روابط خارجی

روابط خارجی

روابط خارجی سال یازدهم پاییز 1398 شماره 3

مقالات

۱.

تغییرات اقلیمی؛ ظهور و تشدید بحران های فراگیر امنیتی بین المللی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
مجموعه ای از عوامل با محوریت اصلی انسان در چند سده اخیر باعث شده تا فضای جغرافیایی جهان، تحولات اساسی را در ابعاد مختلف تجربه کند؛ تحولاتی که برآیند و ماحصل آن، تغییر در اقلیم جهان بوده است. تغییرات اقلیمی پیامدهایی را در ابعاد مختلف برای جهان به همراه دارد، از جمله مهم ترین آنها در حوزه امنیت بین المللی می باشد. هدف پژوهش حاضر که با استفاده از روش توصیفی _ تحلیلی انجام یافته، بررسی پیامدهای تغییرات اقلیمی در این حوزه می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد تأثیرپذیری امنیت، به ویژه امنیت بین المللی، از تغییر اقلیم بسیار زیاد است، زیرا اقلیم شکل دهنده ویژگی ها و کارویژه های فضاهای جغرافیایی جهان است. لذا ثبات و نظم طبیعی نسبی حاکم بر جهان و کشورهای آن به دلیل ثبات اقلیمی آن در طول دهه های اخیر بوده است و اگر تغییراتی در آن صورت گیرد، بی ثباتی و ناامنی حاکم خواهد شد و تهدیدات مختلفی را ایجاد یا تشدید خواهد کرد. به گونه ای که می توان گفت بزرگ ترین و خطرناک ترین تهدید فعلی و آینده کره زمین، تغییرات اقلیمی است و پیامدهای آن به مراتب بیشتر از هر جنگی است. از مهم ترین چالش های تغییرات اقلیمی برای امنیت بین المللی می توان به خطر افتادن کل یا بخشی از قلمروهای ملی کشورهای ساحلی و جزیره ای، ایجاد و تشدید بی ثباتی و ناامنی بین المللی، ظهور و گسترش تروریسم و افراط گرایی، ایجاد یا تشدید اختلافات و منازعات مرزی دریایی، تضعیف امنیت دریایی، ایجاد و تشدید بحران های بین المللیِ مهاجرت و آب، ایجاد یا گسترش حکومت های ضعیف و شکننده، تغییر در موقعیت و اهمیت ژئوپلیتیکی برخی از مناطق مهم جهان، به خطر افتادن تجارت بین المللی، افزایش رقابت های بین المللی و ... اشاره کرد. شایان ذکر است تغییرات اقلیمی باعث شکل گیری مسیرهای جدید دریایی و برای برخی از مناطق و کشورهای جهان به ویژه قطب شمال به ایجاد فرصت هایی منجر می شود.
۲.

گامی به سوی نظریه نوین ژئوپلیتیک شبکه ای و بازتولید قدرت در سیاست بین الملل

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
قدرت و بازتولید آن، پرسمانی دیرینه در ادبیات روابط بین الملل است. ژئوپلیتیک، دستیابی، مهار یا بهره مندی از سرزمین را به عنوان راه برجسته قدرت یابی مطرح می کند. ژئوپلیتیک مراحل گوناگون تکامل را طی کرده است؛ هستی جهان های کوچک ناهمسان از یکدیگر تا سازه های سلسله مراتبی و به تازگی سازه های شبکه ای، مراحل چنین دگردیسی ای را نشان می دهد. سازه های ژئوپلیتیک، بر گشتگاه قدرت های بزرگ و فراهم کردن زمینه قدرت خواهی آنها شکل گرفته اند. دگرگونی سیستم بین الملل، بر ژئوپلیتیک و سازه های آن تأثیر گذاشته و در چهره شبکه های آشیانه ای نمایان شده که پویش قدرت و سازوکارهای علی قدرت در آنها، ناهمسان از گذشته است. ادبیات حوزه روابط بین الملل، هرچند تلاش نموده اند برای تبیین واقعیت های نوپدید ژئوپلیتیک دیدگاه های نوینی را مطرح کنند، در تبیین سازوکار تولید قدرت در وضعیت پیچیدگی ناتوان بوده اند. به همین سبب این پرسش بنیادین مطرح می شود که «با نگاه به وضعیت پیچیدگی سیستم بین الملل، سازوکارهای تولید قدرت، از راه ژئوپلیتیک چگونه است؟». ژئوپلیتیک به پدیده سیستمی تبدیل شده و از حالت جفت پایگی مبتنی بر روابط میان قدرت های بزرگ خارج شده است و قواعد نظریه «پیچیدگی _ آشوب» بر تولید قدرت در شبکه ژئوپلیتیک حاکم است. این موضوع که قدرت چگونه خود را در وضعیت پیچیدگی بازتولید می کند، می تواند به دیدگاه نوآورانه ای درباره سازوکارهای قدرت و بازتولید آن در وضعیت ژئوپلیتیک شبکه ای منجر شود. این موضوع محور و دغدغه اصلی پژوهش حاضر است. پیچیدگی و شبکه به عنوان دیدگاه نظری نوین، پایه و اساس یک انقلاب علمی را در زمینه ژئوپلیتیک و قدرت فراهم می کند. نوشتار حاضر، الگوی نظری نوینی را در چهارچوب مفهومی ژئوپلیتیک شبکه ای و سازوکارهای علی تولید قدرت در شبکه یادشده را بر پایه قواعد پیچیدگی ارائه می کند.
۳.

راهبرد سیاست خارجی ترکیه در آمریکای لاتین؛ مطالعه موردی ونزوئلا

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
در سال های اخیر، با روی کار آمدن حزب "عدالت و توسعه" ترکیه به یک بازیگر فعال در جهان تبدیل شده است، به گونه ای که در جنبه های مختلف بین المللی، ضمن توجه به متحدان غربی خود، بیشترین میزان استقلال در تصمیم گیری را نشان داده است. از این رو در راستای تحقق "عمق استراتژیک" این کشور، سیاست های ترکیه نسبت به "آمریکای لاتین و حوزه کارائیب" نسبت به گذشته تغییر کرد و به صورتی ویژه درآمد. ونزوئلا نیز به سبب داشتن نقش محوری در زمینه های اقتصادی، انرژی و ایدئولوژی یکی از مهم ترین کشور های منطقه آمریکای لاتین است که در قرن جدید در همکاری های فرامنطقه ای پیش رو بوده است. بر این اساس صرف نظر از مخالفت های متحدان سنتی ترکیه، فضا برای همکاری های اقتصادی میان آنکارا و کاراکاس شکل گرفت. این موضوع سبب شد تا ترکیه، به ویژه در سال هایی که ونزوئلا با بحران مواجه شده، از این کشور حمایت های سیاسی نیز به عمل آورد. لذا سؤال اصلی این نوشتار «چرایی حضور ترکیه در آمریکای لاتین و به ویژه در ونزوئلا» است. فرضیه اصلی نیز بدین شکل است که ترکیه در چهارچوب «نئولیبرالیسم» در روابط بین الملل درصدد گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی در ونزوئلا و به تبع آن در منطقه آمریکای لاتین بوده است. پس از این نفوذ، آنچه آنکارا به عنوان هدفی بلند مدت اندیشیده ، نشان دادن چهره ای فعال و تاثیرگذاری سیاسی در عرصه بین الملل است.
۴.

توسعه صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و سیاست های دفاعی _ امنیتی شورای همکاری خلیج فارس

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
تحولات در برنامه موشکی ایران در سال های اخیر، توجهات زیادی را در محیط بین المللی و منطقه ای به خود اختصاص داده است. باوجود آنکه جمهوری اسلامی ایران توانایی موشکی خود را بارها دفاع از کشور و بازدارنده اعلام کرده، اما این توسعه، همواره نگرانی ها و واکنش هایی را در عرصه منطقه ای و بین المللی فراهم آورده و با پیامدهایی همراه بوده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای توسعه صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران، بر سیاست های دفاعی _ امنیتی شورای همکاری خلیج فارس است؛ لذا این پژوهش با تمرکز بر شورای همکاری خلیج فارس، این پرسش را مطرح می سازد که «توسعه صنایع موشکی ایران چه تأثیری بر سیاست های دفاعی _ امنیتی شورای همکاری خلیج فارس داشته است؟». یافته های تحقیق نشان دادند که تلاش برای تقویت توان نظامی از طریق خریدهای گسترده تسلیحات نظامی و استقرار سپر دفاع موشکی، ائتلاف سازی های امنیتی و همچنین تقویت همکاری نهادی از مهم ترین پیامدهای توسعه موشکی ایران در سیاست های دفاعی _ امنیتی شورای همکاری خلیج فارس بوده است. روش پژوهش، توصیفی _ تحلیلی می باشد و داده های مورد نیاز به شیوه کتابخانه ای و از منابع مختلف از جمله کتاب ها، مقالات و وب سایت های معتبر گردآوری شده است.
۵.

چالش نظم نئولیبرال و رویکرد اجماع پکن با تمرکز بر قدرت اقتصادی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
سازوکار در حال شکل گیری اجماع پکن منجر به تقابلی نظم بخش با اجماع واشنگتن شده است. این رقابت به خصوص در زمینه اقتصادی بین آمریکا و چین شدت گرفته که نباید خارج از منابع، ایده و نهاد آن را بررسی کرد. شاید این اجماع در نظر به دنبال ایجاد یک نظم و هژمونی نباشد، عملاً در منابع مالی، ایده و نهاد گویای چیز دیگریست؛ به عبارتی اجماع پکن هرچند بیشتر به دنبال سازوکاری اقتصادی است، در فرهنگ، سیاست، ایدئولوژی و نهادسازی نیز در حال شکل گیری است. اجماع پکن علاوه بر اینکه بر تولید ناخالص سرانه تأکید دارد، به سبک زندگی و کیفیت آن، فرهنگ و تعامل با دیگران در نظام بین الملل در قالب منابع، نهادها و منابع مالی نیز توجه دارد که می تواند شروع یک شیوه جدید در ساختار بین الملل باشد. پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از «اجماع پکن چگونه به عنوان جایگزین یا تکمیل کننده نظم هژمونیک بین المللی در حال ظهور است؟» برای دستیابی به پاسخ این پرسش از روش تحقیق تبیینی _ تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای و اینترنتی و از نظریه «نئوگرامشی در روابط بین الملل» بهره برده ایم. از نظر نویسندگان مقاله، اجماع پکن از طریق تاکید بر ایده ها و نهادهایی متمایز با نظم هژمونیک نئولیبرال و نیز گسترش منابع مالی و پولی به حوزه های پیرامونی، جایگزین یا دست کم تکمیل کننده نظم هژمونیک است که از اقتصاد شروع شده است.
۶.

تحلیل مقایسه ای مبانی واقع گرایانه در راهبرد کلان سیاست خارجی دولت آمریکا (2020-2000)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
این مقاله به تجزیه و تحلیل مقایسه ای "راهبرد کلان" حاکم بر سیاست خارجی بوش، اوباما و ترامپ در بازه زمانی سال های 2000 تا 2020 می پردازد. فرض مقاله این است که راهبرد کلان سه رئیس جمهور اخیر آمریکا در مقوله واقع گرایی قرار می گیرند. روش انجام پژوهش به صورت تحقیق کتابخانه ای است به این صورت که حجم گسترده ای از منابع دست اول انگلیسی و نیز برخی منابع فارسی در خصوص پرسش مقاله گردآوری و مطالعه شدند، به نظر می رسد که راهبرد سیاست خارجی بوش واقع گرایی همراه با رگه هایی از دیپلماسی اجبار، جنگ پیش دستانه و مبارزه با تروریسم است. از سوی دیگر، راهبرد سیاست خارجی اوباما، ظاهراً ادامه خط اصلی سیاست خارجی بوش یعنی واقع گرایی، اما در مورد اوباما همراه با رگه هایی از اینترناسیونالیسم، تعامل (درگیرسازی) و چندجانبه گرایی است و راهبرد سیاست خارجی ترامپ، ادامه خط اصلی سیاست خارجی اوباما یعنی واقع گرایی، همراه با رگه هایی از نوانزواگرایی و یک جانبه گرایی است. برای تبیین تفاوتهای راهبرد کلان این سه رئیس جمهور و ارائه یک مدل مفهومی، از دستاوردهای علوم شناختی، به ویژه نظریه «نوع نخست» النور راش و نظریه «شباهت های خانوادگی» ویتگنشتاین کمک گرفتیم. در این نوشتار مقوله واقع گرایی را به مثابه مجموعه ای از ویژگی ها در نظر گرفتیم که راهبرد کلان سیاست خارجی بوش، اوباما، ترامپ یا هر رئیس جمهور واقع گرای دیگر لزوماً همه این ویژگی ها، و تنها این ویژگی ها، را دارا نیست؛ بلکه برآیند آن در این مقوله جای می گیرد. نتیجه، ارائه مدلی میان رشته ای برای تعیین راهبرد هر یک از این سه رئیس جمهور در سیاست خارجی است که برای نخستین بار در این پژوهش عرضه می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۲