پژوهش زبان و ادبیات فارسی

پژوهش زبان و ادبیات فارسی

پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار 1390 شماره 20

مقالات

۱.

بررسی و نقد فن شعر

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۷۵
بیان مسئله این است که در دوران معاصر تلقی های گوناگون از شعر چیست؟ آیا شعر دارای محتوای اخلاقی و تربیتی است، یا صرفاً جنبه آفرینش زیبایی دارد. مسائل سیاسی و اجتماعی در شعر درج می شود یا اینکه اساساً شعر بخشی از فرهنگ و الهام است. هدف مقاله این است که به کامل ترین و امروزی ترین تلقی از شعر دست یابد و در این روند دریافت ها و تئوری های گوناگونی که به عنوان فن شعر بیان شده است، بررسی شود. در حال حاضر مهمترین تلقی شعر و تنظیم فن شعر و یا نقد شعر بر پایه مظاهر فرهنگ و الهامات شاعرانه صورت می پذیرد. ماهیت شعر به گونه ای که همه اهداف را در بر داشته باشد، همان القای فرهنگی یا بخش مهمی از فرهنگ است که فراگیر می نماید. چگونگی پژوهش مراجعه به آرای گوناگون و تئوری های قدیم و جدید است که از طریق شناخت، مقایسه و ترجیح مهمترین تئوری بیان می گردد.
۲.

تحلیل و نقد کاربرد فتح و فتوح و فتح باب در متون عرفانی ادب فارسی

تعداد بازدید : ۱۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۶۴
برای فهم هرچه بهتر ادب فارسی، شناخت اصطلاحات عرفانی از ضروریات است؛ چرا که عرفان و اندیشه عرفانی جان مایه ادب فارسی است. از جمله اصطلاحات عرفانی، فتح و فتوح و فتح باب است که به صورت گسترده ای در متون گوناگون کاربرد داشته است. در این پژوهش با توجه به معانی مختلفی که در جستجو و بررسی کاربرد «فتح و فتوح و فتح باب» از متون استخراج شده، سیر تطور فکری و معنایی تفاسیر و تاویلات عرفانی در این مورد را از بدو پیدایش آن تا مرحله اوج و کمال و باز افول آن از نظر شخصیت های برجسته عرفانی و ادبی به صورت خلاصه نشان می دهیم. اصطلاحات «فتح» و «فتوح» و «فتح باب» در بعضی جاها به جای یکدیگر به کار رفته و گاهی یکی از آنها به جای هر سه اصطلاح به کار رفته است. با مطالعه امهات متون عرفانی و تحلیلی که از «فتح و فتوح» و «فتح باب» به دست آمده است، باید گفت که اصطلاح «فتح» از واژه های قرآنی است که عرفا و ادبا آن را از قرآن اخذ کرده، معانی مختلف تاویلی و تفسیری بر آن حمل کردند. نهال معنا و مفهوم عرفانی این اصطلاحات که از آبشخور قرآن سر برآورده بود، در گذر زمان به صورت درختی تنومند و پربار با شاخ و برگها و میوه های رنگارنگ در آثار عرفانی ادب فارسی جلوه کرد و در نزد مولانا به کمال خود رسید.
۳.

ساختار تقدیرمحور داستان های تراژیک شاهنامه

تعداد بازدید : ۱۳۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۵۸
هدف مقاله حاضر آن است که ساختار تقدیرمحور داستان های تراژیک شاهنامه را نشان دهد. درتراژدی، عامل ناگزیری وجود دارد که قهرمان داستان قادر به جلوگیری از فاجعه ای که او را به اضمحلال می کشاند، نیست. آن عامل ناگزیر، سرنوشت و تقدیر محتوم نام دارد. تمام قهرمانان داستان های تراژیک شاهنامه، مقهور سرنوشت هستند و هنگامی که در شبکه علت و معلول ها قرار می گیرند، علیرغم تمام تلاش و کوشش خود به جبر سرنوشت معترف می شوند و می دانند که توان سرکشی مقابل سرنوشت را ندارند. پس به حکم تقدیر گردن می نهند و معتقد می شوند که آنچه باید بشود، می شود و از آن گریزی نیست. عوامل بسیاری، ساختار تقدیر محور داستان های تراژیک شاهنامه را تشکیل می دهند که حذف یکی از این عوامل، لطمه ای بر کل عناصر و عوامل تشکیل دهنده اثر خواهد زد. بنابراین، با بررسی این عوامل، می توان ساختار تقدیر و سرنوشت محتوم در داستان های تراژیک شاهنامه را مورد بررسی و تحلیل قرار داد.
۴.

بررسی، تحلیل و نقد چهار قصیده فارسی بر اساس آموزه های زبان شناسی سیستمی نقشگرا

تعداد بازدید : ۱۴۳۷ تعداد دانلود : ۶۶۳
اولین قصیده دیوان فرخی سیستانی در توصیف ابر را شاعران بسیاری تقلید کرده اند. در این پژوهش تلاش نویسندگان بر این بوده است تا با بکارگیری بخشی از آموزه های زبان شناسی سیستمی ـ نقشگرا بخش نخست (تغزل) این قصیده را، که سه شاعر قریب به عهد فرخی (ازرقی، مسعود سعد، امیرمعزی) تقلید نموده به همراه سروده خود فرخی، مورد بررسی قرار دهند؛ بویژه اینکه در میان این افراد، ازرقی به نوآوری در عرصه ادبیات معروف است، و معزی به تقلید محض ـ اگر نگوییم سرقت ـ از دیوان فرخی و عنصری متهم است؛ تا علاوه بر ارائه تحلیلی علمی و عینی، از خلاقیت، نوآوری یا تقلید صرف، تا حدودی به روشن شدن بخشی از این موضوع نیز کمک شود. شک نیست که بسیاری از دقائق و ظرافت های ادبی، هنری و تاویلی را نمی توان به شیوه ای عینی و تنها از طریق تحلیل های زبانی عرضه کرد، اما باید پذیرفت بسیاری از روش ها، ابزارها، دیدگاه های زبان شناسانه در درک و فهم متون ادبی کارگشاست و مانع قضاوت های ذوقی می شود.
۵.

تحلیل رساله الطیر شیخ اشراق بر پایه روایت شناسی

تعداد بازدید : ۱۷۶۸ تعداد دانلود : ۸۳۳
شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی (شیخ اشراق) یکی از متفکران بزرگ ایران است که بیشتر در حوزه فلسفه و کلام اسلامی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است و چنانکه باید منتقدان ادبی، آثار او؛ به ویژه رساله های فارسی او را که به شکل حکایت های تمثیلی ـ رمزی نوشته شده اند، مورد نقد و بررسی قرار نداده اند. به کارگیری نظریه های نقد ادبی جدید در تحلیل روایت های سهروردی و دیگر نویسندگان دوران کلاسیک می تواند ارزش های نهفته این گونه آثار را بهتر نمایان سازد. در این پژوهش سعی شده است با تمرکز بر علم «روایت شناسی» انسجام ساختاری و روایی داستان تمثیلی «رساله الطیر»، نقد و بررسی شود. نتایج تحقیق نشان می دهد سهروردی استفاده مناسبی از راوی اول شخص داشته و در بهره گیری از شگردهای مختلف از جمله در استفاده از زمان، ایجاد زمان سمبلیک و تعلیق مانند داستان نویسان مدرن امروزی عمل کرده است.
۶.

تحلیل منطق الطیر بر پایه روایت شناسی

تعداد بازدید : ۱۴۸۳ تعداد دانلود : ۸۵۶
این مقاله بررسی ساز و کار روایت منطق الطیر از دیدگاه دو روایت شناس ساختارگرا، گرماس و ژنت است. از یک سو، با طرحِ الگوی کنشیِ معناشناسانه گرماس و ساختارِ بنیادینِ تقابل های دوگانه در این الگو، فرایند معناسازی و پیش رویِ واحدهای روایت در منطق الطیر تحلیل میشود. همچنین نقشِ تقابلِ جفت های متضاد همچون معنا و صورت، روح و جسم، لاهوت و ناسوت در شکل گیریِ نقش های کنشیِ این الگو تبیین میگردد. از دیگرسو، بر اساسِ نظریه ژنت، سه سطحِ رواییِ داستان، روایت، روایت گری و مولفه های رابطِ این سطوح در متنِ منطق الطیر نشان داده میشود تا از دیدگاهِ ژنت، میزانِ روایت مندی این اثر معلوم شود.
۷.

تحلیل رویکردهای انتقادی منتقدان ایرانی به شعر کلاسیک

تعداد بازدید : ۱۲۰۷ تعداد دانلود : ۶۲۰
در نود سال اخیر، تکرار انتقاد از شعر کهن فارسی در حوزه های مختلف فکری، فرهنگی، ادبی و...، به این انتقادها وجهی گفتمانی داده است؛ به گونه ای که به عنوان مثال در بررسی آرای شاعران نوگرایی چون نیما یوشیج و احمد شاملو، با «گفتمان انتقاد از شعر کهن» مواجهیم. گفتمان، مجموعه ای از گزاره هاست که در یک بازه زمانی، به طور منسجم درباره موضوعی خاص بیان می شوند و زبان را در آن زمینه تجهیز می کنند. در تبارشناسی که مهم ترین رویکرد روش شناختی میشل فوکو در تحلیل گفتمان است، با بازگشت به سرچشمه های شکل گیری و طبیعی سازی گفتمان، بسیاری از رویکردها و گزاره ها، ساخت شکنی، تحلیل و آسیب شناسی می شوند. مقاله حاضر نیز بر آن است که با بررسی، طبقه بندی، تحلیل انتقادی و آسیب شناسی رویکردهای انتقادی پنج تن از معرو ف ترین روشنگران ایرانی در قرن سیزدهم هجری (نوزدهم میلادی)، زمینه های شکل گیری و طبیعی سازی بسیاری از انتقادها به شعر کهن فارسی را نشان دهد. در این مقاله از روش توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد انتقادی استفاده شده است. براساس یافته های این پژوهش، روشنگران ایرانی با معیار اثبات گرایی علمی، تقلیل ادبیات به کارکرد سیاسی ـ اجتماعی، علمی و مادی، نگاه اثباتی به زبان و توجه به رسانگی زبان ادبی برای اطلاع رسانی، آموزش و تبلیغ، تعمیم معیارهای علوم تجربی و زیست شناختی به عناصر ادبی و... به نقد شعر کهن فارسی پرداختند و انتقادهای خود را در چهارچوب مفاهیمی چون برجسته نمایی، حاشیه رانی، تقابل، کلشیه سازی، سوء تشخیص و... طبیعی سازی کردند.
۸.

بازنمایی جامعه پیش و پس از انقلاب با تکیه بر دو رمان رازهای سرزمین من و آزاده خانم و نویسنده اش اثر رضا براهنی

تعداد بازدید : ۱۴۲۶ تعداد دانلود : ۸۲۴
ساز و کار اندیشه اجتماعی در ادبیات براهنی اساس تحقیق حاضر است. بدین منظور تصویر جامعه ایران در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی در ادبیات داستانی رضا براهنی بر اساس ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن مورد بررسی قرار گرفت. از میان آثار براهنی دو رمان رازهای سرزمین من و آزاده خانم و نویسنده اش (آشویتس خصوصی دکتر شریفی) انتخاب گردید و به مفهوم شناسی و مقوله بندی این مفاهیم پرداخته شد. این مطالعه با تاسی از پارسنز در چهار حوزه فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد انجام گرفت و مشخص گردید ساز و کار اندیشه اجتماعی در ادبیات براهنی رویکرد فرهنگی ـ سیاسی است. به عبارتی رمان های وی سیاسی هستند، لیکن از طریق فرهنگ دستیابی می شوند.
۹.

تحلیل نشانه معناشناختی رمان های سیاسی فارسی از 13511380

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۱۴ تعداد دانلود : ۶۵۸
یکی از جریان های داستان نویسی معاصر، ادبیات داستانی سیاسی است که عنوان های این دسته از آثار به نسبت سایر جریان های داستان نویسی و با توجه به درونمایه آن، قابل تامل است. بر این اساس بررسی و تحلیل این جریان با تاکید بر نام های آن ـ به عنوان یک واحد معنادار و مستقل ـ گونه ای از گونه های نقد داستان است که عمدتاً به انگیزه کشف جریان فکری حاکم بر متن انجام می شود. در این مقاله نویسنده حدود صد عنوان از نوع ادبیات داستانی سیاسی را با توجه به مآخذ معتبر، شناسایی و با روش نشانه ـ معناشناختی (البته در معنای عام آن) بررسی و تحلیل کرده است. ترتیب تاریخی انتخاب به این گونه بوده است که دهه اول (1351 ـ 1360) بیست و دو داستان؛ دهه دوم (1361 ـ 1370) سی و سه داستان و دهه سوم (1371 ـ 1380) چهل و شش داستان انتخاب شده است. بررسی زبانی این آثار نشان می دهد که عنوان های بسیط نه درصد و عنوان های ترکیبیِ دو و سه جزیی هشتاد و شش درصد کل عنوان ها را در بر می گیرد. دلایل و عوامل این امر؛ علاوه بر تامل نویسندگان در تحریض خواننده، در بنیاد این نوع ادبی نهفته است که ایهام و ابهام را می طلبد. نگاه معرفت شناسانه به این مجموعه ها نشان داد که حدود سی درصد این نام ها با مفاهیمی همچون درد و رنج انسان درآمیخته است که بیشترینه این تعداد مربوط به دهه دوم با چهل و پنج درصد است. نکته دیگر قابل تامل در تحلیل نشانه ـ معناشناسی این عنوان ها، توجه به نوعی تقابل در انتخاب عنوان داستان ها، عنوان های دال بر ایستایی در یک مقطع و پویایی در مقطع دیگر و دال بر رهایی در یک مقطع و بستگی و اسارت انسان در مقطع دیگر است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۲