زبان پژوهی

زبان پژوهی

زبان پژوهی سال دهم پاییز 1397 شماره 29

مقالات

۱.

معین شدگی در زبان فارسی و شکل گیری ساخت کامل و التزامی

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۰
«معین شدگی»، از جمله رایج ترین نمونه های دستوری شدگی در بیشتر زبان ها است. این واژه تخصصی، گونه ای از فعل های واژگانی را در بر می گیرد که  در برخی کاربردهایشان، نقش فعل معین را بر عهده دارند. در زبان فارسی نیز، بیشتر فعل هایی که امروزه نقش کمکی دارند، پیش از پیدایش فارسی دری، اغلب فعلِ واژگانی بوده و یکی از کاربرد دوگانه آن ها به مثابه فعل معین، نتیجه فرایند معین شدگی است. از این رو، در مقاله حاضر برآنیم تا روند تحولِ سه فعل «استیدن»، «باشیدن» و «بودن» -که در فارسی امروز به ترتیب در ساخت ماضی نقلی، ماضی التزامی و ماضی بعید به کار می روند، را مورد بررسی قرار دهیم. بر این مبنا، در پی بررسی پاسخ گویی به این پرسش هستیم که آیا این گونه فعل ها، از ابتدای پیدایش و کاربردشان در فارسی باستان، نقش کمکی داشته اند و یا اینکه نقش آن ها به عنوان فعل کمکی در ساختار های اشاره شده، پیامد معین شدگی این افعال ، در دوره های زبانی پسین است. بر این مبنا، ناگزیر شدیم چگونگیِ انتقالِ مفاهیم ماضی نقلی، ماضی التزامی و ماضی بعید از فارسی باستان تا فارسی نو را مورد بررسی قرار می دهیم. بر اساس شواهد موجود در پیوند با کاربرد این گونه افعال و نحوه بیان مفاهیم ماضی نقلی، ماضی التزامی و ماضی بعید، پیش از فارسی دری، این نتیجه به دست آمد که شکل گیریِ این سه ساختار با استفاده از سه فعل «استیدن»، «باشیدن» و «بودن»، در نتیجه معین شدگیِ این افعال در ساخت دستوری شده ای از فارسی میانه به بعد بوده است.  
۲.

بررسی قالب های معنایی اندام واژه های بیرونی زبان فارسی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۱
این مقاله به بررسی چهارده قالب معنایی اندام واژه های بیرونی می پردازد. قالب معنایی، چارچوب یکپارچه دانشی است که به ارائه کلی الگوهای ذهنیِ باورها، تجربه ها، آداب و رسوم، تصورات و موارد مشابه می پردازد. در این پژوهش برآنیم به این دو پرسش پاسخ دهیم که «قالب های عمده اندام واژه ها در زبان فارسی به لحاظ نحوی چگونه نمود می یابند؟»  و «چه عناصر معنایی در این قالب ها بازنمایی می شوند؟». هدف مقاله حاضر، شناسایی ساختمان معنایی و نحوی قالب های اندام واژه های بدن در زبان فارسی است. داده های پژوهش، اغلب فرهنگ نگاشتی هستند. قالب ها با الگوگیری از وب گاه فریم نت از تعریف های فرهنگ واژگان استخراج شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در میان قالب های اندام واژه ها فقط یک قالب به قالب اصلی اندام واژه ها اختصاص دارد و سیزده قالب دیگر قالب های مرتبط با اندام واژه ها هستند. اندام واژه ها به دو صورت آشکار و ضمنی حضور دارند. حضور اندام واژه ها به شیوه های گوناگون مانند ساخت واژی، نحوی و معنایی مشخص شده است. حضور آشکار در ساختمان صوری پاره گفته های زبانی مانند اسم، صفت و فعل مرکب و همچنین آرایش جمله قابل مشاهده است. حضور ضمنی در رابطه معنایی اسم ها، صفت ها و فعل ها، خواه بسیط خواه مرکب با واحدهای واژگانی گوناگون به چشم می خورد.  
۳.

بازشناسی تمایز خیشومی-انسدادی در شرایط نامطلوب شنیداری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۱۸
برای بهبود بازشناسیِ خودکارِ تمایزهای واجی، می توان از سرنخ های درکی که شنوندگان برای بازشناسی طبیعی، آن ها را در موقعیت های نامطلوب شنیداری مانند گفتار تلفنی یا نوفه محیط به کار می برند، استفاده نمود. در این پژوهش، برای یافتن سرنخ های درکیِ مؤثر در بازشناسیِ طبیعیِ تمایز خیشومی-انسدادی در جفت رقم های «دو-نه» [do]-[noh] در شرایطِ نامطلوب گفتارِ تلفنی، از آزمون های درکی استفاده شد. بررسی سیگنال آکوستیکیِ [no] نشان می دهد که سرنخ های گذر واکه ای و زمزمه خیشومی، تحتِ تأثیر عوامل مختلفِ اختلالِ سیگنال قرار گرفته، از جنبه آکوستیکی کاهش پیدا می کنند و سبب ابهام در درک خیشومی [n] می شوند. در شرایط مطلوب شنیداری، دقت بازشناسی طبیعی [n] بر اساس تنها پارامتر زمزمه خیشومی، درحدود 40 درصد است. اما با افزودن 10 میلی ثانیه از ابتدای گذرهای واکه ای به آن، دقت بازشناسی به 96 درصد افزایش می یابد. در گفتار تلفنی، دقت بازشناسیِ طبیعی براساس زمزمه خیشومی 29 درصد و براساس هر دو پارامتر، فقط 48 درصد است. به نظر می رسد عدمِ قطعیت و ابهامِ واژگانی شنونده، به دلیل حذف یا کاهش اطلاعات آوایی در شرایط نامطلوب شنیداری از یک سو و گرایش درکی شنونده به سمت همخوان بی نشان [d] از سوی دیگر منجر به کاهش بازشناسی خیشومی [n] شده است. براساس یافته های پژوهش، پارامتر آکوستیکی زمزمه خیشومی، نقش مؤثری در بازشناسیِ طبیعیِ خیشومی در شرایط مطلوب یا نامطلوب شنیداری ندارد و فقط با افزودن اطلاعاتِ گذر های سازه ای است که بازشناسی به طور معناداری افزایش می یابد. بنابراین، برای بازشناسی خودکار این واژه ها، لازم است اطلاعات زمانی و طیفی واکه های مجاور و گذرهای آن ها به کار گرفته شود.  
۴.

بررسی رده شناختی نحوی و معنایی اسامی درون مرکز و برون مرکز زبان فارسی در داستان های کودک و نوجوان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
ترکیب، یکی از پرکاربردترین فرایندهای واژه سازی، برای بیان مفاهیم جدید در زبان های دنیا است. هر چند بررسی این پدیده ساخت واژی در حوزه های گوناگون زبان شناسی انجام شده است، اما در حوزه رده شناسی زبان، این مسأله چندان مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو، هدفِ مقاله حاضر، بررسی رده شناختی نحوی و معنایی واژه های مرکب درون مرکز و برون مرکز در داستان های کودک و نوجوانِ دو گروه سنی کودک و نوجوان است. در این راستا، گروه کودکان، مشتمل بر گروه های الف (پیش دبستانی)، ب (سال های اول، دوم و سوم دبستان) و ج (سال های چهارم و پنجم دبستان)) بوده و گروه نوجوانان، گرو های د (سال های راهنمایی) و ه (سال های دبیرستان)) را شامل شده است. همچنین، 315 داستان، به روش دسترسی آسان انتخاب شدند. برای تحلیل واژه های مرکب از نظر معنایی، از چارچوب پیشنهادی شقاقی (Shaghaghi, 2007) که با زبان فارسی مناسبت دارد، استفاده شد. پس از تعیین فراوانی و درصد فراوانی واژه های مرکب از نظر مقوله نحوی و معنایی (برون مرکز و درون مرکز بودن)، داستان های گروه های کودک و نوجوان با یک دیگر مقایسه شدند تا الگوی سرنمون نحوی و معنایی آن ها مشخص گردد. یافته های پژوهش نشان داد که به لحاظ مقوله نحوی، اجزای سازنده واژه های مرکب، الگوی سرنمون نحوی در داستان های دو گروه کودک و نوجوان به صورت صفت + فعل < صفت + اسم < اسم + اسم است. همچنین، واژه های مرکب درون مرکز در گروه کودک و نوجوان به ترتیب با 5/70% و 52%  به طور معناداری از بسامد بالاتری نسبت به واژه های برون مرکز در هر دو گروه برخوردار بوده و الگوی سرنمون معنایی به این صورت است: واژه های مرکب برو مرکز < واژه های مرکب درون مرکز. یافته های پژوهش حاضر می تواند به نویسنده های فارسی زبان در نحوه نگارش داستان با توجه به رشد شناختی کودک بسیار کمک نماید.  
۵.

تجزیه به آحاد واژگان و کاربست آن در ترجمه قرآن (مطالعه مورد پژوهانه سوره های نور، فرقان و شعراء)

تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۷۵
تجزیه به آحاد واژگان، به عنوان یکی از نظریه های حوزه معنا شناسی و مطالعات معنایی، به تجزیه واحدهای زبانی و اجزای تشکیل دهنده آ ن ها می پردازد. این روش در شناساییِ تفاوت های معناییِ بینِ واژگانِ هم معنا، اهمیت بسیاری دارد و معنای نهفته در لایه های معنایی واژگان را کشف و بیان می کند. پژوهش پیش رو، کوشیده است با معرفی روش تجزیه به آحاد واژگان ، به عنوان رویکردی نو در حوزه معنا شناسی به شیوه های برابریابی واژگان، به تحلیل مؤلفه ای معنای واژگان بپردازد. این پژوهش از جنبه هدف، کاربردی است و با روش توصیفی- تحلیلی ازگونه انتقادی سامان یافته است؛ از این رو، با تکیه بر منتخبی از واژه های سوره های نور، فرقان و شعراء در ترجمه های آیتی (Ayati, n.d.)، الهی قمشه ای (Elahi Qomshehei, 2002)، رضایی اصفهانی Rezaei Isfahani, n.d.))، فولادوند (Foolad vand, 2007) و معزّی (Moezzi, 1993) به بررسی عملکرد مترجم ها در برابریابی واژه های نشان دار و شیوه انتقال مؤلفه های معنایی این گونه واژه ها می پردازد. برآیند پژوهش، نشان می دهد که توجهِ ناکافیِ مترجم ها به آحاد تشکیل دهنده معنای یک واژه، منجر به ارائه معنای اولیه و هسته ای از واژه شده است. با وجود اینکه هیچ ک از مترجم ها در ارائه برابر نهادهای دقیقِ واژه های مورد بررسی، کاملاً موفق عمل نکرده اند؛ باید اشاره نمود به ترتیب ترجمه های رضایی اصفهانی، الهی قمشه ای، آیتی، معزی و فولادوند دربردارنده بیشترین تا کمترین توجه به آحاد معنایی واژگان قرآنی بوده اند.
۶.

بررسی مقایسه ای افزوده های تفسیری در 5پنج ترجمه معاصر فارسی و انگلیسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۵
کتاب قرآن، معجزه الهی بوده که با هدف هدایتِ بشریت، نازل شده است. ترجمه واژه به واژه قرآن، ممکن است مانعِ انتقالِ مفاهیمِ ژرفِ آن شود و به همین سبب، مترجم ها ناچارند گاهی افزوده هایی به متنِ ترجمه اضافه کنند که اغلب با استناد به تفسیرها و برای شفاف سازی معنایی و ساختاری متن ترجمه شده بوده است. بر این مبنا، تحلیل یا تطبیق عبارت ها و جمله های افزوده در گونه این ترجمه ها و ارزیابی انطباق آن ها با تفسیرهای معتبر، بسیار ضرورت می یابد. در این پژوهش، افزوده های تفسیری موجود در ترجمه های انگلیسی و فارسی قرآن، با تکیه بر متنِ عربیِ قرآن، در سوره های مسبحات در پنج ترجمه معاصر (مکارم شیرازی(Makarem Shirazi, 2001)، فولادوند (Foulad Vand, 2014) و خرمشاهی (Khoramshahi, 2017) به زبان فارسی) و (پیکتال (Picktall, 1938) و یوسف علی (Yusuf, 2001) به زبان انگلیسی) بررسی شد. مدل نظری پژوهش بر اساس تعریف جواهری (Javaheri, 2012) از افزوده تفسیری، تعریف نایدا و تیبر (Nida & Taber, 2003) از افزوده واژگانی و نحوی و دیدگاه کلودی (Klaudy, 2004) در مورد انواع موارد شفاف سازی بنا شده است. در تحلیل آیه ها، علاوه بر تفسیر المیزان، از دسته بندی عبدالرئوف (Abdul-Raof, 2001) در پیوند با انواع افزوده بهره گرفته شد. بر این مبنا، آیه هایی که در ترجمه آن ها از افزوده تفسیری استفاده شده بود، استخراج شده و نوع و فراوانی آن ها مشخص گردید. سپس افزوده های واژگانی با توجه به تفسیر المیزانِ آیت الله طباطبائی و طبقه بندی عبدالرئوف تحلیل شدند تا مشخص شود که آیا این افزوده ها، براساس تفسیر و برای شفاف سازی بیشتر آیات اعمال شده است و یا اینکه به هیچ وجه، وجودشان ضرورتی ندارد. همچنین، افزوده ها به افزوده واژگانی ضروری و غیرضروری و نحوی ضروری و غیرضروری دسته بندی شدند تا مشخص شود کدام نوع از افزوده در این ترجمه ها کاربرد بیشتری داشته است. همچنین مشخص شود کدام مترجم انگلیسی و فارسی بیشترین و کمترین تعداد افزوده را داشته و چه نوع افزوده ای را استفاده کرده است. پس از بررسیِ دقیق افزوده ها معلوم گردید تمامی این مترجم ها، واژه هایی به متن افزوده اند که برای شفاف سازی معنا و تطابقِ ساختاری آن بوده است و تلاش نموده اند که حداقل افزوده های غیر ضروری را داشته باشند. همچنین، مشخص شد ترجمه فولادوند بیشترین تعداد افزوده و ترجمه پیکتال کمترین تعداد افزوده را به کار برده اند.
۷.

جهت داری فرهنگی زبان انگلیسی در فرایند جهانی شدن: بررسی و تحلیل محتوای کتب آموزشی اینترچنج

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۸
امروزه، زبان انگلیسی به عنوان یک وسیله ارتباطی گسترده، جزئی جدایی ناپذیر از جریانِ جهانی شدن است. حساسیت های موجود پیرامونِ گسترشِ نامتقارن و تسلطِ این زبان بر سراسر جهان، پژوهشگران را به سمتِ ارائه مدل های بی طرفانه آموزش زبان انگلیسی کشانده است. الگوهای ارائه شده، بر ماهیت چندفرهنگه بودن و یا تهی بودنِ زبان انگلیسی از ارزش های فرهنگی تأکید دارند. در حالی که وضعیت کنونیِ زبان انگلیسی و سیر تحولات در مسیر جهانی شدن نشان می دهد که این زبان هم چنان گسترشِ نگرش ها و عقیده های ویژه ای را به صورت یک جانبه دنبال می کند. بر این مبنا، پژوهش حاضر دو هدف اصلی را پیگیری می نماید؛ نخست، موضوع جهانی شدن و نقش زبان انگلیسی در این جریان و نامناسب بودن جایگاه زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی تحلیل خواهد شد. برای تبیین این موضوع، تأثیرات چیرگیِ فرهنگیِ ناشی از زبان انگلیسی مطرح شده و راه کارهایی برای تقلیل تأثیر سلطه فرهنگی زبان انگلیسی ارائه می گردد. دوم، میزان تراکم و یا حجم مؤلفه های فرهنگی در مجموعه کتاب های اینترچنج -که کاربرد گسترده بین المللی در حوزه آموزش زبان انگلیسی به غیرِ انگلیسی زبان ها دارند، به صورت تحلیل محتوا بررسی خواهد شد. یافته های این تحلیل، نشان دهنده وجود تمایل ها، فرضیه ها و تعصب های یک سویه ای است که همگی ریشه در فرهنگ غرب دارند این امر، خود، موضوع بین المللی بودن زبان انگلیسی در قالبی غیرِ جهت دار و بی طرفانه را به چالش می کشد. در نهایت، یافته های پژوهشِ حاضر، می تواند مبنایی برای بررسی کیفی بیشتر موضوع هایی از این قبیل باشد و حتی به عنوان چارچوبی برای ایجاد حساسیت لازم برای فرگیران و دست اندرکاران در آموزش زبان انگلیسی به کار گرفته شود.
۸.

ارجاع در نشانگرهای اهمیت مطلب در سخنرانی های علمی دانشگاهی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۰
درک سخنرانی های علمیِ کلاسیِ استاد، برای دانشجوها امری دشوار است. این دشواری، می تواند ناشی از زودگذر بودنِ مطالب شفاهیِ ارائه شده و پراکندگیِ اطلاعات منسجم در سخنرانی ها باشد. آن چه می تواند به دانشجوها در درک این گونه سخنرانی ها کمک کند، شناختِ این گونه سبک است. به همین منظور، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ارجاع در نشان گرهای اهمیت مطلب در سخنرانی های علمی انگلیسی است. به ویژه، این مقاله کوشیده است چگونگی ارجاع دهی در نشان گرهای اهمیت مطلب به وسیله استادهای دانشگاه – با جنسیت مرد و زن- را بررسی نماید. رونوشت 160 سخنرانی موجود در پیکره انگلیسی بیس، بررسی شد و فهرستی از 1،350 نمونه نشان گر اهمیت مطلب استخراج شد. سپس، این نشان گرها به پنج دسته سازمان دهیِ کلام، تعامل با مخاطب، پوششِ موضوع، وضعیتِ مطلب و ارتباط با امتحان گروه بندی شده و از جنبه ارجاع – پیش مرجع، پس مرجع و مرجع مشترک - برای استادهایی با جنسیت متفاوت بررسی شدند. یافته های پژوهش نشان داد؛ (1) تمامی استادها، چه زن و چه مرد، بیشتر تمایل دارند در پیوند با نشان گرهای سازمان دهی کلام و وضعیتِ مطلب، به صورت پس مرجع به مطلب مهم اشاره کنند، (2) هر دو گروهِ استادها، در ارتباط با ویژگیِ پوشش دهیِ موضوع، تقریباً به طور مساوی از نشان گرهای پیش مرجع و پس مرجع استفاده می کنند، (3) ویژگیِ ارتباط با امتحان هم به وسیله استادهای مرد و زن، فقط به صورت پیش مرجع انجام می شود و (4) تعامل با مخاطب، در نشان گرهای اهمیتِ مطلب، بیشتر به صورت پس مرجع صورت می گیرد. به طور کلی، پژوهش حاضر نشان داد، بیشتر نشان گرهای اهمیتِ مطلب در سخنرانی های علمی انگلیسی، پس مرجع هستند.
۹.

صوری سازی رابطه ی مفهومی تقابل معنایی در سطح واژه از منظر زبانشناسی ریاضی

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۷
در پژوهش حاضر، تلاشِ نگارنده بر آن است تا امکانِ صوری سازیِ رابطه مفهومیِ تقابلِ معنایی را در سطحِ واژه بررسی کند. برای دست یابی به هدفِ تعیین شده، از ابزارهای ریاضی، به ویژه، ابزارهای نظریه مجموعه ها و مفهوم تابع ریاضی استفاده شده است تا برگردان های صوری مرتبط با رابطه مفهومیِ تقابل، در سطح واژه به دست داده شود. مطالعه تعریف های به دست داده شده، برای رابطه مفهومی تقابل معنایی واژه ها در فرهنگ های تخصصی زبان شناسی و همچنین درس نامه های معتبرِ معنی شناسی، نگارنده را بر آن داشت تا گونه های مختلف تقابل معنایی را برای صوری سازی در نظر بگیرد. روش کار در پژوهش حاضر، به این ترتیب است که نخست، تعریف متناظر با هر یک از انواع تقابل معنایی واژگانی به طور جداگانه، به استناد فرهنگ ها و درس نامه های تخصصی، به دست داده می شود. در مرحله بعد، برگردان صوری متناظر با هر نوع تقابل، با استفاده از ابزارهای مناسب از نظریه مجموعه ها و تابع ریاضی معرفی می شود. در گامِ پسین، کارآیی هر یک از رابطه های صوری، با به دست دادن نمونه هایی از زبان فارسی، مورد آزمون قرار می گیرد و در پایان، نشان داده می شود که برگردانِ صوریِ متناظر با هر نوع از تقابل در چارچوب زبان فارسی کارآمد است.
۱۰.

نمود استمراری در زبان فارسی بر اساس نظریه ی پیش نمونگی

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۹
مقاله حاضر، به بررسی نمود استمراری از منظر پیش نمونگی می پردازد. نمود، از ویژگی های ساختاری و معناشناختیِ فعل است که در زبان فارسیِ باستان وجود داشته و پیش تر پرویز ناتل خانلری (Natel Khanlari, 1986) بررسیِ این ویژگیِ فعل را مورد توجه قرار داده است. در این راستا، پژوهش پیشِ رو، بر بررسی نمود استمراری تأکید دارد. هدف اصلی این مقاله، دست یابی به ملاک هایی برای ارائه تعریفی جامع، از نمود استمراری در زبان فارسی است که می تواند در آموزش زبان فارسی و نگارش کتا ب های درسی، به کار گرفته شود. به این منظور، با در نظر گرفتنِ چهار ملاک- که بر مبنای جمع بندی مطالب ازپیش موجود در پیوند با نمود استمراری در دستور سنتی زبان فارسی بوده و با تکیه بر دیدگاه شناختی گزینش شده اند، به معرفی پیش نمونگیِ این ویژگی فعلی پرداخته شده است. بر مبنایِ یافته های پژوهش حاضر، نمود استمراری را نمی توان فقط با تکیه بر جنبه صوری اش تعریف کرد، بلکه برای تشخیص این ویژگی فعلی، باید به صورت هم زمان، به صورت و معنای فعل توجه نمود. در این جستار، ضمن اشاره به پیشینه نمود استمراری در کتاب های دستور و آثار زبان شناس های پیشین، نشان خواهیم داد که پیشوند فعلی« می»- به ویژه در زمان حال- به تنهایی نمی تواند نشانه استمرار باشد؛ همچنین، در نظر گرفتن معنای فعل در بررسی نمود استمراری فعل، نیز فقط مشتمل بر معنای ذاتی افعال نیست، بلکه تأثیر بافت بر نمود را هم باید به حوزه معنایی نمود استمراری افزود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۳