پژوهش های هستی شناختی

پژوهش های هستی شناختی

پژوهش های هستی شناختی سال هفتم بهار و تابستان 1397 شماره 13

مقالات

۱.

تبیین نسبت وجودی هنر و زیبایی انسان با اسماءالله در هستی شناسی عرفانی ابن عربی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۵
در آفرینش هنری باطن هنرمند هویدا می شود و اثر همچون آینه نمایانگر صاحب اثر است، لذا مظهریّت زیبایی های درون با تحلّی به اسماءالله مؤدّی خلق اثری زیباست. پژوهش حاضر با تبیین نسبت وجودی هنر و زیبایی انسان و اسماءالله و هدف ارائه خط مشی جدید به هنرمند معاصر در فرایند خلق اثری زیبا و جاودانه برآمده از زیبایی های وجود خود که تجلّی اسمای حق است. این جُستار به شیوه توصیفی-تحلیلی سامان یافته است. نتایج پژوهش با تکیه بر هستی شناسی عرفانی ابن عربی ناظر بر این است که حق با هنر در ساحت هستی ظهور نموده است. عالم تجلّی اسماءالله یا حقایق وجودی، هنر خداست. حقایق وجودی نیز با زیبایی قرین اند. بنابراین هنر و زیبایی حق با تجلّی حقیقت در عالم بسط و ظهور یافته است.سرآمد هنر خدا انسان زیباست. هنر انسان مظهریّت اسماءالله است. هنرمند در مرتبه انسان زیبا با خلق اعمال صالح یا فضایل اسماءالله را در وجود خود آشکار و اثر هنری درونی می آفریند. در اثر عینی نیز با علم و اراده و نظر به مرتبه وجودی خود، تحت حاکمیّت اسمای جمال، باطن خود یا هویّت حق را در اثر تجسّم می بخشد.از این رو میان هنر انسان در مفهوم آفرینشگری و ظهور حقیقت و زیبایی او از وجه جامعیت و مظهریّت اسمای الهی با اسمای حق نسبت هستی شناسانه برقرار است.
۲.

بررسی نسبت میان حرکت اشتدادی جوهری و حرکت یکنواخت در فضا

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
یکی از مباحث مهم پیرامون حرکت در جوهر طبیعت، نظریه اشتدادی بودن این حرکت است که از سوی اندیشمندان، تفاسیر متعدد برای آن بیان شده است. لکن تطبیق حرکت اشتدادی جوهری با حرکت یکنواخت در دو مقوله أین و وضع -که در تعبیر رایج امروز می توان از آن به حرکت یکنواخت در فضا یاد کرد – مسأله و مورد مناقشه است. رویکردهای متفاوتی برای حل و فصل این مسأله تا کنون مطرح شده، اما هیچ کدام موفق به پاسخ نهایی و همه جانبه به مسأله نبوده است. مقاله حاضر مناقشه فوق را بدین نحو پاسخ می دهد که حرکت یکنواخت در أین و وضع از اساس حرکت نیست، بلکه در نسبت با دیگر موجودات معنی حرکت بر آن صادق خواهد بود. این پاسخ با طرح منظری جدید از معنی تغییر در أین و وضع، علاوه بر حل مسأله، راهی جدید را برای معنی تغییرات و اشتداد در این مقولات باز می نماید.
۳.

تبیین و تحلیل ماهیت از منظر قیصری و علامه طباطبایی

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
مسأله ماهیت از جمله مباحث بنیادین و با اهمیت در فلسفه و عرفان اسلامی است؛ اما امروزه به دلیل نگاه اصالت وجودی، توجه و شناخت ماهیت به حاشیه رفته و ماهیت شناسی تبدیل به حوزه ای فرعی گردیده است. همچنین استفاده از ظرفیت های موجود در فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی جهت بهره از توانایی های هر یک از این دو، در رشد و بالندگی روز افزون دیگری، امری غیرقابل تردید است؛ اهمیت مطلب فوق را به عنوان نمونه می توان در نظام حکمی ملاصدرا مشاهده نمود. مقاله حاضر به تبیین مسئله ماهیت در نظر قیصری؛ یکی از مهم ترین صاحب نظران و شارحانِ حوزه عرفان نظری، پرداخته و عنوان می کند که از منظر قیصری اعیان ثابته موجود در علم حق تعالی، همان ماهیات هستند. سپس به تبیین دقیق ماهیات از دیدگاه علامه طباطبایی؛ بنیان گذار نظام حکمی نوصدرایی، می پردازد و در نهایت به بررسی و تحلیل ماهیت از نظر قیصری و علامه طباطبایی پرداخته است. نگارندگان بر این باورند که ماهیات از نظر قیصری همان اعیان ثابته در علم حق تعالی هستند و علم انسان سایه ای از علم خداوند است، اما ماهیات در نظر علامه حد وجودات خاص خارجی در ذهن هستند که در نتیجه تفاعل ذهن و عین، و با وجودی اعتباری در علم انسان تحقق می یابند.
۴.

برهان «وجوب و امکان» سینوی؛ رهیده از تسلسل، گرفتار ماهیت

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۷
یکی از براهین قابل اعتماد نزد غالب فیلسوفان اسلامی برای اثبات خدای متعال، برهان «وجوب و امکان» است. ابن سینا در کتاب الاشارات و التنبیهات به نحوه خاصی این برهان را ارائه داده است، که به نظر خویش در این برهان، خلق، واسطه اثبات حق قرار نگرفته، بلکه با نظر به خود وجود، وجود خدا را اثبات کرده و این نوع از برهان را «صدیقین» نامگذاری کرده است. به نظر می رسد فلاسفه متأخر همین اصطلاح را پذیرفته اند و با معیار خود ابن سینا به نقد صدیقین بودن این برهان پرداخته اند. دو اشکال اساسی که در نقد قرار گیری عنوان «صدیقین» بر این برهان طرح شده است یکی ابتنای این برهان به ابطال دور و تسلسل و دیگری ابتنائش به مفهوم موجود و حیثیت ماهیت است. در این مقاله با بررسی این دو اشکال معلوم می شود که این برهان مبتنی به ابطال دور و تسلسل نیست ولی آن چنان که شیخ الرئیس ادعا می کند بر وجوب وجود از خود وجود استفاده نشده است و مفهوم موجود و حیثبت ماهیت در این استدلال نقش بازی می کند. در نتیجه اگر چه این برهان را در دستگاه فلسفی صدرا نمی توان «صدیقین» نامید ولی در دستگاه فلسفی مشا، بی واسطه ترین برهان بر اثبات وجود خداست.
۵.

نگرش تحلیلی به مکان در اندیشه ابن سینا

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۸
مکان در نظام فلسفی ابن سینا، از دو جنبه فیزیکی و متافیزیکی برخورداراست. در پژوهش پیش رو مباحثی همچون هستی مکان، به همراه مسأله اثبات یا نفی وجود آن، دیدگاه ها و نظریات موجود درباره مکان، ادله اصحاب اثبات و انکار آن، تحقیق در ماهیت مکان، بررسی نظریات مختلف و دیدگاه کسانی را که مکان را سطح یا صورت و یا مکان و یا بعد دانسته اند، مورد نقد قرار داده است، شیخ هم در فیزیک وهم در متافیزیک به بحث پیرامون مسئله مکان پرداخته است، عبارات وی در فیزیک از گستره وسیعی برخوردار بوده، اما این نوشتار با اتکا به روش تحلیلی تلاش دارد تا ابعاد متافیزیکی بحث را بیشتر مورد کاوش قرار داده و مشکلات این بحث را در حوزه فیزیک نشان دهد. علی رغم تلاش ابن سینا در اثبات وجود و تحلیل ماهیت مکان، به نظر می رسد تلاش او برای اثبات وجود مکان موفق نبوده، به همین دلیل از مقوله بودن أین نمی توان دفاع نمود.
۶.

تقریر تقویمی ابن سینا از مسأله خدا و امکان شناسایی او

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۴
رهیافت به مسئله خدا برای همه کسانی که بخشی از همّ فلسفی خویش را معطوف به آن ساخته اند مسئله ای جدی است و اهمیت آن از آن جهت است که اگر این رهیافت مبنای دقیق و عمیقی نداشته باشد تلاش فیلسوف و اندیشمند را دچار چالش های جدی می سازد. ابن سینا در مسئله خدا با مشربی کاملاً برگفته از عقل به اثبات وجود برای او می پردازد و با ادله محکم و متقن، که بعضاً به نام او ثبت و ضبط شده اند رویکرد استفاده تقویمی را در مسئله خدا اتخاذ می کند و این در حالی است که او در جایی  به عدم وقوف و رهیافت به حقیقت ذات خداوند تصریح کرده است.بعضی را گمان بر این است که در  اندیشه ابن سینا در این خصوص تعارضی وجود دارد  نویسنده در این مقاله سعی نموده با استقرای آثاری که شیخ الرئیس در آنها به مسأله خدا پرداخته است ضمن توضیح دیدگاه وی نشان دهد که این تعارض ظاهری بوده و دلائلی وجود دارد که نشان می دهد شیخ به لایه های شناختی متفاوت برای افراد قائل بوده و شناخت از طریق لوازم را برای همگان ممکن می دانسته است و وجودی که به ادله عقلی محکم برای خدا ثابت می شود لازمی از لوازم خداست نه حقیقت خدا که آن همچنان امکان رهیافتش نیست.
۷.

تأملی در براهین وحدت وجود براساس تعلیقات امام خمینی بر مصباح الانس

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۲۴
مفتاح الغیب، نخستین اثری است که رسماً در علم عرفان نظری توسط صدرالدین قونوینگاشته شد و مصباح الانس اثر شمس الدین فنارینیز چونان شرحی تفصیلی در این زمره است که در استدلالی کردن مباحث عرفانی سهم بسزایی دارد. عارفانی چون امام خمینی از جمله محققانی اند که تعلیقات آن ها در تبیین و ایضاح مقاصد مصباح الانس، بسیار مفید بوده است. اما این جستار، منظومه ای از براهین وحدت شخصی وجود را، براساس تعلیقات امام خمینی بر مصباح الانس، استخراج می کند و سپس به ارزیابی این استدلالات، براساس ایضاحات، تبیینات و انتقادات امام می نشیند. مهم ترین نقدهای امام بر براهین وحدت وجود و شبهاتی که علیه آن مطرح شده است، حول دو محور خلط مفهوم به مصداق و یا حمل ذاتی اوّلی به حمل شایع صناعی و خلط وجود مطلق با مطلق وجود است. از نظر امام، این نوع شبهات که ناشی از خلط مفهوم با مصداق هستند، میان وجود مطلق مفهومی و عینی تفاوتی قائل نیستند، در صورتی که اطلاق مورد نظر در باب حق تعالی، مشتمل بر وجود عینی است. امام معتقد است که این براهین، بر واجب الوجود اقامه نمی شوند، بلکه بر طبیعت وجود اقامه می شوند و مدعی اند اگر مطلق وجود برداشته شود، واجب الوجود هم برداشته می شود. در صورتی که مطلق یا طبیعت وجود، اعمّ از وجود واجب و ممکن یا مطلق و مقیّد است.
۸.

نفس الامر نزد ارسطو

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۴
مسأله اصلی این جستار آن است که: «نفس الامر» و مطابَق صدق نزد ارسطو به چه معنا است؟ در پاسخ به این مسأله نخست قوی ترین نسخه «نفس الامر» اندیشمندان برجسته مسلمان، یعنی «نفس الامر» به معنای خود واقع و ظرف ثبوت اشیای مربوطه، را در ارسطو ریشه یابی می کنیم. سپس در بررسی «نفس الامر» ارسطو به روش عقلی و به گونه ای نظام مند آثار او را تحلیل می کنیم و به استخراج دیدگاه او و نقد آن می پردازیم. هم چنین، از آن جا که یکی از مشکل های بسیار اساسی در تفسیر «نفس الامر» بحث امور عدمی است، در بررسی دیدگاه ارسطو بدان توجه ویژه ای خواهیم کرد. مثلاً پاسخ او به معمای عدم را به وسیله قاعده فرعیه به چالش خواهیم کشید و به تعارض آمیزی مفاد قاعده سالبه به انتفای موضوع در آثار او اشاره خواهیم کرد. در ادامه به معنای عام «نفس الامر»، که می تواند صدق ساز امور عدمی را نیز تبیین کند، خواهیم پرداخت: «نفس الامر»، یا یک معنای عام وجود نزد ارسطو، یعنی متعلق های صدق – چه متعلق هل بسیط و چه متعلق هل مرکب – که گاه ایجابی اند و گاه سلبی. پس از تقویت همین معنای نفس الامر و اشاره به مشکل صدق ساز سلبی، در پایان خواهیم دید که دیدگاه ارسطو، با وجود مزایای خاص خود، در مورد «نفس الامر» برخی امور عدمی و «نفس الامر» امور ماهوی با دشواری هایی روبه رو است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۵