سیاست

سیاست

سیاست دوره 44 پاییز 1393 شماره 3

مقالات

۱.

کارآمدی نظام سیاسی مبتنی بر نظریه ولایت فقیه و ابزارهای آن

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
مسئله کارآمدی نظام های سیاسی، از مسائل بسیار مهم در علم سیاست است. به دلیل نقش ویژه ای که کارآمدی در اقتدار و ثبات سیاسی حکومت ها دارد، این مسئله در دنیای جدید از دغدغه های اصلی حاکمان و سیاست مداران جهان به شمار می آید. «کارآمدی نظام سیاسی مبتنی بر نظریه ولایت فقیه و ابزارهای آن» موضوع اصلی این نوشتار است که نگارنده سعی کرده است با مروری بر تعریف و نظریه های رایج در این حوزه، در روشی جدید پس از تحلیل مؤلفه ها و عناصر اصلی کارآمدیِ یک نظام سیاسی، تعریف جدیدی از کارآمدی ارائه دهد و سپس حضور عینی و همه جانبه همین مؤلفه ها و عناصر را در نظام سیاسی مبتنی بر نظریه ولایت به اثبات برساند. در این مقاله نشان داده می شود نظام سیاسی اسلام، هم از زاویه ابتنا بر اصول و باورها، هم از زاویه ساختار و سازوکارهای حاکمیتی و هم از زاویه اقدام و عمل، می تواند در جایگاهی کارآمدتر از سایر نظام های سیاسی رایج دنیا قرار گیرد.
۲.

نشانه های الهام بخشی در رهبری منطقه ای جمهوری اسلامی ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
رهبران جمهوری اسلامی ایران، انقلاب سال 1357 را پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین و هموارکننده راه برای تشکیل امت واحد جهانی می دانند و به منظور ارائه الگویی مطلوب و موفق از حکومت مردم سالاری دینی به عنوان مرکز و پایگاه الهام بخش ملت ها و دولت های منطقه تلاش می کنند. الهام بخشی، زمینه و ابزار تحقق نقش رهبری در منطقه است. قابلیت تولید هنجاری از ویژگی های کشور راهنما و پیشاهنگ محسوب می شود و کشورهایی با چنین قابلیتی می توانند زمینه های لازم برای نقش آفرینی در سیاست بین الملل را فراهم آورند. اساس این پژوهش خلأ نظری و الگوی عملی موجود در فاصله بین موقعیت کنونی و اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی، و هدف آن یافتن درک نوینی از روابط بین الملل و تدوین مدلی راهبردی در تولید هنجارهای الهام بخش و معرفی آن از طریق نهادهای مؤثر در سیاست خارجی ایران است.
۳.

نشانه شناسی هویت، ارزش های دینی و نوسازی در پدافند غیرعامل

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
پدافند غیرعامل به مجموعه ای از سازوکارها و فرایندهایی اطلاق می شود که زمینه لازم برای امنیت پایدار را امکان پذیر می سازد. هرگونه برنامه ریزی پدافند غیرعامل در کشورها تابعی از مؤلفه های هویتی و ارزش های اجتماعی است. چنین نشانه هایی در ایران بر اساس ارزش های دینی، تجارب دوران دفاع مقدس، شاخص های رشد اقتصادی، و نشانه های توسعه اجتماعی سازماندهی شده است. به همین دلیل است که سیاستگذاری پدافند غیرعامل را می توان تابعی از شکل بندی های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و ضرورت های ساختاری در نظام سیاسی دانست. تاکنون ادبیات پدافند غیرعامل در متون راهبردی بررسی شده است. کشورهایی که روند اقتصادی و نوسازی در حال رشدی را طی می کنند، قابلیت های لازم را برای سازماندهی پدافند غیرعامل دارند. این مسئله نشان می دهد که نوسازی و رشد اقتصادی آثار خود را در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، ساختاری، و راهبردی به جا می گذارد. در این مقاله، تلاش کرده ایم تا نشانه شناسی نوسازی، هویت، و ارزش های دینی را در پدافند غیرعامل ایران بررسی کنیم. با توجه به شاخص های یادشده می توان این پرسش را مطرح کرد: «پدافند غیرعامل ایران چه شاخص هایی دارد و از چه الگویی استفاده می کند؟» در پاسخ به این سؤال و با توجه به مفاهیمی همچون هویت، ارزش های دینی، و نوسازی می توان فرضیه پژوهش را بر این اساس تبیین کرد که: «ضرورت های توسعه پایدار در ایران ایجاب می کند که هرگونه برنامه ریزی پدافند غیرعامل بر اساس نشانه های هویت، ارزش های دینی، و نوسازی در قالب الگوی پدافند غیرعامل متوازن تنظیم شود.»
۴.

تمایزبخشی حوزه های تحلیلی توسعه: هفت حوزه تحلیلی در پاسخ به چرایی توسعه یافتگی کشورها

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
دهه های متمادی است که پرسش مشهور «چه چیز عامل یا مانع پیشرفت کشورهای توسعه نیافته به سوی مدل جامعه صنعتی مدرن می شود؟» یکی از پرسش های محوری دانشمندان علوم اجتماعی بوده است. برای پاسخ به این پرسش، ضروری است بتوانیم آرا و نظرها درباره توسعه یافتگی/توسعه نیافتگی را دسته بندی کنیم و آن ها را دقیق بخوانیم. در این نوشتار می کوشیم با تقسیم تمام حوزه های تحلیلی بحث درباره چرایی توسعه یافتگی/توسعه نیافتگی ادبیات توسعه را از این زاویه طبقه بندی کنیم. از این منظر، اغلب تولیدات نظری درباره توسعه را می توان پیرامون موضوعات فرد، خانواده، بازار، جامعه مدنی، جامعه سیاسی، دولت، و نظام بین المللی دسته بندی کرد. از انسان های نوگرای اینکلس (فرد، عامل توسعه) تا غارت مداوم مازاد کشورهای توسعه نیافته و انتقال آن به مراکز نظام سرمایه داری جهانیِ آندره گوندرفرانک (نظام جهانی، عامل توسعه یافتگی/توسعه نیافتگی) را می توان در این هفت حوزه تحلیلی، طبقه بندی و آرای آ ن ها را تحلیل کرد.
۵.

دولت سازی در افغانستان در رهیافت واقع گرایی ساختارگرا

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
دولت سازی در افغانستان ضرورت جدید سیاست امنیتی آمریکا محسوب می شود. نظریه پردازان امنیتی آمریکا معتقدند که تروریسم انعکاس شکل گیری «دولت های ورشکسته» و محیط های اجتماعی است که جلوه هایی از هرج ومرج در آن تداوم یافته است. بدین ترتیب، دولت سازی در افغانستان را باید در قالب رهیافت واقع گرایی ساختارگرا بررسی کرد. مؤلفه های هویتی یکی از عوامل اصلی دولت سازی محسوب می شود. بنابراین، دولت در افغانستان را باید نمادی از معادله ساختاری در شکل بندی های قدرت در نظام بین الملل و همچنین نشانه های هویتی و اجتماعی در افغانستان دانست. شرایط ساختاری برای شکل گیری دولت در افغانستان به وجود آمده است، اما تمامی شواهد نشانگر آن است که به دلیل تداوم تضادهای هویتی و اجتماعی، روند دولت سازی با تأخیر همراه خواهد بود.
۶.

تأثیر سیاست های تصدی گرایانه در توسعه اقتصادی (مطالعه موردی: زیمبابوه)

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
در دو دهه اخیر، شاید مهم ترین مسئله پیش روی دولت های مختلف جهان توسعه اقتصادی بوده باشد. این موضوع به ویژه برای کشورهای جهان سوم که هنوز در عقب ماندگی به سر می برند، اهمیت ویژه ای دارد. در این کشورها، به دلیل نداشتن نهادهای اقتصادی و اجتماعی متناسب با توسعه اقتصادی، دولت همواره به ترسیم خط مشی های توسعه ای کشور پرداخته است و با اعمال سیاست های تصدی گرایانه به ابعاد توسعه نیافتگی افزوده است. در این مقاله، می کوشیم با تمرکز بر زیمبابوه در دوره رابرت موگابه تأثیرات این نوع سیاست های تصدی گرایانه در توسعه را بررسی کنیم. سیاست های تصدی گرایانه موگابه موجب شد بخش کشاورزی که گسترده ترین و اصلی ترین بخش اقتصاد این کشور بود از بین برود. در واقع، موگابه و گروه اتحاد ملی آفریقایی زیمبابوه نه تنها اقتصاد را با تورم حاد، فقر و قحطی ویران کردند، بلکه توان مدیریت اجرایی در این کشور را نیز از بین بردند. کشور زیمبابوه در این دوره نمونه ای از اَبَرتورم است.
۷.

نقد سنت و تجدد و نسبت آن با اندیشه سیاسی محمد عابدالجابری

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
محمد عابدالجابری که ازجمله نومعتزلیان است، با نگاهی عقلانی و انتقادی به دنبال استفاده از تفکرات جدید و میراث گذشته اسلامی خود بوده است و تحت تأثیر برخی از روش شناسی های پست مدرنِ جدید در غرب، فارغ از تفاوت های فلسفی و بنیادین، در پی برساختن نظام فکری معرفتی و سیاسی از طریق نقد سنت و تجدد است. اگرچه جابری از سویی با نقد جریان های فکری موجود که در آن ها اعتقاد بر همسازی سنت و تجدد است و با ناکارآمد خواندن آن ها درصدد است با نقد عقلانیت عربی اسلامی (که وی آن را در سه عرصه معرفتی بیان، برهان، و عرفان تشریح می کند) با روش های پست مدرن و از سوی دیگر با نقد وجوهی از تجدد، پیوند میان این دو وجه نظام معرفتی و فرهنگی را از میان بردارد. حاصل این تلاش در نظریه سیاسی، کاوش به منظور اثبات وجوهی از تجدد در سنت اصیل اسلامی و تلاش برای تبلور تجدد و نیز دموکراسی از درون سنتِ نقدشده است. نتیجه آنکه به باور جابری، اسلام دینِ سیاست است و بسیاری از ابعاد حقوق بشر را شامل می شود که جهان متجدد نیز به آن ها رسیده است. وی با ردّ سکولاریسم در اسلامِ حقیقی، معتقد است راه نجات جهان اسلام از نقد عقلانیت و برساختن دموکراسی بومی می گذرد.
۸.

نقد اجتماع گرایانه لیبرالیسم

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
اجتماع گرایی به عنوان گفتمان رقیب و منتقد لیبرالیسم، یکی از مهم ترین مضامین فلسفه سیاست در دهه های اخیر بوده است. ضعف ساختارهای سنتی اجتماع مانند خانواده، کلیسا و مدارس، افزایش چشمگیر طلاق و تولدهای نامشروع، گسترش ادیان نامتعارف، افزایش استعمال مواد مخدر و افزایش ناگهانی بی سوادی در کشورهای غربی، از مهم ترین زمینه های اجتماعی شکل گیری اجتماع گرایی بوده است. اجتماع گرایی با کمک مبانی فلسفی ویتگنشتاین دوم انتقادات تأثیرگذاری در آرای اندیشمندان لیبرال معاصر وارد کرده است. پرسش اصلی این مقاله این است که مهم ترین نقد اجتماع گرایان بر لیبرالیسم چیست؟ فرضیه این است که نقد تلقی لیبرال از فرد، مهم ترین انتقادی است که اجتماع گرایان از لیبرالیسم کرده اند و نقدهای دیگر در نهایت به همین انتقاد رسیده است. انسان غیرموقعیت مند، فردگرایی غیراجتماعی، جهانشمول گرایی، ذهنی گرایی و بی طرفی مهم ترین مواضع لیبرالیسم است که اجتماع گرایان آن را نقد کرده اند. اجتماع گرایان معتقدند فرد را نمی توان بدون در نظر گرفتن زمینه و متن فرهنگی و اجتماعی ای تصور کرد که فرد خود بخشی از آن است. همان گونه که زبان و فلسفه زمینه محوراست، فرد نیز در زمینه های بسیار متفاوت فرهنگی تبیین و تعریف می شود. بنابراین، نمی توان برای آن ویژگی های جهانشمول ارائه کرد. اجتماعی بودن «خود» موجب می شود نتوان آن را از ویژگی هایش جدا کرد و قواعدی بی طرف و غیرمرتبط با برداشتی از خیر برای بنا نهادن اجتماعات سیاسی ارائه کرد. سیاست و سعادت از نظر اجتماع گریان بر خلاف لیبرال ها، تفکیک ناپذیرند.
۹.

مدیریت محیط امنیتی و افق منطقه گرایی در سارک

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
«اتحادیه جنوب آسیا برای همکاری منطقه ای» سارک، در سال 1985، برای گسترش همکاری میان کشورهای جنوب آسیا تأسیس شد. سارک فارغ از فضای جنگ سرد، بر مبنای ملاحظات فنی و اقتصادی، مستقل، و خودجوش به وجود آمد، اما رونقی در همکاری و همبستگی آ ن ها پدیدار نشده است. در پاسخ به این سؤال که علی رغم برنامه های مختلف توسعه و گسترش سارک (1985-2014)، چه علل و شرایطی در تطویل ضعف و عدم پویایی آن دخیل بوده اند؟ در این مقاله، به تبیین این فرضیه می پردازیم که دگرگونی نظام امنیتی منطقه در جنوب آسیا از 1990 بیشترین تأثیر را در رخوت و عدم تعمیق منطقه گرایی در سارک داشته است. پویش های ملی ناهمساز کشورهای منطقه پس از جنگ سرد، الحاق افغانستان به سارک (از 2007) و رویکرد قدرت های بزرگ به منطقه، عقلانیت و عملکرد این سازمان را تحت الشعاع خود قرار داده است؛ به طوری که کشورهای منطقه توانایی مدیریت محیط امنیتی خود را نداشته اند و تعمیق منطقه گرایی نیز آینده روشنی ندارد.
۱۰.

بررسی روابط اتحادیه اروپا و ناتو؛ چالش ها و فرصت های موجود

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
اتحادیه اروپا و ناتو 21 عضو مشترک دارند، به همین دلیل، بررسی چالش ها و فرصت های روابط این دو نهاد در حوزه سیاست بین الملل بسیار مهم است. اتحادیه اروپا قدرت غیرنظامی با قابلیت های اقتصادی-اجتماعی و امنیت نرم است و قابلیت های نظامی آن در قالب سیاست دفاعی و امنیتی اروپا اهمیت کم تری دارد، اما ناتو در نخستین نگاه پیمانی نظامی و امنیتی بیشتر تحت نفوذ آمریکا شناخته می شود. از دهه نود اتحادیه اروپا قابلیت ها و فعالیت های خود را در حوزه «سیاست خارجی و امنیتی مشترک» و به ویژه «سیاست امنیتی و دفاعی اروپا» توسعه داده است. اعضای اتحادیه اروپا در نظر دارند با «نیروی استقرار سریع اروپایی» و با همراهی «نیروی واکنش سریع ناتو» توانمندی ها و قابلیت های لازم را به دست آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که «سیاست مشترک دفاعی اتحادیه اروپا» تکمیل کننده ناتو و نه در تقابل با آن تعریف می شود. نویسندگان این مقاله می کوشند چالش ها و فرصت های موجود در روابط اتحادیه اروپا و ناتو و همچنین تأثیر این کنش ها در منافع ایران در منطقه و جهان را شرح دهند. تدوین این مقاله به روش جمع آوری کتابخانه ای-اسنادی و به صورت «توصیفی-تحلیلی» است. همچنین، از منابع مختلفی نظیر کتاب های مرتبط، پایگاه داده ها، بانک های اطلاعاتی و مقالات معتبر استفاده شده است.
۱۱.

ژئواکونومی خاورمیانه و جهانی شدن اقتصاد

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، از نظم جدیدی سخن به میان آمد که مشخصه آن درهم تنیدگی فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی کشورها بود. جهانی شدن اقتصاد که سرمایه داری را توسعه داد با خود مسائل و نیز فرصت های جدیدی به وجود آورد که رویکردی ژئواکونومیک به مناطق یکی از آن ها بود. این رویکرد اهمیت اقتصاد در فرایند جهانی شدن را نشان می داد. ژئواکونومیک در عین توجه به مسائل سیاسی و امنیتی، در شرایط پس از جنگ سرد و کاهش رقابت های نظامی و ایدئولوژیک، از رقابت های اقتصادی خبر می داد و به دنبال مهم نشان دادن اقتصاد در شرایط جهانی شدن بود که قدرت های صنعتی (ازجمله آمریکا، چین، اتحادیه اروپا و ...) نگاهی ژئواکونومیک به مناطق پیدا کردند و خاورمیانه به دلیل داشتن منابع غنی نفت و گاز و .... از مهم ترین این مناطق بود و این در شرایطی بود که درباره کاهش اهمیت انرژی های نفت و گاز در دهه های آینده مطالب بسیاری گفته می شد. در این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این سؤال هستیم که آیا جهانی شدن اقتصاد اهمیت ژئواکونومیک خاورمیانه را کاهش داده است یا خیر؟ نویسنده در پی اثبات این فرضیه است که طبق آمارهای انرژی جهانی و بانک جهانی، جهان حداقل تا نیم قرن آینده همچنان نیازمند انرژی های فسیلی استو این مسئله نشان می دهد که جهانی شدن، در عین چالش هایی که برای کشورهای درحال توسعه ایجاد می کند، فرصتی را نیز از طریق درهم تنیدگی اقتصاد جوامع، برای مناطق ژئواکونومیک به وجود آورده است، به طوری که همچنان قدرت های صنعتی را نیازمند نفت وگاز خاورمیانه قرار داده و اهمیت آن را کاهش نداده است.
۱۲.

مبادلات نفت و گاز و همکاری بین المللی (با) ایران

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
یکی از تفاوت های جدی مکاتب نوواقع گرایی و نهادگرایی نولیبرال در روابط بین الملل به موضوع همکاری مربوط می شود. پیروان نهادگرایی نولیبرال بر خلاف طرفداران نوواقع گرایی معتقدند که در روابط بین الملل، حتی در شرایط هرج ومرج و فقدان حاکمیت مرکزی در سطح جهان، می توان با کمک نهادهای بین المللی به همکاری های بین المللی دست یافت. این تفاوت نگاه به همکاری حاصل اختلاف نظر این دو مکتب درباره دستاوردهای مطلق و نسبی است. از این رهگذر، با به کارگیری این دو دیدگاه در حوزه مبادلات انرژی به دو نگاه متفاوت «خودکفایی انرژی» و «وابستگی متقابل انرژی» رسیده ایم. در قدم بعدی، با عملیاتی کردن این نظرگاه ها در مبادلات نفت و گاز ایران طی سال های 1995 تا 2005 به عنوان نمونه پژوهشی، و نیز با استفاده از آمار و ارقام منتشر شده، درستی این فرضیه را نشان داده ایم که مبادلات نفت و گاز در چارچوب نظام مبتنی بر وابستگی متقابل انرژی به همکاری های بین المللی (با) ایران منجر شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰