مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه سال سوم تابستان 1398 شماره 8

مقالات

۱.

شواهدی از عناصر تزئینی سفال های عصر مفرغ قدیم یانیق تپه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۸
شروع بررسی و کاوش های باستان شناسی در شمال غرب ایران از 1948 م. به بعد، نشانه هایی از تحولات فرهنگی که در روند جابه جایی جمعیتی به وجود آمده بودند را مشخص می کرد. مهاجرانی که بر اثر تغییرات زیست محیطی یا افزایش جمعیت و کمبود منابع زیستی در اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم قبل ازمیلاد در گستره وسیعی از شرق باستان از شمال شرق آناتولی تا جنوب لوانت استقرار پیدا کردند. این دوره فرهنگی در ادبیات باستان شناسی، دوره ماوراء قفقاز قدیم یا فرهنگ کوراارس نامیده شده است. شاخصه این فرهنگ در بُعد سفالگری، ساخت و تولید گونه ای از سفال سیاه رنگ صیقلی، داغ دار منقوش با معماری مدور و راست گوشه است. هدف اصلی از ارائه این پژوهش، دستیابی به چگونگی ارتباط شکلی و نوع نقوش سفال های این محوطه است که در پی سامان دهی مخازن موزه ملی در سال 1383 ه .ش. شناسایی، ثبت و مطالعه گردید. پرسش محوری این پژوهش را می توان این گونه مطرح کرد که سفالگران مهاجر، تجارب هنری خاستگاه اولیه خود را تا چه حد توانستند بر سبک هنری این سفال ها نشان دهند؟ داده های این پژوهش براساس مطالعات موزه ای و منابع کتابخانه ای، جمع آوری و موردمطالعه تطبیقی قرار گرفت. شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات از گونه کیفی بوده و ازنظر ماهیت پژوهشی در دسته پژوهش های تاریخی-فرهنگی قرار می گیرد. تفکیک آماری سفال ها نشان داد که بیشترین نقش ها مربوط به تلفیق الگوهای هندسی چون نوارهای تزئینی و ساده با نقش جانوران و پرندگان بوده که اهمیت این جانوران در بافت زیست محیطی منطقه را در روند اقتصاد معیشتی با تمرکز بردامداری و شکار نشان می دهد. مقایسه این نقش ها با دیگر حوزه های فرهنگی در گستره جغرافیایی عصرمفرغ قدیم در محدوده جغرافیایی شمال غرب، غرب و مرکز فلات ایران تا مناطقی از آناتولی و ماوراء قفقاز بیانگر برخی نقوش تأثیرپذیر از مبدأ و نقوشی دیگر برروی این سفال ها بومی و محلی بوده است.
۲.

شواهد ارتباط فرهنگی آغازایلامی تا ایلام قدیم براساس متون بین النهرین

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
دوره فرهنگی آغازایلامی به دلیل ورود فلات ایران به مرحله ای دیگر از دوره شهرنشینی و داشتن گل نوشته هایی که معرف شروع نوشتار در این سرزمین است، یک مرحله مهم در آغاز تاریخی ایران محسوب می شود. پس از آن، دوره ایلام به دلیل ایجاد اولین حکومت های سلسله ای سرزمین ایران بسیار موردتوجه است. توالی آغازایلامی تا شروع دوره ایلام قدیم برمبنای نوشتار آغازایلامی و ایلامی، خطی دارای شبهاتی است و برمبنای برخی اطلاعات و داده ها ازجمله نوشتار آغازایلامی، توقف یک باره دوره آغازایلامی مدنظر قرار گرفته و سیر تحول آن تا دوره ایلام قدیم با علامت سؤال مطرح می شود، اما توالی یادشده در متون بین النهرین (شبه میخی و میخی دوره های اوروک، جمدت نصر، سلسله های اولیه تا دوره اکد و حتی بعد از آن) قابل پی گیری و بررسی است. پژوهش انجام گرفته با هدف بررسی نام ایلام، سرزمین و ایالات آن در بازه زمانی پس از آغازایلامی تا ایلام قدیم در متون بین النهرینی انجام گرفت و مهم ترین پرسش این پژوهش پاسخ به شناخت چگونگی توالی دوره آغازایلامی تا ایلام قدیم برمبنای متون بین النهرینی در این فاصله زمانی است. پی جویی های انجام گرفته درکنار یافته های باستان شناسی، وجود نام ایلام و ایالات ایلامی را در هزاره سوم قبل ازمیلاد در متون زبان شناسی بین النهرینی به دست آمده از این برهه زمانی، تأیید می نماید. پژوهش حاضر دارای نظام کیفی و راهبردی است و براساس هدف های بنیادی صورت گرفته و ازنظر روش، توصیفی است. روش یافته اندوزی به شیوه کتابخانه ای انجام شده و تمامی آن ها از منابع معتبر استخراج شده اند. اساس تحلیل بیشتر متکی بر اطلاعات و یافته های کتابخانه ای است.
۳.

بررسی اهمیت و جایگاه هنر موسیقی در ایران باستان

تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۲۲۴
موسیقی ازجمله پدیده های هنری جوامع بشری است که از دوران باستان تأثیر بسیاری بر زندگی بشر داشته و ابزار و آلات آن در هر دوره به اشکال و فرم های مختلف نمود پیدا کرده است. برخی از محققین بدون توجه به جایگاه موسیقی در جوامع باستانی ایران، نظرات ضدونقیضی در رابطه با پیشینه آلات موسیقی مطرح کرده اند. با استناد به مدارک به دست آمده از کاوش های باستان شناختی، نقوش برجسته و سنگ نبشته ها، بیانگر ارتباط دیرین هنر موسیقی با جوامع و فرهنگ های ایران باستان است. هنر موسیقی در دوران تاریخی (ایلامی ها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) دارای شواهد و یافته های گوناگونی است که با مطالعه، تجزیه و تحلیل روند آن ها می توان به اهمیت و نقش این هنر در جوامع دوران باستان پی برد. در همین راستا مهم ترین پرسش های این پژوهش عبارتند از: 1. در هرکدام از دوره های پیش از اسلام از چه نوع آلات و ادوات موسیقی استفاده می شده است؟ 2. نمود و شواهد هنر موسیقی در دوران باستان را براساس چه مدارکی می توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد؟ 3. تنیدگی و پیوند هنر موسیقی با طبقات اجتماعی و شرایط فرهنگی جوامع ایرانی قبل از اسلام چگونه قابل تفسیر است؟ پژوهش حاضر دارای رویکرد توصیفی-تحلیلی است و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی گردآوری شده و با روش کیفی، تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که موسیقی در دوران تاریخی، هنری است که بیشتر در طبقه حاکم اجتماع رواج داشته و دربار، محل و جایگاهی برای تجمع هنرمندان خبره در زمینه موسیقی به شمار می رفته و احتمالاً هنرمند چیره دست موسیقی، خود فردی از طبقه فرودست جامعه تلقی می شده است. همچنین شواهد پژوهش نشان می دهد در هر دوره تاریخی، از آلات و ادوات موسیقی خاص استفاده می شده و نواختن سازهای گوناگونی همچون: چنگ، نی ، طبل، سرنا، دهل و غیره در نیایش ها، مراسم قربانی، عروسی و عزا، بیانگر پیوستگی این هنر با زندگی معنوی و حتی نظامی جامعه وقت بوده است.
۴.

مهر دو رویه هخامنشی تخت جمشید

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۷۶
مهم ترین راه شناخت بشر در ادوار گذشته، مطالعه و پژوهش برروی آثار به یادگار مانده آن هاست و ازجمله آثاری که سهم بارزی در شناسایی فرهنگ و تمدن و بسیاری از مسائل گوناگون ادوار کهن ایران زمین داشته، نقوش مُهرها و آثارمُهری است. مطالعات این گونه داده ها، سال ها و بارها موردتوجه پژوهشگران باستان شناس و مورخ قرار گرفته و مقالات و کتب بسیاری درمورد این مقوله بی پایان منتشر شده است؛ چراکه مُهر و نقش آن پاسخ گوی برخی از پرسش ها، عامل جهت گیری صحیح تعدادی از پرسش ها و مطرح شدن پرسش های جدیدی در رابطه با مسائل اجتماعی، اقتصادی و ادراکات مردمان گذشته است. در برخی نقوش، هنرمند جهانِ خود را توصیف می کند و این گونه توصیف درحقیقت استفاده بهینه از نمادهاست. در موزه تخت جمشید مُهری سیاه رنگ وجود دارد که تفاوت اساسی با دیگر مهرهای منسوب به دوره هخامنشی دارد. این مُهر مسطح دو سو نقشی است که کمتر در هنر مُهرسازی مشاهده شده و در مُهرسازی هخامنشی نیز تاکنون منحصربه فرد است. این مُهر برای نخستین بار با در نظر گرفتن معیارهای مختلف مانند سبک هنری و نیز تفسیر نمادها، منتشر و مورد بازخوانی و ارزیابی قرار می گیرد. هدف اصلی در این مقاله، مستندسازی و معرفی نمادهای این مُهر است. همچنین نگارنده بر این است که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای بعد از توصیف کامل این مُهر به چند پرسش درباره این مُهر پاسخ دهد. نخست اینکه نقوش حک شده برروی مُهر با چه مفاهیمی به کار رفته است؟ چگونگی منشأ شناسی این نمادها و اینکه این اشکال، زاییده افکار و باورهای هخامنشیان بوده و یا نه، میراثی از یک فرهنگ بسیار قدیمی است؟
۵.

کشف یک حقیقت مهم تاریخی: حضور «تنسر» در نقش برجسته های اردشیر بابکان

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۲
تاکنون تعداد 35 نقش برجسته از دوره ساسانی شناسایی شده است که از این تعداد، یک نقش برجسته در خارج از مرزهای سیاسی ایران و در محلی موسوم به رگ بی بی در خاک افغانستان واقع شده و 34 نقش برجسته دیگر در درون مرزهای سیاسی ایرانِ امروز و در مناطق مختلفی چون: شهرری، تاق بستان، سلماس، بَرمِ دِلک، گویوم، تنگ چوگان بیشاپور، نقش رستم، نقش رجب، سراب بهرام، تنگاب فیروزآباد، دارابگرد، تنگ قندیل و سرمشهد کشف شده است. هرچند یکایک این نقش برجسته ها بارها و بارها ازسوی باستان شناسان و متخصصان داخلی و خارجی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند، اما غالب مطالعات انجام شده، معطوف به تعیین هویت شخصیت اصلی نقش برجسته ها، یعنی شاهنشاه ساسانی بوده و تلاش چندان جدی و نافذ در تعیین هویت دیگر شخصیت های حاضر در نقش برجسته های ساسانی انجام نگرفته است و در مواردی هم که اظهارنظر شده، این تعیین هویت ها عموماً بدون پشتوانه علمی و بدون آن که بر بنیان متون تاریخی و منابع مکتوب، شواهد چهره شناسی و مطالعات نشانه شناسی استوار باشند، صرفاً براساس حدس و گمان های شخصی و بافتار ذهنی پژوهشگران مطرح شده است. مهم ترین پرسشی که مقاله حاضر درصدد پاسخ گفتن به آن است این است که «شخصیت موردنظر در نقش برجسته اردشیر بابکان کیست؟». فرضیه متناظر با این پرسش نیز چنین است: «شخصیت موردنظر در نقش برجسته اردشیر بابکان با استناد به قرائن تاریخی، شواهد چهره شناسی و نشانه شناسی، تَنسَر (توسر، دوسر) است». در این پژوهش که براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، سعی شد تا به مددِ قرائن تاریخی، شواهد چهره شناسی و مطالعات نشانه شناسی، هویت واقعی یکی از شخصیت های حاضر در نقش برجسته های اردشیر بابکان -که به غلط «خدمتکار بادبزن، خواجه مگس پران و یا نماینده یکی از خاندان های اشرافی» معرفی شده است - روشن شود. نتایج مطالعات مؤید آن است که شخصیت موردنظر در نقش برجسته های اردشیر بابکان، شخصیت بلندپایه روحانی و مذهبی، کسی نیست جز «تنسر» (توسر)؛ روحانی نامدار و بانفوذی که در اشاعه آیین مزدیسنا و تنظیم متون اوستا بسیار کوشید و بشارت آمدن اردشیر بابکان را پیش از آغاز فعالیت های فراگیر او، به مردم داد و هم در رسیدن به قدرت و هم در تثبیت آن، اردشیر را همراهی نمود.
۶.

نگرشی بر منظر باستان شناسی و تحولات فرهنگی استقرارهای دوران اسلامی دشت تویسرکان (از صدر اسلام تا پایان دوره قاجار)

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۵
دشت تویسرکان از دشت های میان کوهی مرتفع کرانه های غربی رشته کوه الوند، از نظر سوق الجیشی در زمره مهم ترین دشت های مواصلاتی نواحی غربی ایران به شمار آمده و درطول تاریخ، بالأخص دوران اسلامی در مسیر خراسان بزرگ از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است. این دشت در زمستان 1391، طی پژوهشی مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته است؛ این بررسی به صورت فشرده (پیمایشی) با گردآوری مواد فرهنگی از سطح محوطه ها به روش تصادفی، با هدف شناسایی و ثبت محوطه های باستانی و آثار تاریخی مطالعه گردیده است. برآیند بررسی، دربردارنده 44 محوطه از دوران مس وسنگ تا ادوار متأخر اسلامی بوده و با توجه به آثار سطحی شناسایی شده از این میان، 14 محوطه دارای آثاری از دوران مختلف اسلامی هستند که نشان از جایگاه این منطقه در دوران اسلامی بوده، اما تاکنون دشت مذکور از منظر تحولات فرهنگی استقرارهای دوران اسلامی مورد کنکاش قرار نگرفته است. حال پرسش این ست که آثار دوران اسلامی در دشت تویسرکان از چه ویژگی هایی برخوردار بوده و پراکندگی و گسترش آن ها از چه الگویی پیروی کرده و همچنین در چه دوره هایی با افزایش و گسترش، مواجه بوده است؟ هدف اصلی جستار پیشِ رو مطالعه منظرباستان شناسی (زمین سیما) دشت تویسرکان، با گونه شناسی و بررسی تحولات فرهنگی آثار و استقرارهای دوران اسلامی و ترسیم الگویی مناسب از توزیع، پراکنش در دشت مذکور است؛ روش پژوهش با بهره مندی از تحلیل های فضایی GIS و به روش های میدانی و کتابخانه ای، تحلیلی از آثار و مواد فرهنگی گردآوری شده از بررسی و مطالعه باستان شناختیِ صورت گرفته از استقرارهای دوره اسلامی دشت تویسرکان (در سه خوشه)، مبتنی بر نظریات رایج تحلیل الگوی استقرار و منظرباستان شناسی خواهد بود. برآیند پژوهش، نشانگر آن ست که استقرارهای دوران اسلامی این دشت با توزیع در تمامی بخش های دشت، متشکل از محوطه های بزرگ، به عنوان هسته های اصلیِ مکان گزینی و محوطه های کوچک، به عنوان پایگاه های خرده اقماری با وابستگی به راه ها و زمین های قابل کشت شکل یافته اند؛ همچنین دشت تویسرکان در دوره صفوی، شاهد رشد فزآینده تعداد استقرارها بوده که «کاروانسرا» و «پل» فرسفج از شاخص ترین آثار به جامانده آن ست و درنهایت دوره های زند و قاجار نیز با گسترش وسعت استقرارها و جمعیت مواجه می شود.
۷.

بررسی و تحلیل گونه شناسی سفالینه های آغاز دوران اسلامی تا پایان دوره صفوی منطقه همدان

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۳۰۴
وجود مسیرهایی مانند شاهراه خراسان و راه فرعی شاهی در منطقه همدان باعث شده است که این منطقه به عنوان یک چهارراه منطقه ای در طول دوران مختلف تاریخی شناخته شود. در دوران اسلامی این مسیرهای تجاری و زیارتی باعث پیدایش انواع فرهنگ های مختلف سفالگری می شوند. باتوجه به تأثیرپذیری فرهنگ های سفالگری منطقه همدان از مناطق بزرگ تولید سفالینه های اسلامی، در این پژوهش سعی شده به پرسش هایی از قبیل: گونه های سفالگری دوران اسلامی همدان کدام اند؟ کدام گونه های سفالی منطقه همدان از ویژگی های بومی و محلی برخوردارند؟ پاسخ داده شود. هدف اصلی نیز شناسایی انواع گونه های سفالی منطقه است که این فرآیند ازطریق مطالعه داده های باستان شناختی حاصل از بررسی ها و کاوش های علمی صورت گرفته است. درطول این پژوهش تعداد بیش از 12 گونه سفالی دوران اسلامی در منطقه شناسایی گردید. تمامی این گونه ها در بازه زمانی قرون نخستین اسلامی، قرون میانی و قرون متأخر قرار می گیرند. در قرون نخستین اسلامی منطقه، انواع سفالینه های ساده بدون لعاب، گونه منقوش گلی و سفالینه های اسگرافیاتو به دست آمده است. دوره بعدی مربوط به سفالینه های قرون میانی است. ازجمله گونه های سفالی این دوران منطقه، می توان به انواع سفالینه های تک رنگ، سفالینه های بدون لعاب با نقوش قالبی، سفالینه های قلم مشکی، سیلوئت (سایه نما)، سفالینه های سلطان آباد، سفالینه های زرین فام و گونه آبی و سفید قرون میانی اشاره نمود. آخرین گروه از سفالینه های دوران اسلامی همدان مربوط به سفالینه های قرون متأخر است. در این دوران، تولید گونه هایی مانند آبی و سفیدهای دوران صفوی و سفالینه های منقوش روی لعاب با نقوش ناشیانه رواج پیدا می کند.
۸.

یادمانی ناشناخته در زاوغان: مسجد جمعه یا عمارت؟

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۶
واقعیت این است که تعدادی از یادمان های باستانی مشهود ایران، ناشناخته مانده است و علّت آن نیز نامنظم بودن فعالیت های باستان شناسی در ایران است که باعث شده تا از یک طرف بسیاری از مناطق به دلیل فقدان پژوهش های هدف مند و علمی باستان شناختی همچنان ناشناخته باقی بمانند و ازطرفی در مناطقی که پژوهش ها تمرکز داشته، تأکید بر دوره ای خاص صورت گیرد. برخی از این یادمان ها که در دهه های اخیر کشف شده، کاربری نامشخص داشته اند. یکی از این آثار، بنایی است منسوب به مسجد جامع زاوغان که در کوچه باغ های ورودی شهر سمنان واقع شده است. پژوهش حاضر توصیفی است از بقایای اندکی از این بنا؛ سازه ای که تنها یک سردر مرتفع و چند حجره از آن باقی مانده و اهالی به آن «مسجد جامع» می گویند و تا کنون کتیبه ای و یا آثار تکمیلی از آن یافت نشده است تا مسجد بودن آن را اثبات کند؛ حتی در ورودی یا احتمالاً ایوان صحنِ آن نیز کمی اختلاف درجه با قبله وجود دارد که باعث شده نگارندگان با دیده تردید به وجود کاربری مسجد بنگرند. هدف اصلی این پژوهش نیز معرفی این بنای نسبتاً نویافته است ازطریق مطالعات میدانی که شامل کاوش های پی گردی، بررسی سطح الأرضی، مشاهدات مستقیم و مستندنگاری. مهم ترین نتایج این پژوهش نشان می دهند که این عمارت دروازه ای در جاده خراسان بزرگ بوده که رو به سوی شهرری داشته و در دوره تیموری و صفویه دایر بوده است. در حین بحث درمورد این عمارت، راهکار هایی برای نگهداری و مرمت بنا نیز ارائه می شود. با این حال این ابتدای کار پژوهش و کاوش در این محل و بنا بوده و امیدواریم که تداوم یابد.
۹.

مطالعه باستان شناختی سفال های قرون میانی اسلامی دست کند زیر زمینی تَهیق خُمین

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش در مورد آثار سفالین دوران اسلامی ایران قدمتی بالغ بر صد سال دارد که در نتیجه آن تاکنون انبوهی از کتب و مقالات به چاپ رسیده اند؛ اما هم چنان یافته های جدیدی در کاوش ها و بررسی های باستان شناسی به دست می آیند که بخشی از ابهامات موجود را بر طرف کرده یا دانش ما را در مورد این آثار کامل تر می کند. در برنامه کاوش باستان شناسی دست کند زیر زمینی تهیق نمونه های متنوعی از سفالینه های بدون لعاب و لعاب دار به دست آمد که تاکنون هیچ پژوهشی در مورد آن ها صورت نگرفته است. بر همین اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر طبقه بندی، گاهنگاری نسبی یافته های سفالین به دست آمده در کاوش تهیق و تبیین برهمکنش های فرهنگی این یافته ها با دیگر مناطق است. دو پرسش اصلی این پژوهش نیز در ارتباط با دوره زمانی سفالینه های تهیق و نیز مرکز یا مراکز تولیدی این آثار است. روش گردآوری داده های این مقاله اسنادی-میدانی و روش پژوهش آن توصیفی-تحلیلی است. این آثار با توجه به مطالعات مقایسه ای صورت گرفته احتمالاً متعلق به قرون میانی اسلامی باشند. هم چنین براساس داده های موجود، احتمال داده می شود بیشتر این آثار وارداتی از مناطق نزدیک یا هم جواری در فلات مرکزی ایران هم چون: ذلف آباد فراهان، مشکویه زرندیه، آوه، ری و کاشان، باشند؛ اما هیچ نمونه وارداتی از مناطق دور تر مانند کردستان، زنجان و کرمان و کشور هایی چون چین و هند، در این آثار شناسایی نشد.
۱۰.

تصویرگری آثار نقاشی زیرلاکی (پاپیه ماشه) در دوره قاجار با رویکرد آیکونوگرافی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۲
در شمایل های دوره قاجار رابطه بین عناصر تصویری و ترکیب بندی نقاشی ها از اصول دقیق و معینی تبعیت می کنند که با نظام نقش مایه برای نقاشی پاپیه ماشه هماهنگ است. تفاوتی که شمایل نگاری دوره قاجار نسبت به دوره های قبل دارد، این است که مضامین عامیانه در آن رواج یافته و انواع مضامین نقاشی های آن در قالب کاشی نگاره ها، پرده های رنگ روغنی، عیدی سازی و چاپ سنگی مشاهده می شود. پرسش های اصلی پژوهش عبارتنداز: 1- شمایل نگاری دوره قاجار بر آثار نقاشی زیرلاکی ازمنظر آیکونوگرافیک چگونه است؟ 2- عناصر بینامتنی در شمایل نگاری دوره قاجار برروی آثار لاکی چیست؟ مسأله اصلی، تحقیق در زمینه خوانش آیکونوگرافیک شمایل های دوره قاجار بر آثار نقاشی زیرلاکی (پاپیه ماشه) است. به همین منظور در این مقاله، دو نمونه پُرکار از آثار نقاشی زیرلاکی با تأکید بر شمایل نگاری، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و چگونگی روند شمایل نگاری در آن ها بررسی، و تلاش شده است تا با شیوه ای توصیفی-تحلیلی، به شناختی هرچه عمیق تر به نوع نگرش هنرمند نگارگر دست یابد. هدف تحقیق در شناسایی نقش مضامین رایج دوره قاجار در شمایل نگاری آثار مذکور است. به منظور رسیدن به این هدف، شناسایی منابع ادبی و تاریخی و هنری ضروری است. شناسایی منابع و گرد آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل اطلاعات به شیوه کیفی بوده است. فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که تقریباً در تمامی آثار، اشاره ها و نشانه هایی برای رسیدن به داستانی دیگر یا به عبارت درست تر به متن دیگر وجود دارد. یافته ها و نتایج حاکی از آن است که: در این آثار علاوه بر ویژگی های رایج شیوه نقاشی قاجاری، میان متون ادبی، مذهبی و سیاسی و مضامین نقاشی های زیرلاکی، روابط بینامتنی برقرار است، درواقع در تمامی نمونه های موردی اشاره هایی ضمنی به متن های ادبی، مذهب، اندیشه و خط فکری خاص دیده می شود.