رخسار زبان

رخسار زبان

رخسار زبان سال اول تابستان ۱۳۹۶ شماره 1

مقالات

۱.

تحلیل و بررسی تطبیقی خسرو وشیرین و خسرونامه با تکیه بر عناصر داستانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجوی و خسرو نامه منسوب به عطّار نیشابوری اگر چه از نظر قدرت شعری و اهمیّت در یک درجه و یک سطح نیستند امّا از نظر عناصر داستانی تا حدودی شباهت دارند. از نظر محتوا و درونمایه هر کدام از دو اثر، اثری عاشقانه است و موضوع آنها عشق دو دلداده است که پس از طی مراحلی به وصال می رسند . تأثیر نظامی بر سرایندگان بعد از خود و از جمله سراینده خسرو نامه مطلبی است که نباید از نظر دور داشت . هر چند که این دو اثر از جنبه عناصر داستان بررسی شده اند امّا این به هیچ وجه به معنی یکسان دانستن جایگاه این دو اثر نیست. در پژوهش حاضر دو این دو اثر از نظر عناصر داستان و شیوه داستان سرایی با یکدیگر مقایسه شده اند و وجه تشابه و تمایز آن دو مورد بررسی قرار گرفته و شواهدی هم برای هر دو مورد ذکر شده است. در برخی عناصر همچون نداشتن پیرنگ قوی، یکسان بودن زبان شخصیت های داستان و یکنواختی لحن، شباهت وجود دارد و در برخی عناصر تفاوت هایی وجود دارد از جمله عنصر جدال در خسرو و شیرین بیشتر درونی و در خسرونامه بیشتر بیرونی است و نیز عنصر شخصیت در خسرو و شیرین یکنواخت تر، از خسرونامه است.
۲.

ساختارکاوی قصه هایی از پو

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
ساخت گرایی و روایت شناسی از رویکردهایی است که در بررسی های ادبی به کار می رود. معمولا ً ساخت گرایی به شیوهپراپی و کلاسیک خود برای متون کهن، اسطوره ها و قصه های عامیانه به کار می رود، اما در برخی از آثار نویسندگان دو سده اخیر نیز می توان آن رهیافت ها را، به کار بست. آثار ادگار آلن پو از جمله این آثار است. پراپ سی و دو کارکرد مشابه را در همه قصه های عامیا نه روسی به گونه ای تکرار شونده پیشنهاد می کند. شیوه ی کار این مقاله پراپی و متاثر از روش اوست و به بررسی کارکردهای مشابه در قصه های پو، به ویژه چهار قصه«قلب رازگو»، «گربه سیاه»، «گودال و آونگ» و «بشکهآمونتیلادو» می پردازد و کارکردهای بنیادی این قصه ها را معرفی می کند: نفرت، قتل، جنایت و پنهان کردن جنازه درون ساختمان، همرا با برخی از کاهش ها و گسترش ها، در این داستان ها به صورت الگویی تکرار می شود.
۳.

خوانش جامعه شناختی – زیبایی شناختی داستان روز اسب ریزی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
جامعه شناسان ادبیات کمتر به اندیشه های زیبایی شناختی و فرمالیستی در آثار ادبی توجه می کردند. اما برشت، آدورنو، هورکهایمر، بنیامین و مارکوزه به روش های فرمالیستی روی آوردند. آنان میان فرمالیسم و مارکسیسم آشتی برقرار کردند. مارکسیسم در محتواهای اجتماعی و برون ارجاعی اصرار می ورزید و فرمالیسم در شکل های ادبی و خود ارجاع پافشاری می کرد. اما جامعه شناسان ادبی یاد شده این مرز بندی ها را از میان برداشتند و بر این باور بودند که داستان نویس نباید مستقیماً به جامعه بنگرد. در این صورت هم خود متن خواندنی تر می شود و هم مشکلات اجتماعی بهتر به نمایش کشیده می شوند. مارکوزه در آثار اولیه به جنبه های محتوایی گرایش داشت اما در آثار بعدی به فرم و زیبایی شناسی نیز اهمیت داد. خلاصه سخن او در این آثار این است که انسان باید از کار طاقت فرسا، ستمدیدگی، تک ساحتی بودن و نیازهای دروغین مادی آزاد شود تا به نیازهای واقعی چون عشق و آزادی دست یابد. این محتوا و درون مایه باید هنرمندانه و با استعاره ها، نمادها و زاویه دیدهای غریب ارائه گردد تا از عوامانه بودنش هر چه بیشتر فاصله گیرد. داستان «روز اسب ریزی» از بیژن نجدی ما را به اسارات یک اسب و نیز عادت او به بندِگاری یعنی تک ساحتی شدن و از دست دادن هویت اصلی اش آگاه می-کند، این آگاهی مستقیم و ساده انگارانه نیست بلکه هنری و فرمالیستی است. هدف مقاله معرفی جامعه شناختی مبتنی بر فرمالیسم است که به روش توصیفی تحلیلی انجام می گیرد. این مقاله به بررسی داستان «روز اسب ریزی» از مجموعه داستان یوز پلنگانی که با من دویده اند بر پایه نظریات جامعه شناختی و زیبایی شناختی به ویژه از دیدگاه مارکوزه می پردازد.
۴.

کمیت و کیفیت زمان در شعر «باد ما را خواهد برد» فروغ فرخزاد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۹
مقوله ی زمان یکی از درگیری های انسان معاصر است و به دلیل ترکیب چند وجهی و استعاری اش به دشواری می توان تعریفی از آن ارائه داد. از میان شاعران زن ایرانی کسی که بیش از همه به طور هستی مدارانه به زمان پرداخته، فروغ فرخزاد است. از میان مجموعه اشعار وی، دو دفتر آخر او بازتاب گسترده ای از مفهوم «تنهایی ابدی» انسان و چالش آشتی ناپذیرش با جنبه ی دلهره آور زمان را در بر دارد. در این مقاله سعی شده است با دیدی نو در باب زمان به بررسی شعر « باد ما را خواهد برد» فروغ فرخزاد بر اساس نظریه ی «کمیت و کیفیت زمان» پرداخته شود. طبق نتایج و رهیافت های این پژوهش، بخش ابتدائی شعر «باد ما را خواهد برد» حاکی از پیامدهای بُعد طولی و خطی زمان است که کمیت زمان را در پی دارد. ولی صحنه پردازی ها و توصیفات بخش انتهایی شعر ما را با تاویل های متفاوتی رو به رو می کند که به قصد تجسم همین دم مطرح شده است و به کیفیت زمانی می انجامد. این پژوهش ضمن ارائه ی کلیاتی در باب کمیت و کیفیت زمان، با استناد به سخنان هایدگر و کوندرا به خوانش شعر «باد ما را خواهد برد» فرخزاد می پردازد.
۵.

مقایسه انسجام واژگانی در شعر جعفر ابراهیمی و عرفان نظر آهاری

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۸
انسجام امکانی است که عناصر زبانی را با قبل و بعد از خود پیوند می دهد. انسجام واژگانی یکی از انواع انسجام است که در اثر انتخاب واژه های مربوط به هم به دست می آید و شامل تکرار، هم آیی، شمول معنایی یا جزء و کل، هم معنایی یا ترادف، تضاد یا تقابل، هم آوانویسی، جزء واژگی و... است. در این مقاله نگارندگان تلاش کرده اند که ابزارهای انسجام واژگانی را در منتخبی از اشعار گروه سنّی کودک و نوجوان از عرفان نظرآهاری و جعفر ابراهیمی بررسی کنند. به این منظور دو اثر از شاعران یادشده با عنوان روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس و صلح مثل چای تازه دم- که تعداد واژگان به کار رفته در آن ها تقریباً یکسان است- انتخاب و به ارزیابی کمّی و کیفی کاربرد ابزارهای انسجامی در شعر این دو شاعر پرداخته شد. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از نظریات هلیدی و حسن در زمینه انسجام انجام شده، بیانگر به کارگیری ابزارهای انسجام واژگانی در اشعار کودک و نوجوان در هر دو شاعر است و نشان می دهد که ابزارهای انسجام واژگانی تکرار و هم آیی بیشتر مورد توجّه این شاعران کودک و نوجوان بوده است.
۶.

بررسی سبک گفتاری زنان قزوین بر اساس دو متغیر سن و تحصیلات

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
زبان یک عامل اجتماعی و ارتباط دهنده بین انسانها است. در بین افراد سبک های گفتاری متفاوتی وجود دارد که این تفاوت ناشی از موقعیت و بافتی است که در آن قرار می گیرند. هدف پژوهشگران، بررسی سبک گفتاری زنان شهر قزوین در موقعیت های مختلف بوده است. آنها در بررسی های خود به دنبال آن بوده اند که، انواع سبک گفتاری زنان قزوین چیست و چه رابطه ای بین سبک گفتاری با سن و تحصیلات زنان شهر قزوین وجود دارد؟ در این مقاله ابتدا مفاهیم کلیدی پژوهش از جمله: سبک، زبان و جنسیت و دلایل پیدایش گونه های زبانی- جنسیتی بیان شده و سپس به بررسی دو متغیر سن و تحصیلات و تاثیر آن در سبک گفتاری زنان قزوین پرداخته ایم.
۷.

بررسی همخوان های میانجی در گویش تاتی جوبُنی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۷
گویش تاتی رودبار زیتون تنها نماینده زبان تاتی در استان گیلان است که بویژه تحت تأثیر فارسی رسمی و گویش همجوار گیلکی قرار دارد و رو به اضمحلال می رود. شمار گویشوران تاتی در شهرستان رودبار، چهل تا پنجاه هزار تن برآورد شده است. گستردگی رودبار، شرایط ویژه جغرافیایی و بافت کوهستانی آن و وجود سپیدرود موجب شده میان گونه های متفاوت گویشی و از جمله گویش تاتی رودبار، تفاوت هایی شکل گیرد که تمایز آنها در شاخص های صرفی، نحوی و واژگانی جلب توجه می کند. این مقاله به معرفی همخوان های میانجی و تحولات آنها در گویش جوبنی به عنوان یکی از گونه های گویش تاتی رودبار می پردازد. این مقاله نشان می دهد که همخوان های میانجی که در گویش جوبنی بنا به ضرورت های دستوری یا ساختواژی مورد استفاده قرار می گیرند، عبارت از: -j-، -y-، -n-، -k- ، -h- ، -g- و -r- می باشند. از میان این همخوان های میانجی، آنها که در ملتقای دو واکه در پیشوندهای فعلی مورد استفاده قرار می گیرند عبارت از -j- و -r- می باشند که بویژه میانجی -r- کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.