سلامت روانی کودک (تحول روان شناختی کودک)

سلامت روانی کودک (تحول روان شناختی کودک)

سلامت روانی کودک دوره چهارم زمستان 1396 شماره 4 (پیاپی 13)

یادداشت ها

مقالات

۱.

تاثیرآموزش مدیریت تنیدگی بر رضایت زناشویی و تنیدگی والدینی مادران دارای کودک مبتلا به مشکلات رفتاری

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف : شواهد پژوهشی حاکی از این است که تنیدگی عامل مهمی در تعارضات زناشویی است. در این راستا هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیرآموزش مدیریت تنیدگی بر رضایت زناشویی و تنیدگی والدینی مادران دارای کودک با مشکلات رفتاری بود. روش : ا ین پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون – پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای کودک پسر مبتلابه مشکلات رفتاری مقطع پیش دبستانی مدارس دولتی ناحیه دو شهر رشت در سال 1395 بود که از طریق پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی (شهیم و یوسفی، 1378)، 30 مادر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند. برای ارزیابی رضایت زناشویی و تنیدگی مادران به ترتیب از پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ (اولسون، 1989 ) و تنیدگی والدینی (آبیدین، 1990) استفاده شد. گروه آزمایش، در ده جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مدیریت تنیدگی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مدیریت تنیدگی تأثیر معناداری بر رضایت زناشویی و تنیدگی والدینی (01/0 > P ) داشت. نتیجه گیری : بنابر یافته های پژوهش حاضر، در کنار معناداری آماری، می توان به معناداری بالینی اشاره کرد؛ به این صورت که آموزش مدیریت تنیدگی می تواند با تأثیر بر ابعاد هیجانی، شناخنی، ارتباطی، انگیزشی و معناشناختی زندگی، رضایت از زندگی را افزایش دهد و درنتیجه سلامت روان مادران دارای کودک با مشکلات رفتاری را افزایش دهد.
۲.

مقایسه هوش هیجانی دانش آموزان یک زبانه و دوزبانه و نقش آن در نگرش نسبت به یادگیری زبان انگلیسی

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: دوزبانگی عبارت از حالتی است که فرد به زبان دیگری غیر از زبان مادری خود آموزش می بیند و این خود مشکلاتی را برای اقلیت های زبانی به خصوص در تحصیل فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه هوش هیجانی دانش آموزان یک زبانه ( فارس ) و دوزبانه ( فارس- بلوچ ) و نقش آن در نگرش نسبت به یادگیری زبان انگلیسی انجام شد. روش: طرح پژوهش توصیفی، از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر چابهار در سال تحصیلی 93-1392 بود که به صورت نمونه گیری طبقه ای 240 دانش آموز (120 فارس و 120 بلوچ) انتخاب شده و پرسشنامه های هوش هیجانی (شات و همکاران، 1998) و نگرش و انگیزش یادگیری زبان انگلیسی (گاردنر، 1985) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تی گروه های مستقل، تحلیل واریانس چندمتغیره و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دانش آموزان دوزبانه در مقایسه با دانش آموزان یک زبانه از تنظیم هیجانی بالاتری برخوردارند. بین نگرش نسبت به یادگیری زبان انگلیسی در دانش آموزان یک زبانه و دوزبانه تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین بین هوش هیجانی دانش آموزان یک زبانه و دو زبانه تفاوت معناداری مشاهده نشد (0/01 > p ). نتیجه گیری: نگرش نسبت به زبان انگلیسی پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی دانش آموزان است اما متغیر هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی در درس زبان انگلیسی نیست؛ در نتیجه تغییر نگرش های دانش آموزان فارسی زبان نسبت به اهمیت و ضرورت یادگیری زبان انگلیسی می تواند مفید باشد.
۳.

تأثیر آموزش خودگویی های مثبت در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ابتدایی مبتلا به نارساخوانی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه و هدف: نارساخوانی رایج ترین نوع ناتوانی های یادگیری خاص است. کودک نارساخوان با وجود هوش طبیعی در یادگیری خواندن و نوشتن مشکل دارد. هدف پژوهش حاضر تأثیر خودگویی های مثبت در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ابتدایی مبتلا به نارساخوانی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهرستان بستان آباد (آذرب ا یجان شرقی) در سال تحصیلی 94-1395 بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای و با استفاده از ابزارهای فهرست نارساخوانی (عزیزیان، 1385) و پرسشنامه اضطراب امتحان (فیلیپس، 1979) تعداد 32 دانش آموز نارساخوان دچار اضطراب امتحان به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند. گروه آزمایش هشت جلسه در کلاس های آموزش خودگویی های مثبت شرکت کردند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات پرسشنامه اضطراب امتحان روی هر دو گروه اجرا شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اجرای جلسات خودگویی مثبت به طور معناداری اضطراب امتحان دانش آموزان گروه آزمایشی را نسبت به گروه کنترل کاهش داده است (0/001 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش روش خودگویی های مثبت راهکاری مناسب برای کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان نارساخوان است.
۴.

تأثیر آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مشکلات رفتاری کودکان

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: مشکلات رفتاری کودکان منجر به بروز مشکلات فراوانی در مدرسه می شود و نه تنها به تحصیل کودکان خدشه وارد می کند بلکه باعث به وجود آمدن مشکلات اجتماعی و کاهش توجه و حرمت خود آنها نیز می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مشکلات رفتاری کودکان (دختر) بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ششم مدارس واقع در منطقه 2 تهران در سال تحصیلی 96- 1395 بود که از بین آنها 20 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سنجش ذهن آگاهی کودک و نوجوان (گرکو و بائر، 2011) و فهرست مشکلات رفتاری کودکان (کوای و پترسون، 1987) بود. قبل از اجرای متغیر مستقل از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای کودکان به صورت 12 جلسه 90 دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری، مشکلات رفتاری (نشانه های اختلال رفتار هنجاری، نشانه های مشکلات توجه و ناپختگی و اضطراب و گوشه گیری) کمتری داشتند. همچنین افزایش معناداری در ذهن آگاهی و پذیرش کودکانی که در برنامه شرکت کرده بودند مشاهده شد (01/0 > P ). نتیجه گیری: بنا بر یافته های حاصل از این پژوهش، می توان از روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای کودکان، در کاهش مشکلات رفتاری و افزایش ذهن آگاهی کودکان استفاده نمود.
۵.

تأثیر آموزش تاب آوری بر سبک های مقابله ای و خوش بینی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف : بی سرپرستی و بدسرپرستی همواره اثرات روانی و تربیتی منفی بر کودکان داشته است. پژوهش حاضر با هدف هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری بر سبک های مقابله ای و خوش بینی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست بود . روش : این پژوهش به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران 12 تا 16 ساله بی سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز نگهداری این کودکان در شهر اردبیل در سال 1395 بودند که از میان آنها 30 نفر به طور تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، آموزش تاب آوری را طی 9 جلسه دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های مقابله (پاکر و اندلر،1990) و خوش بینی ( شی یر، کارور و بریج ، 1994) استفاده شد و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوورایانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه در سبک های مقابله ای مسئله مدار 0/0505/0 > P ، 15/16= F ) ، هیجان مدار (0/05 > P ، 36/9= F ) و خوش بینی (01/0> P ،21/24= F ) وجود داشت ولی در سبک مقابله اجتنابی (0/05 < P ، 45/1= F ) تأثیر معناداری یافت نشد. نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش تاب آوری با افزایش انعطاف پذیری و بهبود سلامت روان شناختی منجر به افزایش سبک های مقابله ای کارآمد و خوش بینی در کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شده است بنابراین می توان از آموزش تاب آوری در جهت ارتقاء سلامت روانی و اجتماعی افراد استفاده نمود.
۶.

معادلات ساختاری روابط بین اختلال یادگیری، هوش هیجانی و افسردگی در دانش آموزان ابتدایی

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: افسردگی از جمله عواملی است که امروزه در حال گسترش بوده و جوانب فردی و اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و از آنجایی که اختلالات یادگیری و هوش هیجانی می تواند بر میزان افسردگی دانش آموزان مؤثر باشد بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه افسردگی با هوش هیجانی و اختلال یادگیری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان ششم ابتدایی شهرستان آق قلا در سال تحصیلی 96-1395 که تعداد آنها 2050 نفر بود. برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی تعداد 295 نفر از دو منطقه شهری و روستایی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه هوش هیجانی (برادبری و گریوز، 2004) و پرسشنامه افسردگی (ماریا کواس، 1977) و پرسشنامه مشکلات یادگیری (ویلکات و همکاران، 2011) بود. یافته ها: یافته ها ی پژوهش نشان داد که بین افسردگی و اختلال یادگیری رابطه مثبت برقرار است، بین هوش هیجانی و اختلال یادگیری رابطه منفی برقرار است، و هوش هیجانی رابطه منفی معنادار و غیرمستقیم با افسردگی دارد (01/0> (P . نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که بین اختلال یادگیری با افسردگی و هوش هیجانی به ترتیب رابطه مستقیم و وارونه برقرار بوده و هوش هیجانی بر افسردگی اثر غیرمستقیم دارد. همچنین با توجه به نتایج حاصل شده از مدل ساختاری ارائه شده، اختلال یادگیری اثرگذاری بیشتری نسبت به هوش هیجانی بر افسردگی دارد.
۷.

تأثیر آموزش مدیریت والدین در کاهش رفتار امتناع از مدرسه رفتن دانش آموزان دبستانی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف : امتناع از مدرسه باعث آشفتگی کودک، خانواده و همچنین وقفه در تحول اجتماعی و تحصیلی می شود بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مدیریت والدین در کاهش رفتار امتناع از مدرسه رفتن دانش آموزان دبستانی بود. روش : این مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. به این منظور از میان والدین دانش آموزان پایه های اول، دوم و سوم دبستان های دولتی شهر ارومیه در سال تحصیلی 95-1394 با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 351 نفر انتخاب شدند و به مقیاس تجدیدنظرشده امتناع از مدرسه نسخه والدین کارنی (2002) پاسخ دادند. در مرحله بعد 39 نفر از والدین که هم نمره امتناع از رفتن به مدرسه کودک شان بالا بود و هم تمایل به شرکت در این پژوهش را داشتند انتخاب شدند. از این میان به طور تصادفی20 نفر در گروه آموزش آزمایش و 19 نفر در گروه گواه جای دهی شده اند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس یک متغیره استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که مداخله آموزش مدیریت والدین توانسته است نشانه های ترس و امتناع از مدرسه رفتن در کودکان را به طور معناداری کاهش دهد ( p< 0/01) . نتیجه گیری : بنابراین با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان از آموزش مدیریت والدین به عنوان روشی مؤثر برای کاهش ترس و امتناع از مدرسه رفتن کودکان استفاده کرد.
۸.

پیش بینی تنیدگی تحصیلی بر اساس ویژگی های شخصیتی با واسطه گری سبک های مقابله ای

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: تنیدگی از مسائل اجتناب ناپذیر زندگی است که نمود آن در موقعیت های تحصیلی تحت عنوان تنیدگی تحصیلی مفهوم سازی شده است. این پژوهش با هدف مطالعه عوامل درون فردی تنیدگی تحصیلی، به آزمون مدلی می پردازد که بر اساس آن ویژگی های شخصیتی می تواند باواسطه گری سبک های مقابله ای، تنیدگی تحصیلی را پیش بینی کند روش: این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی است. شرکت کنندگان پژوهش شامل 327 نفر (172دختر و155 پسر) دانش آموز دبیرستانی شهرستان سپیدان، استان فارس در سال تحصیلی 95-1394 بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پرسش نامه تنیدگی تحصیلی (دیره، 1374)، ویژگی های شخصیتی (گلدبرگ، 1991) و سبک های مقابله ای (اندلر و پارکر، 1990) برای جمع آوری داده ها اجرا شد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها از تحلیل مسیر در مدل معادلات ساختاری استفاده شد . یافته ها: نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی هم به صورت مستقیم و هم با واسطه سبک های مقابله ای می تواند ابعاد تنیدگی تحصیلی را پیش بینی کند. در این میان نقش عامل روان آزردگی گرایی در پیش بینی مثبت تنیدگی ناشی از عوامل حساسیت زا و گشودگی به تجربه در پیش بینی منفی تنیدگی ناشی از عدم توانمند ی قابل توجه است. همچنین سبک مقابله ای هیجان مدار نقش برجسته ای در پیش بینی تنیدگی ناشی از عوامل حساسیت زا دارد ( 0/05> P ). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ویژگی های شخصیتی می توانند هم به شکل مستقیم و هم با اثرگذاری بر سبک های مقابله ای، تنیدگی تحصیلی تجربه شده را تحت تأثیر قرار دهند بنابراین می توان اذعان نمود که دانش آموزان با ویژگی های شخصیتی خاص سبک های مقابله ای را برمی گزینند که می تواند بر تجربه تنیدگی تحصیلی آنها اثرگذار باشد.
۹.

نقش صفات شخصیتی والدین در تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: مطالعات پیشین نشان داده است که والدین نقش مؤثری در تحول روانی و جسمانی کودکان دارند با این وجود تحقیقات در زمینه تأثیر صفات شخصیتی والدین بر تحول اجتماعی کودکان، اندک است. با توجه به این موارد پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش صفات شخصیتی والدین در تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی انجام گرفت. روش: . نوع مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه والدین کودکان مدارس پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 بود که از میان آن ها تعداد 508 والد (مادر یا پدر) با مراجعه به مراکز پیش دبستانی شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به مقیاس رشد اجتماعی واینلند (ادگار، 1953) و فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت نئو پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی شخصیتی روان آزرده خویی والدین (مادر یا پدر) به شیوه منفی ، و ویژگی های برون گرایی، پذیرای تجربه بودن، و با وجدان بودن والدین (مادر یا پدر) به صورت مثبت، پیش بینی کننده تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی هستند ( 0/05 P< ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مشخص می شود که صفات شخصیتی والدین تأثیر معناداری بر تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی دارند.؛ ضروری است در فرایند آموزش و پرورش کودکان به ویژگی ها و صفات شخصیتی والدین توجه خاصی شود.
۱۰.

فراتحلیل اثربخشی مداخلات روانشناختی و شیوه های مراقبتی بر افزایش رفتار دلبستگی مادر- جنین و مادر- نوزاد

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف: ازآنجاکه شکل گیری دلبستگی مادر به کودک از همان ابتدای تولد و یا حتی قبل تر از آن (حین بارداری) آغاز می شود ازاین رو مداخله مناسب جهت آموزش به مادر در ایجاد دلبستگی صحیح بین خود و کودک تأثیر به سزایی دارد. به همین جهت هدف مطالعه حاضر فراتحلیل اثربخشی مداخلات روان شناختی و شیوه های مراقبتی بر افزایش رفتار دلبستگی مادر- جنین و مادر- نوزاد قرار گرفت. روش: بدین منظور از بین پژوهش های متعدد مربوط به این زمینه،21 پژوهش که در بین سال های(1378-1395) در پایگاه های اطلاعاتی معتبر همچون؛ پایان نامه های کشور (ایران داک)، نشریات ایران (مگ ایران)، سایت علوم انسانی، پایگاه اطلاعاتی جهاد دانشگاهی و نشریات ادواری، PubMed ، پایگاه مقالات کشورهای اسلامی( ISC ) و پایگاه ثبت همایش های کشور(سیلویکا) نمایه شده بود و از لحاظ روش شناختی موردقبول بودند انتخاب و فراتحلیل بر روی آنها انجام شد. این پژوهش مبتنی بر 21 اندازه اثر است و ابزار استفاده شده چک لیست فراتحلیل بود. داده های به دست آمده توسط نرم افزار CMA-2 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان اندازه اثر مداخلات و آموزش های روان شناختی بر ارتقاء رفتارهای دلبستگی مادر- جنین و مادر- نوزاد به طورکلی 64/0 (0/001> p ) بود. نتیجه گیری: اندازه اثر به دست آمده برای اثربخشی مداخلات و آموزش های روان شناختی بر رفتار دلبستگی مادر- جنین و مادر- نوزاد طبق جدول تفسیر اندازه کوهن متوسط، محاسبه می شود؛ بنابراین این مداخلات و آموزش ها به طور مطلوبی می توانند در ارتقا رفتارهای دلبستگی مادر- جنین و مادر نوزاد، مؤثر واقع شوند.
۱۱.

مقایسه ویژگی های عناصر ترسیمی آزمون آدمک در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی با کودکان بهنجار

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: یکی از ابزارهای کارآمد برای تشخیص اختلالات دوران کودکی، آزمون های فرافکن ترسیمی است. در این آزمون ها عملکردهای شناختی، بین فردی و روان شناختی فرد از طریق ترسیم یک فرد، یک موضوع و یا یک شخصیت مورد ارزیابی قرار می گیرد. پژوهش حاضر، با هدف مقایسه عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان 5 تا 10 ساله مبتلا به اختلال اوتیسم و اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی با کودکان بهنجار انجام شد. روش: این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش شامل کودکان مراجع کننده به کلینیک های مشاوره تحت نظر سازمان بهزیستی یزد بود که 35 کودک از هر گروه (جمعاً 105 نفر) برای مطالعه انتخاب شده اند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش آزمون ترسیمی آدمک گودیناف (فلورانس گودیناف، 1926)، ارزیابی رفتارهای اوتیستیک (جی لورد، 1989) و مقیاس تکان شگری (باروت و همکاران، 1995) بود. نمونه پژوهش بر اساس نمونه گیری در دسترس و در کلینیک های بالینی و درمانی شهر یزد، انتخاب شده اند. برای تحلیل دادها از روش های فراوانی، درصد فراوانی، فراوانی تجمعی و آزمون کروسکال والیس استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که بین کودکان مبتلابه اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی و اوتیسم، با کودکان بهنجار در 10 عنصر آزمون آدمک تفاوت معنادار وجود دارد ولی در سه عنصر دیگر تفاوت معناداری به دست نیامد. (0/05< P ). نتیجه گیری: وجود تفاوت میان سطوح عناصر آزمون ترسیم آدمک در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / فزون کنشی و اوتیسم، بدین معناست که عناصری در ترسیم آدمک وجود دارد که می توان به واسطه آنها به تشخیص کودکان دارای این اختلالات نزدیک شد.
۱۲.

رابطه بین ویژگی های ترکیب بدن و توجه پایدار در کودکان

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه و هدف : تغییر در سبک زندگی در دهه های اخیر، کودکان را به سمت تغییر در ترکیب بدن سوق داده است و بر اساس نتایج پژوهش های مختلف، تغییرات جسمانی می توانند بر مؤلفه های شناختی تاثیرگذار باشند؛ بدین ترتیب هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین برخی ویژگی های ترکیب بدن با توجه پایدار به عنوان یکی از مؤلفه های کنش وری شناختی در کودکان بود. روش : روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بوده است. تعداد 100 نفر از کودکان بین 7 تا 9 سال از طریق آزمون های ترکیب بدن و عملکرد پیوسته دیداری مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین متغیر درصد چربی، شاخص توده بدن، درصد چربی تنه و نسبت کمر به لگن با خطای امیشن و تغییرپذیری زمان واکنش رابطه معنی داری وجود داشت (0/05 > p ). از سوی دیگر بین مؤلفه های میزان آب کلی بدن، پروتئین بدن، سطح انرژی متابولیک پایه، توده عضلات اسکلتی و زمان واکنش رابطه منفی معنی داری وجود داشت (0/05 > p ). بر اساس نتایج رگرسیون مؤلفه های درصد چربی و شاخص توده بدن قادر به پیش بینی خطای آمیشن و مؤلفه توده عضلات اسکلتی قادر به پیش بینی زمان واکنش بود (0/05 > p ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده هر کدام از مؤلفه های ترکیب بدن با مؤلفه خاصی از عملکرد شناختی در ارتباط است. در این راستا مؤلفه های مرتبط با زمان واکنش را می توان در ارتباط با بعد ادراکی حرکتی در نظر گرفت در حالی که شاخص های مرتبط با چاقی با صحت عملکرد در ارتباط بودند؛ در نتیجه بنه ظر می رسد که بین ترکیب بدنی و سازه های کنترل شناختی، یک ارتباط اختصاصی وجود دارد.
۱۳.

مقایسه سلامت روانی، هراس اجتماعی و آشفتگی روانی کودکان تحت سرپرستی بهزیستی و کودکان تحت سرپرستی خانواده

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۸
زمینه و هدف: سال های اولیه کودکی نقش مهمی در تحول شخصیت و آینده فرد دارد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت روانی، هراس اجتماعی وآشفتگی روانی کودکان پسر تحت سرپرستی بهزیستی و کودکان تحت سرپرستی خانواده بود. روش: پژوهش حاضر یک پژوهش علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل 55 نفر از کودکان پسر تحت سرپرستی یکی از مراکز بهزیستی شهرستان خوی و 220 نفر از کودکان پسر تحت سرپرستی خانواده این شهر در سال تحصیلی 97-96 بود. حجم نمونه شامل 48 نفر از کودکان تحت سرپرستی بهزیستی به صورت نمونه گیری تصادفی ساده و 136 نفر نیز کودکان تحت سرپرستی خانواده به صورت طبقه ای (از مدارس ابتدایی) تعیین شده است. داده ها با استفاده از پرسشنامه وضعیت سلامت روانی (گلدبرگ و هیلر، 1979)، پرسشنامه استاندارد هراس اجتماعی (کالت و کانر، 2000)، و چک لیست سلامت روانی (پارمود کومار، 1992) جمع آوری و با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها بیانگر تأثیرخانواده بر افزایش سلامت روانی، کاهش هراس اجتماعی و آشفتگی روانی کودکان است. نمرات سلامت روانی کودکان تحت سرپرستی خانواده به طور معناداری از کودکان تحت سرپرستی بهزیستی بیشتر بوده است و در نمرات هراس اجتماعی و آشفتگی روانی کودکان تحت سرپرستی خانواده به طور معناداری از کوکان تحت سرپرستی بهزیستی کمتر بوده است (0/001 P< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این پژوهش می توان نتیجه گرفت که میزان سلامت جسمانی و روانی کودک به شیوه ارتباطی او با خانواده و میزان برآورده شدن نیازهایش بستگی دارد.
۱۴.

نسخه گزارش والدین مقیاس سلامت روان شناختی کودکان: مطالعه مقدماتی ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: اختلال های رفتاری، مشلات شایع و ناتوان کننده ای هستند که برای خانواده و کودکان مشکلات بسیاری را ایجاد می کنند و با شیوع بالایی از مشکلات و پیامدهای منفی اجتماعی همراه هستند. هدف از پژوهش حاضر، ساخت مقیاس سلامت روان شناختی کودکان فرم والدین بود. روش: برای انجام این پژوهش در ابتدا 190 گویه تهیه شد و پس از ویرایش اولیه، 125 گویه جهت قرار گرفتن در نسخه مقدماتی مقیاس انتخاب شد. جامعه آماری در این پژوهش والدین دانش آموزان مدارس ابتدایی شش استان البرز، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، سیستان و بلوچستان، فارس و خراسان رضوی در سال تحصیلی 96- 1395 بود. نمونه دربرگیرنده حدود 100 نفر از والدین در هر یک از استان ها بود که از دو شهرستان به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مجموع نمونه پژوهش حاضر بالغ بر 600 نفر بود. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل گویه ها، نشان از حذف 14 گویه داشت. تحلیل عاملی اکتشافی به روش مجذورات تعمیم یافته و چرخش ایکوامکس نشان داد که این نسخه از مقیاس با شش مؤلفه دارای ساختار ساده و هماهنگ با چهارچوب نظری است. دامنه ضرایب همگونی درونی (آلفای کرونباخ) مؤلفه های استخراجی در نسخه مقدماتی مقیاس سلامت روان شناختی کودکان بین 65/0 (خودتنظیمی) تا 90/0 (نقص در انجام تکالیف) به دست آمد. همچنین بررسی ضرایب همبستگی گویه ها با زیرمقیاس ها نشان می دهد که این ضرایب بین 17/0 (گویه 101) و 73/0 (گویه37) است. نتیجه گیری: در مجموع، می توان گفت نسخه مقدماتی گزارشی والدین سلامت روان شناختی کودکان مقطع ابتدایی، از ویژگی های مطلوب روان سنجی برخوردار است که انجام بررسی های بیشتر می تواند به بهبود ویژگی های آن منجر شود.
۱۵.

مقایسه تنیدگی والدگری، سبک های والدگری، و حل مسئله اجتماعی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم، نارسایی توجه/فزون کنشی و بهنجار

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: وجود کودک استثنایی، اغلب آسیب های جبران ناپذیری را بر خانواده ها تحمیل می کند. میزان این آسیب پذیری گاه، به حدی است که سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدید می شود. هدف از این پژوهش، مقایسه تنیدگی والدگری، سبک های والدگری و حل مسئله اجتماعی مادران مبتلا به اختلال اتیسم، اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی و کودکان بهنجار بود. روش: جامعه آماری شامل مادران کودکان مبتلا به نارسایی توجه/فزون کنشی، اختلال طیف اتیسم و کودکان بهنجار منطقه 2 شهر تهران سال تحصیلی 97-1396 بود. تعداد 75 مادر (هر گروه 25 نفر)، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های تنش والدگری، حل مسئله اجتماعی و شیوه های والدگری پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین تنیدگی والدگری مادران کودکان سه گروه تفاوت وجود دارد؛ بین سبک والدگری سهل گیر و مقتدارنه در مادران کودکان سه گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد اما بین میانگین سبک والدگری مستبدانه در مادران کودکان سه گروه تفاوت معنی داری وجود دارد؛ بین میانگین متغیرهای جهت گیری منفی و سبک اجتنابی در مادران کودکان سه گروه تفاوت معنی داری وجود دارد اما بین میانگین های جهت گیری مثبت، سبک منطقی و سبک تکانشی- بی توجهی در مادران کودکان سه گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد ( P<0/005 ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر بر افزایش دانش در زمینه کاربرد سبک های والدگری و حل مسئله اجتماعی موثر و همچنین پیامدهای منفی تنیدگی والدگری در مادران کودکان سه گروه تأکید دارد .
۱۶.

مدل پردازی رابطه ویژگی های جمعیت شناختی معلم با انگیزش درونی دانش آموزان با میانجی گری راهبردهای شناختی و فراشناختی

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف: انگیزش مهم ترین شرط یادگیری است. انگیزش فراگیران برای کارایی و اثربخشی فعالیت های یاددهی و یادگیری اهمیت زیادی دارد . با توجه به این مطلب هدف پژوهش حاضر مدل پردازی رابطه انگیزش درونی دانش آموزان با ویژگی های جمعیت شناسی معلم با میانجیگری راهبردهای شناختی و فراشناختی بود. روش: طرح پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر زابل بود. نمونه 368 نفر که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های راهبردهای یادگیری خودنظم جویی (پینتریچ و دی گروت، ۱۹۹۰) و انگیزش تحصیلی(والرند، 1993) پاسخ دادند. برای سنجش اطلاعات ویژگی های جمعیت شناختی معلمین فرمی تسط محقق ساخته شده و در اختیار دانش آموزان قرار گرفت و با پرسش از معلمان شان تکمیل شده است. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار ایموس انجام شده است. یافته ها: ویژگی های جمعیت شناختی معلم با میانجیگری راهبردهای شناختی و فراشناختی برانگیزش درونی تأثیر معناداری دارد. راهبردهای شناختی و فراشناختی برانگیزش درونی تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین ویژگی های جمعیت شناختی معلم بر انگیزش درونی دانش آموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد (0/01> P ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر با ارتقاء سبک های آموزشی از طریق تمرکز بر الگوهای معیشتی جامعه فرهنگی ما ازجمله سطح درآمد، اشتغال مکمل، و سکونت، می توان نقش تأثیرگذاری بر الگوهای تفکر و انگیزشی دانش آموزان داشت.
۱۷.

درک تجارب معلمان مدارس با نیازهای ویژه از آموزش فراگیر: یک مطالعه پدیدارشناسی

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و هدف: آموزش فراگیر یکی از برنامه های مهم و اساسی در حوزه آموزش کودکان با نیازهای ویژه است. هدف این پژوهش مطالعه درک و تبیین تجربیات معلمان مدارس با نیازهای ویژه درباره چگونگی و شرایط آموزش کودکان با نیازهای ویژه و طرح آموزش فراگیر است. روش : این پژوهش به روش کیفی با روی آورد پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و داه های به دست آمده از این مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی اسمیت (1995) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: با تجزیه و تحلیل داده ها در نهایت پنج مضمون اصلی استخراج شد که بیان کننده تجارب معلمان کودکان مدارس با نیازهای ویژه در موردکار با کودکان با نیازهای ویژه و دیدگاه آنها در رابطه با طرح آموزش فراگیر است که این مضامین عبارت از مزایا، معایب،آموزش، بسترسازی فرهنگی و اجتماعی، امکانات، و معایب جداسازی هستند. نتیجه گیری: در بررسی تجارب و دیدگاه معلمان مدارس با نیازهای ویژه مشخص شد که طرح آموزش فراگیر دارای محاسن و مزایای متعددی است و چگونگی آموزش در این طرح، شیوه ها، اهداف و محتوای آموزش مهم بوده و همچنین آماده شدن بسترهای فرهنگی اجتماعی و فراهم شدن امکانات از مقدمات ضروری اجرای این طرح است. نظام آموزش و پرورش کنونی که بیشتر مبتنی بر جداسازی دانش آموزان است دارای معایب اساسی بوده و نمی تواند پاسخگوی نیازهای همه دانش آموزان باشد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۹