فارس و بیش ترین فاصله را با قوم عرب دارند. در جمع بندى سلسله مراتب ترجیحات قومى، در بین پاسخگویان به ترتیب اقوام فارس، آذرى، بلوچ، لر و عرب قرار مى گیرند. یافته هاى تحقیق، ناکافى بودن رویکردهاى مبتنى بر جامعه شناسى خرد را در مطالعه و بررسى فاصله قومى در ایران نشان مى دهد. با توجه به این که مسئله فاصله قومى و به تبع آن تعاملات اقوام در ایران، متاثر از فضاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى کشور و تحولات تاریخى مرتبط با آن است، توجه به دیدگاه ها و نظریه هاى سطح کلان نظیر نظریه استعمار داخلى هشتر، که بر متغیرهایى نظیر میزان محرومیت، میزان تبعیض و نابرابرى هاى اقتصادى در بین اقوام در شکل گیرى هویت و بسیج قومى تاکید دارد و تلفیق آن ها با نظریه هاى سطح خرد، ضرورى به نظر مى رسد. یافته هاى این پژوهش نشان مى دهد که مسئله فاصله اجتماعى بین اقوام در ایران وجود دارد و لذا اهمیت و ضرورت اتخاذ و تدوین سیاست قومى مناسب در ایران در جهت کاهش این فاصله ها مورد توجه و تاکید خاص قرار گرفته است. "
۲.

بررسى مقایسه اى رشد اخلاقى نوجوانان سیزده و شانزده ساله آزاردیده و آزارندیده شهرکرد در سال 81-82

تعداد بازدید : ۴۰۵ تعداد دانلود : ۴۰۴
" پژوهش حاضر با هدف بررسى رشد اخلاقى نوجوانان آزاردیده و آزارندیده در ابتدا و میانه نوجوانى اجرا گردید. نمونه این پژوهش با استفاده از نمونه گیرى خوشه اى از بین دانش آموزان مدارس دخترانه و پسرانه شهرکرد در دو مقطع دوم راهنمایى و دوم دبیرستان به دست آمد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه آزاردیدگى و آزمون تبیین مسائل براى بررسى رشد اخلاقى بود. بر اساس نمرات، آزمودنى ها در پرسشنامه آزاردیدگى هشت گروه پانزده نفرى شامل نوجوانان دختر سیزده ساله آزاردیده، نوجوانان دختر سیزده ساله آزارندیده، نوجوانان پسر شانزده ساله آزاردیده، نوجوانان پسر شانزده ساله آزارندیده انتخاب گردیدند و بر روى آزمودنى ها آزمون تبیین مسائل (رشد اخلاقى) اجرا گردید. داده هاى پژوهش با آزمون آمارى Tمستقل و آزمون کاى اسکوئر مورد بررسى کمى قرار گرفت. نتایج حاصل از مقایسه رشد اخلاقى نوجوانان آزاردیده و آزارندیده نشان داد نوجوانان سیزده ساله آزاردیده و آزارندیده از لحاظ رشد اخلاقى تفاوت معنادارى نداشتند و هر دو در مرحله سوم از مراحل رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند. اما نوجوانان شانزده ساله آزاردیده و آزارندیده از لحاظ سطح رشد اخلاقى، تفاوت معنادارى را نشان دادند. نوجوانان آزارندیده در مرحله چهارم و نوجوانان آزاردیده در مرحله سوم رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند.همچنین در نوجوانان سیزده و شانزده ساله آزاردیده تفاوت معنادارى از لحاظ رشد اخلاقى مشاهده نشد و هردو در مرحله سوم از مراحل رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند. ولى نوجوانان شانزده ساله آزاردیده و آزارندیده از لحاظ سطح رشد اخلاقى تفاوت معنادارى داشتند، به طورى که نوجوانان سیزده ساله در مرحله سوم و نوجوانان شانزده ساله در مرحله چهارم رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند. در بررسى مشخصات والدین نوجوانان آزاردیده و آزارندیده نیز مشخص گردید که نوجوانان آزاردیده در متغیرهاى سن پدر، تحصیلات پدر، شغل پدر، وضعیت مالى خانواده و معدل درسى، با نوجوانان آزارندیده تفاوت داشتند. در بررسى پرسش هاى پژوهش نیز مشخص گردید که نوجوانان دختر و پسر از لحاظ میزان آزاردیدگى تفاوت چندانى با یکدیگر نداشتند، هر چند پسران در مقیاس آزار فیزیکى نمرات بالاترى کسب کردند. همچنین میزان آزاردیدگى نوجوانان در میانه نوجوانى (شانزده سال) بیش تر از نوجوانان در ابتداى نوجوانى (سیزده سال) گزارش شده است. "
۳.

«مباحثه» روشى براى تدریس در دانشگاه : نگرش مردم نگارانه به آموزش مشارکتى

کلید واژه ها: آموزشگفتگوفرهنگ دانشگاهىمباحثهمشارکتىجامعه پذیرى دانشگاهى

حوزه های تخصصی:
  1. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی علم و معرفت و تکنولوژی جامعه شناسی علم
  2. علوم اجتماعی انسان شناسی
تعداد بازدید : ۱۰۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۳۴
" مقاله زیر بحثى درباره کاربرد روش «مباحثه» در تدریس دانشگاهى با تکیه بر تجربه مردم نگارانه نگارنده است. «مباحثه» امروزه در دانشگاه هاى غرب به منزله راهى براى افزایش مشارکت اجتماعى دانشجویان در فرآیند آموزش است. «رهیافت مشارکتى» در آموزش به رهیافت اجتماعى ویگاتسکى و پیتربرگر از علم ـ که علم را تولیدى اجتماعى بر مى شمرد که در فرآیند تعامل و ارتباط اجتماعى بین افراد خلق مى شود و اشاعه مى یابد ـ استوار است. مباحثه همچنین نقش مهمى در رشد اصول و مبانى آموزش دموکراتیک دارد. این مقاله تلاش مى کند تا نقش مباحثه را در «موکراتیزه کردن» آموزش و افزایش مشارکت دانشجویان در فرآیند یادگیرى تحلیل کند. مقاله از بخش هاى زیر تشکیل شده است: در ابتدا به طرح مشکل تلقى غیردموکراتیک از یادگیرى و تاثیر آن در اشتیاق زدایى دانشجویان به یادگیرى در ایران مى پردازد. بخش دوم، تحلیلى از مباحثه و مزایاى آن است. در این بخش، پانزده امتیاز مباحثه با تکیه بر ارزش هاى دموکراتیک ذکر شده است. بخش سوم به تعریف مباحثه به منزله روش آموزش در دانشگاه مى پردازد و تفاوت آن را با دیگر اشکال صحبت گروهى، مانند گپ زدن، گفت و گو و پرسش و پاسخ بر مى شمرد. در بخش چهارم، شرایط مباحثه بررسى شده است. بخش پنجم به روش هاى مباحثه اختصاص دارد. در این بخش، نگارنده با تکیه به تجارب شخصى در دوره دکترى انسان شناسى در دانشگاه لندن، پنج الگوى مباحثه دو نفره، گروهى، جمعى، مباحثه برابر، و مباحثه در حین سخنرانى را تشریح نموده است. بخش ششم به تحلیل انتقادى روش مباحثه در ایران مى پردازد. در این بخش، به محدودیت هاى روش مباحثه و پرسش هایى درباره میزان عملى بودن به کارگیرى این روش در ایران پرداخته شده است. بخش هفتم توصیه هایى براى گسترش کاربرد روش مباحثه در دانشگاه هاى ایران دارد. و در پایان نیز جمع بندى از مباحث ارائه شده است. "
۴.

بررسى مسائل حاشیه نشینى با تاکید بر جنبه هاى اجتماعى فرهنگى (مطالعه موردى مناطق ارزنان و دارک اصفهان

تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۴۵۸
"هدف از این تحقیق، بررسى مسائل و مشکلات حاشیه نشینى است. حاشیه نشین ها به کسانى گفته مى شود که در اطراف شهر ساکن هستند ولى جذب نظام اقتصادى اجتماعى آن نشده اند. آن ها اغلب مهاجرانى هستند که براى به دست آوردن زندگى بهتر، به سمت شهرها مهاجرت کرده اند، ولى به علت عدم تمکن مالى و همچنین نداشتن سرمایه، مهارت و تحصیلات نتوانسته اند جذب اقتصاد شهر شوند. در نتیجه، به حاشیه ها رانده شده اند. این افراد قشر فقیرى را تشکیل مى دهند که با عوارضى چون بهداشت ناکافى، انحرافات، بیکارى، و بزهکارى سروکار دارند. این بررسى سعى کرده است به جنبه هاى مختلف اقتصادى، اجتماعى و سیاسى مسئله توجه کند و این معضل را در مفهوم جدید بررسى نماید. پژوهش حاضر به روش پیمایشى صورت گرفته است. با توجه به فرضیات مطرح شده، پرسش هایى تهیه گردید و با استفاده از روش نمونه گیرى تصادفى، نتایج جمع آورى شد. در فرضیات، متغیرهاى حاشیه نشینى و شغل قبلى به عنوان متغیرهاى مستقل و مشارکت هاى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى، انحرافات، بیکارى و کار کردن به عنوان متغیرهاى وابسته انتخاب شدند. این فرضیات با کمک نرم افزار SPSS و روش ناپارامترى بررسى شد و از ضرایب گاما، کندال و اسپیرمن براى مشخص کردن میزان پیوند و از آزمون هاى خى دو و t-test براى تایید یا رد فرضیات استفاده شد که نتایج بیانگر تایید ارتباط حاشیه نشینى با مشارکت هاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى، انحرافات، بیکارى و شغل قبلى بود، ولى فرضیه ارتباط حاشیه نشینى و کار کودکان رد گردید. "

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۸