پژوهش های علم و دین

پژوهش های علم و دین

پژوهش های علم و دین سال نهم بهار و تابستان 1397 شماره 1 (پیاپی 17)

مقالات

۱.

مؤلفه های حکمرانی شایسته در سیره حکومتی پیامبر اسلام(ص)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۶
تعیین مؤلفه های حکمرانی شایسته یکی از دغدغه های ذهنی بشر کنونی در حوزه های اجتماعی می باشد که لازم است با رویکردی اندیشه ای به این موضوع پرداخته شود. در این مقاله سعی شده است با جمع بندی از نظریه های مربوط به این حوزه و  با رجوع به اندیشه اسلامی و سیره حکومتی پیامبر اسلام(ص)، مؤلفه های اساسی حکمرانی شایسته در دوره 10ساله حکومت ایشان در مدینهالنبی استخراج گردد تا گامی مؤثر در موضوعات میان رشته ای جدید برداشته شود. استخراج سیره طبق اصول مطالعات سیره پژوهشی و روش تحلیل داده ها بر اساس مطابقت با چارچوب نظری یعنی حکمرانی مطلوب  انجام شده است. بر این اساس، ضمن بررسی الگوهای مختلف بازآفرینی دولت، خدمات عمومی جدید و مردم سالار در حوزه حکمرانی شایسته، الگوی دولت مردم سالار که شامل 6مؤلفه اصلی حکمرانی شایسته است، همخوان تر از الگوهای دیگر برای تحلیل سیره ایشان در موضوع مورد نظر تشخیص داده شد. با بهره ای که از آثار موجود در این زمینه برده شد، مؤلفه های حکمرانی شایسته بدین شرح مورد توجه واقع شد: قانون گرایی، فسادستیزی، شفافیت، رفق و مدارا، عدالت محوری، مشارکت طلبی، اثربخشی و پاسخگویی. 
۲.

رساله عملیه سیاسیه؛ چیستی و ضرورت

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۲
یک مسلمان (به طور خاص شیعه) برای زیست عملی خود مبتنی بر دین (فارغ از مباحث معرفتی و اعتقادی)، باید بر اساس «رساله عملیه» رفتار کند. این رسایل تعیین کننده وجوه 5 گانه افعال یک فرد مسلمان (واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام) است. امروزه ساحت زیست انسان فراتر از حوزه فردی بوده و عرصه زندگی اجتماعی و سیاسی بخش جداناپذیری از زندگی مسلمانان شده است؛ در این عرصه نیز یک مسلمان باید بر اساس دین عمل کند. از طرفی رساله های عملیه موجود عمدتاً به حوزه زندگی فردی پرداخته اند تا عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی. سؤالی که اینجا مطرح می شود آن است که آیا در عرصه زندگی اجتماعی و به طور خاص عرصه زندگی سیاسی نیز می توان از رساله هایی صحبت کرد که مانند رساله های عملیه در حوزه فردی عمل کنند؛ یعنی تعیین کننده وجوه 5 گانه رفتار مسلمانان در عرصه سیاسی باشند. تبیین ماهیت این رسایل مبتنی بر ویژگی هایشان و ضرورت وجود آن ها، محورهای اصلی مقاله حاضر است.
۳.

مبانی طراحی الگوی پژوهش توحیدی در علوم تجربی

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۳
یکی از مهم ترین مباحثی که امروزه در عرصه فلسفهدین و فلسفهعلم مطرح است، موضوع «نسبت علم و دین» و «علم دینی» است. حکیم متألّه آیت الله جوادی آملی (مدّظلّه) در خلال مباحث کتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی» به طرح کلیاتِ دیدگاه خویش در این رابطه پرداخته است که می توان آن را چالش برانگیزترین نظریه درباره علم دینی دانست. لذا اشکالات و پرسش های متفاوتی درباره آن نظریه مطرح شده است که از جمله مهمترینِ آنها، «عدم انسجام» و همچنین «عدم کارآمدی و ثمربخشی به خصوص در ساحت علوم تجربی» می باشد. لذا در این نوشتار تلاش شده است تا بر محور اندیشه های آن حکیم متألّه، به ترتیب در جستجوی پاسخ این دو پرسش باشیم که «جهت نیل به یک الگو برای اسلامی سازیِ علوم تجربی چه باید کرد؟» و سپس «چنین طرحی در صورت بسط یافتن و عملی شدن، چه ثمرات و کارکردهایی به دنبال خواهد داشت؟»  بنابراین مبتنی بر دیدگاه های ایشان، ابتدا ملزوماتِ دینی سازیِ علوم تجربی ذیل دو عنوان «اصول گزاره ای» و «اصول روش شناختی» تبیین گردیده، سپس ثمرات پیاده سازیِ این الگو ذیل پنج عنوان تبیین می گردد. در این بخش روشن می شود که در صورت تبدیل شدنِ این تئوری به یک الگوی عملیاتی، علم تجربی ثمراتِ چشم گیری خواهد داشت که «افزایش کارآمدیِ علوم تجربی و جهش تکنولوژی» یکی از آن ها خواهدبود.
۴.

اخلاق دینی در اندیشه استاد مطهری

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۳۷
دیدگاه اخلاقی آقای مطهری حاصل تفسیر خاصی است که ایشان از متون دینی مرتبط با اخلاق دارد و نظریه بزرگواری روح را می توان مفهوم محوری این دیدگاه دانست. بر اساس این تفسیر توصیه های اخلاقی در آیات و احادیث نه با محوریت وعده بهشت یا وعید دوزخ، بلکه بیش از هرچیز حول محور کرامت و عزت نفس شکل گرفته است.  ایشان میان بزرگی و بزرگواری روح تمایز قائل می شود و دستیابی به هر یک را در گرو داشتن همت بلند، تلاش بسیار و تحمل سختی ها می داند. روح هایی که در مسیرهای مختلف از قبیل علم خواهی، ثروت اندوزی و جاه طلبی، همت بلندی دارند و هرگز از کوشش باز نمی ایستند، روح های بزرگ اند و روح هایی که این همت بلند را در مسیر فضائل اخلاقی دارند و روح خود را چنان بزرگ می دارند که از ایشان، جز کار نیک صادر نمی شود و بدی ها را موجب دنائت و پستی می دانند، روح های بزرگوارند. از نظر ایشان همه فضائل اخلاقی مطرح در آیات واحادیث را می توان به بزرگواری روح تحویل کرد و همه رذائل مطرح شده را می توان به پستی و دنائت روح برگرداند. هدف دراین مقاله تأمل در فهم و تفسیر دینی آقای مطهری از اخلاق و تلاش در جهت ارائه تصویری نظام مند از آن است.
۵.

تأملی تاریخی بر سیر منطق سینوی در عصر صفوی

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۸
ابن سینا با نگاه نقادانه ای که نسبت به آراء منطقی ارسطو و فارابی داشت در سایه نبوغ خود نظام منطقی را بنا گذاشت که بسیار نوگرایانه بود، و به همین جهت نام وی طلایه دار اوج منطق دوره اسلامی به ویژه در شرق جهان اسلام شناخته می شود. او خلاقانه منطق ارسطویی را با مفاهیم اسلامی درآمیخت، و ابزار عقل و جدل را به خدمت دین درآورد، و کلام و فلسفه اسلامی را در برابر بدبینی و بی دینی استحکام بخشید، و به سرعت در مراکز علمی ایران، اساس آموزش، پژوهش و اندیشه قرار گرفت و با نشیب و فراز تا دوران جدید استمرار یافت. در چشم انداز تاریخی یکی از مقاطعی که از این منظر پراهمیت است و با میراث علمی نسبتاً چشم نوازی در قالب شرح، تفسیر، تحشیه و تعلیق همراه بوده دوران صفوی است. بی گمان این مهم با تحولات فکری و مذهبی در همان دوره پیوستگی های تنگاتنگی داشته، و در نگاهی فراتر موجبات استحکام فلسفه و کلام و اصول فقه شیعه امامی را فراهم آورد. جستار حاضر با نگاهی تاریخ پژوهانه و با پرهیز از مباحث ساختاری و محتوایی در آثار منطقیون به بررسی این نوع فعالیت ها در آن دوره می پردازد.
۶.

دیدگاه مکاتب فلسفه علم در باب «پیشرفت علم»؛ با نگاهی بر دیدگاه اسلام

تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
واژه «پیشرفت علم» اولین بار در قرن 19 توسط ویلیام وول (William Whewell) مطرح شده است. سؤال اصلی این مقاله این است که دیدگاه پوزیتیویستی، دیدگاه «تقرب به واقعیت» و دیدگاه توماس کوهن درباره «پیشرفت علم» چیست؟ و چه نقدهایی بر این دیدگاه ها وارد است؟ و از سوی دیگر اسلام چه نظری درباره پیشرفت علم دارد؟ پوزیتیویست های منطقی برای علم، خصلتی انباشتی قائل بودند سرانجام پیشرفت علم را به اتحاد علوم و تقلیل آن به فیزیک ختم کردند. پوپر اما منطق استقرایی پوزیتیوست ها را بر نمی تابد و طبق منطق قیاسی، روش حدس و ابطال را معرفی می کند. بدین صورت که فرضیات علمی مطرح و نقد می شوند؛ رشد و پیشرفت علم هم در مسیر نیل به واقعیت رخ می دهد. کوهن معتقد است که نظریات قبل و بعد از انقلاب علمی، نظریه های کاملاً متفاوتی اند که به طور بنیادی با نظریه متقدم خود تفاوت دارند. این تفاوت آنچنان زیاد است که نمی توان دو پارادایم را با یکدیگر قیاس کرد؛ بنابراین تکیه کردن بر پیشرفت بی مورد است. البته کوهن بعدها این رویکرد خود را اصلاح کرد. از منظر معرفت شناسانه، اسلام حقیقت گرا است و تن به نسبی گرایی یا واقع نمایی نمی دهد. در نگاه اسلامی حرکت مبتنی بر شناخت و تکاملی است؛ لذا با رویکردهای پوپری و کوهنی متفاوت است. اسلام از وجود حقیقت عدول نمی کند اما از سوی دیگر منابع معرفت قایل دسترس مانند حواس را نیز برای تحصیل حقیقت کافی نمی داند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۹