نقد و نظریه ادبی

نقد و نظریه ادبی

نقد و نظریه ادبی سال پنجم پاییز و زمستان 1399 شماره 2 (پیاپی 10)

مقالات

۱.

توصیف و انواع آن بر پایه نظریه توصیف شناسی با تکیه بر نفثه المصدور شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسوی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
توصیف شناسی، دانشی است که به بررسی چیستی توصیف می پرازد، ادبیات را از منظر توصیف می بیند؛ می کوشد که گونه های مختلف توصیف را برپایه متون ادبی کشف کند و با ایجاد چهارچوبی جامع و ساختارمند، دستگاهی را ارائه نماید که بتوان انواع متن را از دیدگاه توصیف شناسی نقد کرد. پژوهش پیش رو قصد دارد که براساس نظریه توصیف شناسی و با تکیه بر نمونه هایی از نفثه المصدور شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسوی، ضمن تعریف دوباره به گونه شناسیِ آن بپردازد. گونه شناسی به عنوان یک مدل یا الگوی بوطیقایی به عرضه یک چهارچوب مفهومی و نظری می پردازد؛ در عین حال به عنوان یک ابزار انتقادی، کاربردی کاوشگرانه دارد و امکان تحلیل ادبی را از یک متن فراهم می آورد. در این راستا، نفثه المصدور از ظرفیت کافی به عنوان بستری برای تکمیل این نظریه برخوردار است؛ زیرا دارای تنوع چشم گیر و مطلوبی است و نگاه ویژه ای به توصیف و کاربرد آن در متن داشته است. نگارنده بر آن است که بسیاری از زیبایی ها و ویژگی های متن ادبی از خلال بررسی شگردها و شیوه ها و ریزه کاری های کاربرد توصیف امکان پذیر است. این پژوهش، تحلیلی توصیف شناسانه از متن نیست بلکه مقدمه ای بر این کار است و دستگاهی را معرفی می نماید که بتوان پژوهش های توصیف شناسانه را با استفاده از آن صورت داد.
۲.

هرمنوتیک: از نظریه تا نقد ادبی؟

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
تردیدی نیست که رویکردهای مختلف هرمنوتیکی به مثابه یک نظریه مقبولیت عام یافته اند. اما  آیا هرمنوتیک می تواند گامی فراسوی نظریه بگذارد و در عرصه نقد ادبی هم به کار آید؟ شلایرماخر، مؤسس هرمنوتیک مؤلف محور، در عالم نظر بر آن است که در مقام تحقق، هرمنوتیک مقدم بر نقد است و نقد پس از هرمنوتیک می آید. التزام شلایرماخر به روش تأویل دستوری و تأویل فنی در عمل، میان هرمنوتیک مؤلف محور و نقد پیوند برقرار می کند. هرش نیز، با تفکیک میان دو نوع نقد، معتقد است پیوند وثیقی میان هرمنوتیک مؤلف محور و نقد درونی  وجود دارد. علاوه بر آن، معیارهای چهارگانه هرش برای اثبات محتمل بودن یک تفسیر، به ارزش گذاری تفسیر معتبر از نامعتبر منجر می شود. اما از نظر صاحب نظران، هرمنوتیک فلسفی درآمدوشدی میان نظریه و نقد قرار دارد. ما برآنیم با توجه به دو معیاری که گادامر برای درستی تفسیر برمی شمرد، یعنی پیش داشت کمال یافتگی و فاصله زمانی، هرمنوتیک فلسفی تا مقام نقد بر کشیده می شود. در این میان، هرمنوتیسین های ادبی با  تأکید بر روش در خوانش متن، وارد قلمرو نقد می شوند
۳.

ساختار افسانه گردانی در شعر آزاد نیما

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
افسانه گردانی ریشه در افسانه گرایی رمانتیست ها در اواخر سده هجدهم میلادی دارد. در واقع رمانتیک ها بودند که افسانه گرایی را که گونه ای از بازنویسی و بازآفرینی افسانه ها بود، آغاز کردند. اما سمبولیست ها در ارائه افسانه گرایی و حتی افسانه گردانی جدی تر عمل کردند. میان افسانه گرایی و افسانه گردانی تفاوتی بنیادی به چشم می خورد؛ بازآفرینی افسانه و افسانه گرایی توجهی آشکار به افسانه داشت، درحالی که افسانه گردانی به دگردیسی بینامتنی و مبهم افسانه می نگریست که گاهی خواننده نمی توانست رد پایش را در افسانه بجوید. در ایران نیما یوشیج نخستین شاعری است که افسانه گردانی را آن هم با طرز کار ویژه خود در شعر آزاد به کار برد. هدف این مقاله معرفی روایت افسانه ای در لایه های درونی شعر نیمایی است و از نتایج آن ورود زنانگی و سرپیچی از زبان سرسخت مردانه است. این مقاله به بررسی ساختار شعر آزاد نیما بویژه شعر «برف» از دیدگاه افسانه گردانی می پردازد.
۴.

تاریخ مفهومی؛ آشکارسازی نزاع های ایدئولوژیک و فهم معنای نوین از متن

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
«تاریخ مفهومی» نظریه و روشی به نسبت جدید است که متأثر از سنت فلسفه قاره ای و تاریخ گرایی نوین می باشد. این نظریه و روش با نقد تاریخ گرایی سنتی برای «مفهوم» جایگاه و نقش ویژه ای قائل بوده و بر آن است که با مطالعه، خلق، تحول و تطور مفاهیم می توان به بازنمایی منازعات ایدئولوژیک در یک ساختار سیاسی پرداخت. تاریخ مفهومی ازآنجاکه به سرگذشت تاریخ می پردازد، تاریخی، و به این سبب که منازعات گفتمانی را میان نیروهای دخیل در رقابت های سیاسی آشکار می کند، به سیاست مرتبط می شود. در این نوشتار، تلاش می شود تا به جایگاه و نقش این نظریه در فلسفه قاره ای با تأکید بر آرای راینهارت کوزلک، نامدارترین پژوهشگر این حوزه پرداخته  شود. کوزلک در پروژه فکری خود با عنوان تاریخ مفاهیم، به چیستیِ مفهوم، تمایز آن با کلمه و چگونگی تأثیرگذاری مفاهیم بر رخدادهای سیاسی پرداخته است. او بر این باور است بدون مفاهیم، جامعه و همچنین عرصه های سیاسی کنش، موجودیت نخواهند داشت و معتقد است هر مفهوم در نظام اندیشگانی دارای پاد-مفاهیمی است که با غلبه بر آنها می تواند واجد معنایی خاص باشد و حضور خود در عرصه مفهومی اندیشه سیاسی را تثبیت کند. براساس این ایده، جهان پُر است از جفت هایی که در جبهه مخالف هم قرار دارند و هر مفهومی با استناد و تعریف مفهوم مخالفش تعریف می شود. بر همین مبنا کوزلک پاد-مفاهیم را در مقابل مفاهیم قرار می دهد و از وجود میدان های معنایی سخن می گوید که می تواند تلاش نیروها و گروه های سیاسی برای غلبه گفتمانی خاص را توجیه و تبیین نماید. تاریخ مفهومی به عنوان روش نیز می کوشد تا به کشف معنای مفاهیم در پسِ لایه های انباشته شده در طیِ زمان نائل آید
۵.

بررسی و تحلیل نقدهای فمینیستی ادبیات کودک و نوجوان درنشریه تخصصی کتاب ماه کودک و نوجوان(1393-1376)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
نقد فمینیستی، بخشی از گفتمان فمینیستی است که در پی تجدید نظر در معیارهای نقد و ایجاد سنتی زنانه در ادبیات است. بررسی نقدهای فمینیستی نشریات تخصصی، نقش مهمی در شناسایی مسیر این گرایش در ادبیات کودک و نوجوان و تبیین نقاط قوت و ضعف نقد و نظریه فمینیستی در آرای منتقدان دارد. در این مقاله، در ضمن پژوهشی کیفی و با روش توصیفی و تحلیل محتوای قیاسی استقرایی، مقالاتی که در فاصله سال های 1376تا 1393در کتاب ماه کودک و نوجوان با رویکرد فمینیستی نقد شده اند، بررسی می شود و تلاش می شود نمایی از وضعیت نقدهای فمینیستی در این نشریه به تصویر کشیده شود.    در مجموع از میان 1073مقاله، 27 مقاله با این رویکرد نقد شده اند. زمان، به لحاظ کمی و کیفی، بر نقدها تأثیرگذار بوده است. منقدان زن پرکارترند. پرکاربردترین مؤلفه های فمینیستی برگرفته از گرایش های لیبرال و تا حدی رادیکال هستند. گرایش به نقد انگلیسی- آمریکایی بیش از دیگر گرایش ها است. پرتکرار ترین مضمون، نقد مردسالاری و جنبه های آن است. برگزیدن عنوان و مقدمه مناسب برای بحث، توجه به نام و تصویر روی جلد اثر، دسته بندی موضوعی و درنهایت نتیجه گیری همسو با اهداف و ارائه پیشنهاد به مخاطبان و نویسندگان آثار خلاقه از نقاط قوت نقدها است. بی توجهی به نظریه های نقد فمینیستی ادبیات کودک، عدم استناد به رویکرد های فمینیستی در تحلیل آثار، عدم ارجاع به متن خلاقه برای تأیید مباحث نظری، سود نجستن از منابع دست اول و پرداختن به موضوعات نامرتبط با موضوع اصلی از عمده ترین اشکالاتی است که در مقالات دیده می شود.
۶.

نشانه های هویت شناسانه در تصویرگری های شاهنامه برای کودکان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
در بازنویسی های مصور از شاهنامه برای کودکان، سبک های متفاوتی از تصویرگری ملاحظه می گردد. این سبک ها که طیف گسترده ای را در برمی گیرند، با بهره گیری از نشانه های بصری، به تقویت یا گاه تضعیف مفاهیم زبانی پرداخته اند. یکی از کارکردهای نشانه های دیداری در روایات، شخصیت پردازی یا شناساندن هویت قهرمانان است. این علامات به خواننده کمک می کنند تا شخصیت داستان را با توجه به ویژگی هایی که متن و گاه برون متن از وی یاد کرده اند، بشناسد. نشانه ها شامل قراین متنی، ابزار، مَرکَب، پوشش، رنگ، حالات چهره، اندازه شخصیت، محل قرارگیری او در صحنه، و سایر نشانه های مرتبط با وی هستند. در این مقاله علائم هویت شناسانه در تصویرگری های شاهنامه برای کودکان با توجه به نظام نشانه شناسی پیرس طبقه بندی و تحلیل می گردند. سه گانه پیرس (شمایل، نمایه، نماد) میزان فاصله دال از مدلول را می نمایاند. نشانه های شمایلی دارای بیشترین حد مشابهت با مدلول هستند و نشانه های نمادین دارای کمترین. نشانه های نمایه ای در میانه قرار می گیرند. از رهگذر این بررسی، به اهمیت تصویر به عنوان امری روشنگر در افزایش درک شناختی کودکان پی می بریم و درمی یابیم این نشانه ها در عین این که موتیف هایی برای بازشناسی شخصیت های داستان هستند، بازتاب ویژگی های اجتماعی و فرهنگی نیز به شمار می آیند و تصویرگران همواره مخاطب کودک و پندارهای فرهنگی و تجربه های پیش آموخته او در درک تصویر را اساس تصویرگری متون قرار نداده اند؛ بلکه پسند عمومی و سبک فردی را لحاظ کرده اند. از میان سه سبک بررسی شده (واقع گرا، انتزاعی، و نگارگرانه) سبک واقع گرا دارای بیشترین، و سبک نگارگرانه دارای کمترین نشانه های شمایلی و نمایه ای جهت شناسایی هویت شخصیت های داستان هستند.  
۷.

تنازع (ستیز) و تعایش ( همزیستی) گونه ها برای بقا

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
گونه شناسی با اینکه در غرب از مباحث مهم نقد و نظریه ادبیات است، در گستره ادبیات فارسی و مجامع نقد یا کمتر به انواع پرداخته شده است یا بیشتر این نوع مباحث بازتاب ترجمه ای دارند. از این رو اگر پژوهنده ای در مباحث انواع به دقت بکاود با معضل های بزرگ و بی پاسخی روبرو خواهدشد؛ معضلاتی چون عدم خلوص گونه ها، بحث وجه در گونه ها، نگنجیدن زیرگونه ها ذیل یک گونه خاص و اختلاط و آمیزش گونه ها، زیرگونه ها و ریز گونه ها. علت معضلات این چنینی تعایش (همزیستی) و تنازعی (ستیز) است که گونه ها به انحاءِ گوناگون برای بقا در حیات ادبیات دارند. گونه ها به علل گوناگون موجودیت می یابند. آنها برای بقا گاه زیرگونه هایی از ژن خود را در دل خود هویت می بخشند، گاه خود در دل گونه ای غالب به عنوان گونه ای مغلوب زیست می کنند و گاه با گونه های دیگر خویشاوندی و هم نشینی می کنند. زیرگونه ها نیز بعد از زاده شدن چنین راهی پیش می گیرند، آنها گاه در ازدواج یا امتزاج با گونه ها یا زیرگونه ها باعث زایش گونه ها و زیرگونه های جدید می شوند. زیرگونه ها نیز برای بقای خود تلاشی چنین دارند. گاه برخی گونه ها و زیرگونه ها می میرند و گاه ممکن است بعد از مرگ در شرایطی دیگر حشر یابند. بی توجهی به این نوع از روابط گونه ها آن هم به شکل متمرکز بر ادبیات بومی باعث لاینحل بودن برخی از مشکلات در بحث گونه هاست.
۸.

مواجهه در (غیاب!)؛ اصول اساسی دیالوگ میان نظریه های ادبی نامتجانس

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
چالش نظریه هراسی و نظریه باوری پس از دو دهه، نزد برخی وارد گفتمانی شده است که می توان از آن با نام «گفتمان انتفادی» مطالعات تطبیقی بوطیقای فارسی یاد کرد. این گفتمان، مطالعات تطبیقی ادبیات های نامتجانس فارسی و غرب را به چالش می کشد و می کوشد با نفی ماهوی و مبنایی این قِسم پژوهش ها، موجودیت و ماهیت آنها را انکار کند. برخی از غربی ها به دیگر ادبیات ها به عنوان یک نیروی محرکه می نگرند که می تواند شکاف نظریه ادبی معاصر را پُرکند. شرقی ها نیز این پژوهش ها را فرصتی برای کسب هویت ادبی نظری ازدست رفته و برگشت به گفتمان ادبی جهانی می دانند. هرچند گفتمان انتفادی به شیوه ای نامعتدل درصدد نفی پژوهش های تطبیقی نظری است ولی با این حال موارد موجهی نیز طرح می کند که توجه به آنها برای انجام چنین پژوهش هایی بایسته است و ضرورت تبیین یک دستورالعمل ویژه برای دیالوگ نظریه های ادبی نامتجانس را نشان می دهد. همسو با این هدف این پژوهش با رویکرد توصیفی انتقادی، اصول اساسی دیالوگ نظریه های نامتجانس شآن کینگ را نقد و بسط می دهد. آنچه ایشان به عنوان چهار اصل اساسی دیالوگ استقلال گفتمان، برابری گفتمان، ایضاح دوجانبه و اصل جست وجوی نقاط اشتراک با حفظ تمایز و مکمل های دوجانبه ناهمگونی میان نظریه های ادبی نامتجانس وضع می کند، دستورالعملی کاربردی است که بوطیقای تطبیقی را می تواند وارد مرحله تازه ای از دیالوگ سازد.
۹.

تحلیل و بررسی رابطه ساختار روایی و فرایند تولید ارزش در گفتمان (مطالعه موردی: رساله الطیرهای فارسی و عربی)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
هر ساختار روایی متشکل از کنش هایی است. این کنش ها، پیوند با ارزش هایی را در دستور کار خود قرار می دهند. حال، در رساله الطیرهای فارسی و عربی، کنش ها چطور می توانند مولّد ارزش ها باشند؛ به نظر می رسد در رساله الطیرها، ارزش های متفاوت تحت تأثیر کنش ها، خلق و با ساختار رواییِ این آثار منطبق شده اند. بررسی هایی که با روش توصیفی _ تحلیلی، ابزار کتابخانه ای، و رویکرد ساختارگرایی (نظریه نمودِ نحویِ تودوروف) و نشانه - معناشناسی (نظام ارزش) انجام گرفت حاکی است کنشگران قبل از ورود به موقعیت نامتعادل، به عقد قرارداد می پردازند؛ سپس وارد توانش1 و کسب ارزش های مجازی می شوند. در مرحله بعد، کنش صورت می گیرد. بعد از کنش، وارد توانش2 و کسب ارزش های پتانسیل می شوند؛ سپس وارد مکانی می شوند که هم تنش عاطفی به همراه دارد و هم می تواند نیروی ایجادکننده موقعیتِ متعادلِ تازه و باعث دستیابی به ارزش اتیک شود. در مرحله بعد، کنشگران واردِ موقعیتِ متعادلِ تازه و کسبِ ارزشِ اتیک می شوند. در نهایت، وصال طیران به ابژه یا انفصال از آن بدین گونه است: اتصال به ابژه، نابودی و انفصال همیشگی از ابژه، اتصال مشروط به ابژه، اتصال/ انفصال نامشخص، تبدیل سوژه ها به ابژه. بر این اساس، دستورپایه رساله الطیرها عبارتند از: سفر - مناظره/ موعظه/ إنذار - خبرجستن و واصل شدن.
۱۰.

روان زخم و پیامدهای آن با تأکید بر دیدگاه اسلاوی ژیژک

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
هدف تحقیق حاضر بررسی و تحلیل مفهوم روان زخم و پیامدهای آن از منظر اسلاوی ژیژک است. ژیژک معتقد است که روان زخم ناشی از ورود نابهنگام امر واقع به امر نمادین است و در ساختار کُنش به تعویق افتاده معنا می یابد. افراد مختلف واکنش های متفاوتی نسبت به روان زخم نشان می دهند. به زعم لاکاپرا واکنش ها به روان زخم در دو دسته کلی قرار می گیرند؛ برون ریزی و درونی سازی. فرایند برون ریزی با نشانه های ترومایی از جمله اختلال های انگیختگی، تحمیل یا محدودیت همراه است. ولی در فرایند درونی سازی سوژه با فقدان ناشی از رویداد آسیب زا کنار می آید و به سوگواری می پردازد. در پیوستار واکنش های گوناگون به روان زخم، ژیژک مدعی است که روان زخم در نهایت به تولد یک سوژه جدید موسوم به سوژه پسا ترومایی می انجامد. بارزترین پیامد تجربه یک رویداد آسیب زا این است که بحران بیرونی به تجربه یک بحران درونی منجر می شود، چراکه روان زخم ماهیتی پس نگر دارد و کارکرد موفقیت آمیز زنجیره دلالت را تضعیف می کند. روان زخم به صورت یک اختلال و همراه با نشانه هایی نمایان می شود که هویت سوژه را تحت تأثیر قرار می دهد و او را رها نمی کند
۱۱.

تکامل و کارکرد شناختی روایت تخیلی: منظری داروینیستی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
داروینیسم ادبی یا نقد تکاملی چشم اندازی متأخر در مطالعات ادبی است که با بهره گیری از دستاوردهای روان شناسی تکاملی، علوم تجربی و شناختی، تبیینی طبیعت انگارانه از پدیدارهای ادبی به دست می دهد. در این مقاله کوشیده ام هم مبانی معرفتی داروینیسم ادبی و تقابل آن با «نظریه» یا نظریه ادبی/ فرهنگی را روشن کنم و هم بر بنیاد مطالعات داروینی تبیینی از روایت خیالی و جهان شمولی آن به دست دهم. من در این مقاله منظری داروینی و ضد برساخت گرایانه را دنبال کرده ام و با ارجاع به اندیشه های برایان بوید، جوزف کرول، جاناتان گاتشال و استیون پینکر بر جنبه شناختی روایت خیالی تکیه و تأکید کرده ام. بر این بنیاد، این اندیشه را صورت بندی و موجه داشته ام که روایت خیالی با آفریدن جهانی ممکن و دارای پیوندی هایی استوار با جهان واقعی ما، امکان تجربه غیرمستقیم و کم هزینه واقعیت و نیز فهم انواع چالش های زیستی - اجتماعی را که ما در مقام انسان خردمند با آن مواجهیم، فراهم می کند. به این ترتیب، روایت های خیالی موفق در فراسوی ابعاد ژانری و ساختاری از اهمیتی شناختی برخوردارند و ایجاد و فهم آنها در جهانی بین الاذهانی برای حیوان ادبیات پرداز، مزیتی زیستی و یک سازگاری به شمار می رود.
۱۲.

خطاب و فراخوانی جنسیتی سوژه ها در داستان های صادق هدایت

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
بنا به رخدادهای اجتماعی- فرهنگی ایران پس از مشروطیت، شکل های فراخوانی سوژه های انسانی و وجوه برساخت هویتی آنان تغییرکرده؛ این امر بر برساخت سوژه های داستانی اثر گذاشت. یکی از این موارد شکل متمایز فراخوانی جنسیتی سوژه های زن است که در همان داستان های آغازین ادبیات معاصر فارسی بویژه در داستان های صادق هدایت دیده می شود. در این نوشتار با نگاهی برساخت گرایانه، خطاب و فراخوانی جنسیتی سوژه ها در داستان های صادق هدایت طبقه بندی و تفسیر شده است. برای تبیین سطح کلان بحث، به نظریه آلتوسر و برای تحلیل دلالت های متنی به آرای گافمن، براون و لوینسون استناد شده است. نتیجه نشان می دهد که برساخت موقعیت/ وضعیت هر یک از سوژه های داستانی حاصل سه سطح  فراخوانی تنانه، کنش محور و متعلقات محور است که بر زبان راویان یا سوژه های داستانی جاری شده و همین خطاب ها سبب وجهه مثبت یا منفی سوژه ها شده است. البته در خطاب و فراخوانی تنانه، اگرچه توصیف بدن ها به شکل ابژکتیو و عینی صورت گرفته است، به هنگام ارزیابی و قضاوت درباب همان بدن ها، معیار وجهه بخشی، ذهنی- ذوقی و مبتنی بر معیارهای زیبایی شناختی کلاسیک است. برعکس سطح مذکور، بنا به غلبه نگاه رئالیستی بر متن ها، در فراخوانی های کنش و متعلقات محور، مناسبات طبقاتی و شکل های سلیقه و مصرف سوژه های موضوع فراخوانی، ملاک انواع وجهه بخشی است. بر همین اساس اگرچه کلیت برساخت جنسیتی سوژه های زن داستان های هدایت همسو با فردیت گرایی جهان معاصر بر مناسبات شخصی و تاریخی سوژه ها استوار است، ملاک های وجهه بخشی در آن، به صورت مرزی و توأمان بر مبنای انواعی از معیار های معرفتی- زیبایی شناختی کلاسیک و معاصر سامان یافته است.