علی محمدی آسیابادی

علی محمدی آسیابادی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۳ مورد.
۱.

بررسی نیاز عشق در شخصیّت تهمینه و سودابه براساس نظریه آبراهام مزلو

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۹
آثار ادبی، از جهت حضور انسان، موضوع نقد روان شناختی واقع می شوند و بستر مناسبی برای این پژوهش ها به شمار می آیند. ویژگی برخی از آثار، ارائه تصویری از انسان خودشکوفاست. انسان گرایی از جریان های تأثیرگذار در روان شناسی است که انسان و رسیدنش به خودشکوفایی از مباحث مهم آن به شمارمی آید. مزلو، از پیشگامان انسان گرایی، الگویی ارائه می دهد که در آن نیازهای اساسی را در پنج سطح طبقه بندی می کند. این الگو در بعضی از آثار مانند شاهنامه که ماهیتی انسان محور دارد، قابل بررسی است. هدف این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، بررسی عشق در شخصیت تهمینه و سودابه، براساس نظریه مزلو است که می تواند رهنمونی در بررسی دیگر شخصیت ها، برای شناسایی انسان خودشکوفا باشد. از این رو این دو شخصیت، براساس شاخص های هرم مزلو سنجیده می شوند. با بررسی این دو شخصیت، تهمینه، الگوی افراد خودشکوفا و سودابه نمونه ناشکوفایی شخصیت معرفی می گردد و دلایل آن مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج این تحقیق نشان می دهد، شخصیت های حماسی تا چه حد به رشد انسانی دست یافته و چه اندازه با الگوهای شخصیت رشدیافته حوزه روان شناسی، منطبق هستند. در میان شخصیت های شاهنامه، تهمینه از معاشیق داستان های حماسی غنایی است و می توان شاهد ویژگی های افراد خودشکوفا در رفتار او بود. عشق، موضوع مشترک داستان های غنایی و نیازهای نظریه مزلو، تهمینه را تا خودشکوفایی پیش می برد و باعث رشد او می شود. در تقابل با تهمینه، سودابه را می توان مورد توجه قرارداد؛ بررسی شخصیت سودابه بیانگر ناکامی او در تأمین نیازها و گذر نکردن از پایین ترین سطوح آن است.
۲.

بررسی روان شناختی شخصیت فریدون و ضحاک براساس نظریه شخصیت آبراهام مزلو

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
انسان کامل و ارائه تصویری گویا و روشن از او از موضوعات بحث انگیز در علوم انسانی ازجمله ادبیات و روان شناسی است. در میان نظریه های شخصیت و از نگرش های نو در روان شناسی، نظریه انسان گرایی است که در آن انسان و دستیابی اش به خودشکوفایی از مباحث مهم به شمار می آید. در میان انسان گرایان نظریه آبراهام مزلو شامل سلسله مراتب نیازها ازجمله نیازهای فیزیولوژیکی، امنیت، عشق و محبت، احترام و خودشکوفایی است که از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این نظریه در بعضی از آثار ادبی ازجمله شاهنامه فردوسی- که ماهیتی انسان محور دارد- انطباق پذیر است. بررسی شخصیت های این اثر نشان می دهد انسان ایرانی در ادوار گذشته، تا چه حد به رشد و کمال انسانی دست یافته و چه اندازه منطبق بر الگوهای شخصیت رشدیافته حوزه روان شناسی است. در میان شخصیت های شاهنامه، فریدون یکی از محبوب ترین چهره های این اثر حماسی است که ویژگی های افراد خودشکوفا در رفتار و گفتار او مشهود است. ویژگی هایی مانند درک درست از واقعیت، خوی مردم گرا، تشخیص هدف از وسیله، روابط درون فردی و خودانگیختگی. در تقابل با فریدون، شخصیت ضحاک را می توان واکاوید. بررسی شخصیت ضحاک نشان دهنده ناکامی او در تأمین سلسه مراتب نیازهای اساسی و گذرنکردن از پایین ترین سطوح نیازهاست. هدف از این بررسی، نشان دادن جایگاه شخصیت فریدون و ضحاک، براساس نظریه مزلو است که می تواند رهنمونی در بررسی همه شخصیت های شاهنامه برای یافتن انسان کامل باشد و از سویی قابلیت متون کهن فارسی در شاخص های نظریه های نوین را نشان دهد. پژوهش حاضر با بررسی اندیشه و رفتار این دو شخصیت، فریدون را الگو و نمونه افراد خودشکوفا و ضحاک را نمونه ناشکوفایی شخصیت معرفی می کند و دلایل آن را بررسی می کند. 
۳.

تحلیل دیدگاه های عرفانی و تبیین مولفه های شبه عرفانی در رمان جزیره سرگردانی

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۷
رمان «جزیره سرگردانی» با محوریت عنصر شخصیت، دارای یک طرح شخصیت محور است. در این اثر، تنها حوادث بیرونی داستان نیستند که جریان رمان را پیش می برند، بلکه همزمان با حوادث بیرونی، بیان دیدگاه ها و نگرش های دینی و اعتقادی شخصیت های داستان و کنش های پی درپی اندیشگانی، طرح داستان را گسترش می دهد. در این رمان، سه نوع دیدگاه و نگرش مختلف نسبت به عرفان در دنیای مدرن وجود دارد: نگرش سنتی و مقلدانه که در پی احیای عرفان سنتی در دنیای معاصر برای رهایی نسل معاصر از سرگردانی حاصل از مدرنیته است، نگرش انتقادی که به انکار عرفان در دنیای مدرن می پردازد، و نگرش تردیدی که از عدم قطعیت در باورهای دینی و اعتقادی نسل جوان حکایت دارد. نویسنده در این اثر، با خلق شخصیت هایی با دیدگاه و نگرش های اعتقادی متقابل، زمینه را برای گسترش محتوا و درونمایه عرفانی داستان فراهم آورده است. نویسنده ضمن وفادارای به چنین طرحی، با به کارگیری مولفه ها و نظریه های پسامدرنیته در تکنیک داستان پردازی خود، مولفه هایی چون: عدم قطعیت، تناقض، جریان سیال ذهن و آشفتگی روایت... با برانگیختن پرسش های وجودشناسانه در مخاطب، مفهوم و محتوایی شبه عرفانی در رمان ایجاد می کند. هدف از این پژوهش، تحلیل و شناخت دیدگاه و نگرش های عرفانی و تبیین مولفه های شبه عرفانی در این رمان است.
۴.

بررسی تعلیم و تربیت در آثار عزیزالدین نسفی

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۵
عزیزا لدین نسفی از عارفان پرکار قرن هفتم هجری است که در آثارش توجه بسیاری به تعلیم، تربیت و آموزش داشته؛ از این جهت میان انواع ادبی، «نوع تعلیمی» را می توان به تأ لیفاتش اطلاق کرد. تعلیم و تربیت موفق همواره از دغدغه های اساسی جوامع و افراد بوده است. نسفی نیز همچون معلم و مصلحی که در قبال افراد و جامعه احساس مسئولیت می کند به امر خطیر آموزش و تعلیم می پردازد و این وجهی است که در آثار نسفی فراموش گردیده است. آثار او هم متضمن قصد و نیت تعلیم و هم مبتنی بر روش تعلیمی زمان خودش است. در این پژوهش این مسئله با در نظر گرفتن اینکه تعلیم تصوف معطوف به دو رویکرد نظری و عملی است بررسی می شود. موضوعاتی که به وجهه تعلیمی آثار نسفی مربوط می شود عبارت است از: «نسفی و تعلیم علم»، «نسفی و تعلیم عمل» و بالاخره «روش تعلیم نسفی». تعلیم علم مربوط به آموزش تصوف نظری و تعلیم عمل مربوط به آموزش سیر و سلوک عرفانی است. روش تعلیم نسفی مبتنی بر نظام های تعلیمی قرن هفتم و هشتم در سرزمین های اسلامی است.
۵.

پیش فرض های محبت در تفسیر میبدی بر آیه الست

کلید واژه ها: تصوف میثاق میبدی الست محبت خداوند

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفسران و تأویل گران
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
تعداد بازدید : ۵۲۱ تعداد دانلود : ۷۰۸
آیه 172 از سوره اعراف به آیه الست شهرت دارد. موضوع این آیه، پیمان ازلی خداوند با بندگانش در عالم ذر است. از آن جا که این میثاق، دلالت ضمنی بر عشق و محبت خداوند به بنی آدم دارد برخی اختلاف نظرهای مهم در بین مفسران قرآن درباره اینکه این محبت چیست یا به چه معنی است و چگونه ممکن است وجود داشته است. در خصوص محبت از یک طرف متکلمین بودند که آن را به اراده خداوند تأویل می کردند و از سوی دیگر، صوفیه و اهل حدیث بودند که معنی صریح آن را بدون هر گونه تأویلی قبول داشتند و میبدی هم یکی از آن ها بود. بر اساس رهیافت تفسیری اهل باطن و اندیشه های کلیدی عارفان طبق نظر صوفیه که میبدی هم از آن پیروی کرده است خطاب الهی در میثاق الست حکم شراب محبت را دارد که وجود عارف را مستی می بخشد و ماهیت پیمان الست تجربه ای ساده و صرفاً درباره ربوبیت پروردگار نبود، بلکه تجربه ای بود عرفانی و عمیق که ارواح در آن علاوه بر ربوبیت پروردگار درباره معشوقی او نیز پیمان بسته بودند. در این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی پیش فرض های میبدی در تفسیر و توجیه او درباره الست و محبت خداوند بررسی و رهیافت کلامی او در کتاب کشف الاسرار و عدهالابرار تبیین شده است.
۶.

هنجارگریزی در ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی

کلید واژه ها: هنجارگریزی آشنایی زدایی ویس و رامین هنجارگریزی نحوی هنجارگریزی آوایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۰ تعداد دانلود : ۶۹۲
منظومة دلاویز ویس و رامین از داستان های روزگار اشکانیان است که فخرالدین اسعد گرگانی از شاعران بزرگ سبک خراسانی در میان سال های (432-446ه.ق) به بحر هزج آن را به نظم درآورده است. هنجارگریزی یکی از مؤثرترین شیوه های برجسته سازی و آشنایی زدایی فخرالدین در سرایش این مثنوی است که از این رهگذر هم به توسعة زبان شعری و زیبایی کلام خود پرداخته و هم لذّت درک ادبی و تأمّل مخاطب را فزونی بخشیده است. این پژوهش سعی دارد تا با روش توصیفی-تحلیلی در چارچوب مکتب ساختارگرایی و برمبنای الگوی هنجارگریزی لیچ به بررسی پنج نوع هنجارگریزی (نحوی ، آوایی ، واژگانی ، گویشی ، زمانی) در مثنوی ویس و رامین بپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بسامد وقوع هنجارگریزی نحوی در سخن فخرالدین گرگانی ، بیش از سایر هنجارگریزی هاست. هنجارگریزی آوایی ، معنایی ، واژگانی ، زمانی ، گویشی به ترتیب در جایگاه های بعدی قرار گرفته اند و دو نوع هنجارگریزی سبکی و نوشتاری بسامد صفر در ویس و رامین داشته اند. در این مقاله از پرداختن به هنجارگریزی معنایی چشم پوشی می شود؛ زیرا این گونة هنجارگریزی مجال فراخ تری برای ارائه ، طلب می کند و شایسته است در مقاله ای جداگانه به این نوع هنجارگریزی پرداخته شود.
۷.

سبک شناسی تاریخ بلعمی

کلید واژه ها: سبک شناسی واژه بلعمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰۶ تعداد دانلود : ۶۵۱
سبک شناسی آثار گذشتگان موجب به دست آوردن درک بهتری از آن آثار و زبان به کاررفته در آن خواهد شد. تاریخ بلعمی یکی از قدیمی ترین کتاب ها به زبان دری است که تا امروز از دستبرد حوادث مصون مانده است. این کتاب بیشتر در زمینه استفاده های تاریخی کانون توجه بوده است. از این رو ، در این مقاله ، واکاوی زبان نویسنده هدف اصلی قرار گرفته و بدین منظور ، ابتدا به سبک دوره و سپس به سبک بلعمی پرداخته شده است. نتیجه این کار نشان می دهد که نویسنده حتی الامکان سعی در بهره گیری از واژگان فارسی داشته و در ترجمه تا جایی که توانسته تلاش کرده تا ترجمه او تحت تأثیر نحو عربی قرار نگیرد و معیار های زیبایی نثر در آن روزگار را نیز به خوبی رعایت کرده است. همچنین این اثر پژوهشی می تواند مقدمه ای برای سبک شناسی نخستین کتاب های منثور کهن باشد.
۸.

بررسی طرحواره حجمی معبد و نور در مثنوی مولوی

کلید واژه ها: طرحواره حجمی مکان واره دل مکان واره عشق مکان واره سخن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۰ تعداد دانلود : ۵۵۰
طرحواره حجمی یکی از اصلی ترین طرحواره های تصویری است و در تبیین نگرش عرفانی نسبت به هستی، از مهم ترین طرحواره ها به شمار می رود. با طرحواره حجمی می توان مفاهیم انتزاعی و تجربه های عرفانی را که بر بودن چیزی درون چیز دیگر دلالت دارد، در قالب استعاره شناختی بررسی کرد. اساس طرحواره حجمی بر این است که انسان به کمک تجربه ای که از بودن خود در چیزی یا بودن چیزی در خود دارد، برای مفاهیم انتزاعی نیز بتواند حجم قائل شود. هدف ما در این پژوهش، تبیین شواهدی در مثنوی مولوی است. برخی تجربه ها و مفاهیم عرفانی که انتزاعی است، در قالب طرحواره حجمی بیان شده است. مولوی در بسیاری از ابیات از طرحواره حجمی برای تبیین مفاهیم عرفانی بهره جسته است. زمانی که عشق را به مکان و مأمن و خلوتخانه ای تشبیه می کند که از نور دلدار، لبریز و سرشار است ، در واقع به کمک طرحواره حجمی برای عشق که مفهومی انتزاعی است، حجم و ظرف قائل شده است. آنچه باعث ساخت چنین عبارات استعاری می شود، ساخت های مفهومی و طرحواره های تصویری است که شاعر به کمک آن ها و الگوبرداری از حوزه مبدأ (عینی و تجربی) و تعمیم آن به حوزه مقصد (فراحسی و باطنی) در تبیین مفهوم انتزاعی عشق سود می جوید. مولوی، کلام را نیز مکان واره ای می داند که دارای مظروف است. ظرفِ آن، صورت و الفاظ و حروف آن است و مظروف آن، معنی و حقیقت کلام است که درون ظرف الفاظ و تعابیر نزول می کند.
۹.

طرحواره حجمی و کاربرد آن در بیان تجارب عرفانی

کلید واژه ها: دریا طرحواره های تصویری طرحواره حجمی آیة نور کلمه توحید اطوار دل اقلیم هشتم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۰۳۴
یکی از نظریه های مطرح در شاخه های معنی شناسی، معنی شناسی شناختی است. از جمله ساخت ها و فرایندهای مفهومی که معنی شناسان شناختی به آن پرداخته اند، طرحواره های تصویری یا فضاهای ذهنی است. طرحواره های تصویری سطح اولیه تری از ساخت شناختی زیربنای استعاره اند که امکان ارتباط میان تجربیات فیزیکی ما را با حوزه های شناختی پیچیده تری فراهم می کنند. بر اساس طرحواره حجمی تجربه ای که انسان از وجود فیزیکی خود مبنی بر اشغال بخشی از فضا دارد، درک مفهوم انتزاعی حجم را برای او امکان پذیر می سازد و انسان مظروف ظرف ها و مکان هایی می شود که دارای حجم هستند و این تجربه فیزیکی را به مفاهیم دیگر که به لحاظ جوهری یا مفهومی حجم ناپذیرند، بسط می دهد و طرحواره هایی انتزاعی از احجام فیزیکی در ذهن خود پدید می آورد. از طریق طرحواره حجمی می توانیم مفاهیم انتزاعی را که بر بودن چیزی درون چیز دیگر دلالت دارد در قالب مفاهیم و تجربه های عرفانی مورد بررسی قرار دهیم؛ از جمله مباحثی که در این پژوهش بر مبنای طرحواره حجمی مورد بررسی قرار گرفته اند، موارد مربوط به آیه نور، کلمه توحید، اطوار دل، اقلیم هشتم و شهرهای زمرّدین آن و دریا است. بر اساس طرحواره حجمی، انسان به وسیله مفاهیمی که از تجارب فیزیکی ذخیره شده در ذهن خود دارد می تواند فضاهای فراحسی و مفاهیم انتزاعی و بسیاری از تجارب و حوادث درونی و عرفانی را تبیین کند. در این پژوهش ابتدا معنی شناسی شناختی و طرحواره های تصویری به طور مختصر تعریف می شود و سپس درباره مکان ها و مفاهیم عرفانی و انتزاعی که در بعضی از متون عرفانی؛ از جمله مثنوی معنوی بر اساس طرحواره حجمی بیان شده اند، بحث می شود.
۱۰.

ذکر،زمان و خاطره از نظر مولوی و ارتباط آن با نمادِ«دلارام»در غزلیات شمس

تعداد بازدید : ۱۲۷۰ تعداد دانلود : ۵۰۲
مولانا، از جمله عرفایی است که به مفهوم «ذکر» و لوازم آن که بیشتر به صورت نمادین در کلامش ظاهر می شود، توجه خاصی نشان داده است. ذکر از مهمترین عوامل پیوند با عالم فرامادی و رسیدن به مراتب والای عرفانی است که در غزلیات شمس نمادهای فراوانی را درمورد آن می توان پیدا کرد. یکی از این نمادها «دلارام» است که با «طمانینه» یا «سکینه»1 که به واسطه گوشه نشینی، تداوم اذکار و به یادآوردن خاطرات قدسی در طریقت حاصل می شود، ارتباط دارد. در واقع ذکرِحق، منجر به فراموش کردن ماسوی الله در عارف شده و سببِ به یادآوردنِ خاطره قدسی می شود. «خاطره قدسی»، نقطه مقابلِ خاطره در معنای روانشناسی و فلسفی آن است؛ در فلسفه، تفکر در مورد آنچه در گذشته رخ داده است در گرو اندیشیدن و فهمیدنِ مفهوم «زمان» و «هستی» است؛ فلاسفه، اغلب خاطره را در تناسب با پدیدارهای انسانی مطرح کرده اند که در واقع هویت و صفات انسان را نیز شکل می دهد. در این مقاله مفهوم «خاطره قدسی» و فرایند شکل گیری آن از منظر عرفانِ اسلامی بررسی شده است.
۱۱.

«الست» در غزلیات شمس و شبکه روابط معنایی آن با آفرینش، ذکر و سماع

کلید واژه ها: ذکر مولانا غزلیات شمس سماع الست

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۵۳
آیه الست از جمله آیاتی است که بازتاب وسیعی در اشعار مولانا دارد، و از نظر معنایی با مضامین مختلفی که اهمّ آن موضوع آفرینش، ذکر و سماع است، ارتباط ساختاری پیدا می کند. غزلیات شمس، جلوه گاه تأثیراتی است که از شنیدن خطاب ازلی در مولانا به وجود آمده و سماع و سرودن شعر از مهم ترینِ این تأثیرات است. راهی که مرید با تلقین ذکر شیخ آغاز می کند و مداومت او بر اذکار، ارتباطی مستقیم با خطاب الست دارد؛ بنابراین، در ژرف ساخت غزلیات مولانا رابطه ای معنوی میان آیات آفرینش با آیه الست و مقوله های ذکر و سماع مشاهده می شود، و این موضوعی است که در این مقاله به توضیح آن پرداخته شده است.
۱۲.

کیمیای شمس (نوسان روایت در باره شمس در داستان کیمیا خاتون)

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
رمان کیمیا خاتون، نوشته خانم سعیده قدس از جمله رمان هایی است که درباره زندگی شمس نوشته شده و در مدت کوتاهی- پنج سال یعنی از 1383 که چاپ اول آن پخش شده تا 1388ش. - بیست چاپ از آن در جامعه کتاب خوان کشور پخش گردیده و این از یک سو موجب خوشحالی است و از سوی دیگر باعث نگرانی؛ نگرانی از اینکه مبادا خواندن آن باعث بیزاری خوانندگان از شمس- و طبیعتا مولانا که مرید او بود و آن همه غزل برای او سرود-و عرفان ناب و میراث عظیم عارفان نامدار ایرانی چون مثنوی و غزلیات شمس بشود و در حقیقت این کتاب به منزله چوب حراجی باشد بر ادب فارسی، عرفان و عارفان ایرانی چونان که پیشتر همه چیزهای خوب و مقدس و قابل احترام این کشور را با چوب حراج به ثمن بخس و دراهم معدود فروختیم بی آنکه به جایش حتی خزف و کندله ای[1] گرفته باشیم، آن هم در دوره ای که فرنگیان و غربیان چنان اقبالی به عرفان ایرانی عموما و مکتب مولانا خصوصا کرده اند که چند سال پی درپی اشعار او از پرفروش ترین کتاب ها در آمریکا بود و در کمتر از یک دهه نزدیک به یک صد میلیون نسخه از اشعار او را خریداری کرده اند! به نظر می رسد خانم سعیده قدس در داستان پردازی خود درباره شمس و کیمیا خواسته است رفتار شمس را مبتنی بر انگیزه های روانی وسرکوب غرایز معرفی کند. ما در این مقاله به دو مطلب دست یافته ایم: 1- نویسنده این رمان واقعاً  داستان زندگی شمس را از زاویه مکاتب روان شناسی امروزین غرب  روایت کرده است . 2- روان کاوی، معیار درستی برای بررسی شخصیّت های عرفانی نیست زیرا با وارد شدن در حوزه روان کاوی بسیاری مسائل مطرح شده در عرفان نادیده گرفته می شود و با نادیده گرفته شدن آنها بسیاری از ابعاد شخصیّت های عرفانی، رنگ می بازد و قابل دریافت نیست. بدین منظور ما به بررسی نوسان روایت ها در داستان کیمیا خاتون و مقایسه آنها با منابع روایی تاریخی مانند مناقب العارفین و رساله سپهسالار می پردازیم و در نهایت علل این تفاوت ها را مورد بررسی قرار می دهیم.
۱۵.

شادی و خوشدلی نزد شمس

تعداد بازدید : ۲۰۲۶ تعداد دانلود : ۸۵۵
شادی یکی از حالات درونی است که مطلوب همه انسانهاست، اما دست یافتن به آن، و درک ارزش آن آسان نیست. شمس تبریزی، مراد و محبوب مولانا یکی از معدود عرفایی است که شادی را بسیار ستوده است و درباره علل و انگیزه های آن، مطالب ارزشمندی در گفته های او آمده است. تاثیر فراوان آموزه های شمس تبریزی در افکار مولوی و نقش مولوی در سنت شعر عارفانه فارسی ایجاب می کرد که این موضوع به طور مستقل کاویده شود. علاوه بر این، درک مبانی فکری شمس درباره شادی می تواند به درک جایگاه این موضوع در متون عرفانی کمک کند. در این پژوهش به بررسی دیدگاه های شمس تبریزی در مورد شادی و خوشدلی و همچنین انگیزه های شادی در تفکر و اندیشه او با روش تحلیل محتوا پرداخته می شود. روح، محبت، سماع، نماز، تصور بهشت، امید و حتی مرگ از عواملی هستند که به عقیده شمس، موجب شادی می شوند. علاوه بر این، شادی و خوشدلی افراد یکسان نیست، بلکه در این عالم هر کسی به چیزی شاد است و شادی گونه های مختلف دارد.
۱۶.

در نظربازی حافظ

کلید واژه ها: نظر شعر حافظ نظربازی علم نظر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه حافظ پژوهی
تعداد بازدید : ۳۰۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۵۲
واژه «نظر» در شعر حافظ بسامد بالایی دارد و در هر کاربرد آن، طیفهای معنایی متفاوتی برجسته می شود؛ زیرا حافظ با توانمندی ویژه خود، از تمام ظرفیتهای معنایی که این واژه در زبان فارسی و عربی دارد، استفاده می کند. او تعبیر شاعرانه «علم نظر» را با استفاده از همین ظرفیتهای معنایی واژه می سازد و همه افراد را در کنش نظربازی سهیم می داند. اما در میان نظربازان، نظربازی او از لونی دیگر است. نظربازی حافظ، نظربازی در حوزه شعر و خیال شاعرانه است.
۱۷.

زمان در شعر حافظ

کلید واژه ها: زمان شعر سعدی غزل حافظ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶۹
یکی از جنبه های فلسفی شعر حافظ، شیوه استفاده او از مقوله های مختلف زمان و تصرف شاعرانه وی در آن است. از منظر فلسفه هنر، شعر از جمله هنرهایی است که در زمان، اجرا (خوانده) می شود و اجرای آن به گونه ای است که زمان حال درآن محور قرار می گیرد. با توجه به اینکه در شعر دو افق گذشته و حال با یکدیگر تلاقی پیدا می کنند، بر اثر آن، نوعی زمان به وجود می آید که می توان آن را زمان جهان متن یا زمان دراماتیک نامید. این نوع زمان در شعر یا متن ادبی هست، اما هنر حافظ در این است که وجود آن را با در هم آمیختن زمانها برجسته می کند و آن را فراروی خواننده می آورد. حافظ نسبیت زمان و محدودیت زبان را در دلالت بر زمان واقعی با تمهیدات مختلف برجسته می کند و تا جایی که ظرفیت شهر اجازه می دهد، از همه انواع زمان در شعر خود استفاده می کند، به طور کلی، می توان گفت نحوه رویکرد حافظ نسبت به زمان، یکی از ویژگی های سبک شناختی شعر او را تشکیل می دهد.
۱۹.

مهلتی بایست تا خون شیر شد؛ تأویلی بر ابیات آغازین دفتر دوم مثنوی

کلید واژه ها: مولوی الهام مثنوی معنی حسام الدین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۴ تعداد دانلود : ۵۵۲
در ابیات آغازین دفتر دوم مثنوی، تناقض و پراکندگی ای در ظاهر ابیات وجود دارد. اکثر شارحان مثنوی در شرح این ابیات، به دلیل اینکه مولوی نام حسام الدین را به میان آورده، به تفسیر تاریخی متوسل شده اند. اما این تفسیر تاریخی نه تنها نمی تواند آن تناقض را برطرف کند، به آن دامن هم می زند. حال آنکه اگر نام حسام الدین را نه در معنی ظاهری آن، بلکه در معنی نمادین آن در نظر بگیریم، این تناقض برطرف می شود؛ گرچه ابهامی که در ابیات هست تا اندازه ای بر جا می ماند. با توجه به شواهد و قراینی که در کلام مولانا یافت می شود، یکی از معانی نمادین حسام الدین را می توان جنبه معنوی مثنوی گرفت که اتفاقاً با همین تأویل، تناقض مذکور رفع می شود.
۲۰.

نظریه ساخت شکنی و ساخت شکنی داستان بشر پرهیزگار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶۷
ساخت شکنی تا جایی که به ادبیات مربوط می شود، بر نظریه و شیوه ای از خوانش اطلاق می شود که این فرضیه را که نظام زبان زمینه های مناسبی را برای تثبیت چهارچوب، انسجام و معنی قطعی اثر ادبی فراهم می کند، انکار می کند و در واقع آن را دگرگون می سازد. این رهیافت در عین حال، ساختار متن را ویران نمی کند، بلکه ساختاری را جایگزین ساختار قبلی می کند. در این مقاله، از بعد عملی این رهیافت برای تحلیل داستان بشر، یکی از داستانهای هفت پیکر نظامی، استفاده شده است. در فرایند ساخت شکنی این داستان، بر ظرفیت نشانه های زبانی، فرهنگی و ادبیی که در متن به کار رفته است، و در عین حال بر ساختاری که بتواند جانشین ساختار قبلی شود، تکیه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان