روابط خارجی

روابط خارجی

روابط خارجی سال نهم زمستان 1396 شماره 4

مقالات

۱.

همکاری ایران و چین در کمربند اقتصادی جاده ابریشم

تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۲
ابتکار یک کمربند-یک جاده، مهمترین مگاپروژه اقتصاد سیاسی بین الملل در شرایط کنونی است. ایران یکی از کشورهای کلیدی در مسیر خشکی یا کمربند این ابتکار است. مقاله حاضر معطوف به تبیین فرصت ها و چالش های همکاری ایران و چین در قالب این ابتکار با اتکا به روش های کیفی پژوهش همچون مشاهده و تحلیل اسناد است. در این راستا پرسش کلیدی عبارت از این است که عوامل موثر بر همکاری چین و ایران در این طرح در سطوح استراتژیک و بوروکراتیک کدامند؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش ارائه شده بدین صورت است که برخی همپوشی ها در انتخاب های استراتژیک دو کشور، نیازهای توسعه ای و موقعیت ژئواکونومیک ایران، تعاملات حداقلی بوروکراسی های سیاستگذار دو کشور و دشواری مبادلات مالی با ایران عوامل کلیدی تاثیرگذار بر همکاری دو کشور در قالب این طرح محسوب می شوند. یافته های مقاله نشان می دهد که در سطح استراتژیک، ایران این طرح را به عنوان فرصتی برای ارتقای جایگاه خود در اقتصاد جهانی، افزایش آزادی عمل در صحنه بین المللی و گسترش پیوندها با چین به عنوان قدرتی در حال ظهور تعریف می کند. در سطح بروکراتیک نیز نویسندگان فرصت ها و چالش های همکاری ایران و چین در پنج پیوند یک کمربند-یک جاده تحلیل نموده اند. یافته های مقاله نشان می دهد که مهم ترین فرصت های همکاری دو کشور در حوزه تسهیل ارتباطات و کلیدی ترین چالش های پیش روی همکاری آنان در حوزه همگرایی مالی است.
۲.

حقابه هلمند و پیشینه آن

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۰
رودخانه های مرزی، ظرفیت تبدیل به اختلاف و کشمکش در میان کشورها را دارا هستند. هلمند سرچشمه گرفته از افغانستان، پس از عبور از مرز، به هامون ایران می ریزد. از زمان تعیین مرزهای افغانستان و ایران، تقسیم آب هیرمند مسئله ساز بوده است. حکمیت های چندگانه نتوانست اختلافات را حل نماید. در معاهده ۱۳۵۱، افغانستان موظف شد ۲۶ متر مکعب در ثانیه، آب به ایران بدهد و از هرگونه اقدامی که موجب قطع حقابه ایران شود، خودداری کند. اما، هنوز اختلاف بر سر نحوه تقسیم آب، باقی است. دلایل تداوم اختلافات بر سر بهره برداری از آب هیرمند، علی رغم وجود توافق نامه های رسمی، پرسش اصلی است. مجموعه ای از عوامل تاریخی، جغرافیایی و عناصر منطقه ای و بین المللی، عمدتا غیرارادی در تداوم مسئله دخیل است. روش پژوهش، آمیزه ای از پژوهش تاریخی، اسنادی و میدانی است.
۳.

بحران سوریه براساس نظریه مکعب بحران

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۸۷
سوریه به عنوان یکی از مراکز ثقل ژئوپلیتیک خاورمیانه در حال حاضر (۲۰۱۷)، وارد هفتمین سال بحران و درگیری شده است. ثبات و امنیت در این کشور توسط خشونت، آوارگی در سطح وسیع، فرقه گرایی، افراط گرایی برخی از گروه ها به ویژه داعش، تقسیم اراضی و فروپاشی مهم ترین زیرساخت ها از بین رفته است و یک بحران بشردوستانه نه تنها در منطقه بلکه در کل جهان را رقم زده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که بحران سوریه هم اکنون در کدام نوع مرحله بحران قراردارد و نوع و ماهیت بحران کنونی آن چیست؟ در این مقاله براساس مدل مکعب بحران اینگونه استدلال می شود که ناکارآمدی در مدیریت بحران در سه سطح ملی، منطقه ای و بین المللی، تبعات قابل توجهی بر سوریه و منطقه و حتی سطح بین المللی داشته است و با عدم مدیریت آن در سطح ملی یعنی نقطه C، بحران به ترتیب به نقاط D و B سرایت پیدا نمود و باعث تبدیل بحران امنیتی به جنگ داخلی و دخالت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای و نقطه A به عنوان بحرانی ترین مرحله هر بحرانی انجامید. ایران، روسیه و ایالات متحده امریکا به عنوان سه بازیگر مهم و کلیدی در این درگیری با دستیابی به توافق بین خود خواهند توانست با راه حل برد-برد از ادامه افسارگسیختگی بحران جلوگیری نمایند. ولی واقعیت این است که تئوری مکعب بحران می گوید حتی اگر جنگ در سوریه مهار شود پس لرزه های جنگ تا سال ها ادامه خواهد داشت.
۴.

ائتلاف سازی منطقه ای پسابرجام

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۱
این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش است که اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، چه تاثیری بر ائتلاف سازی های منطقه ای موجود پس از تحولات موسوم به بهار عربی برجای خواهد گذاشت؟ به نظر می رسد، ائتلاف سازی های منطقه ای پسابهار عربی، برآمده از مواجهه هم زمان کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال افریقا با عدم قطعیت های راهبردی و تحلیلی است و اجرای برجام، با کاهش عدم قطعیت های راهبردی و تحلیلی، بر این ائتلاف سازی ها اثر خواهد گذارد. به نظر می رسد اجرای برجام، تضعیف روند امنیتی کردن سیاست خارجی ایران؛ افزایش کنش گری و نقش آفرینی ایران در حوزه مدیریت بحران ها و نهادسازی های منطقه ای؛ کم شدن تمرکز و حساسیت امنیتی درباره ایران و در نتیجه آشکارتر شدن عوامل، روندها و بازیگران امنیت زدا و امنیت ساز منطقه و محدود شدن گزینه های نهادی مشروع برای برسازی نظم منطقه ای جدید و سرانجام، تضعیف جایگاه عربستان به عنوان یکی از مهم ترین بر سازندگان ائتلاف های هویتی و فرقه ای را به همراه خواهد داشت. در این چهارچوب، توافق هسته ای در میان مدت و بلندمدت، با کاهش عدم قطعیت تحلیلی در منطقه، به تضعیف ائتلاف سازی های هویتی و فرقه ای در منطقه منجر خواهد شد. برای آزمون این فرضیه، نگارندگان با استفاده از روشی توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از نظریه سازه انگاری و مفاهیم عدم قطعیت راهبردی و عدم قطعیت تحلیلی، تلاش می کنند ابعادی از ائتلاف سازی های منطقه ای پسابرجام را مورد واکاوی قراردهند.
۵.

چارچوبی برای درک سیاست خارجی پاکستان

تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
برخلاف نگرش سنتی به مقوله بحران، در رویکردهای فرانوگرا و پسافرانوگرا، بحران نه تنها مقوله ای تهدیدآمیز و مخاطره برانگیز تلقی نمی شود بلکه در مواردی به عنوان فرصت در جهت حل مشکلات سیاسی اقتصادی مورد بهره برداری قرار می گیرد. از این رو در پژوهش حاضر مناسبات دولت پاکستان از یک سو با دولت های هند، افغانستان، ایران و در سوی دیگر با شریک راهبردیش یعنی ایالات متحده، در چهارچوب بحران آفرینی تحلیل می شود. در واقع هدف از این پژوهش علاوه بر تشریح سیاست خارجی پاکستان، پاسخ به این پرسش اساسی است که «چگونه پاکستان بحران را همچون یک فرصت می نگرد و از راه بحران آفرینی منافعش را تامین می کند؟». نتایج پژوهش نشان می دهند که بحران مستمر در روابط با هند به عنوان فرصتی برای ارتش و سرویس امنیتی پاکستان، نفوذ بیشتر نظامیان در عرصه سیاست را به همراه داشته است. بحران در روابط کابل- اسلام آباد با هدف افزایش نفوذ در افغانستان و کم رنگ شدن بحران خط دیوراند است. بحران آفرینی پاکستان در مرزهای شرقی ایران نیز به منظور فشار بر تهران جهت کاهش سطح همکاری های تهران - دهلی نو به ویژه در حوزه افغانستان است. همچنین اسلام آباد با بحران سازی در منطقه توانسته علاوه بر جذب کمک های مالی واشینگتن، حضور امریکا را برای تامین منافع خود در منطقه حفظ کند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۲