پژوهشنامه بازرگانی

پژوهشنامه بازرگانی

پژوهشنامه بازرگانی سال بیست و دوم بهار 1397 شماره 86

مقالات

۱.

ارائه مدل سرمایه گذاری خطرپذیر استراتژیک برند برای شرکت های سرمایه گذار خطرپذیر فعال درحوزه تجارت الکترونیک (براساس تئوری مبتنی بر داده ها)

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
الزامات دنیای امروز، ضرورت هم سویی با دیگر کشورها و نیز کسب موفقیت در بازارهای داخلی و جهانی، شرکت ها را وادار می کند تا از توانمندهای موجود در استارت آپ ها به ویژه استارت آپ های فعال در حوزه ی تجارت الکترونیک بهره مند شوند. با این حال ایجاد مشارکت بین شرکت های سرمایه گذار خطرپذیر و استارت آپ ها، نیازمند به کارگیری راهکارهای مدیریتی قوی و صحیحی می باشد. تحقیقات و مدل های قبلی فرایند سرمایه گذاری VC وCVC، بیشتر فاکتورهای اصلی موثر بر فرآیند شکل گیری سرمایه گذاری خطرپذیر را توسعه داده اند و تاکنون کمتر در مطالعات به ارائه ی یک مدل جامع با همه ی جنبه های موثر بر آن و به شکل ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران توجه شده است. بنابراین این مقاله، با استفاده از روش تحقیق کیفی نظریه مبتنی بر داده ها و به واسطه ی مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران و کارشناسان شرکت های VC وCVC به منظور شناسایی فاکتورهای موثر بر فرآیند شکل گیری سرمایه گذاری خطرپذیر استراتژیک برند (SBV)، در داخل کشور انجام شده است. یافته های حاصل از مصاحبه ها از طریق 18 فاکتور در داخل شش مقوله مرتبط با پدیده ی اصلی شامل شرایط علی، مقوله ی محوری، شرایط زمینه ای، شرایط واسطه ای یا مداخله گر، کنش ها و تعاملات و پیامدها نشان داده شده-اند. نتایج این تحقیق، به تمامی ذی نفعان فعال موجود در اکوسیستم کمک می کند تا با همکاری یکدیگر زمینه های مناسب برای انجام اقدامات درست در شرکت های سرمایه گذار خطرپذیر فعال در حوزه تجارت الکترونیک را ایجاد کنند.
۲.

اثرات فسادمالی بر صادرات منطقه ای (مطالعه موردی: کشورهای عضو اکو)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
در سالهای اخیر بحث نقش و مکانیسم اثرگذاری فساد مالی در ممانعت از رشد تجاری بین کشورها و به تبع آن کاهش رشد اقتصادی آنها مورد مطالعه قرار گرفته است. بنا به اهمیت موضوع در مقاله حاضر سعی گردید به این سئوال پاسخ داده شود که «فساد مالی در بین کشورهای عضو اکو چه تاثیری بر حجم و جهت دهی صادرات دوجانبه آنها خواهد داشت». بدین منظور پس از مروری بر مطالعات نظری و تجربی، الگوی تجارت فرامرزی و منطقه ای بین کشوری در قالب مدل جاذبه تعمیم یافته مبتنی بر متغیرهای صادرات دوجانبه و فسادمالی معرفی و مدل جاذبه برای 10 کشور عضو سازمان همکاری های اقتصادی اکو طی دوره زمانی 2014- 2000 برآورد گردید. <br /> طبق نتایج برآورد مدل جاذبه، اندازه بازاری کشورهای عضو اکو بر حجم صادرات متقابل افزوده و بالعکس افزایش فاصله بین کشورهای عضو، اثر منفی بر ارزش تجارت دوجانبه کشورهای عضو داشته است. درضمن در راستای پاسخ به سئوال تحقیق نتایج نشان می دهد نقش و تاثیرگذاری فساد مالی بر تجارت منطقه ای بین کشورهای عضو اکو یکسان نیست و مبهم است، بطوریکه افزایش میزان فسادمالی کشورهای واردکننده عضو اکو به نفع توسعه صادرات کشورهای ترکیه، آذربایجان، تاجیکستان و افغانستان و به زیان کشورهای قزاقستان، ترکمنستان و قرقیزستان بوده است. همچنین افزایش فساد مالی در کشورهای واردکننده عضو اکو بر صادرات کشورهای ایران، پاکستان و ازبکستان تاثیر معنی دار نداشته و ضریب برآوردی در سطح معنی داری پایین است.
۳.

مطالعه تاثیر شخصیت مشهور حامی بر موفقیت مجتمع های تجاری به واسطه اعتبار برند

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۰
در این مطالعه به بررسی اثر اعتبار شخصیت مشهور حامی بر موفقیت مجتمع های تجاری با توجه به نقش میانجی اعتبار برند پرداخته می شود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و بر اساس روش گردآوری داده ها، پژوهشی توصیفی محسوب می گردد. برای سنجش روایی پرسشنامه از روش روایی تشخیصی (DV) با استفاده از شاخص میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و برای تعیین پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. پژوهشگران ضمن مرور مبانی نظری و با انتخاب اعضای نمونه آماری از بین مشتریان و مراجعین مجتمع تجاری الماس در شهر تهران، فرضیه های پژوهش را با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) و رگرسیون مورد سنجش قرار دادند. یافته های تحقیق نشان داد که اعتبار شخصیت مشهور حامی برند اثر مثبت معنی داری بر اعتبار برند و موفقیت مجتمع های تجاری دارد. همچنین اثر اعتبار برند بر موفقیت مجتمع های تجاری نیز به طور مثبتی معنی دار بود. در نهایت یافته های تحقیق نشان داد که اعتبار برند نقش میانجی گرانه مثبتی بر رابطه میان شخصیت مشهور حامی برند و موفقیت مجتمع های تجاری دارد.
۴.

ملاحظات اقتصادی و حقوقی در ساخت داخلی تجهیزات صنایع بالادستی نفت کشور با تأکید بر انتقال فناوری در قراردادهای جدید بالادستی نفتی و گازی ایران

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
بخش تأمین تجهیزات مورد استفاده در بالادستی صنعت نفت کشور، یکی از مهمترین بخش های این صنعت است که کماکان وابستگی قابل توجهی به خارج دارد. موارد متعددی برای تشریح اهمیت ساخت داخلی تجهیزات نفتی در ایران وجود دارد که تقویت امنیت ملی، انتقال و توسعه فناوری، رشد درون زای اقتصاد ملی و توسعه بازارهای صادراتی از آن جمله هستند. ضمن اینکه توسعه صنعت ساخت تجهیزات نفتی در بخش بالادستی با سیاست های کلی کشور همراستا می باشد. با بررسی سوابق تاریخی نیز ملاحظه می شود از بدو اعطای امتیازنامه ها و انعقاد قراردادهای نفتی با شرکت های خارجی، لزوم به کارگیری و توانمندسازی نیروی کار داخلی و تأمین حداکثری تجهیزات صنعت نفت توسط بخش های مرتبط در کشور، مورد توجه مقامات نفت و تأکید قانونگذار بوده است. در این مطالعه از ملاحظات اقتصادی و حقوقی ساخت داخل تجهیزات صنعت نفت به عنوان چارچوبی برای بررسی قرارداد جدید نفتی ایران موسوم به IPC استفاده شده است. ارزیابی این قراردادها در چارچوب مذکور نشان می دهد که انتقال فناوری در پرتو تأمین نیازهای فناورانه صنعت ساخت تجهیزات نفتی و توانمندسازی سازندگان داخلی تا سطح رعایت اصول اقتصادی بنگاه داری، در قالب قراردادهای جدید نفتی میسر نشده و با اشکالات غیرقابل اصلاحی از جمله انتظار نادرست تأمین نیازهای فناورانه این صنعت از شرکت های نفتی بین المللی و ناکارایی این الگوی قراردادی در ارتقای سطح فناوری تولیدکنندگان داخلی تجهیزات هدف مواجه است.
۵.

شناسایی و اولویت بندی راهکارهای بکارگیری لجستیک معکوس با استفاده از رویکرد ترکیبی AHP فازی و TOPSIS فازی (مطالعه موردی: شرکت فولاد مبارکه اصفهان)

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
لجستیک معکوس یکی از موضوعات چالش برانگیز در زنجیره تأمین است. اجرای صحیح لجستیک معکوس در سازمان ها موجب افزایش درآمد، کاهش هزینه های عملیاتی، کاهش هزینه محصولات معیوب و کاهش آلودگی زیست محیطی می گردد. جهت اجرای لجستیک معکوس در سازمان ها موانعی وجود داشته که این موانع چالش هایی را برای مدیران و سیاست گذاران صنایع ایجاد می کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی راهکارهای بکارگیری لجستیک معکوس برای غلبه بر موانع آن در شرکت فولاد مبارکه اصفهان است. جامعه آماری این پژوهش را 30 نفر از متخصصان لجستیک معکوس شرکت فولاد مبارکه تشکیل می دهند. جهت جمع آوری داده ها، ضمن استفاده از ادبیات این حوزه، مصاحبه هایی نیز با متخصصان شرکت فولاد مبارکه صورت پذیرفت و در نهایت 51 مانع (زیرمعیار) شناسایی شدند که به ده دسته؛ مدیریتی، استراتژیک، سازمانی، اقتصادی، قانونی، فنی، زیرساختی، مربوط به دانش، مربوط به سیاست و مربوط به بازار تقسیم شده و 30 راهکار برای بکارگیری لجستیک معکوس در این شرکت نیز شناسایی شد. همچنین از پرسشنامه جهت انجام مقایسات زوجی استفاده شده است. سپس چهارچوبی مبتنی بر AHP فازی جهت وزن دهی موانع به عنوان معیار و TOPSIS فازی جهت اولویت بندی راهکار ها استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که راهکار "تخصیص منابع مالی کافی" در رتبه اول و پس از آن راهکار های "تطبیق دادن سیاست ها با فرآیندها" و "درک بازیافت محصولات به عنوان کالاهای منقضی شده" به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. راهکار "تأکید بر قوانین زیست محیطی و مقررات و رویه ها" نیز در رتبه آخر قرار دارد.
۶.

واکاوی مؤلفه های مؤثر بر عملکرد برند در کارخانجات صنایع غذایی

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۹
در محیط به شدت رقابتی صنعت موادغذایی حفظ و توسعه سهم بازار نتیجه عملکرد برند است. شناسایی عوامل اثرگذار بر عملکرد برند موضوع مهمی در تصمیمات راهبردی بازاریابی تلقی میشود.این مطالعه با استفاده طرح پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی و از شاخه همبستگی انجام شدداده ها از طریق پرسشنامه 35 سوالی از 56 مدیران کارخانجات صنایع غذایی در شهر اصفهان جمع آوری شد. بر اساس ادبیات تحقیق مدلی برای نشان دادن تأثیر سرمایه های ناملموس بر قابلیت های مدیریت و تاثیر مشتری مداری و بازاریابی داخلی بر بازارگرایی و تاثیر قابلیت های میدیرت و بازارگرایی به عملکرد برند طراحی و با استفاده از نرم افزار پی ال اس(PLS) مورد آزمون قرار گرفت. براساس نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه ، مشخص شد که سرمایه انسانی وسرمایه اطلاعاتی اثر مثبتی بر قابلیت های مدیریت دارد و سرمایه ارتباطی و سرمایه سازمانی تاثیری بر قابلیت های مدیریت ندارد. مشتری مداری و بازاریابی داخلی تاثیر مثبت بر بازارگرایی دارد. در نهایت قابلیت های مدیریت برند و بازارگرایی تاثیر مثبتی بر عملکرد برند دارد.
۷.

ارائه مدل خرید اقلام امدادی تحت مناقصه معکوس چند شاخصه با بکارگیری رویکرد ترکیبی برنامه ریزی ریاضی چندهدفه

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۳
تأمین اقلام امدادی مورد نیاز در شرایط پس از بحران به دلیل عدم قطعیت تقاضا و شدت وقوع فاجعه، مسأله ای زمان-بر و پیچیده است. در این مقاله، با هدف تسهیل عملیات خرید و هماهنگی میان تأمین کنندگان و سازمان های امدادی، مدلی مبتنی بر مناقصه ارائه شده است. ساختار مناقصه پیشنهادی شامل دو فاز ساخت و ارزیابی است که بترتیب توسط تأمین کنندگان (فروشندگان) و سازمان امدادی (خریدار) مورد بررسی قرار گرفته است. در فاز ساخت مناقصه، یک مدل برنامه ریزی ریاضی غیرخطی فازی چند هدفه ارائه شده که ریسک اختلال در مراکز تأمین و توزیع و همچنین عدم قطعیت در پارامترها را در نظر می گیرد. مدل پیشنهادی با استفاده از روش محدودیت اپسیلون تقویت شده حل و بسته های پیشنهادی بهینه تأمین کنندگان شامل حجم، قیمت و زمان تحویل اقلام امدادی تعیین شده است. در فاز ارزیابی مناقصه، برای رتبه بندی تأمین کنندگان از روش پرومتی فازی استفاده شده است. در این مرحله از مناقصه، هر یک از تأمین کنندگان با توجه به بسته های پیشنهادی و سایر معیارهای کیفی، توسط خریدار ارزیابی شده و برنده مناقصه مشخص می شود. در نهایت، به جهت اعتبارسنجی مدل و کاربرد پذیری آن مثال عددی ارائه و از جنبه های مختلف تحلیل شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۹۲