پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران

پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران

پژوهشنامه تاریخ های محلی ایران سال هفتم پاییز و زمستان 1397 شماره 1 (پیاپی 13)

مقالات

۱.

نقش شیخ ابواسحاق کازرونی در گسترش اسلام در کازرون (نیمه دوم قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم هجری)

تعداد بازدید : ۱۱۹۷ تعداد دانلود : ۴۶۱
شیخ ابواسحاق کازرونی در نیمه دوم قرن چهارم هجری در خانواده زرتشتی نومسلمانی در کازرون متولد شد. این دوره مقارن با حکومت آل بویه بود که با سیاست تسامح مذهبی از اقلیت های دینی حمایت می کرد و کازرون از اصلی ترین مراکز زرتشتی نشین فارس محسوب می شد. شیخ ابواسحاق بعد از تحصیل نزد مشایخ فارس، وارد طریقت ابن خفیف (از عارفان بزرگ شیراز) شد؛ چرا که کاربرد عملی این طریقت را در حوزه مذهبی بیشتر منطبق با اعتقادات خود مى دید. از این رو، مقاله حاضر با روش توصیفی  تحلیلی و با تکیه بر منابع اصلی، درصدد پاسخ به این پرسش است که شیخ ابواسحاق چه نقشی در ترویج دین اسلام در کازرون داشتند؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که شیخ ابواسحاق در اواخر قرن چهارم هجری طریقت خاص خود، موسوم به طریقت مرشدیه، را تأسیس کرد و موعظه خود را در راستای نشر اسلام در مساجد کازرون آغاز نمود که با مخالفت حاکمان زرتشتی روبه رو شد. شیخ ابواسحاق نیز با ساخت مسجد و خانقاه مرشدیه و همچنین تشکیل دسته مطوعه در کازرون، نسبت به تضعیف موقعیت زرتشتیان اقدام نمود که این عوامل، در غایت موجب گسترش دین اسلام در کازرون شد.
۲.

حکومت اشعث بن قیس در آذربایجان(25-36ق)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۳۵ تعداد دانلود : ۲۷۴
آذربایجان پس از جنگ نهاوند فتح شد، اما شورش های پیاپی مردمان آن و مجاورت این منطقه با قفقاز و گیلان، اهمّیت آذربایجان و لزوم حضور نظامی در آن را برای اعراب نشان داد. اشعث بن قیس هم از جمله فرماندهانی بود که در فتوحات آذربایجان حضور داشت و از جانب عثمان به حکمرانی آذربایجان منصوب شد و تا اوایل خلافت حضرت علی در این منصب باقی ماند. هدف پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی  تحلیلی و با تکیه بر متون کتابخانه ای، ارزیابی انتخاب اشعث به حکمرانی آذربایجان و اقدامات او در این منطقه است. این پژوهش درصدد پاسخ دادن به این پرسش ها است که  چرا اشعث به حکمرانی آذربایجان منصوب شد؟ زمینه های مهاجرت اعراب به آذربایجان و نتایج آن در دوره حکمرانی اشعث چه بود؟ حضرت علی چرا و چگونه اشعث را از امارت این منطقه عزل کرد و واکنش او چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد؛ اشعث به علت پیوند نزدیک با عثمان به حکمرانی آذربایجان منصوب و زمینه ساز مهاجرت اعراب به این منطقه و گرایش مردم آن به اسلام شد. با رسیدن حضرت علی به خلافت، چون اشعث با او بیعت نکرد و در بیت المال آذربایجان دست اندازی کرده بود، از امارت عزل شد.
۳.

تأثیر ناامنی بر فرایند زوال شیراز در نیمه دوم حکومت آل بویه (372-447ق)

تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۹
در پی انتخاب شیراز به مرکزیت سلسله آل بویه این شهر برای مدت حدود پنجاه سال دوره ای از رشد و شکوفایی را شاهد بود، اما در پی بروز مشکل جانشینی و درگیری بر سر تصاحب تاج وتخت، پس از مرگ عضدالدوله، زمینه آشفتگی و انحطاط شهر فراهم شد. به علت نبود قاعده و قانون مورد اتفاق جهت انتخاب جانشین، هرکدام از امیران در ابتدای حکومت خود با مدعی و یا مدعیانی روبه رو شدند. در نتیجه دوره ای طولانی از ناامنی و بی ثباتی در قلمرو آل بویه به ویژه در فارس و شیراز به وجود آمد و در پی نبردهای مداوم نه تنها امکان پرداختن به فعالیت های عمرانی میسر نشد بلکه از رهگذر این حملات علاوه بر غارت شهر، بسیاری از بناها و محلات آن تبه دست نیروهای متخاصم تخریب گردید. علاوه بر آن، شبکه شهری تأمین کننده نیازهای اولیه در اثر عدم رسیدگی و جنگ ها دچار آسیب شد، تجارت نیز از ناامنی متأثر شده با تغییر مسیرهای تجاری و کاهش عواید تجارت دچار رکود گردید و جریان زوال شهر را شتاب بیشتری داد. در نهایت بر اثر آسیب های واردشده در جریان حملات سلاجقه اهمیت سابق را از دست داد و برای مدت ها فرو مرد. در جستار حاضر تلاش بر آن است تا نقش ناامنی به عنوان متغیری مستقل بر فرایند رکود و افول شهر شیراز در دوره دوم حکومت آل بویه با روش توصیفی تحلیلی با رویکردی تاریخی و تکیه بر مطالعات کتابخانه ای تبیین شود.
۴.

فرمانروایی کارکیا میرزا علی در گیلان و دگرگونی سیاست خارجی او در قبال آق قویونلوها

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۲۰
کیائیان در طول 231 سال حاکمیت خود در گیلان، فراز و نشیب های زیادی در روابط با حکومت های محلی و منطقه ای پشت سرگذاشتند. در هر مقطع، به تناسب ضرورت های سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی، سیاست هایی اتخاذ می کردند. یکی از این مقاطع دوره حاکمیت کارکیا میرزاعلی (883-909ق) بود که با بحران زوال در حاکمیت آق قویونلوها هم زمان شد. این هم زمانی موجب عدول میرزاعلی از سیاست خارجی سنتی خاندان مبتنی بر تابعیت در قبال حکومت مرکزی ایران و اتخاذ سیاست تقابل تهاجمی گردید. این مقاله، با بهره گیری از منابع اصلی این دوره و تحلیل مضمونی روایت های تاریخی، به دنبال تبیین تأثیر اصلاحات بر بی ثباتی داخلی و علل شکست سیاست تقابل تهاجمی در قبال آق قویونلوهاست. هم زمانی اجرای اصلاحات داخلی با اتخاذ سیاست خارجی جدید به تشدید رقابت های درون خاندان کیائی انجامید. شکست های متعدد میرزاعلی در سیاست خارجی از جمله درقبال مرعشیان مازندران، آق قویونلوها و سایر حکومت های محلی به ازدست رفتن بخشی از قلمرو سنتی شان منجر شد. در نتیجه این شکست ها و تشدید نارضایتی داخلی، میرزاعلی به قتل رسید و حکومت کیائیان مجبور به تابعیت از حکومت مرکزی ایران شد.
۵.

واکاوی مناسبات سیاسی صارم بیگ موکری با شاه اسماعیل اوّل صفوی

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۷۶
منطقه موکریان با داشتن آثار باستانی و تاریخی، از دوران پیش از تاریخ، در بستر حوادث تاریخی غرب ایران، نقشی اثرگذار ایفا کرده است. امارت موکری، در دوره آق قویونلوها، توسط سیف الدین نامی، در شمال غرب ایران پی ریزی شد. با ظهور دولت صفوی، سیاست واگرایی امارت موکری، در تعامل با آن دولت، از زمان صارم بیگ به عنوان دومین حاکم این امارت، آغاز گردید که معاصر شاه اسماعیل اوّل صفوی بود. این مقاله، درصدد بررسی چرایی و چگونگی مناسبات سیاسی امارت موکری و دولت صفوی، در دوران شاه اسماعیل اوّل است که تا کنون در مورد شخصیّت صارم بیگ موکری و مناسباتش با حکومت صفوی، پژوهش مستقلی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر در چهارچوب یک پژوهش توصیفی  تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای بررسی می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در جریان حملات شاه اسماعیل اوّل به موکریان، که در درجه اول، ناشی از توسعه قلمرو سیاسی شاه اسماعیل در منطقه آذربایجان و در درجه دوم، معلول سیاست مذهبی وی بود که این موضوع نیز به نوعی توجیه کننده همان سیاست یکپارچه کردن و از بین بردن حکومت های محلی در ایران بود، مناسبات سیاسی امارت موکری با دولت صفوی شکل گرفت. صارم بیگ برای حفاظت و صیانت از قلمرو سیاسی و حکومتی خویش، در مقابل شاه صفوی قد علم و در نهایت، به سوی دولت عثمانی گرایش پیدا کرد.  
۶.

بررسی مواضع و مناسبات خان نشین قراباغ در قبال سیاست های دولت عثمانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۰۶
بعد از قتل نادرشاه افشار و ایجاد خلاء قدرت مرکزی در ایران هر یک از سرداران وی و سرکردگان محلی در گوشه کناری به فکر تشکیل حکومت افتادند. در این دوران شرایط مطلوبی برای تشکیل خاانات مقتدر محلی فراهم شد که خان نشین قراباغ یکی از مهم ترین این خان نشین ها بود و از بدو تأسیس همواره با تهدیدات داخلی و خارجی گوناگونی مواجه بود. این خان نشین برای رفع این مخاطرات در بعد داخلی و خارجی سیاست ها و برنامه های مختلفی را اجرا کرد. هدف این بررسی شناسایی عوامل و محورهای موجود در مواضع و مناسبات خان نشین قراباغ با دولت عثمانی با اتکا به اسناد آرشیوی عثمانی و گزارش های تاریخی است. دستاوردهای این بررسی نشان می دهد که عثمانی ها با از دست دادن خانات کریمه و الحاق گرجستان به روسیه، طبق پیمان «گیورگیوسک» 1193ق/ 1784م (بین ارایکلی دوم و کاترین)، تلاش داشتند به منظور جلوگیری از توسعه طلبی روس ها، با خوانین آذربایجان و داغستان یک اتفاق نظامی، علیه روس ها ایجاد کنند. منطقه قراباغ، از لحاظ جغرافیایی دروازه ایران و قفقاز تلقی می شد، از این رو سیاستمداران عثمانی، خانات قراباغ را برای پیشبرد مقاصد سیاسی خویش مناسب تشخیص داده و به فکر برقراری روابط با خان نشین قراباغ برآمدند. خوانین قراباغ نیز در فکر حفظ حاکمیت محلی خود به هر قیمت ممکن و خنثی ساختن تهدیدات دشمنان داخلی و خارجی بودند و این امر همواره مهم ترین اصل در موضع گیری خان های قراباغ بود. بر این اساس، اصل «تهدید مشترک»، موجب نزدیکی خانات قراباغ و امپراتوری عثمانی به یکدیگر شد. 
۷.

ارزیابی و تحلیل تاریخی اقدامات اجتماعی و اقتصادی کریم خان زند در شیراز

تعداد بازدید : ۸۵۹ تعداد دانلود : ۴۲۲
از مباحث مهم تاریخ زندیه بررسی و تحلیل اقدامات کریم خان در ابعاد مختلف حکومتی به ویژه در بُعد اقدامات اجتماعی و اقتصادی وی می باشد. اکثر منابع تاریخی زندیه دوره استقرار کریم خان در شیراز را دوران آرامش اجتماعی و امنیت اقتصادی معرفی کرده اند. اینکه تا چه میزان این نگرش منابع قابل تأیید است هدف اصلی از انجام این پژوهش است. مقاله به روش توصیفی  تحلیلی با استناد به منابع دست اول تاریخی تلاش دارد به این رهیافت پژوهشی منجر شود که امنیت اجتماعی و آرامش اقتصادی دوره کریم خان زند که منابع تاریخی از آن یاد نموده اند، با واقعیت های تاریخی آن دوره چندان تطابقی ندارد و با در نظر گرفتن برخی مؤلفه ها، این گفته منابع مورد تردید واقع می گردد. اقدامات و عملکرد کریم خان فقط در پایتختش بروز و نمود داشته و چنین دیدگاهی را درباره سایر مناطق تحت نفوذ کریم خان نمی توان پذیرفت . حتی عملکرد وی در شهر شیراز نیز بنا به عوامل و مولفه هایی که در مقاله مطرح شده است می بایست به صورت نسبی و موقتی در نظر گرفت تا بیشتر با واقعیت تاریخی منطبق گردد.
۸.

بررسی پیامدهای اصلاحات ارضی در استان فارس (مطالعه موردی؛ روستای قلات)

تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۳۴۱
اصلاحات ارضی نخستین لایحه از لوایح شش گانه انقلاب سفید (انقلاب شاه و ملت) بود که توسط محمّدرضا شاه پهلوی در سال 1340 با اهداف مختلف به اجرا گذاشته شد. برانداختن ملوک الطوایفی و از بین بردن نظام ارباب و رعیتی از جمله اهداف اصلاحات ارضی بود. استان فارس  که در این برهه از آن به عنوان استان هفتم یاد می شد  و به عنوان یکی از مهم ترین و وسیع ترین استان های زراعی ایران به حساب می آمد، در جریان قانون اصلاحات ارضی مورد توجه حکومت پهلوی دوم قرار گرفت. با آغاز اجرای قانون اصلاحات ارضی، مالکین که با اجرای این قانون املاک خویش را به نفع زارعین از دست می دادند، مخالفت های خویش را با تحقق آن آغاز نمودند. در این تحقیق با رویکردی توصیفی  تحلیلی و با بهره گیری از اسناد، به دنبال پاسخ برای این پرسش اساسی هستیم که با تصویب قانون اصلاحات ارضی رویکرد مالکین و زارعین روستای قلات و همچنین نحوه نگرش مأموران حکومت دوم نسبت به اجرای این قانون چگونه بود. فرض غالب بر این است که با تصویب قانون اصلاحات ارضی، مالکین قلات نسبت به واگذاری زمین به رعایا خودداری می نمودند و مأموران حکومتی نیز با وجود تلاش در جهت تثبیت اوضاع نتوانستند اصلاحات ارضی را در قلات عملی کنند.
۹.

تبیین تأثیر تاریخ نگاری مزارت در گسترش فرهنگ زیارت (مطالعه موردی مزارات ایالت فارس)

تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۰۵
مزارنویسی به عنوان شاخه ای از تاریخ نگاری محلی از قرن هشتم هجری مورد توجه مورّخان قرار گرفت و تا قرن دوازدهم هجری چندین اثر در این حوزه به زبان های عربی و فارسی نگارش یافت. در واقع مزارنویسی در زمره فرهنگ نامه های محلی به شمار می آید که آشکارا از مسائل سیاسی و نظامی دوری گزیده و بیشتر به اوضاع مذهبی و فرهنگی و اجتماعی می پردازد. این فرهنگ نامه های محلی به معرفی افراد و شخصیت های علمی و مذهبی اختصاص داشت، زیرا از دیدگاه مسلمانان ایرانی قبور علما و اولیاء، عاملی برای حفاظت شهر از آفات و بلایای طبیعی و انسانی به شمار می آمد. علاوه بر آن قبور علمای بزرگ در هر شهری، شأن و منزلت ویژه ای برای آن شهر به ارمغان آورده و در رشد فرهنگی اجتماعی آن شهر نیز مؤثر بوده است. پژوهش حاضر برآن است، با روش توصیفی – تحلیلی با تکیه بر منابع دست اوّل، تأثیر مزارنویسی بر رشد فرهنگ زیارت را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
۱۰.

زمینه ها و ابعاد بحران اورامان در دوره ناصری (1268-1287ق)

تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۳۴۷
یکی از مهم ترین وقایع کردستان در اواخر حکومت اردلان، ناآرامی های منطقه اورامان است. حفظ امنیت این منطقه، با توجه به هم جواری با مرزهای عثمانی، از دغدغه های حکمرانان محلی کردستان و دولت مرکزی در دوره قاجار بود؛ با اینحال، در فاصله سال های 1268تا 1287ق مواردی از ناآرامی در منطقه اورامان، در منابع تاریخی بازتاب یافته است. این پژوهش، به روش اسنادی و با رویکرد توصیفی  تحلیلی، بر پایه منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ گویی به این دو پرسش است: مهم ترین عوامل بحران اورامان کدام است؟ دولت مرکزی برای مدیریت این بحران، چه سیاستی در پیش گرفت؟ یافته این پژوهش، نشان می دهد که بحران اورامان در مجموع متأثر از مؤلفه های چندگانه قدرت طلبی های محلی برخی حکام اورامان، سیاست های نادرست و ضعف حکومت محلی اردلان و تمرکزگرایی دولت مرکزی در دوره ناصری بوده است و برخلاف برخی تحلیل ها، نمی توان انگیزه های براندازانه یا ابعاد قوم مدارانه برای آن متصور شد. انتصاب فرهادمیرزا معتمدالدوله به عنوان حاکم کردستان نیز با هدف مهار بحران در اورامان بوده است. معتمدالدوله با همراهی نیروهای اعزامی از سوی دولت مرکزی، توانست در کوتاه مدت و به روش قهرآمیز، بر این بحران غلبه کند. این امر به معنای برطرف شدن زمینه ها و پیامدهای بحران و موفقیت دولت مرکزی در مهار بحران در بلندمدت نیست.
۱۱.

چگونگی شکل گیری «حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس» به مرکزیت بوشهر در عصر ناصری

تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۲۸۰
بنادر و جزایر خلیج فارس از آغاز حکومت قاجاریه تا اوایل سده چهاردهم هجری اغلب تحت نظارت والی فارس و به صورت غیرمتمرکز اداره می شدند. اما در عصر ناصری با تاسیس نهاد جدیدی تحت عنوان «حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس» به مرکزیت بوشهر، اداره تمامی این مناطق به صورت متمرکز زیر نظر شخص حکمران بنادر قرار گرفت. در این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اسناد جدید به بررسی روند شکل گیری این نهاد تازه تاسیس در عصر ناصری خواهیم پرداخت. یافته های تحقیق نشان می دهد، که هرچند وقوع مساله هرات و لشکرکشی انگلیسی ها به خارک و بوشهر در عصر محمدشاه را می توان سرآغاز توجه حکام قاجار نسبت به اهمیت بنادر جنوب دانست. اما در عصر ناصری با ظهور رجال آگاه و کاردانی همچون امیرکبیر و اعمال سیاست های واقع بینانه وی در قبال خلیج فارس، گماشتن والیان باکفایت در فارس و حمایت های تجار و بازرگانان جنوب، کم کم زمینه های لازم برای تجدیدنظر در نحوه اداره بنادر جنوب فراهم شد، که نتایج اصلی آن پس از دوره ای کوتاه، ضمن لغو نظام اجاره داری بنادر، منجر به تاسیس حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس در سال 1305ق توسط امین السلطان شد. البته تاسیس این نهاد جدید به منظور اداره متمرکز بنادر جنوب، در عمل نتوانست به نتایج مطلوب و شایسته ای دست یابد.
۱۲.

بررسی چگونگی تأسیس و توسعه تلگراف خانه های لرستان در عهد ناصری

تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۵۰۵
در عصر ناصرالدین شاه قاجار، بهره برداری از الگوهای فنی و تکنولوژیک نوین غرب مورد توجه شخص شاه و کارگزاران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران واقع گردید. یکی از این ابزارهای نوین، تلگراف و تأسیس تلگراف خانه ها بود که به شکل گیری نوع جدیدی از اسناد تاریخی، یعنی اسناد تلگرافی، منجر شد که شامل ثبت و ضبط گزارش های محلی با اشکال جدید و شیوه ارتباطات نوین بود و فصل جدیدی را در روند مطالعات تاریخ معاصر، به ویژه تاریخ محلی، گشود. پژوهش حاضر با  تکیه بر متون، اسناد تاریخی و نسخ خطی با روش توصیفی  تحلیلی، به دنبال پاسخ به این مسائل است که  فرآیند تأسیس و توسعه تلگراف خانه ها در لرستان عهد ناصری چگونه بوده است؟ و تأسیس و توسعه خطوط تلگراف چه تاثیر در روند سیاست تمرکز گرایی عهد ناصری گذاشت؟ یافته های پژوهش نشان داده است که لرستان با طبیعتی کوهستانی و ساکنانی ایلیاتی از ناآرام ترین ولایات ایران تا عهد ناصری بوده است که نفوذ قدرت مرکزی در آن بسیار ناپایدار بود. در عین حال لرستان، از مناطق استراتژیک در مسیر خوزستان به تهران و حلقه ارتباط مهمی، میان مناطق و نواحی غرب ایران به شمار می آمد. با این شرایط، توسعه خطوط تلگراف  تحوّلی مهم در دسترسی قدرت مرکزی به منطقه و تامین امنیت آن در عهد ناصری ایجاد نمود. همچنین تلگراف در شکل گیری و تولید آگاهی و اسناد تاریخی در جامعه شفاهی و عشایری لرستان منابع و اسناد  مهمی را پدید آورد که بسیار حائز اهمیت می باشد.
۱۳.

رابطه والیان فیلی لرستان و حکّام زندیه

تعداد بازدید : ۹۶۰ تعداد دانلود : ۵۷۹
والیان لرستان و طوایف تحت تابعیت آنها رابطه ای عمدتاً ستیزه جویانه با فرمانروایان زندیه داشتند. اسماعیل خان فیلی، قدرتمندترین والی لرستان در دوره مذکور، به شدت با قدرت گیری کریم خان زند مخالف بود و در تمام دوره حکومت خود جنگ های زیادی را با خان زند انجام داد. در دوره پیش و پس از به قدرت رسیدن کریم خان، بسیاری از ایلات لرستان از حکمران خود، اسماعیل خان، تبعیت کردند و در حمایت از وی، با کریم خان وارد جنگ شدند. پس از کناره گیری اسماعیل خان از قدرت و در دوره جانشینی پسرانش، محمّدخان و اسدخان، روابط این حکام و ایلات تحت تابعیت آنها با جانشینان کریم خان تا حدودی بهبود یافت و دوره کشمکش آنان به دوره ای از روابط حسنه و آشتی جویانه تبدیل شد.  هدف اصلی این پژوهش، واکاوی رابطه حکام فیلی لرستان با فرمانروایان زندیه است که به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داده است که وجه غالب رابطه والیان فیلی لرستان با کریم خان زند رابطه ای نظامی و توأم با کشمکش و درگیری بود و منازعه بر سر کسب قدرت در خلأ ناشی از مرگ نادرشاه در شکل یابی این رابطه مؤثر بوده است. هرچند ناکامی اسماعیل خان فیلی در برابر کریم خان موجب شد که این رابطه به دوره ای مسالمت آمیز در اواخر زندیه، اما کوتاه، تغییر یابد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۸