پژوهش های فلسفی

پژوهش های فلسفی

پژوهش های فلسفی تابستان 1397 شماره 23

مقالات

۱.

نقد و ارزیابی افلاطون گرایی جدید ریاضیاتی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
طبق تلقی براون از افلاطون گرایی، که در اینجا به آن «افلاطون گرایی جدید» می گوییم، ماهیت ریاضیات در قالب هفت مدعا قابل صورت بندی است: واقع گرایی، تجرّد، جزئیت، شهودمندی، پیشینی بودن، خطاپذیری، و توسعه پذیری. در این مقاله تلاش شده است تا این دیدگاه، بر اساس دو معیاری که خود براون لحاظ کرده است، یعنی مقبولیت اجتماعی و مقبولیت روش شناختی، نقد و ارزیابی شود. میزان مقبولیت اجتماعی یک نظریه را می توان از روی فراوانی اشخاص موافق با آن سنجید. اما مقبولیت روش شناختی یک نظریه به توانایی آن در حل بهینه مسائل مربوطه بستگی دارد. به زعم براون، افلاطون گرایی جدید از هر دو لحاظ بهترین نظریه فلسفی درباره ماهیت ریاضیات است. در این مقاله ضمن تقریر دقیق تر این دیدگاه، آشکار می شود که به لحاظ مقبولیت نهادی می توان با براون هم رأی بود. اما مقبولیت روش شناختی آن همچنان مناقشه آمیز است، زیرا دست کم دو مسئله دسترسی و مسئله یقین که گریبانگیر افلاطون گرایی اولیه بود در افلاطون گرایی جدید نیز همچنان حل نشده باقی مانده اند. تأکید این مقاله بخصوص بر مشکلات دیدگاه براون در مواجهه با مسئله دوم است.
۲.

مشخصه های امر پیشین نزد کانت

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
فهم محتوای نقد عقل محض منوط به فهم معنای امر پیشین است و کانت نیز به همین دلیل، بخش عمده ای از این کتاب را به تبیین شأن معرفتی، جست وجوی خاستگاه، تعیین محدوده اعتبار و تشریح مصادیق آن اختصاص داده است. با این همه، حتی باآنکه وی در هر دو ویرایش نقد، کم وبیش، مشخصه هایی (مانند ضروری، اکیداً کلی، محض، واضح، قطعی و مستقل از تجربه) را برای امر پیشین معرفی کرده است ولی، چون این مشخصه ها در سنت های پیشاکانتی و پساکانتی -در معنایی متفاوت با معنای مدنظر او- نیز به کار گرفته شده اند پس چندان بعید نیست اگر در فهم محتوای نقد دچار ابهام شویم. ما در بخش (1)، به برخی از این ابهام ها اشاره خواهیم کرد. سپس در بخش (2-1)، نشان خواهیم داد برای رهایی از ابهام های مزبور ناگزیریم مشخصه ضروری را به «برخاسته از طبیعت ذهن انسان»، اکیداً کلی را به «صرفاً قابلِ اطلاق بر پدیدارها»، محض را به «معطوف بودن به سهمِ خود ذهن در تشریک مساعی اش با خود اشیاء برای شکل گیری معرفت تجربی»، واضح را به «آنچه حیطه جست وجو برای یافتن اش، صرفاً محدود به درون خودمان است و نه بیرون از آن» و قطعی را نیز به «آنچه گستره اش هم به لحاظ خود مصادیق و هم به لحاظ تعداد مصادیق تغییرناپذیر است» بازتعریف کنیم. در بخش (2-2) نیز با واکاوی مشخصه مستقل از تجربه، نشان خواهیم داد این مشخصه، علاوه بر دلالت بر صرفِ ساختار، می تواند ناظر به نوعی معرفت در بن هر گونه تجربه ممکنی نیز باشد؛ افزون بر این، نسبتِ مشخصه مزبور را با سنت پیشاکانتی و پساکانتی نیز نمایان خواهیم ساخت.
۳.

تقسیم پساپدیدارشناسانه روابط انسان و تکنولوژی از نظر دون آیدی و ظرفیت های آن برای اخلاق کاربری تکنولوژی

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۱
اخلاق کاربری تکنولوژی، نیازمند دسته بندی مناسبی از تکنولوژی هاست تا بتوان برای هر دسته کلان تکنولوژی، اصولی اخلاقی را متناسب با ویژگی های مشترک هر دسته تدارک دید. دون آیدی در رویکرد پساپدیدارشناسی تجربی خود، روابط ما را با تکنولوژی به چهار دسته تجسد، هرمنوتیکی، غیریت و زمینه ای تقسیم می کند که بر همین اساس می توان تکنولوژی ها را نیز بر اساس کارکرد اصلی شان، به همین شکل تقسیم کرد. براین اساس تکنولوژی های متجسد، گسترش دهنده ادراکات ما هستند، تکنولوژی های هرمنوتیکی، به امری جز خود اشاره می کنند و همچون متنی پیش روی ما باز هستند، تکنولوژی های غیرگونه، همچون شخص انسانی در برابر ما ظاهر می شوند و تکنولوژی های زمینه، در حاشیه آگاهی ما به کار خود مشغول اند. در این مقاله، نشان داده می شود که این تقسیم بندی دون آیدی، به سبب ظرفیت هایی همچون توجه به رابطه انسان با جهان اطراف، دربرگیرندگی تکنولوژی های جدید و قدیم، و عینیت و بی طرفی، زیربنای مناسبی برای مباحث اخلاقی و به ویژه اخلاق کاربری در حوزه تکنولوژی است. با این همه، این تقسیم بندی ابهامات و کاستی هایی نیز دارد؛ از جمله عدم جامعیت و ایرادات صوری تقسیم. به نظر می رسد این کاستی ها را بتوان با اصلاحات و تغییراتی اندک در تقسیم بندی، برطرف ساخت.
۴.

ذوق تأله یا تعارضی در نظام وجودشناسی دوانی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
از آثار دوانی می توان دو نظریه در باره وحدت و کثرت استنباط کرد. یکی وحدت وجود و کثرت موجود و دیگری، وحدت وجود و وحدت موجود. این فیلسوف مکتب شیراز، در طرحواره فلسفی- عرفانی خویش، نظریه ذوق التاله را تبیین می کند و معنای موجود بودن ممکنات را انتساب آنها به حقیقت وجود می داند. بدین ترتیب است که انتساب، به عنوان اصطلاحی کلیدی در این باب مطرح می شود؛ اصطلاحی که در هر کدام از این الگوها چهره متفاوتی پیدا می کند. آیا مراد از انتساب، همان وجود رابط صدرائی یا تجلّی مطرح در نظام عرفانی است؟ آیا آنچه دوانی از انتساب اراده می کند امری غیر از اضافه اشراقی است؟ در این نگاشته خواهیم دانست که در الگوی نخست، انتساب، غیر از وجود رابط صدرایی و یا نظر عرفاء در باب تجلّی و همچنین، غیر از اضافه اشراقی است. این در حالی است که در دومین الگو، انتساب، دقیقاً همان تجلّی و ظهور عرفاست. در تبیین نظریه ذوق التاله دوانی، دیدگاههای مختلفی شکل می گیرد. نگارنده ضمن دسته بندی این نظرات با تفکیک میان دستگاه فلسفی و عرفانی جلال الدین دوانی، اولا تحلیلی از این اختلاف در عبارات ارائه می کند و ثانیاً با ریشه یابی این گوناگونی در تعابیر، مشکل اساسی را ضعف دستگاه فلسفی دوانی می داند و معتقد است نظام فلسفی او این قدرت و قابلیت را نداشته است که اندیشه عرفانی او را به طور کامل و بدون نقص، مبرهن سازد.
۵.

تقریری از آرای جی. ئی. مور درباره نقش "شهود" در تشکیل تصوّرات و تصدیقات اخلاقی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
یکی از پرسشهای اساسی درباره شهودگروی اخلاق شناختی مور این است که شهودچه نقشی در تشکیل تصوّرات و تصدیقات اخلاقی ایفا می کند. در این مقاله با بررسی پاسخ مور، به روشی تحلیلی، با تفکیک دو معنای «شهود» در نزد وی، یعنی شهود خاصّه «خوبی» - که آن را شهود ش. (1) نامیده ام - و شهود قضایای اخلاقی مشتمل بر محمول «خوب» که - آن را شهود ش. (2) نامیده ام - به نتایج زیر رسیده ام: 1) شهود ش. (1) از طریق مفهوم «خوبی» به عنوان علّت سایر مفاهیم اخلاقی، در تشکیل تصوّرات اخلاقی تأثیر می گذارد؛ 2) شهود مذکور از طریق مفهوم بسیط «خوبی» در تشکیل تصدیقات اخلاقی تأثیر می نهد؛ 3) شهود ش. (2) از طریق محمول بسیط «خوب» در تشکیل تصوّرات اخلاقی مرکّب تأثیر می گذارد؛ 4) شهود مذکور به موجب بداهت ذاتی و صدق ضروری قضایای اخلاقی مشتمل بر محمول «خوب» در تشکیل سایر قضایا یا تصدیقات اخلاقی تأثیر می نهد.
۶.

رابطه نفس و قوا از دیدگاه ملاصدرا و آقا علی زنوزی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
با توجه به اهمیت مسأله نفس در بین فلاسفه و حکما در طول تاریخ اندیشه بشر، این پژوهش درصدد است نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه ملاصدرا و آقا علی زنوزی را در باب نفس و قوا و نسبت بین آن ها، مورد بررسی قرار دهد. ملاصدرا براساس مبانی فکری خود که عمده آ ن ها اصالت و تشکیک وجود و حرکت جوهری است، قوا را مراتب وجودی نفس واحد به شمار آورده و از تشکیک مراتب سخن گفته است. آقا علی مدرس زنوزی یکی از چهره های شاخص حکمت صدرایی، به جای تشکیک در مراتب، از ترکیب در مراتب سخن رانده است. این پژوهش روشن ساخته است که اختلاف این دو دیدگاه، به نحوه نگاه این دو فیلسوف به یک واقعیت واحد وابسته و از اختلاف مبانی این دو فیلسوف نشأت نمی گیرد و این که صدرا با توجه بیشتر به بحث اصالت وجود از حرکت جوهری بحث تشکیک آن را مورد توجه قرار داده است، ولی آقا علی با تکیه بر مباحث هیولی و صورت، بیشتر به بحث ترکیب پرداخته است. نگارنده در حد توان کوشید تبیین روشنی از دیدگاه این دو حکیم ارائه دهد.
۷.

بررسی مسئله منطقی شر و استحکام انگاره نظام احسن ملاصدرا در برابر آن

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۹
مسئله شر بیش از آن که به وجه قرینه ای و با اتکا به برخی شرور گزاف و ظاهراً بی هدف یا انبوهی ناملایمات زندگی انسان، وجود خداوند و اوصاف کمالی او را به چالش کشد، در ساختاری منطقی، اعتقاد به خداوندی عالم، قادر و خیر محض را با وجود شرور در جهان هستی به طور منطقی ناسازگار می یابد. پیداست که اعتبار این استدلال منطقی در گرو صدق یا محتمل الصدق بودن گزاره الحاقی آن خواهد بود و این در حالی است که انگاره نظام احسن برآمده از علم عنایی خداوند از منظر فیلسوفانی چون ملاصدرا  با عطف نظر به وجوهی چون تضاد و تزاحم در جهان مادی، جزءنگری انسان این جهانی، نسبیت شرور، دخول بالعرض شر در قضای الهی و ... بر نادرستی این گزاره الحاقی پای می فشرد. مقاله پیش رو می کوشد تا با نگاهی دقیق به استدلال منطقی ملحدین و گزاره الحاقی مورد نظر آنان، دفاع ملاصدرا در برابر مسئله منطقی شر را مطرح و تاب و توان آن را بررسی کند.
۸.

بررسی امکان و توضیح وقوع بهره گیری از روش شناسی های پست مدرن در الهیات

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
این نوشتار در پی توضیح امکان بهره گیری از روش شناسی های پست مدرن در الهیات است. انجام این مهم ضمن سه گامِ توضیح زمینه های نظری حاکم بر دیدگاه های مخالف با امکان چنین بهره گیری هایی ، بررسی چندوچون وقوع آن با توجه به ادبیات «الهیات پست مدرن» و، نهایتاً، اقامه استدلال مبنی بر صحت معرفت شناختی امکان بهره گیری هایی از این دست تعقیب گردیده است. در واپسین گام، که بخش نهایی هسته نظری نوشتار را عرضه می دارد، تلاش شده است صحت و معنای بهره برداری روش شناسانه از پست مدرنیسم طی مطالعه ای الهیاتی توضیح داده شود؛ و این مهم، بر اساس منطق معرفت شناختی حاکم بر رویکردی از این دست، اثبات گردد. جهت انجام این مهم ایده هایی هم چون تقدم معرفت شناسی بر هستی شناسی در مطالعه ای پست مدرن از امر الهیاتی به بحث نهاده شده است و گشودگی معرفت شناختی نظریه های پست مدرن در مواجهه با الهیات موضوع تامل واقع گردیده است.
۹.

بازنمایی اندیشه مارتین هایدگر در سینمای آندری تارکوفسکی

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۲۲
وقتی از ارتباط سینما و فلسفه سخن می گوییم، درواقع، از چه سخن می گوییم؟ هنگامی که از نزدیکی و ارتباط آثار سینماییِ یک کارگردان با اندیشه یک فیلسوف بحث می کنیم، مرادمان چیست؟ گفت وگو درباره همسایگی و قرابت میان اندیشه های یک فیلسوف و آثار هنری یک سینماگر، نیازمند شناختی دقیق از اندیشه های آن فیلسوف و نیز فهم اندیشه بازنمایی شده در یک اثر یا دسته ای از آثار سینمایی است. آندری تارکوفسکی (1986 1932) فیلم ساز و نظریه پرداز سینمایی روس، در آثار سینمایی خود به مسائلی می پردازد که در متن اندیشه فیلسوفان اگزیستانسیالیسم، از جمله مارتین هایدگر (1976 1889)، فیلسوف آلمانی، از جایگاه ویژه ای برخوردارند. با در نظر داشتن ارتباط هنر و به طور خاص سینما با فلسفه و نیز مسائل کلیدی و ضروریات مهم درباره سینما و چگونگی تطبیق و تقریب اندیشه های یک فیلسوف با یک هنرمند، می توان وجوه اشتراکی میان اندیشه سینمایی شده تارکوفسکی و تفکر هایدگر، به خصوص در مسائلی، همچون "مرگ"، "زمان"، "امید و تیمارداشت" و نیز "در راه بودن" استنباط کرد. تارکوفسکی در فیلم هایی مانند "استاکر"، "ایثار"، "آینه" و "نوستالژیا"، چنین دغدغه هایی داشته و این نوشتار می کوشد تا از معبر تطبیق و تقریب، وجوه اشتراک اندیشه های این فیلم ساز با هایدگر را واکاوی نماید.
۱۰.

رابطه ادراک حسی با تجربه استتیکی و زیبایی در استتیک لایب نیتس

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
شرح لایب نیتس از ادراک حسی برای درک سنت استتیک عقل گرایانه آلمانی در قرن هجدهم بسیار حایز اهمیت است. تأملات او در این باب چارچوبی دکارتی دارد و برای دیدگاه های او درباره تجربه استتیکی بسیار کانونی است. او با توجه به ماهیت واضح ولی مغشوش ادراک حسی، مفهوم کمال و لذت را تبیین می کند و از همین معبر ره به تعریف زیبایی می برد. کمال عبارت است از نیرو یا توانایی متحدساختن ویژگی های کثیر در یک ویژگی؛ لذت، از نظر او، عبارت است از احساس کمال در اشیا؛ زیبایی هم نزد او همانا تعمق یا تأمل بر امری لذت بخش یا خوشایند، یا کمال شیء است. در این مقاله قصد داریم پس از بررسی اهمیت لایب نیتس در استتیک آلمان، ماهیت ادراک حسی نزد او، و سپس رابطه آن را با تجربه استتیکی، کمال، لذت و زیبایی در سپهر استتیک او بکاویم و در اخر هم نقد و نظری بر استتیک او داشته باشیم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵