جاویدان خرد

جاویدان خرد

جاویدان خرد پاییز و زمستان 1397 شماره 34

مقالات

۱.

مسأله باید و هست از دیدگاه علامه طباطبایی(ره)

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
فرااخلاق به مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق می پردازد. یکی از موضوعات فرااخلاقی، مباحث منطقی است که به استنتاج مفاهیم و گرازه های اخلاقی می پردازد؛ بنابراین، رابطه باید و هست در دیدگاه علامه طباطبایی در زمره مباحث منطقی فرااخلاق است که نوشته ای به روش این مقاله به آن نپرداخته است. نویسنده در این مقاله درصدد است تا دیدگاه علامه طباطبایی درباره ارتباط جمله های اخلاقی را در تمام جوانب تبیین و بررسی کند. ایشان جمله های اخلاقی را اعتباری، اخباری و استنتاج پذیر و آن استنتاج را جدل می داند. اما به نظر می رسد بیانی برهانی از جمله های اخلاقی بر طبق نظریه علامه امکان داشته باشد و اشکال های طرح شده در بیان علامه طباطبایی بر برهان پذیری جمله های اخلاقی قابلیت پاسخ را دارند. به هر حال ایشان جدل در جمله های اخلاقی را قبول دارد و جمله های اخلاقی را بر پایه واقعیتِ نامتغیر استوار می داند؛ بنابراین ایشان نسبی گرایی اخلاقی را نمی پذیرد و با شکاف باید و هست مخالفت می کند.
۲.

شرح و نقد دیدگاه صدرالمتألهین درباره آموزه وحیانیِ رجعت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
از مسلمات تعالیم اسلامی، و به ویژه شیعی، اعتقاد به رجعت، به معنای عام آن است، یعنی زنده شدن برخی مردگان و بازگشت آنان به حیات دنیوی. از سوی دیگر، مبانیِ فیلسوفان مسلمان، و به ویژه مرحوم صدرالمتألهین، در باب موضوعاتی همچون نفس، تعریف و مراتب تجرّد، معیار نقص و کمال که به ماد  یت و تجرّد بازمی گردد نحوه وقوع مرگ طبیعی و ... لوازمی به دنبال دارد که به نظر می رسد با برخی آموزه های دینی تعارض داشته باشد. یکی از این آموزه ها رجعت است. مقاله حاضر به این موضوع می پردازد که اولاً دیدگاه ملاصدرا درباره رجعت چیست؟ آیا آن را در مورد همه انسان ها می پذیرد، یا یکسره آن را انکار می کند و یا قائل به تفکیک می شود و آن را در مورد برخی انسان ها ممکن و در مورد برخی دیگر محال می داند؛ و در چنین صورتی معیار این تفکیک چیست؟ ثانیاً نظریات صدرالمتألهین در این مباحث چه قدر با هم سازگار است؟ و ثالثاً این نظریات از سویی تا چه اندازه مطابق با موازین عقلی است و از سوی دیگر آیا با ظواهر و نصوص صریح قرآن و حدیث همخوانی دارد یا خیر
۳.

ادراک خیالی به مثابه رابطه ای دوسویه میان نفس و عالم خیال از نظر سهروردی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
سهروردی ادراک خیالی را اضافه اشراقی بی واسطه نور اسپهبد نفس با صور معلقه عالم خیال مستقل از نفس می داند و در این فرآیند برای هیچ امری حتی صور ادراکی، حیثیت وساطت قائل نیست. بنابراین با حذف مدخلیت صور ذهنی در ادراک خیالی، بحث مطابقت صور ذهنی با متعلَّق خارجی جای طرح نمی یابد. از نظر سهروردی آنچه در ادراک خیالی به عنوان امر جدیدی برای انسان حادث می شود، اضافه اشراقی خاصی است که پیش از این ادراک خاص، فاقد آن بود. در اضافه اشراقی نفس با عالم خیال، حضور بی واسطه صور معلقه در مشهد نفس را می توان جنبه انفعالی نفس و توجه نفس به این حضور را می توان جنبه فعال بودن نفس به شمار آورد و ادراک خیالی از دید سهروردی را آمیزه ای از فعل و انفعال نفس دانست. از نظر سهروردی خیال انسان با عالم خیال رابطه ای دوسویه دارد. از یک سو ادراک خیالی در ارتباط نفس با عالم خیال محقق می شود و از سوی دیگر نفس می تواند صور معلقه خیالی، در عالم خیال مستقل از خود بیافریند. صور خیالی ذهنی با اینکه از دید سهروردی مدخلیتی در ادراک خیالی ندارند، می توانند ابزار نفس برای خلق صور معلقه خیالی و تصرف در عالم خیال که متعلَّق ادراک خیالی همه نفوس است، باشند. رابطه دو سویه نفس با عالم خیال مبین مسائل فکری بسیاری از آفرینش هنری تا حشر جسمانی است.
۴.

تشکیک وجود و ماهیت در نظام فلسفی شیخ اشراق

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
بحث تشکیک یکی از مهمترین مسائل فلسفی است که در نظامات فلسفی بدان پرداخته شده است. صدرالمتالهین قائل به تشکیک در وجود بوده و با تفتیش در نظام مشایین، ایشان را نیز قائل به تشکیک خاصی میداند. ولیکن قرائت صدرا و اتباع ایشان از تشکیک در نظام اشراقی، تشکیک ماهوی است. زیرا صدرا، اعتباریت وجود را در نظام فلسفی شیخ اشراق به معنای معقول ثانی منطقی پنداشته فلذا شیخ اشراق را اصالت ماهوی دانسته و مباحث تشکیکی ایشان را در ساحت ماهیت معنا کرده است. نگارنده قائل است که اولاً: اعتباریت وجود در نظام اشراقی به معنای معقول ثانی منطقی نیست تا اینکه شیخ اشراق را اصالت ماهوی بدانیم بلکه وی قائل به عینیت وجود است و اعتباریت به معنای معقول ثانی فلسفی است. و ثانیاً: شیخ اشراق فقط مباحث تشکیک را در ماهیت مطرح ننموده بلکه تمایز تشکیکی را در ساحت وجود نیز طرح نموده است. و ثالثاً: اگر ایشان قائل به تشکیک ماهوی است به جهت این است که وجود و ماهیت را در عالم خارج منحاز از یکدیگر نمیداند فلذا تشکیک وجود منجر به تشکیک ماهیت خارجیه نیز می شود.
۵.

تقریری از وجود مطلق و مقید از دیدگاه ملاصدرا

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
به اعتقاد ملاصدرا، حقیقت مطلق وجود، محض هستی و تحقق در خارج است. این حقیقت با وسعت و بساطتی که دارد، برای موجودات دیگر تحققی باقی نمی گذارد. در عین حال ملاصدرا، به وجود هایی که مقیّد هستند نیز قائل است. ملاصدرا، معتقد است حقیقت مطلق، می تواند خود را به صورت هستی هایی مقیّد و محدود تنزل دهد. با این تنزل موجودات دیگر محقق می شوند. نسبت این موجودات با هستی مطلق، نسبت مقسم با اقسام است. زیرا وجود مطلق با اطلاق مقسمی، تمام اقسام وجود را شامل می شود از جمله وجودهای به شرط شیء که همان موجودات مقیّد هستند. ضمن آنکه موجودات مقیّد، دارای متن و وجودی مختص خود هستند؛ مستقل و جدای از وجود مطلق نیستند. وجود مطلق است که به صورت مقیّد جلوه گر شده است. هر وجود مقیّدی به یک لحاظ همان واجب الوجود است که مقیّد شده است و به لحاظ آنکه مقداری از حقیقت وجود را متجلی می سازد دارای نقصان و فقدان و غیر از واجب الوجود است.
۶.

«انسان قدیم» در شاهنامه

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
در همه سنَّت های معنوی که طریق رسیدن به کمال حقیقی انسان را نمودار می کنند، کم و بیش از دو مقام سخن رفته است: مقام «کرامت» که مقام پاکی و ظهور نور فطرت آغازین است و مقام «کمال» که سوختن در آتش عشق است و رسیدن به خویشتنِ خویش. مقام نخست متعلّق به «انسان قدیم» یا انسان راستین است و مقام دوم متعلّق به «انسان کامل». در شاهنامه فردوسی این دو مقام را می توان به سیاوش و کیخسرو نسبت داد که اوّلی (پدر) نمونه انسان قدیم و دومی (پسر) نمونه انسان کامل است. در این مقاله، با رویکرد جاویدان خرد، از تعلیم سنَّتی دائویی در تحلیل بخشی از مقام معنوی سیاوش در شاهنامه بهره خواهیم برد. در تعلیم دائویی انسان قدیم دارای خصائصی همچون بی فعلی، بساطت و سادگی، صلح کلّ و... است که این ویژگی ها در شخصیَّت معنوی سیاوش نیز به چشم می خورد. بر این اساس، با توجّه به ارتباط سیاوش با رمز «ماه» و پیوند او با نور فطرت انسانی و نیز مقام «قلب» نشان خواهیم داد که او در میان مقامات سلوکی، صاحب مقام متوسّط یعنی صاحب نور سکینه است و مظهر انسان قدیم به شمار می رود.
۷.

کمیت قیاس شرطی نزد شمس الدین سمرقندی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
شمس الدین سمرقندی که در بحث قیاس شرطی دیدگاهی نو در برابر ابن سینا پیش نهاده است، از 19 ضرب منتج سینوی 12 ضرب را نامعتبر می داند. در مقاله دیگری نشان داده ایم که اگر تنها «کیفیت» گزاره ها را در نظر بگیریم میان قیاس های سمرقندی و منطق ربط مطابقت شگفت انگیزی وجود دارد. در این مقاله، اما، نشان می دهیم که اگر «کمیت» گزاره ها را نیز در نظر آوریم این مطابقت از میان می رود. دلیل این مسئله آن است که در بحث از سورهای جزئی شرطی، سمرقندی مانند ابن سینا دچار این اشتباه شده است که می توان تحلیلی از «لزومی جزئی» ارائه کرد که متمایز از لزومی کلی و اتفاقی جزئی باشد. هر تحلیلی که تا کنون از لزومی جزئی ارائه شده است به «همیشه صادق» شدن آن انجامیده و نه سمرقندی، نه ابن سینا و نه هیچ منطق دان دیگری تا کنون نتوانسته است از این ایراد بگریزد. واژگان کلیدی: منطق ربط، قیاس اقترانی شرطی، شمس الدین سمرقندی، کمیت
۸.

بررسی انتقادی نظریه مه بانگ از منظر فلسفه اسلامی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
افزایش شواهد موید نظریه مه بانگ نه تنها منجر به مرگ و کنار راندن نظریات رقیب مانند حالت پایدار گردید، بلکه بار دیگر جدال قدیمی میان فلاسفه و متکلمین بر سر حدوث و قدم عالم از سر گرفته شد. ولی این بار حامیان متکلم نظریه مه بانگ مسلح به قوانین فیزیک کوانتوم و نظریه نسبیت هستند. لذا ما نیز در این مقاله قصد داریم یافته های جدید اخترفیزیک دانان را با عقاید فلاسفه اسلامی نقد و بررسی کنیم؛ آن چه که در این مقاله به آن پرداخته ایم نقد و بررسی مباحث فلسفی مطرح شده از طریق یافته های اخترفیزیک دانان است که خلاصه آن به شرح زیر است: 1- تحلیل یافته های منجمین و نظریات اخترفیزیک دانان پیرامون کیهان نخستین 2- بررسی اعتبار علمی نظریات مربوط به مه بانگ و امکان سنجی آن 3- تبیین نگرش مشائی به مه بانگ در قالب نظریه عقل فعال و علل اربعه 4- تبیین حرکت جوهری ملاصدرا از منظر مه بانگ 5- باصرف نظر از اصطلاحات فنی کیهان شناسان اصل نظریه مه بانگ قابل تقلیل به همان نظریه حدوث است که در پایان با عنایت به متد فلاسفه که همان برهان لمی است به نظر می رسد که دلایل خلقت مستمر، حدوث زمانی عالم و ازلیت عوالم مدبر جهان مادی مستحکم تر از یافته های غیرمستقیم و استقرائی اخترفیزیک دانان است. کلید واژه ها: انبساط عالم، ثابت هابل، امواج ریزموجCMB، عقل فعال، علل اربعه، حرکت جوهری.
۹.

مارتین لینگز و هنر نمایش: به سوی بوطیقای نمایش عرفانی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
مارتین لینگز به عنوان یکی از نمایندگان برجسته سنت گرایی متأخر، ادامه دهنده و تکمیل کننده کار اسلاف خود بوده و برخی از زمینه های ناکاویده سنت را مورد تحقیق و تحلیل قرار داده است؛ یکی از مهم ترین این زمینه ها، ادبیات نمایشی و نمایش است. پیش از لینگز، توجهی جدی از سوی محققان هنر قدسی به نمایش دیده نمی شد و پس از او نیز چندان مورد اعتنا واقع نشد؛ و او تا حد زیادی در کار خود درون جریان سنت گرایی، یگانه محسوب می شود. او در «شکسپیر در پرتو هنر عرفانی»، تلاش می کند زمینه های لازم برای خوانش قدسی – بخوانید درست – متون شکسپیر را فراهم آورد و الزامات عملی یک «اجرای موفق» از نمایشنامه هایی این چنینی را نشان دهد. بر این مبنا «مارتین لینگز و هنر نمایش: به سوی بوطیقای نمایش عرفانی» تلاشی در جهت نشان دادن ابعاد و دلالت های نظری و عملی خوانش نمایشنامه هایی با صبغه عرفانی توسط مارتین لینگز خواهد بود. کلمات کلیدی: مارتین لینگز، نمایش عرفانی، سنت گرایی، هنر.
۱۰.

مفهوم شناسی «فطرت» و نفی ادرکات فطری در اندیشه سینوی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
مفهوم «فطرت» از مفاهیمی است که در زبان فلاسفه اسلامی و غربی بیان شده است. در منابع اسلامی نیز در خصوص رابطه انسان با دین در آیات قرآن و روایات نیز آمده است. پیرو کاربرد اخیر، نظریه فطرت در اندیشه متاخرین از جمله مطهری به نحوی مطرح و پرداخته شده که در اندیشه فلسفی مسبوق به سابقه نیست. در فلسفه غرب در قالب اندیشه «ادراکات فطری» بیان شده است. هر چند در اندیشه فلاسفه اسلامی از جمله ابن سینا مکرر «فطرت» به کار رفته است ولی بر هیچکدام از دو معنای فوق دلالت ندارد. این مقاله ضمن بیان معنا و کاربرد فطرت در تفکر سینوی به رد این انگاره که وی قائل به ادراکات فطری- اعم از تصوری و تصدیقی- است پرداخته است. فطرت در عبارات شیخ به معنای نوعی استعداد و نیز طبیعت هر قوه ادراکی که استعداد خاص خود را داشته و مشوب به هیچ مدرَکی غیر خود نگشته است، اطلاق شده است؛ او از «فطرت عقل» و «فطرت وهم» نام می برد. فطرت به معنایی که متاخرین، معطوف به گرایش دینی انسان، مطرح نمودند در ابن سینا و فلاسفه متقدم اسلامی مطرح نیست. در عبارات ابن سینا نیز شواهد و دلایل زیادی بر نفی هر گونه معرفت فطری، به معنی دکارتی آن، وجود دارد. علم انسان از معرفت حسی شروع می-شود و هیچ گونه ادراکی قبل از محسوسات در ذهن و لوح ضمیر انسان منقوش نیست.
۱۱.

عوامل مؤثر بر ارتباط و نشانه شناسی در معماری - (مطالعه موردی مسجد کبود تبریز)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
نشانه شناسی دانشی با هدف چگونگی معنایابی نشانه ای است و خود نمود عینی از مفهوم یا پدیده ای غایب جهت برقراری ارتباط با مخاطب می باشد. رومن یاکوبسن و امبرتو اکو نشانه شناسی را برآمده از زبان می دانستند؛ یاکوبسن نشانه شناسی را فرایند معنی دار شدن بر اساس متن و اکو نشانه شناسی معماری را پدیده ای فرهنگی و ابزاری برای برقراری ارتباط معرفی کرده اند؛ شهرها در جوامع اسلامی نشانه هایی دارند و مسجد شاخص ترین نمود معماری در این شهرها می باشد و استفاده از عناصر کالبدی آن باعث شده است تا به عنوان ابزار ارتباط با ذهن مخاطب شناخته شود، به گونه ای که با دربرداشتن این نشانه ها برای ساکنان قابل درک هستند. هدف این پژوهش تحلیل عناصری در معماری مساجد است که درگذر زمان تبدیل به نشانه ارتباطی در شهرها شده اند تا به این سؤال پاسخ داده شود: عناصر کالبدی معماری با چه مؤلفه هایی ابزار برقراری ارتباط معنایی شده اند؟ تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی بر پایه تحلیل مؤلفه های نظریه ارتباط کلامی یاکوبسن شامل موضوع، پیام، فرستنده، گیرنده، مجرای ارتباطی و رمزگان در نشانه شناسی و تطبیق آن ها با دیدگاه اکو در نشانه شناسی معماری پژوهش شده است و این عوامل در نشانه های به کاررفته در مسجد کبود تبریز به عنوان نمونه موردی جهت استخراج چگونگی برقراری ارتباط موردمطالعه قرار گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که با تعمیم نظریه یاکوبسن، عوامل موثر بر ارتباط شامل زمینه فرهنگی و اجتماعی، کارکرد نمادین، رمزگان های معماری، کاربرد صریح، ابزار برقراری ارتباط و رمزگان های فرامعماری میباشند. با بررسی این عوامل در مسجد کبود می توان به رابطه مستقیم عوامل یاد شده با ایجاد ارتباط نزد مخاطبان پی برد.
۱۲.

تلقی ابن عربی از "زمان" در کتاب الفتوحات المکیه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
مفهوم زمان علیرغم اینکه مفهومی ساده و روشن به نظر می رسد در عرصه تأملات عقلانی از مقولاتی پیچیده و نزاع بر انگیز بوده است. آیا تنها با حضور آدمی است که زمان مطرح می گردد و در نتیجه زمان تنها در ذهن آدمی وجود دارد ؟ به فرض وجود زمان در جهان خارج آیا وجودی جدا از دیگر موجودات دارد و یا از اوصاف آنهاست؟ در همان فرض آیا زمان به بعضی از مراتب هستی مربوط می شود یا همه آنها را در بر می گیرد؟ پرسش هایی از این دست در نظریه پردازی فیلسوفان و متکلمان و عارفان پاسخ های گوناگونی یافته است. "زمان " دردیدگاه برجسته ترین عارف مسلمان؛ محیی الدین ابن عربی، تصویری دیگر یافته است. وی بر اساس روش خاصی که در کشف حقیقت برگزیده است و با تکیه به برخی از پیش فرض های هستی شناسانه ،با سرلوحه قرار دادن برخی از آیات قرآن و سخنان نبوی بر این باور است که زمان یا دهر همان تجلیات بی پایان خداوند در قالب اسماء الاهی است که لحظه به لحظه به صورت سلسله مراتبی در تمامی مراتب هستی می گسترد. هدف اصلی مقاله حاضر ارایه "روایتی توصیفی- تحلیلی" از دیدگاه ابن عربی است که بر محور آنچه که در کتاب الفتوحات المکیه آورده تنظیم گردیده است .
۱۳.

معانی تمثیلی آب در تعلیم دائویی: نظرگاه طریقت اسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
دو تعلیم طریقتی در دو سنّت شرق دور و اسلام، یعنی آیین دائویی و تصوف، درباره معانی تمثیلی آب تعالیم قابل قیاس بسیاری دارند. اگرچه با اتّخاذ نظرگاه های مختلف، جوانب متفاوت این تمثیل را لحاظ کرده اند، تعالیم مذکور پیرامون مفهوم حیات، به مقاصد قریب و اشارات متناظر می رسند. آب اوّلاً نمودار منبع حیات است که معاً و علی السویه مشتمل است بر همه مقدورات ظهور و بذر حیات همه چیز. در این معنی رمز آب به عنصر اعظم و عرش حیات در تعلیم ابن عربی اشاره می کند که همسنگ است با مرتبه غرقه گاه محجوب (هوئِن لوئِن) آب در مقام نخستین تجلّی واحدیت بزرگ (تای یی) در تعلیم دائویی. این آب ازلیِ مرتبه لاظهور در مراتب ظهور نیز با همان کیفیت متجلّی است. در این نوشته، پس از نگاهی مختصر به وجوه تمثیلی مختلف آب در تصوف و تبیین جایگاه حیات در آیین دائویی، از نظرگاه تصوف به معانی عمده تمثیل آب در تعلیم دائویی می پردازیم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۱