مطالعات برنامه درسی ایران

مطالعات برنامه درسی ایران

مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم تابستان 1397 شماره 49

مقالات

۱.

طراحی الگوی پیشنهادی برنامه درسی آموزش سواد سیاسی در دوره متوسطه اول

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۱
الگوسازی مسیر رشد و بالندگی ساحت های متذکر در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران موضوعی است که بیش از هر چیز می تواند دستیابی به اهداف آموزشی این نظام را تضمین کند. در میان ساحت های شش گانه یاد شده در این سند، ساحت اجتماعی-سیاسی و تحقق اهداف آموزشی آن می تواند متضمن تحقق مفاهیم چون شهروند مسئول، نقش آفرین و مشارکت کننده ای باشد که هر نظام آموزشی به دنبال تربیت آن است. در این مقاله نگارندگان با هدف ارائه الگوی پیشنهادی برنامه درسی آموزش سواد سیاسی در دوره متوسطه اول، ضمن ارائه تعاریف سیاست مبتنی بر سه رویکرد کلاسیک، جدید و اسلامی، به مفهوم پردازی سواد سیاسی و استخراج مؤلفه های آن پرداخته و با توجه تناظر میان مؤلفه های سواد سیاسی و ویژگی های رشدی دوره اول متوسطه و مبانی برنامه درسی، اقدام به تبیین عناصر ده گانه برنامه درسی آموزش سواد سیاسی با محوریت منطق برنامه نموده اند. در مرحله نهایی پژوهش، الگوی پیشنهادی برنامه درسی مورد اعتباریابی قرار گرفت. این پژوهش از نوع آمیخته با روش کیفی- کمی کیو در سه مرحله مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل گویه ها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی به روش استراوس و کوربین، مرحله وزن دهی مؤلفه های مستخرج سواد سیاسی بر اساس تحلیل عاملی چند متغیره و مرحله اعتباریابی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت.
۲.

نقد رویکرد حاکم بر بخش آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۰
این مقاله به بررسی رویکرد زیربنایی حاکم بر بخش های مربوط به آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی ایران می پردازد. روش بررسی در چارچوب رویکرد روش شناختی «نظریه انتقادی» می گنجد که هدف از آن آشکار کردن و سپس نقد سویه های ایدئولوژیک رویه ها و عملکردهای تربیتی در نظام های رسمی آموزشی است. داده ها از راه مطالعه اسنادی و جستجو در پایگاه های اطلاع رسانی رسمی به دست آمده اند. نتیجه بررسی حاکی از آن است که بخش های مربوط به آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی به دلیل توجه بیشتر به نظریه های نوین آموزش زبان دارای نقطه قوت است و از این رو  پیشرفت در آن به چشم می خورد، اما هم زمان از دو مشکل بنیادین نیز رنج می برد: 1. قرار داشتن در سپهر ایدئولوژیک اسناد بالادستی؛ به ویژه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 2. بی توجهی به کسری هنجارمندی موجود در نظریه های آموزش زبان که برنامه درسی ملی بر پایه آنها استوار شده است؛ چنان که آن را از وجوه اخلاقی و هنجارین تهی می سازد. 
۳.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی مطلوب برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی در دوره اول متوسطه

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۳
هدف این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی در دوره اول متوسطه است. با توجه به اهمیت نقش انرژی در زندگی و نقش محوری آموزش و پرورش در آموزش انرژی، طراحی الگوی تلفیقی سواد انرژی می تواند به رشد دانش، نگرش و مهارت و توانایی دانش آموزان کمک نماید. بدین منظور، در پژوهش حاضر دو پرسش اساسی مورد بررسی قرار گرفت: الگوی مطلوب برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی در دوره اول متوسطه چه ویژگی هایی دارد؟ الگوی پیشنهادی از نظر متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی و آموزش محیط زیست تا چه میزان معتبر است؟ جهت پاسخ به این سوالات از روش ترکیبی (کیفی و کمی) استفاده شده است. در مرحله اول، برای طراحی الگو و شناسایی عناصر الگو از روش کیفی از نوع تحلیلی-استنباطی و در مرحله دوم برای اعتبارسنجی و اطمینان از کارآمدی الگوی برنامه درسی از روش کمی استفاده شده است. الگوی پیشنهادی با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند در اختیار 12 نفر از متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی و آموزش محیط زیست قرار گرفت و داده ها با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفتند. الگوی برنامه درسی تلفیقی سواد انرژی براساس عناصر نه گانه کلاین طراحی گردید که مقوله های اصلی در الگوی مطلوب شامل مفاهیم پایه، اصول و اصطلاحات انرژی، منابع انرژی، انرژی و محیط زیست، وضعیت انرژی در ایران و جهان، انرژی و فناوری، مدیریت انرژی، انرژی و امنیت می باشند. نتایج اعتبارسنجی نشان داد که الگوی پیشنهادی از نظر متخصصان مطالعات برنامه درسی و آموزش محیط زیست مناسب بوده و این افراد در سطح بالایی الگوی پیشنهادی را تأیید کردند. 
۴.

بررسی نقش برنامه درسی پنهان در هدایت دانش آموزان دوره متوسطه به سمت رشته علوم انسانی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۹
هدف  این پژوهش بررسینقش برنامه درسی پنهان در هدایت یا عدم هدایت دانش آموزان دوره متوسطه به سوی  رشته علوم انسانی می باشد. روش تحقیق ترکیبی از نوع اکتشافی – متوالی می باشد. در بخش کیفی نمونه تحقیق 22نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه  به روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب و بر اساس قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این بخش داده های تحقیق با استفاده از مصاحبه گردآوری و بر اساس روش تحلیل مضمون بررسی شد که  در نتیجه 60 کد مفهومی پایه استخراج شد. این کدها ابتدا  در قالب مضامین سازمان دهنده و سپس در قالب مضامین فراگیر  قرار گرفت. در بخش کمی 352 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند . اطلاعات نیز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد که دارای روایی و پایایی (87/0 = α) قابل قبول بود. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد، چهار مؤلفه اساسی محیط فرادستی آموزشگاه، سیستم اداری و مدیریت آموزشگاه، معلم و دوستان از مؤلفه های مهم برنامه درسی پنهان در عدم هدایت دانش آموزان به سمت رشته علوم انسانی می باشند.
۵.

اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر خودپنداره و پایستگی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۴
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر خودپنداره و پایستگی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطهبود.طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است.جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه در شهر ایلخچی در سال تحصیلی 96-1395 بودند که از این جامعه، تعداد 54 دانش آموز (26 نفر در گروه آزمایشی و 28 نفر در گروه گواه) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. سپس از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد و بعد از اجرای پیش آزمون، آموزش مهارت های مدیریت زمان برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترلی آموزشی دریافت نکرد و سپس پس آزمون به عمل آمد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های عملکرد خودپنداره یی سن چن (2004) و پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های مدیریت زمان بر خودپنداره و مؤلفه های خودپنداره عمومی، آموزشگاهی و غیرآموزشگاهی و پایستگی تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارد. بنابراین با آموزش مهارت های مدیریت زمان می توان خودپنداره تحصیلی و پایستگی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه را افزایش داد. 
۶.

شناسایی اهداف برنامه درسی شیمی در راستای اقتصاد مقاومتی با استفاده از تکنیک دلفی فازی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۳
هدف این مقاله دستیابی به اهداف برنامه درسی شیمی در راستای اقتصاد مقاومتی در ابعاد تولید، مصرف و اشتغال و در سه حیطه دانشی، نگرشی و مهارتی می باشد. روش: روش پژوهش ترکیبی و از نوع اکتشافی است که برای گردآوری اطلاعات از سه روش مطالعه اسنادی، دلفی و پیمایشی استفاده شد. این تحقیق یک پژوهش بنیادی است و چون قابلیت کاربرد برای برنامه ریزان و مولفین دارد یک تحقیق کاربردی نیز محسوب می شود. جامعه آماری این پژوهش شامل 40 نفر از خبرگان دانشگاهی و کارشناسان رشته های شیمی و اقتصاد بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از روش دلفی فازی در سه مرحله دیدگاه های آنها استخراج و تحلیل شد. یافته ها: با توجه به مطالعه اسناد، منابع و پژوهش ها 96 مؤلفه در راستای اهداف برنامه درسی شیمی تحقق بخش اقتصاد مقاومتی، انتخاب و طراحی گردید که در نهایت 5 مؤلفه با نظر کارشناسان حذف و 91 مؤلفه، مورد توافق قرار گرفت. نتیجه گیری: دستیابی به این اهداف و مؤلفه ها در سه بعد تولید، مصرف و اشتغال، می تواند برای سیاست گزاران، طراحان، مولفین و دبیران شیمی کاربردی بوده و راه را برای رسیدن به اقتصادی پایدار مهیا نماید.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۷