روستا و توسعه

روستا و توسعه

روستا و توسعه 1385 شماره 1

مقالات

۱.

تبیین رابطه بین اندازه واحدهای بهره برداری کشاورزی و شاخص عمقی شدن کشت در ایران با تاکید بر جامعه روستایی

کلید واژه ها: محصولات کشاورزیبهره برداران کشاورزیعملکرد در هکتارعمقی شدن کشت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۸
در پژوهش حاضر رابطه بین مساحت نظام های بهره برداری کشاورزی و سطح عمقی شدن کشت تجزیه و تحلیل شده است. بدین منظور از اطلاعات سرشماری های کشاورزی سال های 1339 و 1372 و همچنین گزارش های تولید محصولات کشاورزی استفاده شد. در این پژوهش با استفاده از فنون تحلیل تمایزات و مقایسه درونی سطوح بهره برداری از اراضی کشاورزی، رابطه تفکیکی بین مساحت واحدهای بهره برداری و شاخص های عمقی شدن کشت محاسبه و تحلیل شده است. نتایج حاصل بیانگر آن است که سطح عمقی شدن کشت، عملکرد در هکتار و بازدهی در همه واحدهای بهره برداری از سال 1339 تا 1372 سیری صعودی داشته و تولید چهار محصول منتخب شامل غلات، حبوبات، نباتات صنعتی و سیب زمینی با افزایشی حدود سه برابر از 5712 هزار تن در سال 1339 به 19585 هزار تن در سال 1372 رسیده است. همچنین شاخص های تعداد بهره برداری ها، سطح زیرکشت محصولات زراعی، نسبت اراضی آبی، نسبت اراضی زیرکشت محصولات کاربر به کل اراضی زراعی، بازدهی در واحد سطح در واحدهای بهره برداری خانوادگی و زیر ده هکتار به طرز کاملاً بارز و معنی داری بالاتر از واحدهای بزرگ مقیاس است. این واحدها با تملک 5/31 درصد اراضی زیرکشت بیست و یک محصول زراعی مورد بررسی، حدود 50 درصد از تولید این محصولات و 70 درصد از تولید شش محصول کاربر منتخب را در سال زراعی 72-1371 در اختیار داشتند. همچنین عملکرد در هکتار نوزده محصول در واحدهای زیر ده هکتار بالای 5/5 تن و در واحدهای بالای ده هکتار کمتر از 3 تن بوده است. به علاوه میزان اراضی آیش در واحدهای زیر ده هکتار کمتر از 20 درصد و در واحدهای بالای 50 هکتار 42 درصد بوده است. همبستگی معکوس بین اندازه واحد بهره برداری و عامل عمقی شدن کشت که با کنترل متغیرهای محیطی، طبیعی، مکانی و تکنیکی نیز معنی دار بوده؛ عمدتاً متأثر از مدیریت هماهنگ، برخورداری از دانش بومی هزاران ساله در کشت و زرع، پایین بودن هزینه های بالاسری، توان سازگاری با تغییرات محیطی، بالا بودن انگیزش ها، پذیرش نوآوری ها و انجام کار توسط اعضاء در واحدهای خانوادگی در مقایسه با واحدهای بزرگ مقیاس است.
۲.

جایگاه ترویج در توسعه با تاکید بر مشارکت

کلید واژه ها: ترویج کشاورزیتوسعه مشارکتیآموزش کشاورزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۳
سازمان ترویج کشاورزی، هم نهادی آموزشی است که برای کمک به توسعه کشورها پدید آمده و هم نهادی اجتماعی است که پیرو سیاست ها و باورهای ناشی از مبانی نظری حاکم بر توسعه کشورها عمل می کند. این مبانی نظری در طول زمان تغییر کرده اند و هم اکنون شاهد اهمیت یافتن پارادایم(1) مشارکتی توسعه در مقابل پارادایم نوسازی هستیم. از این رو، جایگاه و ماهیت نظام ترویج باید متناسب با این تغییرات مورد تحلیل و تبیین قرار گیرند. مقاله حاضر در صدد است با تشریح مفاهیم توسعه و مشارکت و بررسی ماهیت نظام ترویج در پارادایم نوسازی و پارادایم مشارکتی توسعه، جایگاه ترویج در پارادایم مشارکتی توسعه را تبیین کند.
۳.

دانش بومی: ضرورتی در فرآیند توسعه و ترویج

کلید واژه ها: ترویج کشاورزیدانش بومیتوسعه پایدار روستاییارزیابی مشارکتی روستایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۷ تعداد دانلود : ۴۲۲
مطالعات پژوهشگران و سازمان های مرتبط با توسعه روستایی و کشاورزی نشان می دهد که تأکید بیش از اندازه بر انتقال فناوری در روستاها پیامدهای نامطلوبی بر محیط زیست و منابع طبیعی داشته است. ضمن آنکه عملکردهای ترویجی مبتنی بر اشاعه فناوری، با نیازهای حاضر هماهنگ نیستند. به علاوه پافشاری بر انتقال فناوری باعث تخریب رابطه انسان با محیط وی شده است. مطالعات نیم قرن اخیر منجر به شناسایی دانش با ارزشی به نام دانش بومی شده که بی توجهی به آن تا کنون باعث بروز خلل اساسی در برنامه های توسعه پایدار بوده است. این دانش از نظر قدرت و ضعف مکمل دانش علمی نوین است و از ترکیب این دو می توان به موفقیت هایی دست یافت که هیچ کدام از آنها به تنهایی قادر به تحقق آن نیستند. مقاله حاضر، گزیده ای از نتیجه چندین سال متوالی پژوهش در زمینه دانش بومی است که با هدف شناساندن آن به عنوان ضرورتی در فرآیندتوسعه و ترویج انجام شده است. روش گردآوری مطالب به دو صورت کتابخانه ای و میدانی است. در مطالعات میدانی، مبنا استفاده از روش ها و رهیافت های تحقیق کیفی مانند ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) و بعضی ازفنون دیگر جمع آوری دانش بومی بوده است. از جمله نتایج پژوهش حاضر شناساندن نقش مهم و تأثیرگذار ترویج در تسریع فرآیند توسعه پایدار روستایی و معرفی مجدد دانش با ارزش بومی کشورمان به عنوان ضرورتی در فرآیند ترویج و توسعه است.
۴.

گروه بندی استان های مختلف کشور از نظر ظرفیت های دامپروری به منظور منطقی کردن ارائه خدمات پشتیبانی

کلید واژه ها: تاکسونومیدامپروریتوسعه یافتگیتوسعه منطقه ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹۹
مطالعه حاضر در صدد گروه بندی استان های مختلف کشور برای منطقی کردن ارائه خدمات پشتیبانی با استفاده از روش تاکسونومی است. گروه بندی فنی مناطق کشور، زمینه های لازم برای ارائه خدمات متعارف را فراهم می کند. به منظور تعیین شاخص های توسعه ــ که مهم ترین قدم در مطالعات توسعه منطقه ای با استفاده از روش تجزیه و تحلیل تاکسونومی است ــ آمار و ارقام مرتبط با متغیرهای امور دام شامل تعداد واحد دامی، مقدار مرتع، مقدار زمین زراعی، مقدار جنگل، میزان تولید گوشت قرمز، مقدار تولید شیر، تعداد دامپزشک، تعداد تکنیسین دامپزشکی، تعداد کارشناس ترویج و تعداد کارشناس امور دام جمع آوری گردید. پس از انتخاب متغیرها، از طریق توسعه شاخص های «توسعه امور دام» در مناطق، مرتب کردن مقایسه ای استان ها بر اساس سطح نسبی توسعه امکان پذیر گردید. بعد از رتبه بندی استان ها به تفکیک سطح توسعه یافتگی/بهره مندی با توجه به شاخص های مورد نظر، استان ها بر اساس معیار سطح توسعه یافتگی (DL) در چهار گروه مختلف نسبتاً همگن شامل استان های بسیار توسعه یافته، با توسعه یافتگی بالا، با توسعه یافتگی پایین و توسعه یافتگی بسیار پایین دسته بندی شدند. با توجه به سطوح طبقات و امتیازات حاصله استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، خوزستان، اردبیل و کردستان در گروه استان های با توسعه یافتگی بسیار بالا و استان های مازندران، زنجان، چهارمحال و بختیاری، ایلام، مرکزی، هرمزگان، کرمانشاه، خراسان، اصفهان، بوشهر، کرمان و گیلان در گروه استان های با توسعه یافتگی بالا طبقه بندی شدند. به همین ترتیب، استان های کهگیلویه و بویراحمد ، فارس و لرستان در دسته استان های با توسعه یافتگی پایین و استان های همدان، تهران و سیستان و بلوچستان در گروه استان های با سطح توسعه یافتگی بسیار پایین طبقه بندی شدند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰