زبان و زبانشناسی

زبان و زبانشناسی

زبان و زبان شناسی دوره ششم بهار و تابستان 1389 شماره 11 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

ساخت وزنی در شعر عروضی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: عروض تقطیع ساخت وزنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۰ تعداد دانلود : ۳۵۹
خواجه نصیر طوسی در معیارالاشعار می پرسد: چرا باید هر وزن را به همان شکل که معین شده است تقطیع کرد، و چرا زنجیره هجاهای هر وزن را به یکی دیگر از اشکالِ محتملِ آن تقطیع نکنیم؟ (خواجه نصیرطوسی، 1369: 36). در این مقاله، در پاسخ به سؤال خواجه نصیر، کوشیده ایم تا ازطریق تحلیلِ ساختِ وزنی، در زبانِ شمرده و ادبیِ فارسی، به شیوه ای یگانه، یک دست و درعین حال مدلل، برای تقطیعِ 30 وزنِ پرکاربرد و رایج در اشعار عروضی یا کمّیِ فارسی دست یابیم. بحث کرده ایم که هر مصراع متشکل از دونوع واحد وزنی است: یکی واحدهای کوچک تر یا پایه ها، که لزوماً به هجایی دو مورایی ختم می شوند و تقریباً مطابق اتانین در ایقاع هستند، و دیگری واحدهای بزرگ تر یا ارکان که از ترکیب پایه ها شکل می گیرند و همان افاعیلِ عروضی را پدید می آورند. سپس نشان داده ایم که اگر هر مصراع را براساس سه شرطِ زیر به ارکانش تقطیع کنیم، به تقطیعِ واقعی و یگانه آن مصراع دست می یابیم: اول این که هر رُکن، که خود از ترکیب پایه ها به وجودآمده است، باید به هجایی سنگین یا دو مورایی ختم شود، دوم این که ارکان باید یا به صورت مکرر یا به صورت متناوب تکرار شوند، و سوم این که تعداد هجاها و نیز مجموع موراهای ارکانِ سالم باید در هر مصراع از اوزانِ متناوب، مساوی باشند. این دو ویژگیِ اخیر بسیار شبیه ویژگی میزان ها در موسیقی است، و مجموع همین عوامل است که زنجیره کلام را در اشعار فارسیِ کلاسیک ازیک سو موزون و ازسوی دیگر کمّی یا عروضی می سازد. درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که تقطیع سنتی 17 وزن از 30 وزنِ پرکاربردِ فارسی، که همگی یا مکرر یا متناوب هستند، کاملاً صحیح است، اماتقطیعِ سنتیِ 13 وزنِ به اصطلاح مختلطِ دیگر، مثلاً «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن» یا «مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن»، صحیح نیستند، و این اوزان را باید به گونه ای دیگر تقطیع کرد.
۲.

تجزیه و تحلیلِ صوت شناختیِ سایشی شدگیِ انسایشی های /ʤ/ و /ʧ/: فرضیة جوازدهیِ سرنخی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سایشی شدگی انسایشی صوت شناختی جوازدهی سرنخی جوازدهی نوایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۴ تعداد دانلود : ۳۸۱
تجزیه و تحلیلِ صوت شناختیِ فرایندِ سایشی شدگیِ[1] همخوان های انسایشی در گفتارِ پیوستة[2] فارسی نشان می دهد که سایشی شدگیِ انسایشی های فارسی مبتنی بر جوازدهیِ سرنخی[3] (استریادی[4]، 1997 و 2001؛ فلمینگ[5] 2002) و نه جوازدهیِ نواییِ[6] گفتار (نسپر[7] [P1] و فوگل[P2] [M3] [8]، 1986) است. فارسی زبانان مهم ترین هم بستة ادراکی[9] همخوان های انسایشی، یعنی دیرشِ سکوت[10]، را در توالی انسایشی- انسدادی به دلیلِ هزینه و کوششِ بالای تولیدی، بر روی موجِ صوتیِ گفتار پیاده نمی کنند. پنج گویشور مرد، بین سنین 20 تا 30 سال، همخوان های انسایشی /ʧ/ و /ʤ/ را قبل از انسدادی های لبی /p, b/، دندانی /t, d/ و کامی /k, g/ سه بار تکرار کردند و درنتیجه 720 نمونة آوایی به دست آمد. سبکِ گفتار، فارسیِ غیررسمیِ محاوره ای است که در شهر تهران به آن صحبت می شود. تجزیه و تحلیلِ آکوستیکیِ داده ها نشان می دهد که در نمونه های انسایشیِ فاقدِ بست، خنثی شدگیِ مقوله ایِ[11] انسایشی به سایشی روی داده است و در نمونه هایی که بستِ انسایشی به طورِ ناقص تولید شده است، کاهشِ مدرجِ[12] سرنخ های صوت شناختی[13]، منجربه سایشی شدگیِ آوایی شده است، در این نمونه ها، تمایز واجیِ مقوله های انسایشی- سایشی حفظ شده است.
۳.

بررسی آکوستیکی ارتقای واکه /ɑ/ به واکه [u] در بافت n- در زبان فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: خیشومی شدگی فارسی گفتاری برجستگی ارتقای واکه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۴ تعداد دانلود : ۲۸۱
تحقیق حاضر، پژوهشی در فرایند ارتقای واکه پسینِ افتاده /ɑ/ به واکه پسینِ افراشته [u] دربافت همخوان خیشومی -nدر زبان فارسی معاصر است، در چارچوب واج شناسی آزمایشگاهی. در زبان فارسی در رخ داد این فرایند در بافت مذکور، دوگانگی مشاهده می شود. به بیان دیگر این فرایند گاهی رخ می دهد (برای مثال تبدیلِ واژه گران به گرون)، و گاهی نیز ارتقا رخ نمی دهد (مانند واژه گران پایه). از این رو نوشتار حاضر می کوشد تا ضمن بررسی این امر که چرا این فرایند فقط در برخی از واژه ها رخ می دهد، تبیینی آوایی برای این پدیده ارائه دهد. پس با ارائه ی الگوی واجی مربوطه، نشان می دهد که فرایند ارتقا در زبان فارسی، فرایندی سبک- وابسته است و بیشتر در سبک محاوره ای رخ می دهد. آن گاه با تحلیلِ واژه های گران، گرانی، جانور و زبان نفهم و متناطرِ محاوره ای آن ها یعنی گرون، گرونی، جونور و زبون نفهم، به صورت خارج از بافت و واکه های دهانی، شامل واکه پسینِ افراشته /u/ و واکه پسینِ افتاده /ɑ/ و همخوان خیشومی [n]، تولید شده به طور منفرد، و واکه های خیشومیِ متناظرِ آن ها، شامل واکه [ũ] و واکه [ɑ̃] تولیدشده در بافت n- (از سوی پنج گویشور مذکر با گونه ی فارسی معیار) تبیینی آوایی برای این فرایند ارائه شده است. در این راستا با استفاده از پارامترهای سازه اول، دوم و تفاضل سازه های اول و دوم به بررسی ساختار سازه ای واکه های دهانی [ɑ]، [u] و متناظرهای خیشومی آن ها در ابعاد ارتفاع و محل تولید پرداخته شده است و با استفاده از نتایج حاصل از تحلیل های آماری، نشان داده شده است که بر اثر خیشومی شدگی، واکه خیشومیِ افتاده پسین نسبت به متناظر دهانیِ خود، به لحاظ ارتفاع، تفاوتی ندارد اما واکه خیشومیِ افراشته پسین نسبت به متناظر دهانی خود افتاده تر می شود، و واکه خیشومیِ افتاده پسین نسبت به متناظر دهانی خود، پیشین تر است. آن گاه با استفاده از پارامتر آکوستیکیِ برجستگی به بررسی شباهت آواهای متوالیِ موجود در توالی های [ɑ̃n] و [ũn] پرداخته و نشان داده شده است که بین اجزای توالی دوم، نسبت به توالی اول، به لحاظ تغییراتِ آکوستیکی، تفاوت بیشتری وجود دارد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که دلیل ارتقای واکه /a/ به واکه [u] در بافت –n این است که برجستگیِ توالیِ [ũn] بیشتر از توالی[ɑ̃n] است، بنابراین پارامتر آکوستیکیِ برجستگی، فرضیه وضوح شنیداریِ بیشتر را تأیید می کند
۴.

الگوهای هماهنگی واکه ای و هم تولیدیِ واکه به واکه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زبان فارسی هماهنگی واکه ای هم تولیدی واکه به واکه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۲ تعداد دانلود : ۶۴۶
در هماهنگی واکه ای، واکه( ها) مشخصه(های) واکة مجاور را می پذیرند و به آن شبیه می شوند. در این مقاله، نشان داده ایم که این فرایند در فارسی، درون تکواژی و بین تکواژی است و برخی همخوان ها مانع از هماهنگی و برخی دیگر تسهیل کنندة آنند. در هماهنگیِ درون تکواژی، [i,u,ɑ] آغازگر و [e, o, a] هدفند. در هماهنگیِ بین تکواژی، هر شش واکه آغازگرند، ولی تنها [e] و [a] هدفِ تغییرند. در ادامه، به پدیدة آواییِ هم تولیدیِ واکه به واکه پرداخته ایم که طی آن واکه ها بر یک دیگر تأثیر می گذارند، اما این تأثیرات را شنوندگانِ زبان نمی شنوند و تنها با بررسی های آکوستیکی قابل تشخیص اند. هم تولیدیِ واکه به واکه در گفتارِ آزمایشگاهیِ دو مردِ فارسی زبان، در توالی های بی معنای [CiV1.CiV2]، که در آن ها C شامل شش همخوانِ انسدادیِ دهانی و V شامل شش واکة سادة فارسی بود، بر اساسِ تأثیرِ هر واکه بر سازة دومِ واکة دیگر در این توالی ها، اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در فارسی، [i] کمترین و [e] و [a] بیشترین میزانِ تأثیرپذیری را دارند و واک داری/ بی واکی و جایگاهِ تولیدِ همخوانِ بین واکه ای، در میزانِ هم تولیدیِ واکه به واکه مؤثرند. این ملاحظات ارتباط تنگاتنگی را بین الگوهای واجی و آوایی در زبان فارسی نشان می دهد.
۵.

به کارگیریِ اطلاعاتِ زبانی در یک سیستمِ بازشناسیِ گفتار پیوستة فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مدل سازی زبانی بازشناسی گفتار پیوسته مدل سازی آوایی مدل زبانی آماری مدل زبانی دستوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۳۴۲
در این مقاله یک سامانه بازشناسی گفتار پیوسته برای زبان فارسی معرفی می شود و نقش مدل آوایی و مدل زبانی در آن مورد بررسی قرار می گیرد. مدل های آوایی با روش های مستقل از بافت و وابسته به بافت در این سامانه به کار رفته و نتایجِ به کارگیریِ آن ها ارائه شده است. مدل زبانیِ سه کلمه ای نیز با روش های مبتنی بر کلمه، مبتنی بر مقولة نحوی و مبتنی بر طبقه، با استفاده از پیکره متنیِ زبانِ فارسی استخراج و در سامانه بازشناسی به کار گرفته شده است. همچنین مدل زبانیِ دستوری مبتنی بر دستور ساخت- گروهیِ تعمیم یافته در این سامانه پیاده سازی شده و نیز در ترکیب با مدل زبانیِ آماری به کار رفته است. نتایج حاصل نشان می دهد که مدل آواییِ وابسته به بافت، مطابق انتظار، بهترین عملکرد را دارد. همچنین مدلِ زبانیِ سه کلمه ایِ مبتنی بر کلمه، نسبت به سایر روش های استخراجِ مدلِ زبانیِ آماری برتری دارد. درضمن ترکیبِ مدلِ زبانیِ دستوری با مدلِ زبانیِ آماری منجر به بهبودِ نتایجِ بازشناسی می شود. سامانه بازشناسیِ گفتارِ معرفی شده در این مقاله، اولین سامانه بازشناسی برای گفتارِ پیوستة فارسی بوده و با پشتوانه فعالیت های تحقیقاتیِ متعددی که برای پیاده سازیِ آن انجام شده است، قابلیت استفاده به صورت کاربردی را یافته است.
۶.

تحلیلی بر فرایند مضاعف سازیِ کامل در زبان فارسی بر مبنای نظریه دوگان سازیِ ساختواژی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زبان فارسی مضاعف سازی مضاعف سازی کامل نظریة دوگان سازی ساخت واژی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۳ تعداد دانلود : ۳۵۰
مقاله حاضر بر اقسام «مضاعف سازیِ[1]» کامل در زبان فارسی (شامل مضاعف سازیِ کاملِ محض[2]، مضاعف سازیِ کاملِ میانی[3] و مضاعف سازیِ کاملِ پایانی[4]) متمرکز می شود و ویژگی های نحوی و معناییِ برون دادِ این فرایندهای واژه سازی را در الگوهای متفاوت و متعدد مورد بررسی قرار می دهد. تحلیل الگوهای موردنظر در چارچوبِ نظریه جدیدِ «دوگان سازیِ ساخت واژی[5]»، موسوم به رویکردِ MDT (اینکلاس و زُول[6]، 2005)، انجام گرفته است که خود در مقامِ رفعِ کاستی های نظری و روش شناختیِ رهیافت های عمدتاً واج شناختیِ پیشین تدوین یافته است. پرسش این است که آیا الگوهای مضاعف سازیِ کامل در زبان فارسی مؤیّدِ یافته های نظریِ مدلِ دوگان سازیِ ساخت واژی هستند یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا می توان با توسّل به رویکردِ MDT، توصیف و تحلیلِ موجه و قابل قبولی از فرایندِ مضاعف سازیِ کامل در زبان فارسی ارائه داد؟ گردآوریِ داده ها به روشِ کتابخانه ای و با مراجعه به مراجعِ ساخت واژه زبان فارسی صورت گرفته است و الگوهای موردنظر با استفاده از «طرح واره های ساختمانیِ» معمول در رویکردِ دوگان سازیِ ساخت واژی تحلیل گردیده اند. در میانِ مهم ترین نتایجِ تحقیق که عمدتاً مؤید، و بعضاً مغایرِ یافته های چارچوبِ نظریِ مذکور بوده اند، می توان از موارد زیر یاد کرد: 1) الگوهای مضاعف سازیِ کامل در زبان فارسی محدود به سطحِ تحلیلِ ساخت واژی نمی شوند و دامنه ای متغیّر از واژه های منفرد تا ساخت های کاملِ نحوی را در بر می گیرند. 2) ویژگی های معناییِ مترتب بر برون دادِ فرایندِ مضاعف سازیِ کامل در زبان فارسی بسته به نوعِ الگوی موردنظر بر روی پیوستاری نسبی از معانیِ مؤلفه ایِ محض تا معانیِ اصطلاحی و استعاری تغییر می کند و در برخی از الگوها متأثر از تأثیراتِ بافتی است. 3) الگوهای حاصل از فرایندِ مضاعف سازیِ کامل در زبان فارسی بعضاً دارای ارزش سبکی هستند و در معرض محدودیت های کاربردیِ معین قرار دارند. 4) برخی از الگوهای مضاعف سازیِ کامل در زبانِ فارسی از جهاتِ مختلف، مخصوصاً از حیثِ ویژگی های معنایی، روشِ تحلیلیِ الگوی دوگان سازیِ ساخت واژی را به چالش می کشانند.
۷.

مکث در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: جنسیت سبک مکث جامعه شناسی زبان زبرزنجیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۲ تعداد دانلود : ۴۳۷
زبانِ گفتار، هم پدیده های زنجیری دارد و هم پدیده های زبرزنجیری. این پدیده ها هریک به نوبه خود بخشی از زبان را می سازد. بدونِ پدیده های زبرزنجیری (تکیه، آهنگ، زیروبمی، درنگ[1]، مکث[2] و...)، گفتار، مصنوعی و ماشینی به نظر می رسد. درمیانِ این پدیده ها به پدیده مکث توجه اندکی شده است. این پژوهش با استفاده از روش آواشناسیِ صوت شناختی و با توجه به متغیر های جامعه شناسیِ زبان، درپی یافتن ویژگیِ آواییِ مکث، بسامد و محل وقوعِ آن، با توجه به دو متغیر سبک و جنسیت، است. داده های این پژوهش از دو سبکِ محاوره ای (مکالمه تلفنی) و رسمیِ (اخبار و سخنرانی) انتخاب شدند و با استفاده از نرم افزار پرت[3] مورد تحلیل قرار گرفتند. با استفاده از نرم افزار پرت، میزانِ دیرش (کوتاه، بلند و گسترده)، و نوعِ مکث ها (ساکت، پرشده و تنفسی) تعیین شد. با توجه به متغیرِ سبک می توان گفت که مکث در گونه سخنرانیِ سبک رسمی بیشتر از مکالمه تلفنیِ 2 (گویشور زن با زن یا گویشور مرد با مرد)، و 1 (گویشور زن با مرد) سبکِ محاوره ای، و در گونه اخبارِ سبکِ رسمی کمتر از مکالمه 2 و 1 سبکِ محاوره ای است. با درنظرگرفتنِ متغیرِ جنسیت، مشهود است که زنان به طورکلی در هر سه گونه گفتاری، مکث های کمتری نسبت به مردان انجام می دهند. البته لازم به ذکر است که مکثِ زنان در گونه مکالمه 1 سبکِ محاوره ای از مردان بیشتر است ولی در گونه مکالمه 2 مجدداً کاهش پیدا می کند[4].

معرفی کتاب ها

۱.

نقد و معرفی کتاب: نظریه تکیه وزنی، بروس هیز، اصول و مطالعات موردی، انتشارات دانشگاه شیکاگو

نویسنده:

کلید واژه ها: نظریه تکیه وزنی بروس هیز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۴۴
کتاب نظریه وزنیِ تکیه؛ اصول و مطالعاتِ موردی اثر بروس هیز (1995)، ما را با روشی ساده، و درعین حال دقیق، برای بررسیِ رده شناختیِ تکیه، براساسِ ساختِ وزنیِ کلمات و ضربِ آن ها در زبان های گوناگون آشنا می سازد. بروس هیز تصریح می کند که تکیه عبارت است از ظهورِ زبان شناختیِ ساختارِ ضربی[1]، و در ادامه می گوید که تکیه دارای ویژگی های خاصی است که صرفاً با توجه به ساختار وزنیِ زبان قابلِ شناسایی است. برای درکِ بهترِ کارِ او لازم است نگاهی اجمالی به راهی بیاندازیم که کتابِ حاضر را می توان مهم ترین دستاوردِ آن دانست. در این مقاله نشان می دهیم که چگونه هیز نظریه رده شناختی و مهمِ خود، یعنی نظریه تکیه وزنی، را در سومین مرحله از مراحلِ رشدِ نظریه وزنی، عرضه کرد.
۲.

نقد و معرفی کتاب: درآمدی انتقادی بر آواشناسی، کِن لاج، انتشارات کانتینیوم، 2009

کلید واژه ها: درآمدی انتقادی بر آواشناسی کن لاج

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
آواشناسیِ پارامتری[1] رویکردی است به آواشناسی، که عمل گفتار را به مثابه نظامِ یک پارچه فیزیولوژیکی ای درنظرمی گیرد که در آن متغیرهای (پارامترهای) تولیدی در مجرای گفتار، از طریق تعامل با یک دیگر، برای تولیدِ پیوستاری از صدا درحالِ فعالیت اند (کریستال[2]، 2008: 350). این نگرش، با نگرش سنتی در این زمینه درتقابل است. با نگرشی که تولید گفتار را زنجیره ای از عناصر قلمداد می کند که هریک به طور مستقل، باتوجه به مجموعه ای از مشخصه های قابل تفکیک (جایگاه تولید، شیوة تولید و ...)، تعریف پذیر هستند (همان.). آواشناسیِ پارامتری نگرشی است که پایک[3] (1943)، فرث[4] (1948)، تِنچ[5] (1978) و زبانشناسانی دیگر، پیش تر به آن پرداخته اند و در یکی از آثار اخیر نیز مورد توجه قرار گرفته است، که در ادامه به معرفی آن می پردازیم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۰