پژوهش های عقلی نوین

پژوهش های عقلی نوین

پژوهش های عقلی نوین سال اول پاییز و زمستان 1395 شماره 2

مقالات

۱.

کلام افعال یا الهیات اخلاقی در دیدگاه فارابی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
این مقاله با الهام از تعریف فارابی از دو دانش فقه و کلام که وی آن ها را صناعت می نامد، به خلاء علم کلامِ افعال یا به تعبیر امروزی الهیات اخلاقی در جهان اسلام اشاره می کند. اگر چه فقه به دقت در باره احکام افعال صحبت کرده است اما در صدد دفاع عقلانی و توجیه آن ها برنیامده است. براساس تعریف فارابی از صناعت کلام، در واقع هدف کلام  نصرت آموزه های نظری و عملی اسلام است و باید علاوه بر توجیه و دفاع از اعتقادات دینی برای دفاع از آموزه های عملی (اخلاقی) و  مفهوم  و معقول کردن آن ها نیز اهتمام داشته باشد.  البته  دشواری توجیه افعال شرعی و یا نگرانی از وقوع خطا و تأویل نادرست احکام عملی شرع  بر اساس هوی و هوس که دغدغه هایی قابل درک هستند،  در عمل از رشد و تطور الهیات اخلاقی اسلامی جلوگیری کرده است. به طور کلی برای دفاع از آموزه های دینی چه در مباحث اعتقادی و چه در مورد افعال شرعی راه هایی زیاد وجود دارد که فارابی به آن ها اشاره می کند که از جملهآن ها نوعی ایمان گرایی درباره فقرات شریعت و التزام به بی نیازی از تبیین عقلانی آن ها است. اما خطاب این مقاله با  کسانی است که از لزوم توجیه عقلانی شریعت و یا حداقل از سودمندی آن سخن می گویند و تلاشی در خور در باب توجیه آراء و عقاید دارند ولیکن به هر دلیلی از کاربرد این روش درباره افعال شرعی و مسائل اخلاقی (عملی) سرباز می زنند.
۲.

اعتبار عقل از راه عقل در دستگاه مبناگرایان؛ تبیین و ارزیابی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۸
مبناگروی با این معضل روبرو است که چگونه می توان معرفت و معرفت های عقلی را از راه منبع عقل ارزیابی کرد؟ بر اساس این اشکال، اعتبار عقل، خود از راه عقل اثبات می شود که این دوری آشکار است. در این نوشتار پس از تبیین و تقریر نقد پیش گفته، به بررسی و ارزیابی آن می پردازیم و با تأمل در تقریرهای اشکال به این نتیجه رهنمون می شویم که این اشکال، متوجه خود پایه ها و مبادی و نه ابتنای گزاره های نظری بر مبادی بدیهی هستند. پیامد این کاوش ژرف و دشوار این است این گونه اشکالات شکاکانه را به دو گونه می توان پاسخ گفت: پاسخ هایی ویژه و پاسخ هایی عام. افزون بر ارائه پاسخ هایی ویژه با تمرکز بر معیار صدق و راه حل های اندیشمندان مسلمان در این مسأله، می توان پاسخ های نقضی وحلی عام بسیاری ارائه کرد که دسته ای از آن پاسخ ها بر استدلال ناپذیری و نیز شهودی بودن مبناگروی برگزیده استوار است.
۳.

تفکر معنوی و سوبژکتیویسم متافیزیکی

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
نیچه تاریخ متافیزیک غرب را به منزله «تاریخ بسط نیهیلیسم» می پنداشت و معتقد بود متافیزیک غربی در بسط تاریخی خودش به «نیهیلیسم» و «بی معنایی» منتهی شده است. هایدگر نیز با پذیرش این تفسیر، تاریخ متافیزیک غرب را « تاریخ بسط سوبژکتیویسم» می دانست. سوبژکتیویسمی که به تعبیر هایدگر به «غفلت از وجود» منتهی شده است. در تفکر هایدگر، «سوبژکتیویسم» و «غفلت از وجود»، دو مفهومی هستند که می توانند مساوق تلقی شوند. این مقاله در صدد است تا بر اساس تفسیر نیچه از تاریخ متافیزیک به منزله تاریخ بسط نیهیلیسم و تفسیر هایدگر از تاریخ متافیزیک به منزله تاریخ بسط سوبژکتیویسم نشان دهد که امکان یا عدم امکان تفکر معنوی درباره جهان -که وجود، مرکز بنیادین و معنابخش آن است- مبتنی بر امکان یا عدم امکان گسست از سوبژکتیویسم متافیزیکی است.
۴.

مسأله شر و معنای زندگی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
مسأله شر از مهم ترین دغدغه های فکری و عملی انسان است که کلیت حیات مادی و معنوی او را تحت تأثیر قرار داده و می تواند در معنا یا بی معنایی آن نقشی بنیادین داشته باشد. جنبه مابعدالطبیعی شرور که از علت وجودی یا عدمی بودن آن ها سؤال می کند و نیز دو نوع طبیعی و اخلاقی شرور که کارکرد آن ها را در جهان طبیعت و در ارتباط با زندگی انسان عاقل و مختار نشان می دهند، به اهمیت و پیچیدگی مسأله شرور می افزایند. در این زمینه پاسخ هایی متعدد ارائه شده اند که تلاش دارند با تأکید بر ویژگی هایی چون: عدمی یا وجودی بودن شرور، ضرورت شرور برای تحقق خیرات بیشتر، ملازمت شرور با اختیار انسان و ذاتی بودن آن ها نسبت به جهان طبیعت و نسبی بودن شرور، فلسفه شرور را تبیین نمایند. در این تحقیق تلاش می شود با نظر به سه مؤلفه مهم معنای زندگی؛ یعنی: هدف، ارزش و کارکرد زندگی و نیز جایگاه و نقش انسان در آن و با استفاده از آموزه های اسلامی نشان داده شود که اگر در حل مسأله شرور، جامع نگری مابعدالطبیعی و استفاده از آموزه های الهی، مورد نظر قرار گیرد، می توان به فهم نسبتاً معقول ازآن ها دست یافت که نه تنها نافی معنای زندگی انسان نیست، بلکه برای آن، معنایی با محتوای بنیادین فراهم می سازد؛ یعنی هدف الهی زندگی و ارزش و کارکردهای آن و نقش شایسته انسان در آن بازتعریف می گردد.
۵.

تأثیر نوآوری های حکمت متعالیه در نفس شناسی بر برداشت های قرآنی و روایی ( مطالعه موردی : اخبار مربوط به خلقت نفوس)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۷
موضوع این مقاله تطبیق آرای جناب صدرالمتألهین شیرازی بر آیات و روایات و بررسی و تبیین نظریات تفسیری وی در خصوص اخبار مربوط به خلقت نفوس است. اخبار مربوط به این حوزه دو دسته است؛ ظاهر برخی با نظریه حدوث جسمانی نفس جناب صدرالمتألهین سازگار و ظاهر برخی ناسازگار است. نحوه رویارویی با اخبار ناسازگار سه گونه بوده است؛ برخی با اکتفا به دلیل عقلی مبنی بر امتناع خلقت نفوس قبل از ابدان به این اخبار توجه نکردند؛ عده ای به ظواهر اخبار اکتفا نمودند و معتقد شدند که نفوس بما هو نفوس قبل از ابدان وجود داشته اند، کسانی نیز سعی کردند میان عقل و نقل جمع کنند. جناب صدرالمتألهین ملاصدرا با کسانی که به ظاهر اخبار اکتفا کردند و قائل شدند نفوس بما هو نفوس قبل از ابدان وجود داشته اند، مخالف است. هم چنین وی اگرچه معتقد است مبادی اعتقادی با ظنون حاصل از اخبار تحصیل نمی شود، لکن با گروه اول نیز موافق نیست و به دلیل احترامی که برای اخبار قائل است، ادله عقلی خود را هم چون مخصص و قرینه لبی می داند که توجیه کننده و تبیین کننده معنا و مراد دقیق این اخبار هستند.
۶.

برداشتی نوین از تناسخ افلاطونی و رویکرد ملاصدرا نسبت به آن

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
افلاطون براساس اعتقاد به قدم نفس و هبوط آن به عالم طبیعت و نیز باور به جاودانگی نفس، دیدگاهی خاص درباره سرنوشت نفوس پس از مرگ دارد. باور به تناسخ ملکی، دیدگاه رایج منتسب به وی است، که ادله ای فراوان بر ابطال آن اقامه گردیده است. هرچند ملاصدرا یکی از متقن ترین ادله را با ابتنا بر نحوه پیدایش جسمانی نفس و تکامل جوهری آن و پیدایش بدن مثالی در بطن و کتم نفس ارائه می دهد، که نه تنها این نحو تناسخ را ابطال می کند، بلکه آن را غیرقابل تصور می سازد؛ اما وی تناسخ مورد نظر افلاطون را از نوع تناسخ ملکوتی می داند. با تدقیق در آثار افلاطون نیز می توان برخی از عبارات وی را مؤید قول به تناسخ ملکوتی یافت. در این مقاله احتمالات تناسخِ مورد نظر افلاطون به وجهی مبسوط مورد تدقیق قرار می گیرد و بر مبنای دیدگاه نوآورانه ملاصدرا در ابطال تناسخ، تناسخ افلاطونی، واکاوی می گردد.