مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین
فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۲۲۱ مورد.
۱.

تأثیر کم آبی خفیف بر توجه انتخابی و مداوم

کلید واژه ها: توجه انتخابیتوجه مداومکم آبی خفیفهیدراته

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۴
هدف این پژوهش بررسی تأثیر کم آبی خفیف بر توجه انتخابی و مداوم بود. پژوهش از نوع نیمه تجربی و بر روی 22 دانشجوی دختر (21/2 ± 23/21) انجام گرفت. آزمودنی ها به صورت در دسترس انتخاب و تحت سه شرایط پایه، پرآب و کم آب قرار گرفتند. شرکت کنندگان در حالت پایه، هیچ گونه فعالیت بدنی نداشتند اما در شرایط پرآب و کم آب برنامة 60 دقیقه ای پیاده روی بر روی تردمیل و دوچرخه را اجرا نمودند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون استروپ و عملکرد پیوسته نسخة چهار بودند که برای سنجش توجه انتخابی و مداوم استفاده شدند. جهت تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری استفاده گردید. یافته ها نشان داد میانگین نمرات توجه انتخابی و مداوم در حالت پایه نسبت به کم آب و در حالت پرآب نسبت به کم آب به طور معناداری بهتر بود و کم آبی خفیف منجر به اختلال در توجه انتخابی و مداوم شد. لذا توجه به حالت هیدراتة مطلوب در زمان انجام فعالیت بدنی ضروری می باشد.
۲.

اثر هم زمان بولدنون و تمرین مقاومتی بر نیم رخ هماتولوژیک و ساختار طحال در موش های صحرایی نر

کلید واژه ها: تمرینات مقاومتیعوامل هماتولوژیکیبولدنونتغییرات ساختاری طحالموش صحرایی نر

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر هم زمان بولدنون و تمرین مقاومتی بر نیم رخ هماتولوژیک و ساختار طحال در موش های صحرایی نر بود. بدین منظور، 47 سر موش نر ویستار (با سن 12هفته و میانگین وزنی 94/7±195گرم) به طور تصادفی در هفت گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، شم، بولدنون یک (دو میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)، بولدنون دو (پنج میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)، تمرین مقاومتی، تمرین مقاومتی + بولدنون یک و تمرین مقاومتی + بولدنون دو. برنامۀ تمرین مقاومتی شامل شش هفته صعود از یک نردبان به صورت پنج جلسه دربرگیرندۀ سه ست با پنج تکرار و یک دقیقه استراحت در فاصلۀ بین هر ست بود که با 50 درصد یک تکرار بیشینه در هفتۀ اول آغاز شد و به 100 درصد یک تکرار بیشینه در هفتۀ پایانی رسید. تزریق دارو به صورت یک بار در هفته و در یک روز مقرر، در عضلات چهارسر و پشت ران به شکل عمیق انجام گرفت. پس از بیهوشی، کالبد شکافی صورت گرفت و طحال برداشته شد. مقاطع میکروسکوپی انتخاب شده پس از رنگ آمیزی هماتوکسیلین و آئوزین با میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. درادامه، آسیب طحال بر اساس معیارهای هیستوپاتولوژیک تعیین گشت و داده ها به روش تی هم بسته، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی حداقل تفاوت معنادار در سطح P
۳.

مقایسۀ دو و چهار هفته مکمل یاری کوآنزیم Q10 بر آستانۀ تهویه و آستانۀ تنفسی جبرانی ورزشکاران استقامتی مرد جوان

کلید واژه ها: آستانه تهویهآستانه تنفسی جبرانیمکمل یاری کوآنزیم Q10

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
هدف از این پژوهش نیمه تجربی، تعیین تأثیر دو و چهار هفته مکمل یاری کوآنزیمQ10 بر آستانۀ تهویه(VT) و آستانۀ تنفسی جبرانی(RCP) ورزشکاران استقامتی مرد جوان بود. جهت انجام پژوهش، 14 مرد جوان ورزشکار (با میانگین سنی 2/1 ± 4/22 سال، درصد چربی 4/4 ± 5/12 و توان هوازی 7/2 ± 3/53 میلی لیتر/ کیلوگرم/ دقیقه) به طور تصادفی در دو گروه مساوی (هفت نفره) قرار گرفته و در یک پژوهش دوسویه کور به مدت چهار هفته، کوآنزیمQ10 (گروه مکمل) و دکستروز (گروه کنترل) را به مقدار 60 میلی گرم در روز به صورت کپسول مصرف نمودند. درادامه، دو گروه به منظور تعیین آستانۀ تهویه و آستانۀ تنفسی جبرانی، آزمون بیشینۀ فزایندۀ ایلیف را در روزهای اول، چهاردهم و بیست و هشتم بر روی نوارگردان انجام دادند. شایان ذکر است که گازهای تنفسی با استفاده از دستگاه گازآنالیزور نفس به نفس جمع آوری گردید و مقادیرVO2 ،VCO2 وVE اندازه گیری شد. اکسیژن معادل با آستانۀ تهویه و آستانۀ تنفسی جبرانی نیز در فواصل زمانی 15 ثانیه ای برآورد گردید. همچنین، به منظور مقایسۀ متغیرها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، آزمون تعقیبی بونفرنی (درون گروهی) و تی مستقل (بین گروهی) استفاده شد (P<0.05 ). نتایج نشان می دهد که در گروه کوآنزیمQ10 ، میانگین اکسیژن مصرفی معادل با آستانۀ تهویه وVO2max افزایش معناداری داشته است؛ اما این افزایش نسبت به گروه کنترل اختلاف معنا داری ندارد(P>0.05 ). علاوه براین، در هیچ یک از گروه ها، آستانۀ تنفسی جبرانی در سه مرحلۀ زمانی اختلاف معناداری را نشان نمی دهد (0.34 =P,1.19 = ( 2,12 )F ). به طورکلی، مکمل یاری کوآنزیمQ10 به مدت دو و چهار هفته، تأثیر معناداری بر آستانۀ تهویه و آستانۀ تنفسی جبرانی مردان جوان ورزشکار نداشته است؛ در نتیجه، مکمل یاری کوآنزیمQ10 به مقدار 60 میلی گرم در روز به مدت دو و چهار هفته، تأثیری بر آستانۀ تهویه و آستانۀ تنفسی جبرانی ورزشکاران استقامتی مرد جوان ندارد.
۴.

اثر هشت هفته تمرین مقاومتی با دو شدت مختلف بر شاخص های استرس اکسیداتیو مردان جوان

کلید واژه ها: تمرین مقاومتیمالون دی آلدهیدشدت تمرینظرفیت آنتی اکسیدانی تامگلوتاتیون

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی ایمونولوژی ورزشی
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر دو شدت مختلف تمرین مقاومتی با حجم یکسان بر سطوح پلاسمایی مالون دی آلدهید، گلوتاتیون احیا و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در مردان سالم بود. بدین منظور، 30 مرد سالم با دامنۀ سنی 25 20 سال به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت نمودند و به طور تصادفی به سه گروه تمرین مقاومتی با شدت متوسط (هایپرتروفی)، تمرین مقاومتی با شدت بالا (قدرتی) و گروه کنترل تقسیم شدند. تمرین مقاومتی هایپرتروفی (سه ست 10 تکراری با شدت 70 درصد یک تکرار بیشنه) و تمرین قدرتی (چهار ست شش تکراری با شدت 85 درصد یک تکرار بیشینه) به مدت هشت هفته و به صورت سه جلسه در هفته اجرا گردید. همچنین، نمونه های خون سیاهرگی در شرایط ناشتا و در دو نوبت، 24 ساعت قبل از شروع پروتکل و 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی از آزمودنی ها گرفته شد. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان می دهد که غلظت مالون دی آلدهید در گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری پیدا کرده است ( P=0.016 ) که میزان آن در گروه تمرین هایپرتروفی در مقایسه با گروه تمرین قدرتی بیشتر می باشد ( P=0.04 ). همچنین، غلظت گلوتاتیون احیا در گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری را نشان می دهد ( P=0.027 ). تمرین هایپرتروفی نیز موجب افزایش بیشتر در گلوتاتیون احیا در مقایسه با تمرین قدرتی شده است. علاوه براین، سطوح ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در دو گروه تمرینی افزایش یافته است؛ اما این افزایش تنها در گروه تمرین هایپرتروفی معنا دار می باشد ( P=0.013 ). لازم به ذکر است که تفاوت معنا داری بین گروه ها مشاهده نمی شود ( P=0.103 ). درمجموع، تمرینات مقاومتی (احتمالاً) می تواند موجب بهبود سیستم آنتی اکسیدانی (گلوتاتیون احیا و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام) و کاهش مالون دی آلدهید شود که این تغییرات مستقل از شدت تمرین می باشد.
۵.

تحلیل محتوای نشریۀ فیزیولوژی ورزشی پژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی

کلید واژه ها: تحلیل محتواپژوهشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشینشریۀ علمی پژوهشیفیزیولوژی ورزشی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی گروه های ویژه پژوهش در علوم ورزشی
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۳
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای نشریۀ فیزیولوژی ورزشی در بازۀ زمانی (1395 1388) بود. تحلیل محتوا به صورت کمى و به لحاظ پراکندگى موضوعى انجام شد . پس از مراجعه به نسخۀ بایگانی شماره های منتشر شدۀ نشریه و ورود داده های کمی خام در برگۀ کدگذاری، شاخص های آماری توصیفی توسط نرم افزار اس. پی. اس. اس محاسبه شد و جدول های توزیع فراوانی تنظیم گردید. نتایج نشان می دهد که از مجموع 263 مقالۀ بررسی شده به لحاظ حوزۀ مطالعاتی، 3/64 درصد در حوزۀ سلامت، 4/22 درصد در حوزۀ ورزش قهرمانی و 3/13 درصد در سایر مباحث بوده است. از نظر روش پژوهش نیز 9/9 درصد مقالات توصیفی، 8/76 درصد نیمه تجربی، 5/12 درصد تجربی و 8/0 درصد مربوط به سایر روش ها بوده اند. بررسی آزمودنی ها بیانگر آن است که از نظر سن، جوانان با 4/57 درصد دارای بیشترین سهم هستند و کمترین سهم از آن کودکان و سالمندان می باشد. همچنین، از نظر وضعیت سلامت به ترتیب افراد سالم (7/40 درصد) و بیمار (11 درصد) دارای بیشترین و کمترین فراوانی هستند. به لحاظ متغیر وابسته نیز قلب و عروق و تنفس (4/30 درصد) دارای بیشترین فراوانی بوده و تغذیۀ ورزشی (9/4 درصد) کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده است. براساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که بیشترین سهم مقالات منتشر شده در نشریۀ فیزیولوژی ورزشی به لحاظ حوزۀ مطالعاتی در حوزۀ سلامت و به لحاظ روش پژوهش در حوزۀ مطالعات نیمه تجربی است. به لحاظ آزمودنی ها نیز به طور عمده، مطالعات روی افراد سالم، غیرورزشکار و گروه سنی جوانان انجام شده است. درمجموع، با توجه به عدم توازن مطالعات انجام شده در حیطه های گوناگون فیزیولوژی ورزشی، تعیین اولویت های پژوهشی برای این نشریه ضروری به نظر می رسد.
۶.

پیش آماده سازی با فعالیت ورزشی از طریق افزایش بیان نوروتروفین های هیپوکامپ، اختلال حافظۀ فضایی ناشی از ایسکمی مغزی در موش های صحرایی را کاهش می دهد

کلید واژه ها: هیپوکامپفعالیت ورزشیحافظه فضاییایسکمینوروتروفین

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی عصبی ـ عضلانی
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۸
هدف از این پژوهش، بررسی اثر پیش آماده سازی یک دوره فعالیت ورزشی بر اختلال حافظۀ فضایی و بیان «عامل رشد عصبی مشتق از مغز» و «عامل رشد عصبی» در ناحیۀ هیپوکامپ پشتی، در پی ایسکمی ریپرفیوژن مغزی در موش های صحرایی نر می باشد. بدین منظور، تعداد 21 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی انتخاب شدند و به سه گروه (شم، ایسکمی و ورزش + ایسکمی) تقسیم گردیدند. رت های گروه ورزش به مدت چهار هفته و به شکل پنج روز در هفته بر روی تردمیل دویدند. ایسکمی با انسداد هر دو شریان کاروتید مشترک نیز به مدت 20 دقیقه ایجاد شد. همچنین، عملکرد حافظۀ فضایی رت ها با استفاده از از ماز آبی موریس ارزیابی گشت و سطح بیان پروتئین ها با استفاده از رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمی تعیین گردید. یافته ها نشان می دهند که پیش آماده سازی فعالیت ورزشی منجر به کاهش معنا دار مسافت طی شده و مدت زمان سپری شده برای رسیدن به سکوی هدف در آزمون ماز آبی موریس شده است. همچنین، فعالیت ورزشی پیش از ایسکمی، به صورت قابل توجهی میزان بیان پروتئین های «عامل رشد عصبی مشتق از مغز» و «عامل رشد عصبی» در ناحیۀ هیپوکامپ پشتی را در مقایسه با گروه ایسکمی افزایش داده است. براساس نتایج می توان گفت که پیش آماده سازی با فعالیت ورزشی، احتمالاً از طریق تنظیم افزایشی عوامل نوروتروفیک می تواند در برابر آسیب های ناشی از ایسکمی ریپرفیوژن، اثرات محافظتی داشته باشد و اختلال ناشی از ایسکمی مغزی در حافظۀ کوتاه مدت را بهبود بخشد.
۷.

تأثیر چهار هفته تمرین هوازی بر اختلالات شناختی و عملکرد حرکتی موش های صحرایی نر دیابتی شده با استرپتوزوتوسین

کلید واژه ها: دیابتتمریناختلالات شناختیاسترپتوزوتوسین

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  2. تربیت بدنی روانشناسی ورزشی آموزش و پژوهش در روانشناسی ورزشی
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۴
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر چهار هفته تمرین هوازی بر اختلالات شناختی و عملکرد حرکتی موش های صحرایی نر دیابتی بود. به این منظور 24 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار (وزن 9/9±275 گرم، سن 13 هفته) خریداری و به طور تصادفی به سه گروه شم، دیابت و دیابت+تمرین تقسیم شدند. دیابت با تزریق داخل صفاقی یک دوز استرپتوزوتوسین به مقدار ml/kg 60 القا شد. ملاک دیابتی شدن، قند خون بالای mg/dl 250 بود. یک هفته پس از القای دیابت، رت های گروه ورزش، به مدت چهار هفته، پنج روز در هفته (به مدت 30-20 دقیقه با سرعت 18-10 متر در دقیقه) روی تردمیل دویدند. از آزمون حافظۀ احترازی غیرفعال برای بررسی میزان اختلال در حافظه و از آزمون های سطح شیبدار و بارفیکس به منظور ارزیابی عملکرد حرکتی استفاده شد. یافته ها نشان داد که تمرین ورزشی به طور معنا داری میزان اختلال ناشی از دیابت در حافظۀ کوتاه مدت در آزمون حافظۀ احترازی غیرفعال (0001/0=P) را کاهش و عملکرد حرکتی موش های صحرایی دیابتی را در آزمون سطح شیبدار (017/0=P) و آزمون بارفیکس (0001/0=P) افزایش داد. به طور کلی می توان گفت که چهار هفته تمرین هوازی به بهبود اختلالات شناختی و عملکرد حرکتی در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین منجر می شود.
۸.

اثر هشت هفته مصرف روی و تمرین هوازی بر سطح گلوکز پلاسما و تعداد سلول های بتای پانکراس در رت های دیابتی

کلید واژه ها: دیابتتمرین هوازیسلول های بتامکمل روی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۲
هدف از این مطالعه بررسی اثر مصرف مکمل روی و هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح قند خون و توزیع سلول های بتا پانکراس در موش های صحرایی دیابتی است. به طور تصادفی 60 رت نر بالغ به شش گروه تقسیم شدند: کنترل سالم (C)، کنترل تمرین (CE)، دیابت کنترل (D)، دیابتی با روی ((DZ، دیابتی با تمرین (DE)، و گروه دیابتی با روی و تمرین (DEZ). پس از هشت هفته، رت ها بی هوش شدند، سپس پانکراس جدا و پردازش شد. بخش هایی به طور تصادفی تعیین و تعداد سلول های رنگی بتا پانکراس شمارش شدند. سطح قند خون (BGL) در هفته های مختلف در این تحقیقات اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل آماری از آزمون واریانس ها نشان داد که BGL به طور چشمگیری در گروه های DEZ و DZ در مقایسه با C و گروه های D و CE کاهش یافت (05/0>P). تعداد سلول های بتای جزایر لانگرهانس در گروه DEZ به طور معنا داری (05/0>P) بالاتر از گروه D (اندازۀ اثر 81٪) و DE (اندازۀ اثر 97٪) و DZ بالاتر از گروه D (اندازۀ اثر 99٪) بود و قابل مقایسه با گروه شاهد C و CE بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که مکمل روی همراه با تمرین هوازی می تواند نقش مؤثرتری در مدیریت دیابت داشته باشد و احتمالاً با کنترل بیماری دیابت و تحریک سلول های بتا به افزایش ترشح انسولین منجر شود. همچنین تا حد زیادی از تخریب سلول های بتای باقی مانده به وسیلۀ برخی از تغییرات پاتولوژیک مثل هیپرتروفی جلوگیری می کند.
۹.

تأثیر یک دوره مکمل دهی عصارة دارچین بر پاسخ nAChR عضلة اسکلتی موش های صحرایی سالمند به فعالیت حاد وامانده ساز

کلید واژه ها: سالمندیفعالیت وامانده سازسارکوپنیاگیرندة نیکوتینی استیل کولین

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۸
مصرف مکمل های حاوی آنتی اکسیدان در بهبود عملکرد در دوران سالمندی اهمیت زیادی دارد. هدف این تحقیق، بررسی تأثیر یک دوره مکمل دهی عصارۀ دارچین بر پاسخ گیرندة نیکوتینی استیل کولین (nAChR)پس از یک جلسه فعالیت وامانده ساز در موش های صحرایی سالمند بود. 32 سر موش سالمند نژاد ویستار به طور تصادفی در چهار گروه ورزش وامانده ساز، دارچین، دارچین– ورزش و کنترل تقسیم شدند. موش ها در گروه دارچین و دارچین- ورزش mg/kg/day 200 عصارة دارچین به مدت 14 روز به صورت گاواژ دریافت کردند. در گروه ورزش و دارچین– ورزش، موش ها ابتدا با سرعت m/min 10 برای گرم کردن روی تردمیل راه رفتند و سپس هر دو دقیقه، m/min 2 به سرعت تردمیل اضافه شد تا سرعت به m/min 28 رسید. پس از بیهوشی، عضلۀ SOL و EDL در حالت استراحت، بلافاصله و چهار ساعت بعد خارج شد. از روش هموژن کردن و سپس وسترن بلات برای شناسایی تغییر متغیرها استفاده شدند. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه (One Way ANOVA) در سطح معناداری (05/0 ≥P ) تجزیه وتحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان nAChR بلافاصله و چهار ساعت بعد در عضلۀ SOL، در همۀ گروه ها به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (05/0˂ P). با وجود این در عضلۀ EDL این افزایش معنادار نبود (05/0 ≤P). به نظر می رسد که مکمل دهی عصارۀ دارچین و فعالیت استقامتی، روش مناسبی برای کاهش توسعة سارکوپنیا و افزایش سنتز nAChR در افراد سالمند باشد.
۱۰.

اثر مصرف کوتاه مدت مکمل تورین بر میزان خستگی عصبی عضلانی و سطوح لاکتات خون در فعالیت تناوبی بیشینه

کلید واژه ها: لاکتات خوناسید آمینه تورینخستگی عصبی - عضلانیفعالیت ورزشی تناوبی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی عصبی ـ عضلانی
  4. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۴
هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر مصرف کوتاه مدت مکمل اسید آمینة تورین بر خستگی عصبی- عضلانی و تجمع لاکتات پس از اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه بود. جامعۀ آماری دانشجویان تربیت بدنی و روش تحقیق نیمه تجربی بود. بدین منظور 20 مرد فعال داوطلب (با میانگین سنی 25/1±12/22 سال، قد 63/4±59/174 سانتی متر، وزن 97/8±52/71 کیلوگرم، شاخص تودة بدن 19/2±40/23 کیلوگرم بر متر مربع و درصد چربی بدن 21/1±81/11) در دو گروه مکمل یا دارونما که به طور تصادفی انتخاب شده بودند، طی دو جلسۀ پیش آزمون و پس آزمون در اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه شرکت کردند. مکمل تورین و دارونما (نشاسته) به صورت کپسول های یک گرمی در اختیار آزمودنی های گروه تجربی و کنترل قرار گرفت، تا روزانه 5 کپسول را به مدت دو هفته مصرف کنند. پس از پایان دورۀ مصرف مکمل، بلافاصله، پس آزمون صورت گرفت. به منظور تعیین تفاوت بین متغیرها از آزمون انوا با عامل بین گروهی و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که مصرف کوتاه مدت مکمل اسید آمینۀ تورین میزان خستگی عصبی- عضلانی (002/0P=) و میزان تجمع لاکتات خون (000/0P=) را پس از اجرای فعالیت ورزشی تناوبی بیشینه کاهش می دهد. بنابراین، می توان بااحتیاط گفت که از این مکمل می توان به عنوان راهگشای بهبود عملکرد ورزشی در فعالیت های متناوب سرعتی استفاده کرد.
۱۱.

تأثیر شیوه های گوناگون تمرین ورزشی بر سطوح پلاسمایی IL-6 و IL-10 موش های صحرایی نر بالغ

کلید واژه ها: اینترلوکین 6اینترلوکین10فعالیت ورزشی استقامتیفعالیت ورزشی شدید تناوبیفعالیت ورزشی شدید تداومی

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
هدف از مطالعه حاضر بررسی و مقایسه ی تأثیر شیوه های مختلف فعالیت ورزشی بر IL-6 و IL-10 و کنترل وزن موش های صحرایی نر بالغ بود. در این پژوهش تجربی- آزمایشگاهی 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (با سن 8 هفته و میانگین وزن 10±170 گرم)، به طور تصادفی به 5 گروه مساوی 8 تایی کنترل، فعالیت ورزشی استقامتی(ET-Endurance Training) ، فعالیت ورزشی تناوبی شدید (HIIT-High Intensity Interval Training)، فعالیت ورزشی تداومی شدید (ST-Sprint Training) و فعالیت ورزشی بر سطح شیب دارITW-Incline Treadmill Workout) ) تقسیم شدند. گروه کنترل هیچ گونه برنامه تمرینی نداشت و گروه های فعالیت ورزشی به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته فعالیت ورزشی انجام دادند. IL-6 و IL-10 با روش الایزا سنجیده شد و داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه با 05/0p < تحلیل شدند. پژوهش حاضر نشان داد، مقادیر IL-6 و IL-10 پلاسمایی پس از 8 هفته، در هیچ یک از گروه های تمرینی نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری نداشت(05/0p
۱۲.

تأثیر ده هفته تمرین تناوبی هوازی بر وضعیت آنتی اکسیدانی و اکسیدانی در بیماران دیابتی نوع دو

کلید واژه ها: تمرین تناوبیدیابت نوع دواسترس اکسایشیعملکرد اندوتلیال

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
  4. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۴
پژوهش حاضر با هدف تأثیرپذیری وضعیت استرس اکسایشی ناشی از تمرینات تناوبی هوازی در بیماران دیابتی نوع دو طراحی و اجرا شد. 24 بیمار دیابتی نوع دو که تحت درمان دارویی بودند، با میانگین سنی 50/6 ± 29/50 سال و شاخص تودۀ بدنی 67/0 ± 21/27 کیلوگرم بر متر مربع در دو گروه تمرینی و کنترل قرار گرفتند. برنامۀ تمرینی به مدت ده هفته، سه جلسه در هفته و به مدت 40 دقیقه با شدت 80 درصد حداکثر تواتر قلبی (HR max) اجرا شد. شاخص های آنتی اکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX)، شاخص اکسیدانی مالون دی آلدئید و نیتریت/نیترات (NOx) اندازه گیری شد. داده ها با روش آماری آنوای دوطرفه بررسی شد. نتایج نشان داد تمرین تناوبی هوازی موجب افزایش معنادار نیتریت/ نیترات (004/0P=)، GPX (001/0P=) و کاهش معنادار MDA (029/0P=) شد. درحالی که تأثیر معناداری بر SOD (063/0P=) نداشت. علاوه بر این، به بهبود ظرفیت آمادگی هوازی (005/0P=) منجر شد، اما شاخص های متابولیکی تأثیر معناداری ناشی از تمرین تناوبی هوازی نشان ندادند. ازاین رو می توان نتیجه گرفت تمرینات تناوبی هوازی از راه کاهش اکسیدان ها و افزایش آنتی اکسیدان ها موجب افزایش فعالیت زیستی NO شده است. همچنین تناوب های تمرین ورزشی با افزایش آنتی اکسیدان ها و تنش برشی موجب بهبود وضعیت اکسایشی و عملکرد اندوتلیال می شود.
۱۳.

تأثیر هشت هفته تمرین هوازی با چرخ کارسنج و مصرف عصارۀ گزنه بر سطوح پلاسمایی نسفاتین-1 و پروتئین واکنشگر C در زنان دارای اضافه وزن و چاق

کلید واژه ها: چاقیپروتئین واکنشگر Cنسفاتین-1چرخ کارسنجگزنه

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  4. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
هدف مطالعۀ حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی با چرخ کارسنج و مصرف عصارۀ گزنه بر سطوح پلاسمایی نسفاتین-1 و پروتئین واکنشگر C در زنان دارای اضافه وزن و چاق بود. 46 زن دارای اضافه وزن و چاق با دامنۀ سنی 45-25 سال و kg/m 225<BMI به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه؛ تمرین+گزنه (12نفر)، تمرین+دارونما (12نفر)، عصارۀ گزنه (11نفر) و دارونما (11نفر) تقسیم شدند. گروه های مصرف کنندۀ عصارۀ گزنه و دارونما به ترتیب به مدت هشت هفته روزانه 8 میلی لیتر عصارۀ گزنه و محلول دارونما پس از وعدۀ غذایی اصلی دریافت کردند. تمرین هوازی نیز هشت هفته و هر هفته سه جلسه تمرین با شدت 60 تا 75 درصد ضربان قلب ذخیره بود. مرحلۀ اول خون گیری پس از 12 ساعت ناشتایی و مرحلۀ دوم  48 ساعت پس از خاتمۀ تمرینات در شرایط تجربی اجرا شد. سطح پلاسمایی نسفاتین-1 پس از هشت هفته تمرین هوازی و مصرف گزنه به طور معناداری در گروه های تمرین+گزنه، تمرین+دارونما و گزنه افزایش یافت (05/0>P) که بیشترین افزایش مربوط به گروه تمرین+گزنه بود. تغییرات وزن، BMI و درصد چربی در همۀ گروه های مداخله نسبت به پیش آزمون تفاوت معناداری را نشان داد (01/0>P). همچنین سطح پلاسمایی CRP در گروه های تمرین+گزنه، تمرین+دارونما و گزنه به طور معناداری کاهش یافت (05/0>P). در نتیجه به نظر می رسد تمرین هوازی روی چرخ کارسنج، یک شیوۀ تمرینی مؤثر به همراه مصرف عصارۀ گزنه می تواند با کاهش شاخص التهابی CRP و افزایش سطوح پلاسمایی نسفاتین-1، بدن را در برابر بیماری های التهابی مرتبط با چاقی ایمن کند.
۱۴.

اثر حاد نوع و شدت انقباض پویا بر شاخص های عملکردی و برخی متغیر های الکترومایوگرافی پرش عمودی ورزشکاران دوومیدانی

کلید واژه ها: الکترومایوگرافیفعالیت مقاومتی منفیفعالیت مقاومتی توانی - قدرتیفعالیت مقاومتی توانی - سرعتیpostactivation potentiation

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی عصبی ـ عضلانی
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
هدف از این پژوهش مطالعۀ اثر زودگذر نوع و شدت انقباض های پویا بر برخی متغیر های الکترومایوگرافی و عملکردی ورزشکاران حرفه ای دوومیدانی بود. آزمودنی ها 9 نفر بودند که در چهار روز متفاوت و به صورت تصادفی، یکی از چهار پروتکل گرم کردن معمول (گروه کنترل)، گرم کردن و اجرای یک وهلۀ 4 تکراری نیم چمباتمۀ فعالیت منفی (120 درصد 1RM)، گرم کردن و اجرای یک وهلۀ 6 تکراری نیم چمباتمۀ فعالیت توانی– قدرتی (80 درصد 1RM) و گرم کردن و اجرای یک وهلۀ 12 تکراری نیم چمباتمۀ فعالیت توانی– سرعتی (40 درصد 1RM) را اجرا کردند. 7 دقیقه پس از اجرای هر پروتکل، از آزمودنی ها آزمون حداکثر انقباض ایزومتریک ارادی (MVIC) و پرش عمودی به عمل آمد و همزمان فعالیت الکترومایوگرافی عضلۀ راست رانی، پهن خارجی و دوسر رانی در آزمون MVIC و مرحلۀ درون گرای پرش عمودی به ثبت رسید و سپس شاخص حداکثر فعالیت عضله و نسبت RMS/MVIC از آن استخراج شد. نتایج نشان داد ارتفاع پرش عمودی، حداکثر فعالیت عضله و نسبت RMS/MVIC پس از انجام پروتکل های نیم چمباتمۀ فعالیت منفی و توانی– قدرتی در مقایسه با گروه کنترل با افزایش معناداری همراه بود (05/0P≤). همچنین پروتکل فعالیت منفی در مقایسه با پروتکل توانی- قدرتی از افزایش بیشتری برخوردار بود (05/0P≤)؛ بنابراین، استفاده از گرم کردن ویژه، شامل نیم چمباتمه با شدت های فوق بیشینه و نزدیک به بیشینه نسبت به گرم کردن معمول می تواند عملکرد پرش عمودی متعاقب را بهبود بخشد.
۱۵.

تأثیر مصرف مکمل منیزیم سولفات بر شاخص های الکترومیوگرافی آستانۀ خستگی، لاکتات و TTE در پی فعالیت هوازی حاد دویدن روی نوارگردان تا حد واماندگی در مردان دانشگاهی غیرفعال

کلید واژه ها: فعالیت هوازیزمان رسیدن به واماندگیالکترومیوگرافی آستانۀ خستگیمنیزیم سولفات

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
هدف از این تحقیق بررسی تأثیر مکمل گیری منیزیم سولفات بر شاخص های الکترومیوگرافی آستانۀ خستگی (EMG FT)، لاکتات و زمان رسیدن به واماندگی (TTE) در پی یک جلسه فعالیت هوازی دویدن روی نوار گردان تا حد واماندگی در مردان دانشگاهی غیرفعال بود. به این منظور 16 دانشجوی پسر غیرفعال ( با میانگین سنی 18/1 ± 25/25 سال، قد 75/4 ± 18/176 سانتی متر، وزن 65/25 ± 51/79 کیلوگرم) به طور تصادفی به دو گروه مکمل (8 نفر) و دارونما (8 نفر) تقسیم شدند. خون گیری در چهار مرحله، قبل و بلافاصله بعد از آزمایش بروس در پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر، آنالیز کوواریانس، آزمون t همبسته و مستقل در سطح معناداری 05/0 =P تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، بعد از دورۀ مکمل گیری TTE گروه مصرف کنندۀ منیزیم سولفات با افزایش همراه بود (44/5 درصد)، ( 05/0 P<). همچنین مکمل منیزیم سولفات بروز EMG FTرا 140درصدافزایش داد ( 05/0 P<). اما تغییرات لاکتات در دو گروه معنادار نبود (05/0 P>). نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که مصرف مکمل منیزیم سولفات موجب کاهش شیب فعالیت EMG FTعضله در پی یک جلسه فعالیت دویدن وامانده ساز روی نوارگردان می شود.
۱۶.

مقایسۀ اثر زمان های متفاوت مصرف کربوهیدرات قبل از فعالیت ورزشی بر MFO و Fatmax در دوندگان استقامتی

کلید واژه ها: Fatmaxحداکثر اکسیداسیون چربیمصرف کربوهیدرات

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
هدف از پژوهش حاضر مقایسۀ اثر زمان های متفاوت مصرف کربوهیدرات قبل از فعالیت ورزشی بر بیشینۀ اکسیداسیون چربی و شدتی از فعالیت که بیشینۀ اکسیداسیون چربی در آن رخ می دهد (Fatmax ) در دوندگان استقامتی بود. در این پژوهش هشت دوندۀ استقامتی حرفه ای ( با میانگین سنی 61/2 ± 6/21 سال؛ حداکثر اکسیژن مصرفی 7/8 ± 0/63 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه؛ درصد چربی بدن 92/1 ± 1/9 درصد؛ سابقۀ ورزشی 3 ± 7 سال) به عنوان آزمودنی در چهار آزمون جداگانه شرکت نمودند. در جلسۀ اول، آزمودنی ها ساعت هشت صبح و در حالت ناشتا، آزمون فعالیت ورزشی فزاینده (شامل فعالیت روی نوارگردان تا مرحلۀ خستگی) را به منظور تعیین میزان بیشینۀ اکسیداسیون چربی وFatmax انجام دادند. در جلسۀ دوم، سوم و چهارم نیز با فاصلۀ هفت تا 10 روز، آزمودنی ها درحالت ناشتا، مقدار یک گرم گلوکز به ازای هرکیلوگرم وزن بدن به همراه 500 میلی لیتر آب را در فواصل پنج دقیقه، یک ساعت و سه ساعت قبل از شروع آزمون فزاینده مصرف نمودند. مقدار بیشینۀ اکسیداسیون چربی وFatmax از طریق روش کالری سنجی غیرمستقیم با استفاده از دستگاه گازآنالایزر با کمک معادلات عنصرسنجی اندازه گیری گردید و آزمون تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر برای تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده قرار گرفت. زمانی که کربوهیدرات، پنج دقیقه و یک ساعت قبل از اجرای فعالیت ورزشی مصرف شده بود، بیشینۀ اکسیداسیون چربی وFatmax به ترتیب کمترین و بیشترین کاهش را نشان می داد. همچنین، بیشینۀ اکسیداسیون چربی وFatmax در وضعیت ناشتا به طور معناداری نسبت به وضعیت مصرف کربوهیدرات در فواصل پنج دقیقه، یک ساعت و سه ساعت قبل از فعالیت ورزشی بالاتر بود (0.05 >P )؛ اما تفاوت معناداری در میزان بیشینۀ اکسیداسیون چربی وFatmax بین وضعیت های متفاوت مصرف کربوهیدرات مشاهده نگردید. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که مصرف کربوهیدرات در زمان های متفاوت قبل از فعالیت ورزشی باعث کاهش بیشینۀ اکسیداسیون چربی و جابه جاییFatmax به شدت پایین تری از فعالیت می شود؛ بدان معنا که شروع کاهش اکسیداسیون چربی در شدت پایین تری رخ می دهد و آزمودنی ها بیشتر به منابع کربوهیدرات وابسته می شوند.
۱۷.

امکان سنجی پایش تمرین مقاومتی موش روی نردبان با زوایای متغیر به کمک ثبت لحظه ای حرکات

کلید واژه ها: تمرین مقاومتیثبت لحظه ای حرکاتموش مدل مایسنردبان زاویه متغیر

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۳
هدف از این پژوهش تجربی، پایش تمرین مقاومتی به کمک ثبت لحظه ای حرکات موش میک بود. جامعۀ آماری پژوهش را موش های نر C57BL6 10 هفته ای با وزن تقریبی 18 تا 25 گرم تشکیل دادند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نمونه ها در دو گروه A (بدون محرک نوری؛ 12 موش) و B (دارای محرک نوری؛ 15 موش ) به کمک نردبان زاویۀ متغیر با حرکت در شیب در سه زاویۀ 30 ،60 و 85 درجه تمرین کردند. دستگاه مورداستفاده از چهار کانال مجزا با نردبان زاویۀ متغیر در کف تشکیل شده بود که دیواره های هر کانال دارای سنسورهای حرکت سنج بود و حرکت هر موش در تمرین به شکل جداگانه و به کمک سخت افزار و نرم افزار خاصی که مدل ریاضی حرکت هر موش را به طور جداگانه استخراج کرده و نمودار آن را ترسیم می کرد، ثبت می شد. مقایسۀ نمودار نتایج نشان می دهد که در پروتکل تمرینی فرضی، اعضای یک گروه در شرایط کاملاً مشابه نیز شبیه یکدیگر تمرین نکرده و مدل حرکت آن ها با توجه به نمودار سرعت، مدت و شدت، اختلاف قابل توجهی با یکدیگر دارد که این اختلاف حتی در تمرین روزهای مختلف یک موش در مقایسه با خودش نیز مشاهده می شود؛ ازاین رو، نمی توان فعالیت ورزشی گروهی از موش ها در یک تمرین مقاومتی را حتی در شرایط یکسان، مشابه فرض کرد و دقیق ترین راه تفکیک و گروه بندی موش های تمرین کرده، پایش لحظه ای تمرین در زمان انجام می باشد که با استفاده از این روش، تأثیر تمرین انجام شده برای هر موش به صورت مستقل از دیگران ثبت و تحلیل می شود.
۱۸.

بیان نسبی ژن های کلیدی متابولیسم لیپید به دنبال مصرف رژیم غذایی پرچرب و تمرین هوازی در کبد موش صحرایی

کلید واژه ها: تمرین هوازیرژیم غذایی پرچربFXRPPAR-αSREBP-1c

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
به منظور بررسی سوخت وساز کبدی لیپیدها، 44 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی در دو گروه با رژیم غذایی طبیعی و پرچرب قرار گرفتند. هر گروه به سه زیرگروه کنترل، گروه با تمرین هوازی متوسط و گروه با تمرین هوازی شدید تقسیم شد. پس از هشت هفته تمرین، بیان نسبی ژن های گیرندۀ X فارنزوید (FXR) ، گیرندۀ فعال شده با تکثیر پرواکسیزوم آلفا (PPAR-α) و پروتئین پیوندی عنصر تنظیمی استرول c 1 (SREBP-1c) در بافت کبد مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین، مقادیر پلاسمایی نیم رخ لیپید و آنزیم های آمینوترنسفراز برای مطالعات بیشتر اندازه گیری شد. داده ها نیز توسط آزمون تحلیل واریانس دو سویه و در نرم افزار اس. پی. اس. اس نسخۀ 22، در سطح معناداری 95 درصد تجزیه و تحلیل گردید. برمبنای نتایج، رژیم غذایی پرچرب باعث اختلال لیپید و احتمالاً آسیب کبدی شده و تنها بیان ژن SREBP-1c را افزایش داده است. همچنین، باوجوداین که تمرین اثری بر بیان ژن FXR نداشته است؛ اما بیان PPAR-α مستقل از شدت تمرین در گروه های با رژیم غذای پرچرب را افزایش داده است. نتایج حاکی از آن هستند که بیان SREBP-1c در گروه با تغذیۀ طبیعی با تمرین شدید کاهش پیدا کرده است. به طور کلی، اختلال لیپید و تجمع چربی در بافت کبد می تواند از عواقب مصرف رژیم های پرچرب باشد که احتمالاً از طریق افزایش بیان SREBP-1c که منجر به فعال شدن مسیرهای لیپوژنیک می شود، صورت می گیرد؛ اگرچه مداخلات تمرینی این پژوهش بیان ژن ها را تغییر داد؛ اما اثر مشهودی بر پروفایل لیپید و آمینوترنسفرازها نداشت.
۱۹.

تأثیر سه برنامة تمرین ترکیبی هوازی مقاومتی با شدت های مختلف بر سطوح آدیپونکتین، پروتئین متصل به رتینول چهار و نیم رخ لیپیدی در مردان مبتلا به دیابت نوع دو

کلید واژه ها: آدیپونکتیندیابت نوع دوتمرین هوازی مقاومتیپروتئین متصل به رتینول چهار

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سه برنامة تمرین ترکیبی هوازی مقاومتی با شدت های مختلف بر سطوح آدیپونکتین، پروتئین متصل به رتینول چهار و نیم رخ لیپیدی در مردان مبتلا به دیابت نوع دو انجام گرفت. بدین منظور، 43 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو به صورت تصادفی در چهار گروه (سه گروه تمرین ترکیبی یک (سن0/3 ± 9/47، وزن1/1 ± 9/77 و شاخص تودة بدنی 5/3 ± 3/26)؛ دو (سن 3/6 ± 8/45، وزن 7/6 ± 8/80 و شاخص تودة بدنی 8/1 ± 9/26)؛ سه (سن 9/0 ± 5/47، وزن 7/11 ± 9/82 و شاخص تودة بدنی 9/2 ± 0/28) و گروه کنترل (سن 2/1 ± 9/46، وزن 3/4 ± 10/84 و شاخص تودة بدنی4/2 ± 2/28) تقسیم شدند و گروه های تمرینی، تمرین ترکیبی هوازی مقاومتی را به مدت 12 هفته و با شدت های مشخص (گروه یک: مقاومتی60-50 درصد یک تکرار بیشینه، هوازی80-70 درصد ضربان قلب بیشینه؛ گروه دو: مقاومتی70-60 درصد یک تکرار بیشینه، هوازی70-60 درصد ضربان قلب بیشینه؛ گروه سه: مقاومتی80-70 درصد یک تکرار بیشینه، هوازی60-50 درصد ضربان قلب بیشینه) اجرا نمودند. جهت انجام پژوهش، فرایند خونگیری به منظور تعیین سطوح آدیپونکتین، پروتئین متصل به رتینول چهار و نیم رخ لیپیدی، قبل و پس از 12 هفته انجام گرفت و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که سطوح پروتئین متصل به رتینول چهار در گروه دو و سۀ تمرین ترکیبی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافته است ( P<0.05 ). مقادیر تری گلیسرید نیز در هر سه گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل به طور معنا داری کاهش را نشان می دهد ( P<0.05 ). شایان ذکر است که برمبنای نتایج، تفاوت معناداری در وزن، شاخص تودة بدنی، درصد چربی، سطوح آدیپونکتین، کلسترول تام، لیپوپروتئین کلسترول با چگالی بالا و لیپوپروتئین کلسترول با چگالی پایین بین گروه ها مشاهده نمی شود و 12 هفته تمرین ترکیبی با شدت های مختلف، تأثیری بر شاخص های آنتروپومتریک و آدیپونکتین بیماران مبتلا به دیابت نوع دو نداشته است. با این حال، می توان گفت که دو برنامة تمرین ترکیبی گروه دو و سه به واسطۀ کاهش سطوح پروتئین متصل به رتینول چهار و تری گلیسرید می تواند در بهبود اختلالات متابولیکی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مفید باشد.
۲۰.

تأثیر تمرین هوازی شدید بر شاخص های میگرنی و بهبود کیفیت زندگی در زنان مبتلا به میگرن

کلید واژه ها: زنانمیگرنسردردتمرین هوازی شدید

حوزه های تخصصی:
  1. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرین هوازی با شدت بالا بر شاخص های میگرنی و بهبود کیفیت زندگی در زنان مبتلا به میگرن با طرح دو گروه پیش آزمون و پس آزمون (گروه گواه (9 =n )) و گروه تمرین هوازی با شدت بالا (9 =n ) و با نمونه گیری تصادفی در میان بیماران زن میگرنی (میانگین سنی 5/2 ± 8/22 سال، میانگین شاخص توده بدنی (8/40 ± 2/20 و میانگین درصد چربی 01/6 ± 41/22 درصد) انجام گرفت. پروتکل تمرین استقامتی دویدن با شدت بالا (17-15 مقیاس درک فشار بورگ) شامل هشت هفته تمرین به صورت سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 30 دقیقه بود. لازم به ذکر است که یک ماه قبل و بعد از پروتکل تمرین، شاخص های میگرنی (تکرار، مدت و شدت حملات) توسط پرسش نامه (ثبت سردردهای روزانه) بررسی گردید و 48 ساعت قبل و بعد از پروتکل تمرین نیز کیفیت زندگی و آمادگی هوازی ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل آماری داده ها نیز با استفاده از روش آماری آنالیز کوواریانس و آزمون تعقیبی ال.اس.دی انجام گرفت. با در نظر گرفتن مقادیر پیش آزمون، تفاوت معناداری در پس آزمون بین دو گروه مورد آزمایش مشاهده نمی شود (0.001 >P ) نتایج حاکی از آن است که تمرین هوازی با شدت بالا موجب کاهش معنادار شدت(0.05 >P )، تعداد (0.001 >P ) و مدت (0.05 >P ) حملات سردرد و بهبود کیفیت زندگی (0.001 >P ) و نیز افزایش آمادگی هوازی (0.001 >P ) شده است. به طورکلی، تمرین هوازی با شدت بالا با تأثیر مثبت بر شاخص های میگرنی، کیفیت زندگی و بهبود آمادگی هوازی (احتمالاً) می تواند به عنوان یک رویکرد درمانی غیردارویی برای بیماران میگرنی در نظر گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان