آیین حکمت

آیین حکمت

آیین حکمت سال نهم پاییز 1396 شماره 33

مقالات

۱.

نقد و بررسی عللِ «از خود بیگانگی» از منظر فویر باخ و کارل مارکس

تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۲۳۷
فویر باخ و کارل مارکس از هگلیان چپ گرا و فیلسوفان مادی ای هستند که بعد از هگل، درباره «از خود بیگانگی» و علل آن بحث نموده اند. فویر باخ بر این باور است که انسان ها، با فرافکنی و برون فکنیِ کمالاتِ خود، خدا و مذهب را می سازند و با تسلیم شدن در برابر آن از خود بیگانه می شوند. کارل مارکس نیز معتقد است: عامل اولیه «از خود بیگانگی» مالکیت خصوصی و، در مرحله بعد، دین و مذهب می باشد. از منظر باخ و مارکس، راه برون رفت از این بیگانگی به انکار دین و مذهب منتهی می شود. در پژوهش حاضر، بعد از بیان تاریخچه «از خود بیگانگی»، دیدگاه فویر باخ و مارکس توضیح داده شده و با بیان وجه اشتراک و افتراق این دو دیدگاه، به نقد و بررسی آنها پرداخته شده است. پژوهش پیشِ رو به این نتیجه رهنمون شده که اولاً، مشکل اساسی این دو تن در جهان بینی مادی آنان است، ثانیاً، دیدگاه آنان از نظر تئوری و محتوایی با اشکالات عدیده ای روبرو است و، ثالثاً، آنچه آنان از آن به عنوان عوامل «از خود بیگانگی» یاد می کنند، از عواملِ خودآگاهی و خودیابی می باشند
۲.

بررسی سه رویکرد در فلسفه دین

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۵۹
مطالعات فیلسوفانه درباره دین پیشینه بسیار طولانی و قدمتی به اندازه خود فلسفه دارد، ولی اصطلاح «فلسفه دین»[1]  و نگارش کتاب ها و مقالات با این عنوان پدیده ای نسبتاً نو و متعلق به دوران مدرن است. فلسفه دین یکی از پرتحرک ترین حوزه های پژوهش فلسفی در دوره معاصر است. با اینکه این دانش مقیّد به فلسفه یا دینی خاص نیست، اولاً، فلسفه دینِ رایج در دامان مسیحیت پدید آمده و بالیده است، و عمدتاً تحت تأثیر این دین قرار دارد و، ثانیاً، این دانش مبتنی بر فلسفه های موجود در مغرب زمین، به ویژه فلسفه تحلیلی، است. با این حال، امکان پژوهش فلسفی در حوزه سایر ادیان، از جمله اسلام، و مبتنی بر دیگر نظام های فلسفی نیز وجود دارد. به همین رو، شایسته بلکه لازم است که فلسفه دین اسلامی نیز ناظر به محتوای این دین سترگ و متکی بر فلسفه قویم اسلامی پدید آید تا استحکام و اتقان اسلام و برتری آن بر سایر ادیان بیش از پیش نمایان شود و زمینه پاسخگویی به شبهات پیرامون آموزه های آن فراهم گردد. سؤال اصلی تحقیق پیش رو این است که اهمّ رویکردهای موجود یا قابل تأسیس در فلسفه دین کدام اند؟ این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی به سامان رسیده است
۳.

بررسی چیستی علوم انسانی اسلامی از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی

تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۱۶۱
علوم انسانی اسلامی با رویکردهای مختلفی مطرح شده است. از دیدگاه آیت الله مصباح، علمْ کشف واقع است و دین الهی حق منحصراً دین اسلام است که راه سعادت و شقاوت انسان ها را در حوزه باورها و ارزش ها مشخص می کند. بنابراین، علمِ دینی علمی است که در حوزه های مرتبط با سعادت و شقاوت انسان و باورها و ارزش ها از منابع صحیح دینی و با استفاده از روش شناسی صحیح  (روش فقاهتی) بدان رسیده باشیم و نتیجه نیز یقینی باشد. در متون دینی، مسائل مختلفی مطرح شده است که ناظر به علوم طبیعی، پزشکی و ... است. ازآنجاکه شأن دین هدایتگری به سمت سعادت است، علم دینی باید همسو با این شأن تعریف شود. بنابراین، هر گزاره ای که با روش های معتبر اثبات شود علم دینی نخواهد بود، زیرا دین وظیفه ای در قبال کشف روابط علّی میان پدیده ها ندارد. آنچه برای دین ضرورت دارد شناخت و بیان تأثیر پدیده ها در سعادت و شقاوت انسان است. این امر در بسیاری موارد با عمل اختیاری انسان در ارتباط است. در میان علوم، موضوع علوم انسانی بررسی کنش های ارادی و آگاهانه انسانی، و احکام و آثار و پیامدهای آن است، مانند علم اخلاق یا حقوق. بنابراین و با توجه به جایگاه بی بدیل علوم انسانی در ساخت تفکر بشری و سبک زندگی انسان ها، از دیدگاه استاد، اسلامی کردن علوم در گستره علوم انسانی اسلامی محقق می شود. این بررسی به توصیف و بازخوانی نظریات استاد در رابطه با اسلامی کردن علوم انسانی -پرداخته و از منظر ایشان، به برخی ابهامات پاسخ داده است.
۴.

تباین ماهوی رجعت و تناسخ در قوه و فعل

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۵۷
در سفر تخیلی که در میان مردمانِ سرزمین های خاورِ دور مطرح بوده و مقبول ساکنان مغرب زمین و برخی فِرق منسوب به اسلام واقع شده است، سفر از لحظه مرگ شروع شده، از مرحله میانی توهمات می گذرد و به بازگشت نهایی به جسم در قالب جاودانگی اسطوره ای در چهارچوب یک تئوری درباره تولد دوباره می انجامد، و روح الزاماً در جهت خاصی سیر می کند. به سبب همسان انگاریِ چرخه زندگیِ تناسخ باور و بازگشت روح به این دنیا در جوهر رجعت اندیش، برخی تلاش کرده اند، با طرح شبهاتی، رجعت را با چالش مواجه کنند، تا آنجا رجعت را همان تناسخ بدانند و شیعیان را که قایل به رجعت اند همان تناسخیه بدانند. آنچه این مقاله در پی حلّ آن است این است که تمایز و تباین ماهوی رجعت و تناسخ را با مبانی سیر نفس در قوه و فعل بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که «اگر نفس رجعی با ادله فلسفی و کلامی ثابت شده است، آیا روح تناسخی هم می تواند شکل بگیرد؟»
۵.

تحلیل عرفانی ابعاد قیام عاشورا با تکیه بر آموزه جمعیت عرفانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
واقعه عاشورا، که ظهور علم و اراده انسان کاملِ مطلق است، به تبعِ جمعیّت انسان کامل، جامع ابعادی بی شمار است. مصیبت و رنج، جهاد و حماسه، و عشق و عرفان را می توان از جمله این ابعاد دانست. هرچند از منظر وحدت، عشق و معرفتْ مقدم بر حماسه و مصیبت است و هریک از این دو شأنی از انسان کاملی می باشند  که جمع جمیع مراتب خلقی و حقی کرده است، اما از منظر سلوکی و سیر از کثرت، که مشخصه اصحاب و یاوران اباعبدالله الحسین(ع) است، راه ورود به جهاد و حماسه مشارکت در مصیبت اباعبدالله(ع) است، چه اینکه این جهاد و حماسه خود گذرگاه وصول به مرتبه وحدتی است که مشخصه آن عشق و معرفت به انسان کامل است. این حماسه حماسه ای سلوکی است متفاوت از حماسه امام(ع) که ظهور اجتماعی اطلاق و جمیعت اوست. همچنین، عاشورا هم تجلی گاه عشق امامی عارف است به خدای خود و هم محل ظهور عشق یارانی سالک است به امام خود.
۶.

بررسی مبانی و مؤلفه های سلامت معنوی با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
با اینکه بیش از چند دهه از آغاز سخن درباره سلامت معنوی می گذرد، هنوز فهم مشترکی از بُعد معنویِ سلامت شکل نگرفته است، چراکه  اندیشمندان حوزه های مختلف دین ، فلسفه و روان شناسی سعی دارند تا معنویت را با توجه به مبانی فرهنگی و شرایط اجتماعی خود تعریف کنند. بسیاری از متفکران در سنت فکری امانیسم اعتقاد دارند که معنویت عمدتاً در ابعاد مختلفی همچون هدف زندگی، تفوق و برتری، اتصال به دیگران، طبیعت یا الوهیت، و ارزش ها (مانند عشق و دلسوزی) شناخته می شود، امری که الزاماً ریشه دینی و قدسی  ندارد. هدف این نوشتار شناسایی مفهوم معنویت با توجه به مبانی و شاخص های آن  براساس آرا و نظریات علامه طباطبایی است، تلاشی که  می تواند مقدمه فهم مشترک معنویت باشد. یافته ها بیانگر آن است که معنویت در اندیشه علامه نوعی از حیات برتر و ملکوتی انسانی برخاسته از فطرت الهی است که در آن حیات، انسان کمالات خاص خودش را تنها در پرتو ایمان به  خدا و عمل صالح در ساحت ها ی بینشی، گرایشی و رفتاری بروز می دهد. البته، چنین تعریفی از معنویت مبتنی بر سازه های مفهومی خاصی از قبیل حیات شناسی انسانی، جهان شناسی معنوی، الهیات شناختی، انسان شناختی و نیز اسلام شناختی علامه طباطبایی استوار می باشد. تصریح و تأکید علامه در تفسیر معنویت اسلامی بر مبانی قرآنی می تواند مورد استفاده سیاست گذاران عرصه سلامت در جوامع اسلامی قرار گیرد.
۷.

تبیین نیازمندی عقل عملی به عقل نظری در اعتبار و استقلال در ادراک

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
مسئله منشأ اعتبار گزاره های اخلاقی و حقوقی، که از سنخ مدرکات عقل عملی اند، یکی از مباحث مهم در فلسفه اخلاق و حقوق است. تنها راه اعتباربخشی به این گزاره ها ارجاع آنها به بدیهیات عقل نظری است. اما آیا این امر امکان پذیر است؟ هیوم و کانت و برخی دیگر از اندیشمندان این ارجاع را غیرموجه دانسته اند. گروهی دیگر اصلِ نیازمندی مدرکات عقل عملی به ارجاع به عقل نظری را انکار کرده و مدرکات عقل عملی را به دو دسته بدیهی و غیربدیهی تقسیم نموده اند و اعتبار بدیهیات را به دلیل بداهت و اعتبار غیربدیهیات را به دلیل ارجاع آنها به بدیهیاتِ همین عقل دانسته اند. این مقاله، پس از پذیرش ضرورت ارجاع احکام عقل عملی به عقل نظری، یعنی ضرورتِ یافتن ریشه ای از «هست ها» برای اعتبار «بایدها» و پس از ارائه راه های ارجاعِ هست ها به بایدها، بر این نکته تأکید می کند که اگرچه عقل عملی در اعتبار خود به عقل نظری محتاج است، در ادراک احکامش مستقل عمل می کند، به این معنا که ما واقعاً دو گونه ادراک داریم که از دو سنخ اند، اما در اعتبار معرفتی، یکی به دیگری محتاج است، چنان که حواس ظاهری پنج حس مستقل در ادراک اند، اما همگی در اعتبارشان به عقل محتاج اند.
۸.

تناسخ از دیدگاه صدرالمتألهین و بازخوانی تعریف نفس صدرایی بر اساس آن

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۰
مسأله تناسخ از دیرباز مورد توجه حکما و فلاسفه بوده است. ملاصدرا، ضمن ارائه تعریفی عام از تناسخ، آن را ابطال نموده است و، با دقت نظر ویژه خود، بحث در مصادیق تناسخ محال را به عوالم دیگر نیز سرایت داده است. به عقیده ملاصدرا، اغلب کسانی که سعی در تبیین معاد جسمانی داشته اند به نوعی از تناسخ سربرآورده اند. اما تعریف نفس صدرایی و مبانی علم النفسی صدرالمتألهین درباره ارتباط نفس و بدن، عملاً، راه را بر امکان تناسخ می بندد. ضرورت پرداختن به بحث تناسخ وقتی پررنگ تر می شود که به اصول مسلّمی چون رجعت و زنده شدن اموات در این دنیا توجه شود و، در نگاه اول، این امور در دایره تناسخ جای می گیرد. تحقیق حاضر می کوشد تا با شیوه تحلیلی و عقلی، ضمن بررسی تناسخ محال از دیدگاه ملاصدرا، به بازخوانی تعریف نفس صدرایی به عنوان مبنای مباحث علم النفسی ملاصدرا بپردازد. بحث تناسخ در حکمت متعالیه نشان می دهد: تناسخ مصطلح صدرایی از تناسخ مصطلح مشهور (تناسخ مطلق) اعم مطلق است و ملاصدرا، با ابطال هرگونه تناسخ غیرملکوتی، در بحث تناسخ، چیزی بیشتر از استحاله تناسخ مشهور را نتیجه می گیرد، در حالی که استحاله عقلیِ تناسخ ملکی نتیجه قهری مبانی فلسفی صدرایی و لازمه تعریف نفس صدرایی و تبیین خاص ملاصدرا از رابطه نفس و بدن است، زیرا ذات و حقیقت نفس چیزی جز تعلق به بدن نیست و، لذا، به سادگی نمی تواند متعلقِ آن تغییر یابد و جابجا شود

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۲