خدامراد مومنی

خدامراد مومنی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روان شناسی دانشگاه رازی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
۱.

نقش واسطه ای حمایت اجتماعی و شادکامی در رابطه قدردانی و اضطراب مرگ در سالمندان

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر به منظور تعیین روابط ساختاری قدردانی و اضطراب مرگ با نقش میانجی گری حمایت اجتماعی و شادکامی در میان سالمندان ساکن آسایشگاه کهریزک استان تهران انجام شده است. 352 نفر از سالمندان آسایشگاه کهریزک به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس های اضطراب مرگﺗﻤﭙﻠﺮ، قدردانی مک کالو و همکاران، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران و شادکامی آکسفوردآرگیل و لو استفاده شد. بعد از بررسی تحلیل تأییدی مقیاس ها، ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگو یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی تدوین شده از برازش و برازندگی مطلوبی برخوردار است؛ همچنین متغیرهای قدردانی، حمایت اجتماعی ادراک شده و شادکامی به طور معناداری اضطراب مرگ را پیش بینی کردند. این متغیرها به طور منفی و معنادار پیش بین های اضطراب مرگ هستند. همچنین روش تحلیل میانجی به روش بوت استرپ انجام گرفت که نتایج تحلیل گویای آن بود که متغیر قدردانی می تواند از طریق افزایش حمایت اجتماعی ادراک شده و شادکامی میزان اضطراب مرگ را کاهش دهد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که اضطراب مرگ سالمندان متأثر از حمایت اجتماعی ادراک شده و میزان شادکامی آن هاست. بنابراین توجه به نقش حمایت اجتماعی ادراک شده و میزان شادکامی در تبیین رابطه قدردانی و اضطراب مرگ در سالمندان حائز اهمیت است و می توان با ایجاد ظرفیت هایی برای افزایش این متغیرها اضطراب مرگ را در سالمندان کاهش داد.
۲.

تجربه زیسته آشفتگی زناشویی در جهان ادراکی زنان؛ مورد مطالعه: کلینیک توحید شهر کرمانشاه

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
زندگی زناشویی دستخوش مخاطرات گوناگونی است، حادترین این مخاطرات آشفتگی زناشویی است که منجر به جدایی هیجانی و طلاق می شود. هرچند پژوهش های متفاوت و بعضاً قابل طرحی در این زمینه صورت گرفته است ولی به نظر می رسد لازم است با رویکردهای تئوریک دیگری نیز به این موضوع پرداخته شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری از زیست جهان زنانی که آشفتگی زناشویی را تجربه کرده اند با تکیه بر رویکرد پدیدارشناسانه انجام شده است. جامعه پژوهش دربرگیرنده زنان با تجربه آشفتگی زناشویی مراجعه کننده به کلینیک توحید شهر کرمانشاه بوده است. نمونه گیری به صورت هدفمند بوده که نخست با 6 نفر از زنان مصاحبه اکتشافی انجام شده، سپس با شمار 16 نفر از آنان که خودشان یا همسرشان تجربه بیماری روانی آشکاری نداشتند، مصاحبه اصلی صورت گرفته و نمونه گیری به اشباع رسیده است. با استفاده از مصاحبه اپیزودیک و با تکیه بر روش پدیدارشناسی در روانشناسی جیورجی-ورتز جهان ادراکی زنان به تصویر کشیده شده است. پنج ساختار کلی (درون مایه) دربرگیرنده، "قصدمندی متعارض"، "درک متقابل تجربه زیسته"، "همدلی هیجانی"، "تصورات زوجین پیش از  ازدواج" و "ابژه گی آموخته شده" توصیفی از تجربه آشفتگی زناشویی در جهان ادراکی زنان موردمطالعه است. بنا بر نتایج مطالعه حاضر به درمانگران بالینی توصیه می شود از این مفاهیم در مشاوره های پیش از ازدواج به منظور آگاهی بیشتر زوجین بهره گیرند.
۳.

مقایسه اثربخشی سیستم روان درمانی تحلیل شناختی- رفتاری (CBASP) و یکپارچه سازی رفتاردرمانی دیالکتیکی با درمان شناختی مبتنی بر ذهن شفقت ورز بر کاهش درد ذهنی و دشواری های تنظیم هیجانی افراد اقدام کننده به خودکشی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه: این پژوهش باهدف اثربخشی سیستم روان درمانی تحلیل شناختی- رفتاری و یکپارچه سازی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی مبتنی بر شفقت بر کاهش درد ذهنی و دشواری های تنظیم هیجانی در افراد اقدام کننده انجام شد. <br /> روش: جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی افراد 16 تا 40 ساله اقدام کننده به خودکشی به روش مسمومیت دارویی در فاصله ماه های مهر تا بهمن سال 1396 مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) شهر کرمانشاه تشکیل می دهند. نمونه آماری این پژوهش شامل 48 نفر از افراد اقدام کننده به خودکشی و داوطلب شرکت در مداخله بودند، که به روش نمونه گیری تصادفی از بین 120 نفر اقدام کننده به خودکشی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه های آزمایش 14 جلسه سیستم روان درمانی تحلیل شناختی- رفتاری (CBASP) و یکپارچه سازی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی مبتنی بر شفقت را دریافت کردند. آزمودنی های گروه های آزمایش و کنترل در مرحله پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه های درد ذهنی اورباخ و همکاران (2003) و دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و رومر (2004) پاسخ دادند. پس از جمع آوری داده ها به منظور رعایت جوانب اخلاقی، برای اعضای گروه لیست انتظار 10 جلسه مشاوره گروهی برگزار شد. <br /> یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) نشان داد که سیستم روان درمانی تحلیل شناختی- رفتاری و یکپارچه سازی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی مبتنی بر شفقت بر درد ذهنی و دشواری های تنظیم هیجانی افراد اقدام کننده اثربخش هستند (001/0≥P). <br /> نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مبنی بر اثربخشی سیستم روان درمانی تحلیل شناختی- رفتاری و یکپارچه سازی رفتاردرمانی دیالکتیکی و درمان شناختی مبتنی بر شفقت بر کاهش مؤلفه های درد ذهنی و دشواری های تنظیم هیجانی افراد اقدام به خودکشی می توان از این مداخله ها در کنار درمان دارویی و دیگر درمان های مبتنی بر شواهد برای افراد اقدام کننده به خودکشی به عنوان روش های درمانی مفید و مکمل استفاده نمود.
۴.

سنجش درد ذهنی: ویژگی های روان سنجی و تحلیل عامل تأییدی پرسشنامه چندبعدی درد ذهنی (OMMP)

تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: درد روانشناختی یک تجربه ذهنی است که ارزیابی منفی از خود را در بر دارد و از این رو، برای سنجش آن باید از ابزارهای خودگزارشی استفاده کرد. هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی پرسشنامه درد ذهنی بود. روش: پژوهش در قالب یک طرح پژوهش همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه تشکیل می دادند. نمونه پژوهش شامل 300 نفر از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و AMOS-21 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین مؤلفه های درد ذهنی و اضطراب و افسردگی و راهبردهای منفی نظم جویی شناختی هیجانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (001/0≥P). همچنین بین مؤلفه های درد ذهنی و شفقت به خود رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (001/0≥P). نتایج حاصل از تحلیل عامل اکتشافی 6 عامل را شناسایی کرد که در مجموع این شش عامل 40/66 درصد از واریانس درد ذهنی را تبیین می کنند. نتایج تحلیل عامل تأییدی 44 گویه را در شش عامل تأیید کردند. آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه درد ذهنی 966/0 و برای عامل پوچی و بی ارزشی 952/0، عامل سردرگمی و آشفتگی هیجانی 893/0، عامل فقدان کنترل 877/0، عامل تغییرناپذیری 872/0، عامل فاصله گیری اجتماعی/ از خود بیگانگی 869/0 و عامل ترس از تنهایی 617/0 بدست آمد. نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه درد ذهنی در دانشجویان، از خصوصیات روان سنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش های روان شناختی استفاده کرد.
۵.

نقش میانجی گری خودکارآمدی جنسی در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت جنسی در مردان معتاد شهر کرمانشاه

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
زمینه: تحقیقات نشان داده است که بین سبک دلبستگی و رضایت جنسی رابطه وجود دارد اما در این ارتباط خودکارآمدی جنسی مردان معتاد می تواند نقش میانجی گر داشته باشد؟ هدف: بنابراین هدف پژوهش بررسی نقش خودکارآمدی جنسی در ارتباط با سبک های دلبستگی و رضایت جنسی مردان معتاد شهر کرمانشاه بود. روش: پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر کرمانشاه بود. که با روش نمونه گیری در دسترس از 5 مرکز 250 فرد انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های: مقیاس های دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور (1987)، رضایت جنسی لارسون(1995) و خودکارآمدی جنسی وزیری و لطفی کاشانی (1993) استفاده شد. یافته ها: برای تحلیل داده ها از روش های آماری همبستگی، تحلیل رگرسیون همزمان و تحلیل مسیر استفاده و نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی و رضایت جنسی مردان رابطه وجود دارد، به این معنی که سبک دلبستگی ایمن پیش بینی کننده مثبت (0/05> R ) و سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی پیش بینی کننده منفی است (0/05> R ) هم چنین خودکارآمدی جنسی می تواند نقش میانجی بین سبک های دلبستگی و رضایت جنسی داشته باشد (0/05> -R ) . نتیجه گیری: بدین معنی که افراد با خودکارآمدی جنسی بالا و بک دلبستگی ایمن، رضایت جنسی بهتری را تجربه کنند .
۶.

خودشفقت ورزی، بازخورد به دین و اضطراب مرگ: پیشبین های بهزیستی روان شناختی در سالمندان

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۳۰
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بهزیستی روانشناختی با دینداری، خودشفقتورزی و اضطراب مرگ در سالمندان انجام شد. به این منظور از مردان سالمند در<br />مرکز نگهداری نیمهوقت سالمندان مهرگان شهرکرمانشاه، 300 نفر به عنوان نمونه به روش غیرتصادفی داوطلبانه انتخاب شدند و به مقیاس بهزیستی روانشناختی<br />(ریف، 1989 )، فرم کوتاهمقیاس خودشفقتورزی (ریس، پومیر، نف و ون گوچت، 2011 )، مقیاس بازخورد مسلمانان به دین (وایلد و جوزف، 1997 ) و مقیاس<br />اضطراب مرگ (تمپلر، 1970 ) پاسخ دادند. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گامبهگام استفاده شد. نتایج نشان داد که بهزیستی<br />روانشناختی با خودشفقتورزی و دینداری رابطه مثبت و با اضطراب مرگ رابطه منفی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گامبهگام نیز نشان داد که بهترتیب اهمیت<br />بیشهمانندسازی، کمک شخصی، ذهنآگاهی، انزوا، اضطراب مرگ، خودقضاوتی و مناسک اسلامی قادر به پیشبینی 59 درصد از تغییرات بهزیستی روانشناختی<br />است؛ بنابراین با تقویت خودشفقتورزی و دینداری در کنار توجه به راهکارهای کاهش اضطراب مرگ میتوان بهزیستی روانشناختی در سالمندان را افزایش<br />داد.<br /><br />
۷.

پیش بینی «خودشفقت ورزی» براساس «مؤلفه های نگرش به دین» در مردان سالمند

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
هدف این پژوهش عبارت بود از بررسی چگونگی ارتباط «مؤلفه های نگرش به دین» و «خودشفقت ورزی» در مردان سالمند؛ به این منظور، با روش تصادفی ساده، 300 نفر از سالمندانِ حاضر در «مرکز نگهداری نیمه وقت سالمندان مهرگان شهر کرمانشاه» انتخاب شدند. آنان به پرسشنامه های «فرم کوتاه خودشفقت ورزی» و «نگرش مسلمانان به دین» پاسخ دادند؛ داده ها با «ضریب همبستگی پیرسون» و «تحلیل رگرسیون گام به گام» تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین «مؤلفه های دین داری» و «خودشفقت ورزی» رابطه مثبت معنادار وجود دارد؛ «مؤلفه های نگرش به دین» که شامل «کمک شخصی»، «نگرش اسلامی» و «مناسک اسلامی» می باشند؛ به ترتیب به طور معناداری قادر به پیش بینی 23درصد از خودشفقت ورزی سالمندان است. پس می توان با افزایش «دینداری»، «خودشفقت ورزی» را افزایش داد و درنتیجه توان مقابله سالمندان در برابر بیماری های روانی و مشکلات زندگی را بهبود بخشید
۸.

تحول شخصیت در بزرگسالی: پیش بینی پدیدآورندگی در مقابل راکدماندگی بر اساس رگه های بزرگ شخصیتی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۳
مطابق با تحولات نوین دانیل مک آدامز (2004) در دیدگاه سنتی و پایه اریکسون، تکلیف تحولی دوره میانسالی برقراری تعادل بین پدیدآورندگی و راکدماندگی است. در این پژوهش رابطه بین پنج رگه بزرگ شخصیتی و تحول شخصیت در دوره میانسالی (پدیدآورندگی- راکدماندگی) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین تلاش شده است تا سهم این رگه های بزرگ شخصیتی در پیش بینی پدیدآورندگی و راکدماندگی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (150 مرد و 150 زن) از کارکنان سازمان های آموزش و پرورش و مدارس استان همدان بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از مقیاس پدیدآورندگی لویولا ( LGS ) (1992)، مقیاس راکدماندگی برادلی ( BBS ) (1997) و پرسشنامه پنج عاملی شخصیتی نئو ( NEO ) (1992) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج تحلیل های همبستگی نشان داد که بین رگه شخصیتی «روان آزردگی گرایی» و «پدیدآورندگی» رابطه منفی وجود داشت (0/01 P< )؛ و بین رگه های شخصیتی «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری»، و «پدیدآورندگی» رابطه مثبت وجود داشت (0/01 P< ). از سویی دیگر؛ بین رگه شخصیتی «روان آزردگی گرایی» و «راکدماندگی» رابطه مثبت وجود داشت (0/01 P< )؛ و بین رگه های شخصیتی «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری»، و «راکدماندگی» رابطه منفی وجود داشت (0/05 P< ). نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که رگه های بزرگ شخصیتی می توانند «پدیدآورندگی» و «راکدماندگی» را به صورت معناداری پیش بینی کنند (0/05 P< ). بر اساس نتایج این پژوهش، بین رگه های بزرگ شخصیتی و «تحول شخصیت در دوره میانسالی» رابطه معناداری وجد دارد. بدین معنا که؛ نمرات بالا در «روان آزردگی گرایی» می تواند به «راکدماندگی» در دوره میانسالی منجر شود. و از سویی دیگر، کسب نمرات بالا در «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری» می تواند به «پدیدآورندگی» در دوره میانسالی منجر شود.
۹.

اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر تاب آوری بر کیفیت رابطه والد- فرزندی و عملکرد خانواده در خانواده های مادر سرپرست

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۱
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر تاب آوری بر کیفیت رابطه والد فرزندی و عملکرد خانواده است. این پژوهش به روش نیمه تجربی است و از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. جامعه آماری دربرگیرنده 38 خانواده مادر سرپرست تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی بودند که به مراکز مشاوره مناطق چهارگانه کمیته امداد امام خمینی شهر کرمانشاه در سال 1394 مراجعه کردند و پس از مصاحبه کیفی و ارزیابی به عنوان افراد مبتلا به مشکلات ارتباطی تشخیص داده شدند. نمونه پژوهش 16 خانواده (مادر و دختر) بودند که به صورت تصادفی برگزیده و در دو گروه مشاره گروهی مبتنی بر تاب آوری و گواه، جایگزین شدند. مادران و دختران شان در 11 جلسه مشاوره گروهی مبتنی بر تاب آوری، شرکت کردند. مشاوره گروهی مبتنی بر تاب آوری، کیفیت رابطه والد - فرزندی و عملکرد خانواده را افزایش داد. نتایج نشان دادند که با مشاوره گروهی مبتنی بر تاب آوری می توان رابطه والد - فرزندی و عملکرد خانواده را افزایش داد. بنابراین، این روش مشاوره برای کاهش آسیب های خانواده های مادرسرپرست می تواند به نحوه موثری توسط متخصصین به کارگرفته شود.
۱۰.

اثر شخصیت راکدماندگی و پدیدآورندگی بر سبک زندگی: نگاهی تجربی به نظریه روان شناسی تحولی اریکسون در گستره عمر

کلید واژه ها: سبک زندگی سالمراکدماندگیپدیدآورندگیروان شناسی تحولیروان شناسی گستره عمر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی راکدماندگی - پدیدآورندگی و سبک زندگی سالم اجرا شد. این پژوهش یک طرح توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (154 زن و 146 مرد) بودند که از بین کارکنان اداره های آموزش و پرورش شهر تهران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش ویژگی های شخصیتی راکدماندگی - پدیدآورندگی، از مقیاس راکدماندگی برادلی (BBS)، و مقیاس پدیدآورندگی لویولا (LGS)، و برای سنجش سبک زندگی سالم از نیمرخ سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (HPLP-II) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی گشتاوری پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد. نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی با سبک زندگی سالم ارتباط داشت. راکدماندگی به صورت منفی و پدیدآورندگی به صورت مثبت با سبک زندگی سالم ارتباط داشت. نمره کل سبک زندگی سالم توسط راکدماندگی (به صورت منفی) و پدیدآورندگی (به صورت مثبت) پیش بینی شد. یافته های پژوهش در قالب الگوهای ارتقاء سلامت و الگوهای شخصیتیِ نشان دهنده اهمیت رویکرد تحولی در زمینه ابعاد مختلف سبک زندگی، تفسیر شد. در مجموع، ابعاد گوناگون سبک زندگی در بستر تحول روانی – اجتماعی و در ارتباط مستقیم با ویژگی های شخصیتی شکل می گیرند. پیشنهاد می شود که در پژوهش های آینده نقش و اهمیت رویکرد تحولی در شکل گیری و تغییرات رفتارهای سبک زندگی بیشتر بررسی شود.
۱۱.

رابطه تیپ های شخصیتی A و B با درگیری شغلی در اعضای هیات علمی

کلید واژه ها: اساتیددرگیری شغلیتیپ های شخصیتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶۴ تعداد دانلود : ۶۵۸
چکیده: پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه تیپ های شخصیتی (A وB) با میزان درگیری شغلی در اعضای هیات علمی انجام شد. روش تحقیق به کار رفته بر مبنای مفروضه تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری متشکل از کلیه اعضای هیات علمی زن و مرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول بود. حجم نمونه مورد مطالعه (66 نفر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های الف) درگیری شغلی کانونگو و ب) پرسشنامه تیپ های شخصیتی A وB بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های ضریب همبستگی ساده، رگرسیون و آزمون t برای گروه های مستقل استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که بین تیپ شخصیتی A و درگیری شغلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. اما بین تیپ شخصیتی B و درگیری شغلی رابطه معنی داری وجود ندارد. مقایسه اساتید زن و مرد از نظر سطح درگیری شغلی نشان داد که بین این دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج اهمیت نقش ویژگی های شخصیتی را در درگیری شغلی اساتید خاطر نشان می سازد.
۱۲.

اثر بخشی خاطره پردازی انسجامی و روایتی بر کاهش نشانه های افسردگی زنان سالمند مقیم سرای سالمندان

نویسنده:

کلید واژه ها: افسردگیزنان سالمندخاطره پردازی انسجامیخاطره پردازی روایتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره سالمندی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۱۶۰
مقدمه: در دهه های اخیر استفاده از روش های روان شناختی در درمان افسردگی که شایع ترین اختلال دوره سالمندی است مورد توجه قرار گرفته است. هدف: خاطره پردازی، مداخله ای روان شناختی برای کاهش علایم افسردگی در سالمندان است و براساس چارچوب نظری انواع مختلفی از خاطره پردازی مورد اشاره قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی خاطره پردازی انسجامی و روایتی در کاهش نشانه های افسردگی زنان سالمند است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی(طرح پیش- پس آزمون) همراه با گروه کنترل بود. آزمودنی های این پژوهش 30 زن سالمند با حداقل 60 سال سن مقیم آسایشگاه های زنان سالمند بودند که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور تصادفی به سه گروه، دو گروه آزمایشی (خاطره پردازی انسجامی و روایتی) و یک گروه کنترل تقسیم شدند. مداخلات به شکلی کوتاه مدت و برای هر گروه شامل شش جلسه ی 90 دقیقه ای بود که به صورت هفتگی برگزار شد. ابزار جمع آوری اطلاعات آزمون معاینه مختصر وضعیت روانی(MMSE) وپرسشنامه افسردگی سالمندان(GDS) بود. داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس (ANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل ها نشان داد، روش خاطره پردازی انسجامی اثر معنا داری در کاهش نشانه های افسردگی زنان سالمند داشته است. ولی روش خاطره پردازی روایتی در کاهش علائم افسردگی تاثیر نداشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها در جهت کاهش علائم افسردگی در زنان سالمند از روش خاطره پردازی انسجامی استفاده شود و در#,

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان