مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه سال چهارم بهار 1399 شماره 11

مقالات

۱.

نخ ریسی، نمودی از مؤلفه های اقتصاد معیشتی درونزای جوامع نیمه یکجانشین رمه دار (مطالعۀ موردی: سردوک های مکشوف از کاوش تپۀ پشت فرودگاه)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۱
«سردوک» ها در زمرۀ مواد فرهنگی موردتوجه و نیاز اصلی جوامع رمه دار و نیمه یکجانشین و ازجمله آثاری هستند که ارتباط مستقیم با الگوی معیشت و تولیدات داخلی درونزای البسه و الیاف جوامع اولیه دارند که در تحلیل یافته های محوطه های باستانی تفسیر می شوند. محوطۀ پشت فرودگاه دشت ملایر نیز از این خصیصه مستثنی نبوده و تعداد 123 سردوک به دست آمده در بین یافته های کاوش باستان شناختی آن، ازلحاظ گونه و فراوانی، حضور چشمگیری دارند؛ سردوک های این محوطه را می توان در دو گروه اصلی محدب و مخروطی تقسیم کرد که هر گروه به دو زیرشاخۀ منقوش و ساده، و ازنظر کیفیت ساخت نیز در دو گروه متوسط و خشن قابل تفکیک و گونه شناسی هستند. تمامی سردوک ها از جنس گِل پخته (سفالی) با آمیزۀ گیاهی و در اندازۀ مختلف ساخته شده است؛ برخی از سردوک ها داری نقوش گود هستند که به واسطۀ وسیله ای نوک تیز ایجاد شده است. هدف این پژوهش در وهلۀ اول، گونه شناسی و مطالعۀ سردوک ها، و در وهلۀ دوم، تحلیل الگوی معیشت وابسته به تولید منسوجات تپۀ پشت فرودگاه خواهد بود. تعداد قابل توجه سردوک های تپۀ پشت فرودگاه و کاربرد آن در تولید نخ می تواند با تحلیل آن بر الیاف تولیدشده و چگونگی سازماندهی این تولید، کمک شایان نماید. روش پژوهش حاضر، مبتنی بر مطالعات تطبیقی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش هاست: سردوک های مکشوف تپۀ پشت فرودگاه از چه گونه و فرم هایی تشکیل شده و باتوجه به نوع فرم و اندازه ها در تولید چه نوع نخ هایی مورد استفاده بوده است؟ با توجه به نوع نیمه یکجانشینی جوامع تپۀ پشت فرودگاه و فراوانی سردوک ها، تولید منسوجات در این محوطه برای مصارف محلی و داخلی و یا برونزا و دادوستد فرامنطقه ای بوده است؟ باتوجه به نوع استقرار نیمه یکجانشین و کوچ رویی و شیوۀ تولید اقتصادی متکی بر گلّه داری جوامع اولیۀ زاگرس مرکزی و نیز مشخصاً محوطۀ تپه پشت فرودگاه، به نظر می رسد براساس تنوع سردوک های این محوطه در نوع مواد، کیفیت ساخت، فرم و اندازۀ گونه ها، عمدتاً این سردوک ها در الیاف پشم برای مصارف محلی و دادوستد فرامنطقه ای در تأمین نیازهای اولیه بوده است.
۲.

بررسی تحلیلی پیدایش نگارش در ایران و بین النهرین در اواخر هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۲
پیدایش نگارش، انسان را از دورۀ پیش از تاریخ به دورۀ تاریخی می رساند، به همین دلیل نقطۀ عطفی در تکامل انسان است. این پیدایش یک باره صورت نگرفته، بلکه روند تدریجی از دوران نوسنگی تا پایان هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد داشته است. مراحل آغازین آن در میان فرهنگ های خاورمیانه مشابه بوده، اما در انتهای هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد و تشکیل حکومت ها در اوروک، خوزستان و فارس، مرزهای سیاسی بین این نواحی کشیده می شود و در نتیجه دو خط نوشتاری (آغازایلامی و شبه میخی) در یک برهۀ زمانی شکل می گیرند. این دو خط هردو از یک نظام ارتباطی مشترک ریشه گرفته اند. برخی شکل واژه ها با شمایل نگاری کاملاً یکسان در خطوط دو سرزمین به دست آمده که باتوجه به پیشرفت خوانش، با کاربرد معنایی متفاوتی ترجمه شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار آوایی میان خطوط آغازین رایج در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد در غرب آسیا است که زمینه ساز پیدایش ادبیات در سده های آتی می شود. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش پژوهشی و کتابخانه ای می کوشند با ریشه یابی نگارش در دو سرزمین و بررسی علل شکل گیری اولین اختلاف های به وجود آمده ازطریق درک محیط و داده های باستان شناسی چنین استنباط کنند که دلیل این شباهت ها در زمینۀ نگارش دو سرزمین، به ریشه های یکسان آن ها برمی گردد و دلیل اختلاف های معنایی شکل واژه ها با شمایل نگاری یکسان، به تنوع تغییرات اجتماعی و معیشتی میان فلات ایران و جنوب بین النهرین و همچنین تفاوت زبانی دو منطقه بازمی گردد؛ در نتیجه به دلیل تراکم جمعیتی و بافت شهری کاملاً منسجم بین النهرین، به خصوص اوروک و همچنین باتوجه به میزان مساحت، به خان سالار و کوچ رو تقسیم می شوند و ویژگی های فرهنگی مانند قومیت و چندزبانی بودن فلات ایران، در برخی شکل واژه ها با شمایل نگاری یکسان، کاربرد معنایی متفاوتی می گیرد.
۳.

طرح یک فرضیه در رابطه با علل متروک شدن محوطه های پایان عصر مفرغ در شمال شرق و شرق و گذار به آغاز عصر آهن در نیمۀ شمالی ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
در مطالعات باستان شناسی هزارۀ دوم قبل ازمیلاد نیمۀ شمالی ایران براساس گاه شناختی رایج و مرسوم عصر مفرغ و عصر آهن ایران، عموماً بازۀ زمانی (2000) 1900 تا 1500 ق.م. معرّف عصر مفرغ پایانی و حدوداً 1500 ق.م. به عنوان آغاز عصر آهن شناخته می شود. ازسوی دیگر، برپایۀ شواهد و مدارک باستان شناسی، در اکثر محوطه های هزارۀ دوم قبل ازمیلاد نیمۀ شمالی ایران تصویر روشنی از توالی گاه شناختی و فرهنگی پایان عصر مفرغ و آغاز عصر آهن ارائه نشده است. این محدودیت بیشتر ناشی از بستر و ماهیت مواد و مدارک این دوره است که غالباً حاصل کاوش در گورستان های این دوره بوده و اطلاعات موجود در رابطۀ توالی لایه نگاری مشخص و دقیق در محوطه های استقراری این دوره در نیمۀ شمالی ایران، اندک است. در عین حال مدارک موجود نشان می دهد که اکثر مراکز اصلی و محوطه های این دوره، به ویژه در شمال شرق و شرق ایران (و دشت گرگان)، جنوب ترکمنستان و شمال افغانستان، در حدفاصل حدود 1700 تا 1500 ق.م. (پایان عصر مفرغ تا آغاز عصر آهن) متروک می شوند و در توالی استقراری این محوطه ها گسست فرهنگی و گاه شناختی مشهودی ایجاد می شود. در رابطه با علل متروک شدن محوطه های این دوره و گسست ایجادشده در توالی استقراری (و گاه شناختی و فرهنگی) اواسط هزارۀ دوم قبل ازمیلاد فرضیاتی مطرح شده است. غالب این فرضیات با رویکرد باستان شناسی به مواد فرهنگی، به ویژه مطالعه و تحلیل تغییرات ایجادشده در سنت های سفالی، به توجیه علل بروز گسست ایجادشده پرداخته است و عواملی نظیر مهاجرت ها و تهاجمات اقوام و فرهنگ های جدید، تغییرات زیست محیطی، افزایش جمعیت و در نتیجۀ آن افزایش میزان بهره برداری از منابع طبیعی و شوک زیست محیطی ناشی از آن و تغییر در شیوۀ اقتصاد معیشتی را به عنوان دلایل بروز گسست ایجادشده در توالی استقراری و متروک شدن مراکز این دوره در مناطق شرقی فلات ایران، پیشنهاد و مطرح کرده است. در این نوشتار، براساس یکی از فرضیات، مبتنی بر نتایج مطالعات زبان شناسی متون مذهبی منسوب به «هندو ایرانی عصر ودایی-گاهانی» پرسشی مطرح خواهد شد مبنی بر این که، آیا تحولات ناشی از اصلاحات مذهبی زرتشت که در بازۀ زمانی حدوداً 1700 (1800) تا 1500 ق.م. در شرق ایران روی داده است، به تنهایی و یا احتمالاً همراه با دیگر عوامل (احتمالاً تغییرات زیست محیطی) می تواند به عنوان یکی از عوامل تاًثیرگذار (تسریع کننده) در روند متروک شدن مراکز و محوطه های پایان عصر مفرغ شرق ایران و ازجمله عوامل گذار جوامع از عصر مفرغ به عصر آهن به شمار آید؟ با این وصف در نوشتار حاضر، بازۀ زمانی تقریبی (1600) 1700 تا (1400) 1500 ق.م. به عنوان دورۀ گذار از عصر مفرغ به عصر آهن مطرح و پیشنهاد می شود.
۴.

کاوش محوطۀ هخامنشی چرخاب برازجان براساس نتایج بررسی آرکئوژئوفیزیک

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۲۷
کشف بقایای سه بنای شاخص از دورۀ هخامنشی در محدودۀ دشت برازجان تحت عنوان «چرخاب، سنگ سیاه و بردک سیاه»، فصلی تازه در مطالعات باستان شناسی کرانه های خلیج فارس و دورۀ هخامنشی گشود. کاوش در محدودۀ این سه بنا طی دو دوره در دهۀ 1350 و 1380 ش. منجر به آشکار شدن بخش های مختلف و اجزای معماری آن ها گردید. وجود عناصر برجستۀ معماری هخامنشی از جمله: تالار ستون دار مرکزی، ایوان های ستون دار جانبی و پایه ستون های سنگی، درکنار موقعیت استقراری کاخ های مزبور در پهنۀ دشت و حاشیۀ رودخانه های دائمی دالکی و شاپور و رودخانۀ فصلی آردو، ضمن طرح پرسش های کلی درخصوص ساختار فضایی هریک از این کاخ ها، بستری مستعد جهت ارائۀ نظریات جدید درمورد چگونگی و چرایی انتخاب مکان و احداث یک بنای حکومتی در دورۀ هخامنشی را فراهم ساخت. محدودیت کاوش های صورت گرفته در محدودۀ بناهای مذکور، موجب کمبود و بعضاً نقص اطلاعات از کیفیت پراکنش فضایی آن ها گردیده است؛ بر همین اساس و به منظور پُر شدن خلاء اطلاعاتی موجود، محوطۀ چرخاب برازجان باتوجه به حجم بالای رسوبات سیلابی نهشت یافته (حدود 5/1 متر) و عدم امکان دسترسی سهل و آسان به لایه های فرهنگی دورۀ هخامنشی در آن، برای مطالعه با استفاده از روش های نوین در باستان شناسی از جمله بررسی «آرکئوژئوفیزیک» انتخاب شده تا نتایج حاصل از آن مبنای کاوشی هدفمند در پیرامون بنای اصلی کاخ قرار گیرد؛ به این منظور در وهلۀ نخست، جبهۀ غربی و شمال غربی بنا به وسعتی بالغ بر 13 هکتار، با روش مغناطیس سنجی مورد بررسی آرکئوژئوفیزیک قرار گرفت و باتوجه به پراکندگی آنومالی های آشکار شده، موقعیت های مکانی مشخصی برای حفر گمانه و کاوش درنظر گرفته شد. پژوهش حاضر با تمرکز بر خلاء مطالعاتی مذکور، دست مایۀ قرار دادن نتایج حاصل از بررسی آرکئوژئوفیزیک صورت گرفته در محدودۀ پیرامون کاخ چرخاب و یافته های باستان شناختی به دست آمده از کاوش متعاقب آن، به بررسی کیفی پراکنش آثار هخامنشی در محدودۀ بنای این کاخ می پردازد؛ بر همین اساس، کاوش های صورت گرفته در این بخش، یافته های منقول و غیرمنقول جدیدی از دورۀ هخامنشی را به دست داده که با یافته های باستان شناختی کاخ چرخاب متفاوت بوده، اما قابل قیاس با نمونه های مشابه به دست آمده از کاخ های سنگ سیاه و بردک سیاه شهرستان دشتستان و کاخ اختصاصی کورش (کاخ P) در مجموعۀ پاسارگاد است.
۵.

بررسی و تحلیل الگوهای استقراری محوطه های اشکانی در شهرستان قروه

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۰
شهرستان قروه در جنوب شرق استان کردستان و در حاشیۀ شمال شرق زاگرس مرکزی واقع شده است. این شهرستان بخشی از حوضۀ آبریز قزل اوزن است که به علت شرایط مناسب جغرافیایی استقرارهای باستانی از دوره های پیش از تاریخ تا دورۀ اسلامی در این منطقه شکل گرفته است. در این شهرستان باتوجه به بررسی های صورت گرفته، تاکنون 35 محوطه دورۀ اشکانی شناسایی شده است. هدف از این پژوهش، مطالعۀ الگو های استقراری محوطه های اشکانی، رابطۀ این محوطه ها با محیط جغرافیایی و نوع معیشت است. از آنجایی که در این منطقه از دوره های پیش از تاریخ (مس وسنگ و مفرغ) استقرارهای ثابت و موقت به گونه های مختلف وجود داشته، پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا این استقرارها در دوره های تاریخی هم تداوم داشته است و درصورت وجود این نوع استقرارگاه ها ازلحاظ معیشت به چه صورت بوده است؟ در این مقاله، علاوه بر استفاده از داده های حاصل از بررسی های صورت گرفته، برای تحلیل داده ها از نقشه های تهیه شده از نرم افزار GIS و همچنین از نرم افزار Spss استفاده شده است. در ابتدا براساس مساحت محوطه ها به چهار خوشه تقسیم شده و سپس باتوجه به نقشه های تهیه شده از GIS پنج عامل درنظر گرفته شده است. این عوامل شاملِ میزان ارتفاع از سطح دریا، میزان فاصله از رود، میزان شیب، جهت شیب و کاربری زمین است. درنهایت به کمک نرم افزار Spss به تحلیل خوشه ها و همچنین به ارتباط و هم بستگی آن ها با استفاده از عوامل درنظر گرفته شده، پرداخته شده است. بر این منظور از آزمون های یک بُعدی، رگرسیون، آرپیرسون و آماره شف از آزمون اف نرم افزار Spss استفاده شده است. براساس نتایج به دست آمده از این آزمون ها بین خوشه ها با برخی از عوامل ارتباط معناداری وجود دارد. درمجموع، اکثر محوطه ها در خوشه های یک و دو قرار گرفته اند که کمتر از دو هکتار وسعت دارند. ازلحاظ استقرار، برخی از این محوطه ها به صورت استقرارهای موقت بوده که به چراگردی می پرداختند و تعدادی دیگر به طور دقیق مشخص نیست، ولی احتمالاً استقرارگاه های ثابت بوده اند که به صورت روستاهای کوچک کشاورزی و دامداری بودند؛ اما خوشۀ سه و چهار همگی استقرارگاه های ثابت بودند که به کشاورزی، باغداری و دامپروری می پرداختند. به طور خلاصه می توان دو نوع الگوی استقراری موقت و ثابت را در دورۀ اشکانی در شهرستان قروه مشاهده کرد.
۶.

گونه شناسی تحلیلی پیه سوزهای سفالی و مفرغیِ دورۀ تاریخی در ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
یکی از نخستین انواع لوازم روشنایی به کاررفته در ایران «پیه سوزها» هستند. با این که معلوم نیست طرح اولیۀ این چراغ های باستانی در چه زمانی و چگونه شکل گرفته است، ساختار نهایی آن ها بسی پیش از آغاز دورۀ تاریخی ایجاد و تثبیت شده است. طی دورۀ تاریخی، هرچند ساختار اصلی این چراغ ها تغییری نکرده، فرم آن ها دست خوش تحولات متعددی شده است؛ بنابراین هدف اصلی این مقاله، طبقه بندی و گونه شناسی انواع چراغ های سفالی و مفرغی این دوره است. این مقاله قصد پاسخ به این پرسش ها را دارد؛ 1. طرح پیه سوزهای سفالی و مفرغی دورۀ تاریخی ایران چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟ و 2. چه عواملی در ایجاد این تحولات مؤثر بوده اند؟ به نظر می رسد تغییرات ایجادشده در طرح پیه سوزهای سفالی این دوره عمدتاً تحت تأثیر شکل چراغ های سفالی غیربومی و تحولات صورت گرفته در طرح پیه سوزهای مفرغی نیز متأثر از پیشرفت های فناورانه بوده است. به منظور پاسخ گویی به پرسش های مطرح شده و تأیید فرضیه های مربوطه، در این مقاله از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده شده و داده های موردنیاز آن نیز ازطریق روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مهم ترین تحولات پیه سوزهای سفالی دورۀ تاریخی را می توان در پنج گونۀ اصلی و اساسی ترین تغییرات پیه سوزهای مفرغی این دوره را نیز می توان در سه گونۀ عمده شناسایی و دسته بندی کرد. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که در ایجاد گونه های مختلف پیه سوزهای سفالی و مفرغی عوامل متعددی تأثیرگذار بوده اند؛ به طورمثال، پیه سوزهای سفالی هم از چراغ های مفرغی ایرانی تأثیر گرفته اند و هم از پیه سوزهای سفالیِ یونانی و رومی. درمقابل، نقش عوامل درونی و پیشرفت های فناورانه در تحول طرح پیه سوزهای مفرغی بسیار بارز است.
۷.

جغرافیای تاریخی و نام جای شناسی ارجان در دوران ساسانی و اسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۲
«ارجان» یکی از خوره های مهم ایالت فارس در دوران ساسانی و اسلامی بود. درخصوص نام جای ارجان اختلافات عدیده ای هم در منابع مکتوب و هم در میان پژوهشگران معاصر وجود دارد. از علت های اصلی این اختلافات، اطلاعات مختلف منابع مکتوب و ناهمخوانی شواهد باستان شناختی با این منابع است و همین امر منجر شده تا نقطه نظرات گونا گونی در این راستا مطرح شود. در اینجا نگارنده با ذکر دیدگاه های مختلف و تلفیق آن ها با شواهد باستان شناختی سعی دارد به درک و شناختی روشن تر از این موضوع دست یابد. از دیگر مواردی که در این مقاله بدان پرداخته خواهد شد، موضوع تغییرات اداری و مرزی است که درطول دوران مختلف، ارجان را دستخوش تغییر و تحول کرده است. ارجان در دوران مختلف دچار تغییرات اداری و مرزی فراوانی شده است؛ به طوری که در سده های نخستین اسلام، این خوره همان ساختار و حدود دورۀ ساسانی را در خود داشت، اما در دوره های بعد شاهد جابه جایی از ایالتی به ایالت دیگر، تغییر نام و کم شدنِ حدود و ثغور نواحی و بخش های وابسته به آن هستیم. این نوشتار تلاش دارد به دو پرسش مهم در ارجان پاسخ دهد؛ نخست، تغییرات اداری و مرزی رخ داده در پهنۀ ارجان تا به امروز چگونه بوده است؟ و دیگری آن که، دلایل اصلی ناهمخوانی های موجود میان پژوهشگران بر سر نام واقعی ارجان چیست؟ دلایل اصلی ناهمخوانی های موجود میان پژوهشگران برسر نام جای ارجان چیست؟ پرواضح است که محققان اشاره ها و توضیحات بسیاری درراستای شناخت سیمای ارجان، تغییرات اداری و مرزی این منطقه بیان داشته اند؛ با این حال، تلفیق و ترکیب داده های تاریخی و باستان شناختی موردی است که کمتر در مطالعاتشان مشاهده می شود. از این رو نگارنده سعی دارد تا با تلفیق هر دو رویکرد تاریخی و باستان شناختی به موضوع نام جای و تغییرات اداری و مرزی ارجان در دوران ساسانی و اسلامی بپردازد. انجام پژوهش حاضر از طریق بررسی و تطبیق یافته ها و شواهد باستان شناسی با مواد و اطلاعات مستخرج از منابع مکتوب است.
۸.

مطالعه و طبقه بندی معماری صخره ایِ آئینی-مذهبی شهرستان مراغه

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۰
یکی از انواع اصلی آثار صخره ای، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی است. این فضاهای دستکند از دیرباز موردتوجه، تقدس و احترام گروه های اجتماعی متدین و پایبند به آموزه های دینی بوده است. از این منظر می توان گفت منطقۀ مراغه یکی از کانون های فوق العاده مهم، غنی و دیرپای معماری آئینی-مذهبی در تاریخ و فرهنگ ایران بوده است. در عصری که فضاهای دستکند آئینی در بسیاری از مناطق، رونق آئینی و قوت قُدسی تأثیرگذار خود را از دست داده است، برخی از فضاهای دَستکند آئینی-مذهبی در مراغه همچنان حضور فعال و پررنگ دارد. بر همین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگی های خاص فضاهای دستکندِ آئینی-مذهبی این منطقه، به عامل شکل گیری این فضاهای آئینی نیز پرداخته است؛ بنابراین در کنار روش میدانی جهت ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی، از مطالعات اسنادی برای شناخت عامل شکل گیری معماری آئینی-مذهبیِ شهرستان مراغه استفاده گردید. انجام این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش بنیادی است که، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی در مراغه به چند گونه تقسیم می شوند؟ نتایج بررسی های انجام شده، حاکی از شناسایی تعداد 8 اثر صخره ای آئینی-مذهبی در شهرستان مراغه است. معماری های صخره ای فوق از منظر ریخت شناسی در قالب های سطحی و زیرسطحی قابل دسته بندی هستند. همچنین ازلحاظ گونه شناختی و تقسیم بندی ماهیت کاربری دارای استفاده های مختلفی است، ازجمله: الف) مسجد، ب) خانقاه، پ) کلیسا، ت) معبد بودایی، ث) نیایشگاه روباز، ج) گوردخمه، چ) قبور صخره ای. هم اکنون بسیاری از این محوطه ها دچار ویرانی شده، با وجود این برخی از فضاها، جایگاه قُدسی خود را حفظ نموده و با تغییراتی مورد استفاده اند.
۹.

مطالعه و شناخت معماری دستکند وَرجوُوی در شهرستان مراغه با نگاهی ویژه بر آرایه های معماری

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۱
معماری دستکند و زیرزمینی موسوم به «معبد وَرجووی» از بناهای شاخص در گونۀ معماری مذهبی و دستکند در دامنۀ کوه آتش فشانی سهند است که در روستای وَرجووی از توابع شهرستان مراغه، استان آذربایجان شرقی واقع شده است. در منابع گذشته چندان به آرایه ها و تزئینات این اثر توجهی نشده و به طور کلی بسیاری از مطالعات پیشین، تکرار اطلاعات نخستین در رابطه با تاریخ، کاربری و حجاری های این معماری زیرزمینی هستند. باتوجه به این نکته که درمورد آرایه های معماری این مجموعه، تاکنون مطالعات تخصصی صورت نپذیرفته است، وجود تنوع آرایۀ معماری در این بنا، همچنین وجود شواهدی از کاربرد آرایه ها با مصالحی به جز سنگ در این بنا می تواند ازجمله یافته های این تحقیق باشد. از این رو هدف از ارائۀ این مقاله، بازشناسی و معرفی آرایه های معماری دستکند وَرجووی مراغه است که در همین راستا پرسش هایی از قبیل این که: در معماری دستکند وَرجووی به غیر از آرایه های حجاری شده در بدنه ها، چه شواهد دیگری از کاربرد آرایه ها با مصالح دیگر وجود دارد؟ آرایه های نویافتۀ جدید مربوط به چه دوره ای هستند؟ چگونه می توان ازطریق مطالعه در آرایه های معماری، به تدقیق بخشی از تاریخ استفاده و کاربرد بنا دست یافت؟ مطالعات درراستای هدف مقاله براساس بررسی میدانی (کدگذاری و عکاسی از فضاهای معماری و بررسی دقیق و عکاسی از آرایه های معماری) و مطالعات کتابخانه ای جهت تدقیق اطلاعات به دست آمده انجام گرفت و در ادامۀ تحلیل محتوا صورت پذیرفت. درنهایت آرایه هایی ازقبیل اندودهای پوششی و تزئینی (ملات رنگی) و مقرنس کاری و همچنین خوشنویسی ثلث با استفاده از رنگ دانه در بنا برای اولین بار شناسایی گردید. موارد فوق نشان دهندۀ کاربرد بنا در طی دوره های مختلف است و می توان قدیمی ترین آثار و شواهد استفاده از گنبدخانۀ اصلی را در کاربری جدیدش در دورۀ اسلامی، به دورۀ ایلخانی نسبت داد.
۱۰.

پژوهشی بر قدرت اقتصادی ایالت طبرستان در عصر ناصری به کمک تجزیۀ عنصری سکه های آن دوره به روش پیکسی

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
ایالت طبرستان (مازندران) به دلیل موقعیت های اقتصادی و تجاری فراوان همیشه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده، علاوه بر آن جایگاه سیاسی بالایی نیز برای حکمرانان قاجاری داشته است؛ به همین دلایل، از دیرباز ضرابخانۀ فعالی تا سال 1288 ه .ق. در این ایالت دایر بود که در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار (1313-1264 ه .ق.) قِران های نقرۀ فراوانی را بین سال های 1266-1264، 1274-1269، 1283-1280، 1288-1287 ه .ق. به ضرب رسانده بود. نظام ضرب سکۀ دورۀ ناصری، هرچند به صورت اسمی پیرو نظام تهران بود، اما در عمل هر شهر، نظامی خودمختار داشت و سکه های بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره به ضرب می رسید. این مسائل دو پرسش را برای ضرابخانۀ طبرستان طرح می سازد: مقدار خلوص نقرۀ سکه های ضرب شده در طبرستان چگونه بوده و سیر تغییرات آن چگونه رقم خورده است؟ سکه های ایالت طبرستان در جایگاه ایالتی مهم، دربرابر شهرها و ایالات مهم دیگر ایران نظیرِ مشهد، تبریز، تهران، اصفهان، و شیراز چگونه بوده است؟ بنابراین برای پاسخ دادن به این پرسش ها، تجزیۀ عنصری سکه های این دوره با استفاده از شیوۀ پیکسی به دلیل غیرمخرب بودن، سرعت و دقت بالای آن، پایۀ اصلی این پژوهش قرار گرفت تا تحلیلی از میزان تعهد ضرابخانۀ طبرستان به نظام مرکزی ضرب سکه در تواریخ مختلف درمقایسه با سایر شهرها و ایالات اصلی ایران عصر قاجار ارائه گردد. در این پژوهش تعداد 17 سکه در 17 تاریخ متفاوت، مورد تجزیۀ عنصری قرار گرفت که در نتیجه روند تغییرات میزان خلوص نقره به طور میانگین در دو بازۀ زمانی بین سال های 1278-1264 ه .ق. 90.13%، 1288-1280 ه .ق. 84.33%، و در کل این دورۀ ضرب 88.08%، تبیین شده و جایگاه آن ازنظر میزان خلوص نقره درمقابل ضرابخانه های مشهد (84%)، تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%)، و شیراز (90%) مشخص گردید. در آخر نیز اطلاعات ارزشمندی از نوع معادن نقرۀ مورد استفاده، یعنی معادن سروزیت و نحوۀ عیار زدن فلز سکه ها با فلزات مس و آهن به دست آمد.
۱۱.

جامعه شناسی تاریخی دیوارنگاره های درباری دورۀ قاجار

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
در این پژوهش پس از ارائۀ تعاریف مرتبط با جامعه شناسی تاریخی و بررسی نقش متقابل این حوزۀ تخصصی و تجزیه و تحلیل آثار هنری، مؤلفه های مؤثر در مطالعۀ دیوارنگاره های درباری دورۀ قاجار به بحث گذاشته می شود. به عنوان اولین مؤلفه، خاستگاه اجتماعی نقاشان و پدیدآورندگان این نگاره ها مدنظر قرار گرفته و به طبقه بندی و رده بندی نقاشان درباری قاجار براساس زمینه های کاری و فعالیتی آن ها پرداخته شد. باتوجه به این که دیوارنگاره های قاجار با هدف انتقال پیامی مشخص طرح ریزی و اجرا می شده اند؛ مؤلفۀ بعدی، مخاطبان این نوع دیوارنگاره ها بوده که براساس آن ترکیب نقش و نگاره ها تعیین می شده است. پس از بررسی این مؤلفه ها، تأثیر پذیری دیوارنگاره های درباری قاجار در جامعه شناسی تاریخی براساس مؤلفه های اجتماعی و سیاسی به بحث گذاشته شده است. هدف در این بحث، تحلیل کلی طبقاتی نیست؛ بلکه بررسی نقش طبقات مختلف در روند شکل گیری دیوارنگاره های درباری این دوره است. این پژوهش براساس روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مشاهدۀ آثار، به بررسی دیوارنگاره های درباری دورۀ قاجار ازلحاظ عناصر تصویری و ساختاری پرداخته تا ضمن شناسایی وجوه مختلف بین آن ها، شناخت دیوارنگاره های دورۀ قاجار و کشف روابط و دامنۀ تأثیر جامعه شناسی تاریخی و ارتباط آن با دیوارنگاره های درباری دورۀ قاجار را به عنوان هدف اصلی تحقیق تعقیب کند. پرسش اصلی در این پژوهش، چگونگی میزان توانایی دیوار نگاره های درباری قاجار در بازنمایی روابط اجتماعی و سیاسی در سطح ملی و بین المللی دورۀ قاجار(؟) است. تأثیر پذیری پررنگ دیوارنگاره های درباری قاجاری از شرایط و مقتضیات سیاسی، اجتماعی و شرایط تاریخی در نتیجۀ این پژوهش مشخص شده و باعث می شود تا این دیوارنگاره ها به عنوان مدرک و سندی معتبر در مطالعات جامعه شناسی این دورۀ تاریخی در ایران از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار باشند.
۱۲.

بررسی انسان شناسی نمادین مناسک و آئین های شمنی در بین اقوام ترکمن براساس دیدگاه کلیفورد گیرتز

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۰
یکی از بنیادی ترین مباحث در مطالعات دینی، مبحث ادیان ابتدایی است. پژوهش دربارۀ ادیان ابتدایی از سدۀ نوزدهم میلادی آغاز شد. رشته ای که مطالعه در این زمینه را عهده دار شد «انسان شناسی» و سپس «انسان شناسی دین» نام گرفت. این رشته به تدریج از مسألۀ «خاستگاه» فراتر رفت و برای شناخت دین و ریشه های آن به مطالعۀ فرهنگ جوامع روی آورد و از آنجاکه نمادها مهم ترین اجزاء فرهنگ هر جامعه را تشکیل می دهند، شناخت نمادهای هر فرهنگی لازمۀ شناخت فرهنگ و دین آن جامعه است. این مقاله می کوشد انسان شناسی نمادین تصورات و باورهای کهن اقوام ترکمن را که در باورها و آئین های شمنی این اقوام می گنجد، مورد پژوهش قرار دهد. باورهای شمنی از اعتقادات و باورهای کهن و پیشین اقوام ترکمن است. در بین ترکمن ها آئین شمنیسم شیوۀ درمانی است که مبتنی بر باورهای کهن قومی همچنان روح پنداری مرسومی است که به تدریج با باورهای دینی آمیخته شده اند و نمادهایی از آئین های شمنی با آمیختگی های دینی تا به امروز به حیات خویش ادامه داده اند. هدف اصلی این پژوهش بررسی مفاهیم بنیادین نمادهایی است که از باورها، آئین ها و مناسک شمنی اقوام ترکمن که از ادیان ابتدایی آن ها نشأت یافته است. پرسش های اساسی پژوهش عبارتنداز: شمن ها به عنوان بخشی از درمان گران بومی جامعه از نظام اعتقادی کهن مردم ترکمن، چه تصویری را بازتاب می دهند؟ عناصر نمادین شفابخش در آئین شمنیسم اقوام ترکمن کدام اند؟ نظام اعتقادی مردم ترکمن و خاستگاه های فرهنگی-بومی آن ها در ارتباط با باورهای شمنی چگونه تببین می شوند؟ اطلاعات و یافته ها با روش میدانی و مشاهدۀ مستقیم مردم شناسانۀ مبتنی بر رویکرد قوم باستان شناسی به همراه استفاده از منابع موثق کتابخانه ای، گردآوری شده اند. یافته های اصلی پژوهش به پایۀ نمادها و نشانه های شمنیسم، به عنوان باورها و آئین های کهن اقوام ترکمن استوار است. پری خوان ها (پر خوان) در بین اقوام ترکمن به عنوان اصلی ترین و آخرین بازماندۀ شمن ها به شمار می روند. هریک از پری خوان ها لشکری از اجنه را در اختیار و فرمان خود دارند. در این پژوهش سعی خواهد شد به پرسش های اساسی مانند عناصر کلیدی نمادین در آئین شمنیسم، جایگاه شمن باوری در نظام اعتقادی ترکمن ها و خاستگاه های تاریخی-فرهنگی آئین شمنیسم در فرهنگ اقوام ترکمن پاسخ دهد.