پژوهشنامه تاریخ اسلام

پژوهشنامه تاریخ اسلام

پژوهشنامه تاریخ اسلام سال هشتم پاییز 1397 شماره 31

مقالات

۱.

جایگاه ابوعلی چَغانی در تعاملات نظامی و سیاسی دولت سامانی

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
آل محتاج ازجمله فرمانروایان محلی ولایت چَغانیان، در بخش علیای آمودریا، بودند که هم زمان با دوره اقتدار امیراسماعیل سامانی (279-295ق)، در منطقه تحت سلطه خود، یعنی بخش هایی از خراسان و ری، حاکمیت داشتند. این سلسله محلی دست نشانده دولت سامانی نقش مؤثری در اقتدار سیاسی و نظامی آن دولت داشت. صداقت و شجاعت امیران این خاندان، ازجمله ابوعلی چغانی، در امور سیاسی، نظامی، و اقتصادی سبب شد تا به برجسته ترین مقام های حکومتی و لشکری سامانیان نایل آیند. مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی اقدامات و خدمات سیاسی و نظامی ابوعلی چغانی و تاثیر آن بر اقتدار دولت سامانی است. این نوشتار بر آن است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به این پرسش ها پاسخ دهد که اولاً این خاندان چگونه توانستند در این دولت به چنین جایگاه برجسته ای نایل آیند و اعتماد دولت مردان سامانی را به دست آورند و ثانیاً، چه نقشی در سازمان سپاه سامانی و تحولات نظامی این دولت داشتند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ظهور و سقوط چغانیان نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب می شود؛ چراکه با حذف چغانیان، به عنوان سپه سالاران کل خراسان و در رأس آنان، ابوعلی چغانی، از صحنه سیاسی و نظامی دوره سامانیان، قدرت های دهقانی ایرانی از اریکه قدرت نظامی فروآمدند و از بین رفتند. همین عامل، از عوامل مهم سقوط دولت سامانیان به شمار می رود.
۲.

تحلیل رویکردهای تاریخ نگاری ابوریحان بیرونی؛ با تأکید بر رویکرد اجتماعی او

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
توانایی های ابوریحان در علوم طبیعی شخصیت تاریخ نگار او را تحت الشعاع قرار داده است. در میان آثار متعدد وی، الآثار الباقیه و تحقیق ماللهند دو کتابی هستند که با نگاهی نو به تاریخ نگاشته شده اند. از آنجا که ابوریحان جزء معدود دانشمندان علوم تجربی است که به تاریخ نگاری حرفه ای پرداخته، تحلیل جنبه های گوناگون تاریخ نگاری وی ضروری می نماید. هدف اصلی در این مقاله واکاوی رویکردهای ابوریحان در نگارش تاریخ و بررسی چگونگی روش تاریخ نگاری او است. در این بررسی، رویکردهای اجتماعی ، تبیینی-انتقادی، و اعتقادی در تاریخ نگاری بیرونی، با مطالعه و تحلیل آثار وی، واکاوی شده است. ابوریحان، با دوری از سیاست زدگی، جنبه های اجتماعی و فرهنگی تاریخ را به نمایش گذاشته است. او با عقلگرایی و تجربه محوری، تبیین و انتقاد را به تاریخ نگاری وارد کرده است.
۳.

سیاست های سلطان محمد خوارزم شاه و بی ثباتی سیاسی حاصل از آن

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۳۲
در تحقیق حاضر، با توجه به نظریات دیوید ساندرز درباره بی ثباتی سیاسی و شاخص های ارائه شده توسط وی، بی ثباتی سیاسی در دوره سلطان محمد خوارزم شاه، بر مبنای دو مفهوم اساسی تغییرات و چالش ها، تبیین و شاخص های آن طی چهار مقوله تغییر هنجار، تغییر مقامات اصلی اجرایی، تغییر مرزها، و چالش های خشونت آمیز مشخص شده است. با توجه به ماهیت استبدادی حکومت سلطان محمد خوارزم شاه و نقش کلیدی سلطان در ساختار حکومت خوارزم شاهی، فروپاشی ساختاری خوارزم شاهیان با بررسی نقش محوری سیاست های سلطان محمد در بی ثباتی سیاسی تحلیل شده است. با توجه به اینکه ضعف و سقوط زودهنگام حکومت سلطان محمد خوارزم شاه نتیجه چنین بی ثباتی سیاسی ای بوده است، بررسی و شناخت عوامل به وجودآورنده و تشدید کننده بی ثباتی سیاسی در آن برهه تاریخی واجد اهمیت بسیار است. با عطف نظر به این مهم، مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که بین سیاست های سلطان محمد خوارزم شاه و بروز بی ثباتی سیاسی در این دوره چه ارتباطی وجود داشته است. روش نگارنده در پاسخ به این پرسش، استفاده از نظریه دیوید ساندرز درباره بی ثباتی سیاسی بوده است. ماحصل تحلیل نویسنده آن بوده که یک همبستگی مثبت بین سیاست های سلطان محمد خوارزم شاه و بروز بی ثباتی سیاسی در برهه تاریخی زمان او وجود داشته است.
۴.

تأثیر شیوه های اِعمال قدرت شاهان صفوی بر واگرایی هویتی اقلیت ها در دوره دوم حکومت صفویه بر اساس گزارش سفرنامه ها

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
سفرنامه نویسان دوره دوم حکومت صفویه روایتی از وضع اقلیت های قومی-مذهبی به دست می دهند که از ورای آن، می توان مسئله هویت و نقش آن در واگرایی این اقلیت ها از بدنه حکومت صفویه را رصد کرد. در این روایت، هم آن دسته از نیروهای اقلیت که در نتیجه سیاست های ساختاری شاه عباس وارد ایران شده بودند، و هم اقلیت های قومی-مذهبی درون ایران که در نتیجه تسلط گفتمان شیعی-ایدئولوژیک صفویه به حاشیه رانده شده بودند، از بدنه حاکمیت فاصله گرفته و سرانجام نیز، نقشی اصلی در سقوط این حکومت ایفا کرده اند. از نظر سفرنامه نویسان، غلبه بُعد ایدئولوژیک-اعتقادی حکومت صفویه، نادیده انگاشتن وجه هویتی اقلیت های قومی-مذهبی، ناکارآمدی شیوه اِعمال قدرت شاهان پس از شاه عباس، اقتدار کانون های موازی قدرت، و عواملی از این دست توان اقناع و ایجاد همگرایی با اقلیت ها را از حکومت سلب کرد و همزمان، فضا را برای ایجاد تحرکی تأثیرگذار از جانب این جریان های اقلیت در جهت تسریع روند سقوط صفویان، فراهم ساخت. نتایج این پژوهش، که با روشی توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، نشان می دهد که از نظر سفرنامه نویسان، شیوه های اِعمال قدرت و رویکردهای ایدئولوژیک شاهان پس از شاه عباس، واگرایی اقلیت های قومی-اعتقادی را از بدنه حکومت صفویه به همراه آورد و آن را به چالشی بسیار مهم تبدیل کرد. افزون برآن، نادیده گرفتن مسئله اقلیت ها، تلاش برای احیای هویت قومی-اعتقادی را در میان این جریان های اقلیت احیا کرد و همین، سقوط صفویه را تسریع بخشید.
۵.

بررسی تحلیلی تأثیرگذاری نهاد ولیعهدی در تضعیف حاکمیت خلفای عباسی؛ مطالعه موردی سال های 232 تا 334ق

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۰
نهاد ولایتعهدی از مهم ترین نهادهای تأثیرگذار در دستگاه خلافت عباسیان به شمار می رفت. در دوره دوم عباسیان (232-334ق)، برخلاف دوره اول (132-232ق) که نهاد ولیعهدی در آن تا حدود زیادی مستقل عمل می کرد، شکوه و عظمت این نهاد در تأثیرگذاری بر افزایش قدرت خلافت از بین رفت. یافته های مسئله پژوهش حاضر، که با روش توصیفی-تحلیلی درصدد بررسی نقش نهاد ولایتعهدی در تضعیف نهاد خلافت در دوره دوم عباسیان است، نشان می دهد که در درجه اول، هویت بخشی به جایگاه ولایتعهدی، که در دوره اول عباسی منجر به قدرتگیری و عظمت دستگاه خلافت می شد، در دوره دوم خلاف عباسی، به علت تسلط ترکان بر نهاد ولایتعهدی، که منجر به بروز ولیعهدانی سست عنصر و ضعیف شد، باعث تضعیف آن گشت. ترکان ولیعهدانی گزینش شده و کم سن وسال، فاقد شجاعت و دلاوری، و ضعیف را با هدف تسلط بر آن ها، برمی کشیدند. علاوه بر ترکان، برخی از زنان دربار نیز، به علت رشد ولیعهد در حرم، که محیطی زنانه بود، با ترکان در تسلط بر ولیعهدان رقابت داشتند. مادران ولیعهدان نقش زیادی در رسیدن آن ها به خلافت ایفا می کردند و با تسلطی که از قبل بر آن ها داشتند، نقش مهمی در اداره امور بازی می کردند و به ا ین ترتیب، از ایفای نقش اصلی خلیفه، که رسیدگی به امور بود، مانع می شدند. نمونه بارز این مسئله دخالت سیده شغب، مادر المقتدر عباسی، در اداره امور در رقابت با ترکان در دوره مقتدر بود. مجموع عوامل یادشده باعث شد تا نهاد ولایتعهدی در دوره دوم عباسی به جای قدرت بخشی به حاکمیت خلافت عباسی، باعث تضعیف آن بشود.
۶.

تحول مفهومی دو اصطلاح «لر» و «لرستان» در منابع تاریخ ایران اسلامی

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۳۰
اصطلاح لُر نخستین بار، در منابع سده های سه و چهار هجری به شکل «لور» آمده و اولین بار، در اشاره به یک روستا در خوزستان به کار رفته است و بعدها، با توسعه معنایی به مردمان نوار جنوبی زاگرس، از خوزستان تا فارس و از فارس تا خرم آباد کنونی، اطلاق شده است. همچنین اصطلاح «لُرستان» نخستین بار، در سده ششم در منابع تاریخی آمده و با «لر» پیوند یافته است. به نظر می رسد اصطلاح «لر»، در معنای مردم شناختی یا قومیتی آن، از سرزمین لر گرفته شده و به ساکنان این سرزمین کوهستانی اطلاق شده است. همین امر سبب شده که در سده های نخست اسلامی، اصطلاح لر با «کُرد»، که آن هم به کوه نشینان اشاره داد، پیوند یافته و گاه، ذیل آن قرار گرفته است. در این پژوهش، دو اصطلاح لر و لرستان در منابع اسلامی و فرایند تداوم یا تحول آن ها در تاریخ ایران بعد از اسلام بررسی و تبیین می شود. این پژوهش مبتنی بر روش تاریخی و متکی به داده های منابع مختلف تاریخی جغرافیایی و دینی است و باوجوداین، در برخی موارد و برای تدقیق بیشتر، از تحقیقات میدانی و تاریخ شفاهی هم در آن استفاده شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۷