فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده

فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده

فصلنامه فرهنگی - دفاعی زنان و خانواده سال پنجم زمستان 1389 شماره 16

مقالات

۱.

چگونگی اصلاح الگوی مصرف در گروه های درآمدی مختلف خانوارهای تهرانی

کلید واژه ها: هزینهاصلاح الگوی مصرفکالای لوکس

حوزه های تخصصی:
  1. اقتصاد اقتصاد خرد انتخاب بین دوره ای و رشد انتخاب بین دوره ای مصرف کننده،مدل های دور زندگی و پس انداز
  2. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۵۹۰
الگوی مصرف خانوارها در طول زمان و منبعث از تحولات فرهنگی، اجتماعی و درآمدی دستخوش تغییر و تحول می شود. این تغییرات سبد مصرفی خانوارها را تغییر می دهد و انتظار می رود که به تبع آن تولیدکنندگان و برنامه ریزان اقتصادی هماهنگ با بازار حرکت کنند و نیازهای تولیدی، واردات کالا و به طور کلی نوع نگرش به کالاهای مصرفی را در مجموعه ای واقع بینانه و منطبق با آمار و اطلاعات دقیق ساختارسازی نمایند. لذا نگارندگان با در نظر گرفتن رویکرد شناسایی و اصلاح الگوی مصرف، با استفاده از اطلاعات مذکور به بررسی سبد مصرفی خانوارها در شهر تهران در فاصله سال های 1375 تا 1385 در گروه های مختلف درآمدی پرداخته اند. هدف این است تا با محاسبه هزینه صرف شده، میزان مصرف و تمایل خانوارها در شهر تهران در سبد مصرفی خانوارها در طول 10 سال گذشته معرفی شده، سپس براساس این اطلاعات روند مصرف در آینده و نوع کالاهای مورد نیاز جامعه در گروه کالاهای لوکس شناسایی گردیده تا سیاستگذاران را در جهت اصلاح الگوی مصرف کالاهای فوق یاری نماید.
۲.

تبیین جایگاه و چگونگی اصلاح الگوی مصرف اوقات فراغت خانوارهای ایرانی

کلید واژه ها: اوقات فراغتتعالیم دینیبهره وری و بهینه سازیخانواده های ایرانی

حوزه های تخصصی:
  1. اقتصاد اقتصاد خرد انتخاب بین دوره ای و رشد انتخاب بین دوره ای مصرف کننده،مدل های دور زندگی و پس انداز
  2. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
تعداد بازدید : ۷۴۹ تعداد دانلود : ۷۱۵
در پژوهش حاضر عمده ترین وجوه مفهوم، جایگاه و مصائب فقدان الگوی مصرف متناسب با اوقات فراغت به همراه مزایای داشتن الگوی صحیح و راهکارهای بهره مندی بهینه از آن با عنایت به تعالیم اسلامی مورد بحث واقع شده است. این پژوهش ضمن ارائه تعاریفی جامع از اوقات فراغت، نقش و جایگاه آن در تعالیم دینی اسلام، مصائب گذران نامطلوب اوقات فراغت را برشمرده و به تبیین وجوه الگوی مصرف بهینه اوقات فراغت با تأسی به آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و ائمه معصومین پرداخته است. پژوهش حاضر با مد نظر قرار دادن فرمایشات مقام معظم رهبری در جهت نام گذاری سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف در تمامی زمینه ها در پایان به فهرستی از راهکارهای عملیاتی بهره وری از وقت و زمان اوقات فراغت به منظور بهبود حیات مادی و معنوی انسان مسلمان پرداخته است. روش انجام پژوهش تحلیل اسنادی بوده و به منظور گردآوری داده های لازم جهت پاسخ گویی به سؤال های پژوهش کلیه اسناد و مدارک موجود و مرتبط با موضوع حاضر با استفاده از فرم گردآوری داده ها جمع آوری و با شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. عمده ترین یافته های پژوهش عبارتند از: 1ـ در تبیین مفهوم اوقات فراغت باید اذعان داشت، اوقات فراغت به معنی بیبرنامگی، بیمسئولیتی و آزادی بیقید و شرط نیست بلکه بخشی از ساعاتی است که برای گذراندن آن به دقت بیشتری نیاز است . اوقات فراغت مناسب ترین فرصت ها برای توسعه مهارت های شناختی و شکوفایی استعدادهاست. 2ـ جایگاه اوقات فراغت مبتنی بر ملاحظاتی است که از آن جمله میتوان به این موارد اشاره نمود: زمینه ساز و شکل دهنده ی هویت اجتماعی- فرهنگی و دینی جوانان باشد، صرف پرکردن و رفع خستگی و سرگرمی نباشد، بلکه با نگاهی اسلامی دیده شود و در واقع فرصتی برای دریافت تجربه ها باشد. 3ـ مصائب ناشی از فقدان الگوی مصرف بهینه اوقات فراغت و مزایای داشتن الگوی صحیح را می توان شامل: انواع آسیب های فردی و اجتماعی، از قبیل افسردگی، استرس، اعتیاد، بزهکاری، رکود فکری، مشکلات خانوادگی و در عوض وجود آن آرامش نسبی است که برای افراد فراهم میکند که این آرامش باعث شادابی جسمی و روانی، شکوفایی استعدادها، پرورش معنوی، رشد خلاقیت ها، توسعه دانش و فرهنگ وکاهش آسیب های فردی و اجتماعی میشود. حسن گذران اوقات فراغت تضمینکننده ی سلامت و بهداشت روانی انسان است. 4ـ عمده ترین راهکارهای گذران مطلوب اوقات فراغت شامل: گردشگری، مشارکت های اجتماعی، فعالیت های ورزشی، فعالیت های هنری، کتاب خوانی و مطالعه، فعالیت های قرآنی، مهارت آموزی، آموزش زبان و رایانه، برنامه های فوق برنامه علمی، تفکر، محاسبه نفس، صله ی رحم و دیدار دوستان و برادران دینی و تفریحات سالم ورزشی می باشد که به عنوان مهم ترین راه کارهای استفاده درست از زمانی است که هر کدام از ما در اختیار داریم.
۳.

بررسی ارتباط عوامل خانوادگی، روان شناختی، جامعه شناختی و جمعیت شناختی با رفتارخرید وسواسی در دانشجویان

نویسنده:

کلید واژه ها: عوامل اجتماعیعوامل روان شناختیعوامل خانوادگیعوامل جمعیت شناختیخرید وسواسی

حوزه های تخصصی:
  1. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ
  2. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کاربردی و برنامه ریزی اجتماعی
تعداد بازدید : ۸۰۲ تعداد دانلود : ۷۱۷
خرید اجباری یا وسواسی به عنوان خریدی مزمن و تکرار شونده توصیف شده است که یک پاسخ ابتدایی و اولیه به رویدادها یا احساسات منفی می باشد. هدف این پژوهش تعیین میزان شیوع این رفتار در دانشجویان و همچنین کشف نقش عوامل خانوادگی (ادراک فرد از گرایش های خرید وسواسی والدین)، روان شناختی ( اعتماد به نفس، وضعیت اجتماعی ادراک شده همراه با خریدن، خیال پردازی)، جامعه شناختی ( تماشای تلویزیون، تأثیرات همسالان، فراوانی بازارگردی، استفاده و دسترسی به کارت اعتباری) و جمعیت شناختی ( جنسیت، سن و وضعیت اجتماعی-اقتصادی) از طریق یک پژوهش توصیفی-همبستگی بوده است. نمونه آماری پژوهش را 268 نفر(146 مرد و 122 زن) از دانشجویان دانشگاه شهید رجایی و علوم بهزیستی و توانبخشی تشکیل دادند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. از مقیاس خرید وسواسی(فابر و اوگوین،1992)، مقیاس اعتماد به نفس ( روزنبرگ،1965)، مقیاس تأثیرات خانواده و همسالان(د آستوس و همکاران،1990)، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و چند مقیاس درجه بندی کوتاه برای ارزیابی خیال پردازی،وضعیت اجتماعی ادراک شده،تماشای تلویزیون، میزان بازارگردی و دسترسی به کارت اعتباری استفاده شد. برخی از نتایج به دست آمده عبارت است از: 1- بین میزان ادراک فرد از گرایش های خرید وسواسی والدین و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت وجود داشته است. 2- بین اعتماد به نفس و رفتار خرید وسواسی فرد رابطه منفی وجود داشته است. 3- بین وضعیت اجتماعی اداراک شده همراه با خریدن و خرید وسواسی فرد رابطه مثبت وجود داشته است. 4- بین میزان خیال پردازی و رفتار خرید وسواسی رابطه وجود داشته است. 5- بین میزان تماشای تلویزیون و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت وجود داشته است. 6- بین فشار همسالان و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت مشاهده گردید. 7- بین سن و رفتار خرید وسواسی رابطه منفی وجود داشته است. 8- میزان رفتار خرید وسواسی در دانشجویان دختر بیشتر بوده است. 9- بین استفاده از کارت اعتباری و رفتار خرید وسواسی رابطه مثبت وجود داشته است. در نهایت، چگونگی نتایج و دلالت های آنها مورد بحث قرار گرفتند.
۴.

نگرش مدرسان زبان به ترویج فرهنگ مصرف غربی در کتب آموزش زبان انگلیسی

کلید واژه ها: اصلاح الگوی مصرففرهنگ مصرفی غربکتب آموزش زبان انگلیسیمدرسان زبان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۸ تعداد دانلود : ۸۳۳
مقدمه: اگرچه زبان انگلیسی همواره به عنوان ابزاری کارآمد در عرصه ارتباطات بین المللی مطرح بوده است، اما آموزش آن می تواند به ابزاری پنهان درجهت ترویج فرهنگ مصرفی غرب تبدیل شود. کتب آموزشی زبان انگلیسی یکی از مهمترین عوامل انتقال فرهنگ غرب به شمار می روند. هدف: هدف این تحقیق بررسی نگرش مدرسان زبان انگلیسی به ترویج فرهنگ مصرفی غرب در کتب آموزش زبان انگلیسی در آموزشگاه های زبان است. چارچوب نظری: پژوهش های اخیر مؤید این مطلب است که با گسترش روزافزون مؤسسات و دوره های آموزش زبان در سراسر کشور، گرایش زبان آموزان به یادگیری فرهنگ و شیوه زندگی جوامع غربی نیز افزایش یافته است. روش های جدید آموزش زبان های خارجی براساس نظریه های ارتباط بین فرهنگی، استفاده از فرهنگ مقصد را نه تنها به عنوان ابزاری برای یادگیری زبان میدانند، بلکه اصل آموزش را بر پایة انتقال اطلاعات فرهنگی می گذارند. مصرف گرایی به عنوان میراث تحمیل شده تمدن غرب بر کشورهای در حال توسعه یکی از مواردی است که می تواند به راحتی و با سرعت از طریق کتب آموزش زبان انگلیسی به زبان آموزان منتقل شود. روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است. به منظور بررسی نگرش مدرسان زبان انگلیسی نسبت به ترویج فرهنگ مصرف گرایی غرب درکتب آموزش زبان انگلیسی، 60 مدرس زبان شاغل در آموزشگاه های شهر تهران به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخت بود. اعتبار ابزار با روش همسانی درونی با ضریب آلفای 84/0 محاسبه گردید. نتیجه: مدرسان زبان انگلیسی دراین تحقیق براین باورندکه کتب آموزش زبان نقش اندکی درجهت اصلاح الگوی مصرف ایفا کرده و فرهنگ مصرفی غرب را درقالب دو مشکل عمده منتقل می کنند: (1) انتقال فرهنگ نامناسب تغذیه غرب (استفاده از غذاهایfast food و خوردن غذا در رستوران ها به جای غذاهای خانگی)، (2) کمبود مطالب مرتبط با مصرف صحیح انرژی و صرفه جویی. بحث: اصلاح واقعی و منطقی الگوی مصرف نه تنها درگرو شناخت مسایل اقتصادی است بلکه درگرو آگاهی از منشأهای فرهنگی و اجتماعی رفتارهای مصرفی افراد است. بنابراین نظارت بر محتوای کتب آموزش زبان و تلاش در جهت تألیف کتبی منطبق بر اصلاح الگوهای رفتاری و مصرفی و کاهش مقولات مصرف گرایی در آنها بایستی در چارچوب برنامه ریزی های آموزشی کشور قرار گیرد.
۵.

تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی بر حسب سازه الگوی مصرف

کلید واژه ها: تحلیل محتواالگوی مصرف کتاب های دوره ابتدایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱۲ تعداد دانلود : ۵۱۷۲
کتاب درسی یکی از مهمترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در نظام های آموزشی محسوب می شود، در نظام آموزشی کشور ما نیز این منبع یادگیری دارای نقش مهمی است. به سبب نقش محتوای درسی در اطلاع رسانی، آموزش و ترویج فرهنگ صحیح مصرف از یک سو و تاکیدهای فراوان آموزه های دینی بر الگوی صحیح مصرف از سوی دیگر، در این پژوهش که مبنای نگارش مقاله حاضر است، محتوای کتب دوره ابتدایی از نظر پرداختن به سازه الگوی مصرف و مؤلفه های آن مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. مهم ترین سؤال این پژوهش، این است که محتوای کتابهای درسی دوره ابتدایی تا چه میزان به سازه الگوی مصرف و مؤلفه های آن توجه کرده است؟ ابزار پژوهش دارای 9 مؤلفه می باشد و پایایی آن بر اساس نسبت مؤلفه های مورد توافق به کل مؤلفه ها برابر 59/92 می باشد. روش تحقیق، تحلیل محتوای کمی و کیفی است. یافته های پژوهش نشان میدهدکه بیشترین فراوانی مؤلفه های الگوی مصرف در کتابهای دوره ابتدایی مربوط به کتاب علوم تجربی و کمترین فراوانی مربوط به کتاب مدنی است. در بین پایه های مختلف، بیشترین فراوانی در کتاب های پایه پنجم و کمترین فراوانی در کتاب های پایه های اول و سوم مشاهده می گردد. در کتاب های این دوره بیشترین فراوانی مربوط به مؤلفه آب و کمترین فراوانی مربوط به مؤلفه البسه بوده است. درکتاب های فارسی و علوم تجربی، فراوانی مؤلفه آب بیشتر از مؤلفه های دیگر صرفه جویی است. در حالی که درکتاب های مدنی، هدیه های آسمانی و قرآن، فراوانی عبارت ""به طورکلی"" بیشتر از دیگر مؤلفه ها می باشد. در چهار پایه اول دوره ابتدایی مؤلفه آب بیش از دیگر مؤلفه ها مورد توجه قرار گرفته و در پایه پنجم مؤلفه به طور کلی دارای بیشترین فراوانی بوده است.
۶.

سبک زندگی تلویزیونی و مصرف

نویسنده:

کلید واژه ها: سبک زندگیرسانهالگوی مصرفمصرف فرهنگی

حوزه های تخصصی:
  1. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ
  2. علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات مطبوعاتی‏، رادیویی و تلویزیونی رادیو
تعداد بازدید : ۱۳۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۸۷
امروز استفاده از رسانه یک امر طبیعی است چرا که رسانه ها بخش مهمی از زمان و مکان را در زندگی روزمره ما اشغال کرده اند. تأثیر رسانه در زندگی را در نقش فرآیند هویت سازی، لذت بخشی و ساختمند شدن زندگی روزمره میتوان دید. رسانه ها در کنار آن واقعیتی که وجود دارد یک واقعیت نمادین برای ما می سازند. رسانه ها برای تسهیل در دسترسی به مخاطب، مخاطبان خود را بر مبنای سبک زندگی طبقه بندی میکنند. رسانه ها موجب تغییر سلیقه و در نهایت تغییر الگوی مصرف شوند. رسانه ها از جمله تلویزیون می توانند برداشت ها و تصاویری از زندگی و سبک آن ترسیم و ترویج کنند و بر ارزش و نگرش هایی که منجر به شکل گیری یک نوع رفتارو سبک زندگی مصرف می شود تأثیر بگذارند. بر اساس نظریه بوردیو افراد به واسطه برخورداری از انواع مختلف سرمایه (فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی) دست به مصرف فرهنگی، مادی میزنند. اغلب افراد تلاش میکنند با مصرف نوع خاصی از کالاها یا نوع خاصی از پوشاک، تغییر طبقاتی خود را اعلام کنند و یک هویت طبقاتی و سبک زندگی جدیدی را به دست آورند. در سریال های نمایشی تلویزیون طبقه بالا بیش از طبقات متوسط وپایین نمایش داده میشود. انعکاس بیشتر زندگی قشر مرفه موجب تمایل افراد به سبک زندگی مرفه ومصرف گرایی میشود.
۷.

تاثیر مدیریت اقتصاد خانواده بر الگوی مصرف

نویسنده:

کلید واژه ها: مدیریتالگوی مصرفاقتصاد خانوادهمصرف گراییاستاندارد مصرف

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶۷ تعداد دانلود : ۲۵۸۷
هدف از مصرف علاوه بر تأمین نیازهای اساسی، مطلوبیتی است که از جانب مصرف عاید افراد میشود. هر چه الگوی مصرف صحیح تر باشد علاوه بر فواید شخصی که برای افراد در پی دارد، منافع اجتماعی مصرف صحیح نیز افزایش مییابد. الگوی مصرف به مجموعه ای از اقلام مصرفی (کالا و خدمات) و ترکیبی از کمیت ها و کیفیت های آن اطلاق میگردد که تحت تأثیر استاندارد مصرف، درآمد، موقعیت اجتماعی و نگرش مردم به مسایل فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و جغرافیایی شکل میگیرد و در آن باید مسائلی چون مصرف پایدار،رعایت حقوق نسل های آینده و تولید داخل یا وارداتی بودن آن در نظر گرفته شود. مصرف گرایی در جامعه دارای اثرات مخرب و زیانباری است که از مهمترین آن ها میتوان به افزایش واردات و کمبود گرایش به سرمایه گذاریهای زیرساختی اشاره کرد. در این میان نقش شرکت های جهانی و نقش وسایل ارتباط جمعی در ترویج فرهنگ مصرفی و هم چنین فقر فرهنگی جامعه قابل تأمل میباشد. به علاوه عدم ارائه الگوی صحیح مصرف توسط دستگاه های مربوط نیز از دیگر عوامل الگوی ناصحیح مصرف در خانوارها میباشد. بحث الگوی مصرف در سه سطح خانواده، بنگاه ها و دولت قابل بررسی میباشد. هدف از این تحقیق اصلاح الگوی مصرف در سطح خانواده و بررسی اثر مدیریت اقتصادی خانواده بر الگوی مصرف میباشد. بدین منظور شاخص های مناسبی چون مصرف سرانه، مخارج سرانه و سهم بودجه خانوار در هر یک از گروه های مصرفی خانوار طبق طبقه بندی استاندارد بین المللی (نان و غلات، گوشت، لبنیات، روغن ها و چربیها، میوه و سبزیجات، خشکبار و حبوبات، قند و شکر، ادویه و چاشنیها، نوشابه و غذای آماده) شناسایی شده که میزان این شاخص ها در ایران با میانگین جهانی و میانگین هفت کشور صنعتی به عنوان مقادیر استاندارد و مطلوب مورد مقایسه قرار میگیرد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که علاوه بر این که سیاست های دولت (شامل: قیمت گذاری، یارانه های بیهدف، واردات غیراصولی و...) و ساختار اقتصادی ایران در بیشتر موارد منجر به ایجاد الگوی ناصحیح مصرف شده است، خانوارها نیز نقش به سزایی در استمرار این الگوی نامناسب مصرف داشته اند. لذا مدیریت صحیح اقتصادی در خانوار میتواند حداقل باعث اصلاح الگوی مصرف در سطح خانواده گردد. بدین منظور چند راهکار فرهنگی، آموزشی و اقتصادی جهت اصلاح الگوی مصرف در خانواده ارائه میشود. در زمینه راهکارهای فرهنگی، آموزشی ارائه یک الگوی صحیح مصرف در زمینه غذا برای خانوارها با توجه به میزان کالری مورد نیاز برای بدن هر انسان اهمیت ویژه ای دارد. هم چنین راهکارهای استفاده بهینه از لوازم خانگی نیز میتواند در زمینه مدیریت اقتصادی خانوار نقش موثری داشته باشد. به علاوه چند تکنیک اقتصادی جهت انتخاب و خرید لوازم بیان خواهد شد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۷