عطاءمحمد رادمنش

عطاءمحمد رادمنش

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۱ مورد.
۱.

معرفی نسخه خطی قرآن مترجم 704

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: گردآوری واژگان سَره فارسی، کمک به افزودن اطلاعات اطلس های گویش شناسی زبان های ایرانی، حل دشواری های متن های کهن به یاری برابرهای فارسی این ترجمه، برخی از اهداف نقد و بررسی این نسخه است. روش شناسی : این پژوهش، پژوهشی کیفی است، به روش توصیفی-اسنادی و با شیوه گردآوری کتابخانه ای انجام یافته است. جامعه آماری و حجم نمونه نیز کل نسخه خطّی قرآن مترجم 704 است که در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود. یافته ها : ترجمه این قرآن زبانی استوار دارد و واژگان فارسی آن متعلق است به سرزمین اصلی زبان دری یعنی ماوراءالنهر و خراسان شرقی. مردم این سرزمین گونه ای از زبان را که مرکب از زبان های سغدی، دری و عربی بود، با خط عربی به کار گرفتند و آن را فارسی فرارودی نامیدند. فرارود از حیث داشتن ترجمه های قرآن به فارسی، یکی از غنی ترین و پر بارترین حوزه هاست. نسخه مورد نظر با وجود  همخوانی های مشترک با برخی آثار در این منطقه، ویژگی های منحصر به فردی دارد که مترجم بر اساس گویش خاص، در زمان و مکان خویش آورده است. دقت در ترجمه های میان سطری این قرآن نشان می دهد از نظر لغوی، نحوی و آوایی ارزش بسیار دارد. نتیجه گیری : زبان ترجمه این قرآن، قدیمتر از اوایل سده هشتم را نشان می دهد و به نظر می رسد که همانند زبان ترجمه قرآن معروف به  1089 در سده پنجم باشد که نجم الثوری نوشته است. همچنین این متن اشتراکات زبانی بسیاری با تفسیر نَسَفی دارد و حروف مقطّعه در آن، همچون ترجمه تفسیر طبری، ترجمه شده است.
۲.

برداشت های عرفانی از داستان یوسف(ع)

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۰
داستان یوسف در جایگاه احسن القصص، باعث شد که ، برداشت های متفاوتی از آن شود. یکی از مهم ترین این نظرگاه ها، تأویلات عارفان است. در این نوشتار کوشیده ایم با استخراج مضامینی دیدگاه عارفان را تبیین کنیم. بدین منظور کتاب های تذکره الاولیا، رساله قشیریه، نفحات الانس، کشف المحجوب، تفسیر میبدی و ... بررسی و بن مایه های داستان یوسف در پیوند با مفاهیم بلند عرفانی که در دو بخش مفاهیم مرتبط با عشق و دیگر مفاهیم عرفانی قابل تقسیم است، تحلیل و بررسی شد. چنین مطالعه ای آشکار می کند، در این داستان بیش از هر موضوعی عنصر عشق برجسته است. دقت در دقایق عشق موجب می شود دریابیم چگونه عشق موجب برکشیدن داستان یوسف به مقام زیباترین داستان ها شده است. عشق به عنوان یکی از منازل معرفت، موجب دگرگونی اساسی در وجود سالک می شود. پرداختن به عنصر عشق و مفاهیم عرفانی مرتبط با آن داستان یوسف را به یکی از پربارترین و تأویل پذیرترین داستان های قرآنی مبدل کرده است. آینه بودن جمال یوسف و جلوگاه حسن الهی دانستن او که موجب بصیرت افزایی چنین عشقی می شود، غیرت معشوق بر عاشق، ایثار در محبت و فراموشی الم زخم و صدق عشق از موضوعاتی است که نشان می دهد، عشق موضوع کلیدی داستان یوسف در نگاه عارفان است. همچنین عارفان به نمادپردازی شخصیتهای داستان پرداخته اند. زلیخا نماد نفس لوامه، یعقوب نماد عقل، یوسف نماد دل یا سالک طریقت است که به دلیل توجه یعقوب عقل به او دچار حسد قوای غضب و شهوت شده است.
۳.

عشق در کتاب مقدس با تأکید بر نگاه ژوزف مورفی و ابن عربی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۸
ریشه بخش مهمی از ادبیات غنایی خاور میانه را باید در کتب آسمانی عهد عتیق و عهد جدید یافت. از منظر این کتب، خداوند و عشق مساویِ همند و عشق در ذره ذره موجودات عالم گسترش یافته است. در متون اولیه اسلامی محبّت به طور متعادل به عنوان رابطه ای دو طرفه میان خدا و بنده وجود داشته است، امّا تجربه عشقی با چنان غلظت که آغازگرِ آن خدا باشد، برگرفته از انجیل است که بعید نیست در قرن دوم هجری با ترجمه شدن متون یونانی به عربی، واردِ متون عربی و بعد از آن فارسی شده باشد. ابن عربی از جمله متأثرانِ از اندیشوران یونان است. دور نمی نماید که عشق ترسیمی او اثری از اندیشه های یونانی در خود داشته باشد. در متون قرون شش به بعد، تجربه عشقی، در غلظت حتّی از تورات و انجیل فراتر می رود و به قول مولوی به عشقی خونی تبدیل می شود. تأثیرپذیری ابن عربی به معنای شیفتگی و دلدادگی او نیست. بلکه تنها لحاظ کردنِ این اندیشه ها در کنار صدها اندیشه دیگر است. آنچه در این مقاله مطرح می شود، هیچ ارتباطی با دیدگاه آسین پالاسیوس در مورد ابن عربی ندارد.
۴.

کارکرد پیشوندها و پیش واژک های فعلی در فرهنگنامه قرآنی

تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
پیشینه کاربرد فعل با پیشوند و پیش واژک در زبان های ایرانی به دوره باستان می رسد. برخی از این پیشوندها و پیش واژک های فعلی در فارسی میانه متروک شده و برخی از آنها به صورت جزیی مُرده در ساختمان فعل باقی مانده اند. فارسی دری نیز این پیشوندها و پیش واژک ها را از فارسی میانه وام گرفته است. در فرهنگنامه قرآنی، فرهنگ برابرهای فارسی قرآن بر اساس 142 نسخه خطی کهن، تعداد زیادی از فعل ها با پیشوند و پیش واژک به کار رفته اند. فراوانی فعل های فارسی در فرهنگنامه  قرآنی، بویژه فعل های پیشوندی، بیانگر توانایی بالای زبان فارسی در ساخت واژه است. بررسی پیشوندها و پیش واژک های فعلی برای آشنایی با شیوه های واژه سازی در زبان فارسی و نمایاندن ظرفیت و چگونگی ساخت فعل در این زبان ضرورت دارد و به شناخت روند تکامل افعال ساده به فعل های ترکیبی و پیوندی از دوره فارسی باستان تا دوره مورد مطالعه این پژوهش، فارسی دری، کمک می کند. این جستار به شیوه تحلیلی - توصیفی و با مطالعه کتابخانه ای، با بررسی برابرهای فعلی واژگان قرآن کریم در فرهنگنامه قرآنی، نخست به استخراج پیشوندها و پیش واژک های فعلی این دوره از رشد و تکوین زبان فارسی می پردازد، سپس با آوردن نمونه، انواع آنها را دسته بندی نموده و ساختار، کاربرد، معنی و جامعه آماری این نوع از وندهای اشتقاقی و تصریفی را تجزیه و تحلیل می کند. هدف از این پژوهش، بازنمایی سیر تحول و کارکرد پیشوندها و پیش واژک های فعلی و ارائه بسامد افعال کهن مهجور، کم کاربرد و پویای پیشوندی در زبان فارسی است. نتایج به دست آمده، غلبه فعل های پیشوندی را بر ساخت های دیگر فعل در متن اصیل فرهنگنامه قرآنی نشان می دهد.
۵.

بررسی اشتراکات ابن عربی و ژوزف مورفی در موضوع معجزه و کرامت

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۷۶
ابن عربی مانند اغلب عرفای اسلامی کرامت را مخصوص اولیا و معجزه را مخصوص پیامبران می داند. ابن عربی مانند برخی عرفای دیگر، کرامتِ واقعی را علمِ شهودی می داند. ژوزف مورفی تفاوتی بین کرامت و معجزه قایل نبوده، معتقد است که تمام انسان ها دارای چنان قوایی هستند که می توانند تمام معجزات را محقّق کنند. مورفی مثال های فراوانی را بیان می کند که در آن سالک قادر به انجام معجزات حضرت عیسی شده است. مورفی روانشناسی ست که علمش کاربردی است؛ بدین معنا که تمام افراد انسانی می توانند از معجزه استفاده کنند تا زندگی دنیوی مناسب و به دنبال آن حیات اخروی پسندیده ایی داشته باشند. مورفی و ابن عربی در موضوع معجزه دست کم در نُه مورد اشتراک نظر دارند که در این مقاله به آنها پرداخته شده است. روش به کار گرفته شده در این مقاله کتابخانه ای و مقایسه ای است که در آن با وجود تفاوت در اصطلاحات، در پی یافتنِ مفاهیمِ مشترک بوده ایم.
۶.

بررسی گونه های تمثیل در مثنوی خلاصه الحقایق اثرنجیب الدین رضا تبریزی

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۸
شاعران عارف ازشعر به عنوان ابزاری برای بیان اصول اعتقادی واخلاقی به مریدان ورهروان طریق حق استفاده کرده اند. لذا برای تفهیم اصطلاحات غامض فلسفه، منطق و عرفان ناگزیراز صنایع ادبیی مانندتشبیه، تلمیح، استعاره وتمثیل بهره جسته اند. مثنوی خلاصه الحقایق اثر نجیب الدین رضاتبریزی یکی ازآثارعرفانی و تعلیمی عصر صفویه است. نجیب الدین رضا از شاعران سده یازدهم هجری، از معتقدان به سلسله ذهبیه وازتالیان مولاناجلال الدین بلخی رومی بود. از آنجاکه تمثیل ازعناصر مهم ادبی درسبک هندی است، نگارندگان این مقاله برآنندتا بابکارگیری روش تحلیل اطلاعات ومنابع کتابخانه ای گونه های تمثیل مانند مثل، ارسال المثل، حکایت تمثیلی و تمثیل های قرآنی وهمچنین مواردی از نمادها و حکایت های رمزی را در این اثر عرفانی- تعلیمی بررسی نمایند. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که این منظومه یک اثرتمثیلی با مضامین عارفانه است وپربسامدترین نوع تمثیل دراین اثرحکایت تمثیلی (الیگوری) وارسال المثل است که باهدف تربیت انسان ورهنمون کردن او به سوی کمال بکارگرفته شده اند.
۷.

بررسی عناصر پیرامتنی نفحات الانس جامی

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۸۵
هر متن به وسیله پیرامتن ها با ذهن مخاطب و جهان بیرون ارتباط برقرار می کند. نفحات الانس ازجمله آثار منثور جامی است که قابلیت بررسی پیرامتنی را داراست. در پژوهش حاضر پیرامتن های نفحات الانس شناسایی و مطابق با نظریه ژنت به دو دسته تقسیم و بررسی گردید. عناصر درونی و بیرونی پیرامتن در نفحات الانس به شکلی متناسب و سازوار با متن اصلی شکل گرفته اند. هریک از این پیرامتن ها با ارائه اطلاعاتی درباره متن اصلی، از طرفی فهم و دریافت مخاطب را عمق می بخشند و از سوی دیگر مخاطب را در چگونگی استفاده از این اثر راهنمایی می کنند. این عناصر از جانب اشخاص گوناگون اعم از مؤلف، کاتب، ناشر، مصحح و دیگر منتقدان، پژوهشگران و نویسندگان خلق شده اند که از میان این همه، مؤلف و مصحح نقشی بسزا در خوانش متن این کتاب داشته اند. دیگر پیرامتن ها نیز که به وسیله منتقدان، محققان و نویسندگان در قوالب گوناگون عرضه شده است امکان ارتباط بیشتر با متن و نقد و تبلیغ آن را فراهم نموده است. بیشترین و مهم ترین پیرامتن های بیرونی نفحات الانس به زمان نزدیک به تألیف این کتاب بازمی گردد.
۸.

واکاوی در سه رنگزای سکاهن، بهرمان و عنبر با تکیه بر شعر فارسی (قرن چهارم تا هشتم هجری قمری)

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۳۱۰
رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره ی غارنشینی تاکنون، انسان از آن ها برای رنگ آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به نظرمی رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می شده اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده یا تغییر نام داده اند و اکنون بعضی از آن ها در جوامع علمی با واژه های دخیل از سایر زبان ها، استفاده می شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این که شاعران از رنگزاها به وفور در شعر خود بهره گرفته اند، از متون نظم فارسی کهن می توان در حوزه ی بازیابی بخش هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش شده یا تغییر نام داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه ی این پژوهش از یک سو می تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت هایی باشد که رنگزاها و مضمون هایشان در آن ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه ای از رنگزاهای فراموش شده ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج شده از شعر فارسی در حوزه ی رنگزاها نیز می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران حوزه های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه های کلیدی: ط رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره ی غارنشینی تاکنون، انسان از آن ها برای رنگ آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به نظرمی رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می شده اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده یا تغییر نام داده اند و اکنون بعضی از آن ها در جوامع علمی با واژه های دخیل از سایر زبان ها، استفاده می شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این که شاعران از رنگزاها به وفور در شعر خود بهره گرفته اند، از متون نظم فارسی کهن می توان در حوزه ی بازیابی بخش هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش شده یا تغییر نام داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه ی این پژوهش از یک سو می تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت هایی باشد که رنگزاها و مضمون هایشان در آن ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه ای از رنگزاهای فراموش شده ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج شده از شعر فارسی در حوزه ی رنگزاها نیز می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران حوزه های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه های کلیدی:
۹.

علل و انگیزه های کاربرد مضامین تعلیمی در منظومه غنایی ازهر و مزهر نزاری قهستانی

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
یکی از عمده ترین گونه های ادب فارسی، اشعار تعلیمی هستند؛ این اشعار بر پایه اخلاق و پند و موعظه به صورت غیرمستقیم در گونه های دیگر ادبی به مانند منظومه های غنایی یافت می شوند. منظومه ازهر و مزهر در سده هفتم، یکی از آثاری است که سرشار از آموزه هایی با مضمون های گوناگون تعلیمی است. سعدالدین نزاری قهستانی در این منظومه، مفاهیم مختلف تعلیمی اخلاقی را به شیوه های گوناگون بیان کرده است و از شگردهایی مانند تذکر، تبشیر، انذار و عبرت و استدلال و مفاخره بهره جسته است تا بهتر بتواند در جهت اقناع مخاطب بکوشد. هدف این پژوهش آن است که چرایی بازتاب مضامین تعلیمی را در این منظومه بررسی و مشخص کند شاعر در اقناع مخاطب بیشتر از چه راه هایی استفاده کرده و کدام یک از مفاهیم اخلاقی را با چه شگردی برای خواننده خود تبیین کرده است.
۱۰.

تحلیل تمثیل های نمادین اسب در شاهنامه فردوسی

تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
اسب در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. در متون اوستا و ادبیات باستانی ایران از اسب به نیکی یاد شده است. شاعران، عارفان، نکته پردازان و خردمندان، پادشاهان و امیران، گردان و دلاوران، دهقانان و کارورزان ایرانی و دین آوران بزرگ آن را مظهر خوشبختی و رستگاری و فراست و تیزهوشی دانسته اند. حضور اسب در فرهنگ و تاریخ کهن ایران در جلوه های گوناگون متجلی است. که بیشتر کتیبه ها، سنگ نبشته ها، الواح سیمین و زرین دوره هخامنشی گواه اهمیّت و توجّه خاص به این حیوان زیبای اساطیری است و در کتیبه های گلی دوره داریوش نیز نام اسب های عالی کشور ایران عنوان شده است. اسب همچنین در فرهنگ اسلامی نیز مقام و جایگاه ویژه ای دارد. در روایات حماسی و اساطیر و افسانه های کهنی - که متضمن ماجرای قهرمانی و حوادث فراروی اوست - اسب پرکاربردترین نمادینه تمثیلی جانوری است که مثل همه عناصر غیرانسانی جهان اساطیر، صاحب هویت انسانی شده است و نمادینگی آن را تنها باید در ارتباط با متون کهن بررسی کرد. به جهت نقش این حیوان در تکامل نقش قهرمانی، جایگاه اسب های نمادین و افسانه ای در روایات زندگی قهرمانان اساطیری که در فرهنگ ها و اقوام مختلف، نمونه های کم و بیش مشابه بسیاری برای آن ها یافت می شود همیشه مدّ نظر بوده است. حکیم ابوالقاسم فردوسی با شخصیت بخشی به اسب و اعطای نقش تمثیلی به این حیوان باعث جذابیت و ارزش بیشتر داستانهای شاهنامه گردیده، ضرورت و اهداف تحقیقی این مقاله به روش کتابخانه ای و به طریق تحلیلی ارائه شده است.
۱۱.

برابرسازی واژه فارسی خماهن با کانی های آهن دار شناخته شده امروزی، بر اساس رنگزا بودن این ماده و یافته هایی از متون ادبی- تاریخیِ فارسی و تهیه نمونه ای از خماهنِ ماده

تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۳۰۴
در مطالعات باستان سنجی، یکی از زوایای پنهان که می تواند کمک شایانی به حوزه شناخت دقیق مواد باستانی نماید، مطالعه متون کهن و برابرسازی مفاهیم مربوط به متون کهن با مفاهیم امروزی است. قبل از آغاز مطالعه علمیِ نمونه تاریخی، بهتر است داده های مربوط به آن در متون کهن، موردبررسی قرار گیرد تا مشخص شود در آن متون، در خصوص نمونه موردنظر چه اطلاعاتی وجود دارد . اولین قدم در راه شناخت و دستیابی به این اطلاعات، شناخت واژگان مربوط بدان علم است، اما گاهی واژه هایی از زبان فارسی منسوخ و امروزه جایگزین هایی از سایر زبان ها برای آن واژه تعیین شده اند که در جوامع علمی همین صورت واردشده واژه ها، شناخته شده و مورداستفاده قرار می گیرد و معادل فارسی آن ها ناشناخته است. بنابراین مشخص نبودن معادل امروزی واژه های منسوخ شده، باعث می شود تا پاره ای از اطلاعات مربوط بدان ها، در تفسیر متون کهن همچنان در ابهام و ناشناخته بماند. با یافتن نام کهن این واژه های واردشده و برابرسازیشان با واژه های شناخته شده امروزی، می توان در یک گستره مطالعاتی وسیع، اطلاعات ارزشمندی را به دست آورد. خماهن یکی از این واژه های کهن فارسی باستان و منسوخ شده ای است که تنها در کتاب های تاریخی پزشکی کهن و کانی ها، فرهنگ های لغت و حاشیه دیوان شاعران (تا قرن ششم هجری) در مورد این واژه تعاریف مختلفی ارائه شده است و این تعاریف تنها بر کانی آهن دار و رنگزا بودن آن ماده تأکید و آن را به سه دسته ماده، نر و مغناطیسی یا زنگی تقسیم بندی می کنند، اما به طور دقیق مشخص نشده است که این واژه معادل کدام کانی یا کانی های رنگزای شناخته شده امروزی است. در ابتدا بر اساس آنچه درباره خماهن ماده، نر و مغناطیسی در متون کهن آمده و آنچه از ویژگی های کانی های آهن دار مهم، امروزه شناخته شده است، برابرهای امروزی انواع خماهن مشخص شد. سپس نمونه ای از خماهن مورد استفاده در پزشکی قدیم از عطاری تهیه و جهت شناسایی اولیه نمونه، از دوربین عکاسی، سابیدن در آب، تهیه تصویر با لوپ دیجیتال و بررسی با میکروسکوپ نوری استفاده گردید. همچنین با تست شیمی کلاسیک انجام شده، وجود عنصر آهن در آن مشخص گردید و در نهایت آنالیز XRD از نمونه خماهن ماده تهیه شده، انجام شد. نتیجه این آزمایش ها نشان دهنده این موضوع است که خماهن ماده معادل با کانی شناخته شده امروزی هماتیت است. بر اساس معادل سازی ها می توان گفت که احتمالاً خماهن نر معادل گوتیت و خماهن زنگی یا کهربایی نیز معادل مگنتیت است.
۱۲.

نوستالژی (غمیاد) در " نفثه المصدور"

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
نوستالژی (غمیاد) در " نفثه المصدور" نوستالژی(غمیاد) یا غم غربت یکی از حالات روانی ناخودآگاه انسان است که در آثار ادبی ملل مختلف بازتاب داشته است.احساس غمزدگی و دلتنگی شدید که با دگرگونی اوضاع فردی، اجتماعی و سیاسی رخ می دهد و شخص را دچار آشفتگی روحی می نماید.این تغییرات ناگهانی منجر به واکنش غیر ارادی "مرور خاطرات" و حسرت گذشته" می گردد. نویسندهّ کتاب" نفثه المصدور" که در دستگاه حکومتی "جلال الدین خوارزمشاه" خدمت می کرده است از نزدیک شاهد وحشت انگیزترین قتل و غارت تاریخ ایران یعنی ایلغار مغول بوده است.وی اگر چه خود جان سالم به در برده است اما افسرده و غمزده ،در حسرت و اندوه بسیار ،توام با بیم و امید، رنج زیستن در آن ایام دشوار را تحمل کرده است. رنجنامه بی نظیر او با نگارشی ادیبانه و با "نثری در آستانه شعر " احساسات تلخ و جانکاه نویسنده را به خوبی به خواننده منتقل می کند.بیان شکوه های نوستالژیک از موارد قابل توجه در این اثر است که مفاهیم متعددی چون :غم غربت ، شکوه از تقدیر و روزگار،دوری از خانواده، فراق سلطان،جدایی دوستان، حسرت فرصت های از دست رفته، شکوه از شکوه به تاراج رفته ایران،... ،را در بر می گیرد. پربسامد ترین نوستالژی در این کتاب از نوع گذشته گرای فردی است که به طور مستمر بیان شده و محتوای اصلی کتاب را در برمی گیرد.
۱۳.

وراوینی بر خوان تمثیلی متنبی

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۴
 مرزبان نامه یکی از کتب مهم ادب پارسی و از جمله شاهکارهای نثر به شمار می رود، که با انشایی مصنوع و مزّین و در عین حال در اغلب موارد به طرزی ساده، بسیار فصیح و زیبا نگارش یافته است. این اثرِ ارزنده، توسّط مرزبان بن رستم بن شروین، یکی از شاهزادگان طبرستان، به گویش طبری به رشته تحریر درآمده و در قرن ششم و اوایل قرن هفتم، به دست نویسنده و ادیب گرانقدر، سعدالدیّن وراوینی از لهجه طبریِ باستان به زبان فارسی دری، آراسته به صنایع لفظی و معنوی و اشعار تازی و پارسی و امثال و اخبار بازنویسی شده است. مرزبان نامه از نوع ادب تمثیلی (فابل) محسوب می شود و نوع نثر آن، فنّی است. امثال عربی و پارسیِ فراوانی در این کتاب گرانقدر یافت می شود. یکی از شعرایی که از اشعارش در مرزبان نامه به عنوان شاهد و مثال استفاده شده، شاعر پرآوازه عرب، متنبی است. وی از شعرای دوره عبّاسیان، در اوایل قرن چهارم هجری است، که صاحب این گنجینه نفیس از امثال و حِکَم وی در نگارش اثرش بهره برده است. حتّی مضامین مشترکی بین امثال متنبی و امثالی که در مرزبان نامه وجود دارد، مشاهده می شود. در این پژوهش سعی بر این است، اَمثال و حِکمی که در این دو اثر دارای تشابه و اشتراکاتی است، تطبیق، بررسی و شناخته شود.
۱۴.

A comparative study of the black and white symbolic horses in the Shahnameh of Ferdowsi

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۵
The horse especially those in black or white assume a much enigmatic stance in the Iranian culture and as we know, color plays the role of the decoder to a great number of concepts in legends. The black color represents often mourning and darkness. In Europe, the black color is viwed negatively. A person wearing black, or a black snake both are deemed as icons which represent dark and hopelessness. The dead are celebrated in black atmosphere within the church. Black, as opposed to white, was normally regarded as Ahriman and the forces related to him such as falsification, wickedness and evil throughout the ancient Iranian legends. From the very beginning of the "Legend of Creation", Ahura Mazda is in the bright Upper-World whereas Ahriman resides in the dark Lower-World. Nonetheless, in the same culture, black enjoys aspects of positive connotation such as in the black horses of the Kings in the Shahnameh which would signify their power. The color of the horse is often proportionate to the character of its rider in so far as the horses of heroes such as Kay Khosrow and Siyavosh are black ones too. Conversely, white in most cultures particularly in the Iranian one, is included within the colors which enjoy positive connotation notwithstanding a few exceptions. Among them, white horses and black ones have variant and significant stances and roles in the Persian Literature and Culture. The present article aims at a comparative study of the "black' and "white" horses in the Shahnameh of Ferdowsi.
۱۵.

توأمانی محبّت و محنت از منظر عطّار (برگرفته از حکایات تمثیلی و کنایات عطّار)

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۸
آثار تعلیمی خواه به صورت نثر و خواه به صورت نظم آثاری هستندکه هدف نویسنده یا شاعر را در آن آموزش اخلاق و تعلیم اندیشه های پسندیده مذهبی و عرفانی است. می دانیم که از قرن ششم، اشعار حکیمانه وتعلیمی با اشعار عرفانی چنان آمیخته می شود، که جدا کردن این دو محال به نظر می رسد. یکی از گونه های شعر عرفانی که هدف آن تعلیم آموزه های عرفانی است شعر تمثیلی است، که عطّار بیش از عارفان قبل از خود در آثارش به کار برده است. «منطق الطیر» بهترین نمونه در استفاده از قصّه و حکایت و زبان حیوانات است که عطّار به بهترین صورت آن را بیان کرده است. هنگامی که به کاوش در متون تعلیمی و عرفانی می پردازیم در نهایت به یک نقطه مرکزی یا محوری می رسیم که «عشق و محبّت» نام دارد. عطّار در اکثر داستان های تمثیلی خود، عشق و محبّت را قرین درد و محنت می داند. در این جستار سعی بر آن است تا با توجه به تمثیلات و حکایات، تقارن «محبّت» و «محنت» را در آثار این شاعر عارف و وارسته، مورد بررسی قرار گیرد.
۱۶.

جلوه های عشق و بازتاب گونه های آن در داراب نامه ها

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
عشق از اساسی ترین موضوع های شعر فارسی است و انواع زمینی و آسمانی آن در اشعار شاعران مختلف، مضامین عالی و تعابیر زیبایی آفریده است. عشق در آثار غنایی که نویسنده در آن، احساسات و عواطف درونی خود را آشکار می سازد، محوری ترین موضوع به شمار می رود. هم چنین تجلّی عشق در حماسه ها، داستان های عاشقانه حماسی زیبایی به ادبیات ایران و جهان عرضه کرده است. داراب نامه بیغمی، اثری غنایی و داراب نامه طرسوسی، اثری حماسی، دو گنجینه ارزشمند در عرصه ادب پارسی هستند. یکی از سوژه های برجسته در این دو اثر، که در یکی نقش محوری دارد و در دیگری نقشی فرعی تر، عشق است. در واقع، محور اصلی داستان در داراب نامه بیغمی وجود عشّاقی است که کنش ها و واکنش ها، تعاملات، احساسات و افکار آن ها، قدرت عشق و نقش آن را در پیش برد روی دادهای داستان به تصویر می کشد. ویژگی ای که در داراب نامه طرسوسی کم تر به چشم می خورد. هرچند پژوهشگران ژرف اندیش درباره این دو اثر گرانبها کم و بیش سخن گفته اند، میدان برای بررسی این دو اثر، از منظر ادبیات تطبیقی و سنجش دوسویه مضامین، فراخ است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و مرور بر داراب نامه طرسوسی و بیغمی در پی تحلیل و بررسی تطبیقی چگونگی و نوع کاربرد مضمون عشق در این دو اثر گران بهاست. بنابر نتایج پژوهش حاضر، این آثار دارای مضمون های مشترکی چون سفر برای وصال معشوق، عاشق شدن در یک نگاه، عشق غیر انسان به انسان و غیره هستند، امّا با وجود داشتن وجوه اشتراک فراوان، به دلیل تعلّق به دو ژانر مختلف ادبی، از سبک بیانی متفاوت بهره می برند.
۱۷.

معشوق شعری در ادبیات معاصر با تأکید بر شعر شمس لنگرودی

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
مطالعه سیر تحول شعر عاشقانه از گذشته تا امروز، ما را با شاعرانی آشنا می کند، که عشق جوهر وجود آنان و هم ذات شعرشان بوده است. بر این اساس تاکنون آثار و اندیشه تعدادی از شاعران نام آشنای معاصر چون احمد شاملو، فروغ فرخزاد، هوشنگ ابتهاج، حمید مصدق، حسین منزوی و ... مورد نقد و بررسی قرار گرفته است؛ اما راز و رمز شعر گروهی دیگر همچنان در پرده ابهام باقی مانده و کمتر کسی به سراغشان رفته است. این جستار به نقد و بررسی اشعار عاشقانه شاعر معاصر، شمس لنگرودی، و نگرش او به معشوق پرداخته است. در پنجاه و سه ترانه عاشقانه و دیگر اشعار این شاعر، شاهد نگرش جهانی و انسانی لنگرودی به معشوق هستیم. مخاطب شعر شمس به خوبی می تواند تفاوت های معشوق شعر سنتی را با شعر نو مورد مقایسه قرار دهد. این پژوهش سعی کرده است، الگوهای ارزشی معشوق شعری را در عاشقانه های شمس لنگرودی معرفی کند.
۱۸.

دنیا و تصاویر تعلیمی آن از نگاه عطار

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۰
عطّار با اینکه خود بهره قابل توجّهی از دنیا داشته ولی از این نظر که در فاصله زمانی دو هجوم وحشتناک به ایران یعنی فتنه های ترکان غز و ایلغار مغول در ایران زیسته و زمانه ای را درک کرده که ظلم و فساد، فقر و بدبختی سراسر سرزمین ایران را فرا گرفته بود، از دیدگاهی شاعرانه به دنیا نگاه نکرده است. در واقع مناظر و تصاویر تعلیمی دنیا در برابر چشمان وی مجسّم شده و او آنها را در قالب شعر ترسیم کرده، تصاویری است که نه تنها مطلوب و لذت بخش نیستند بلکه گاه مهیب و هولناکند. البته اگر گاهی تصویر زیبایی نیز دیده می شود، یا در عمق خود، در برگیرنده ترس و اندوه دنیاست و یا صرفاً به این دلیل که به گونه ای به آخرت مربوط می شوند، خوب ترسیم شده است. در این مقاله قصد داریم دنیا را از دریچه نگاه این شاعر عارف ببینیم و تابلوهای نقّاشی را که در لابه لای کلام او در برخی از آثارش وجود دارند، در معرض دید خواننده دیده ور قرار دهیم. از میان آثار عطار بیشتر رویکرد به الهی نامه، اسرارنامه و تذکره الاولیاء بوده است.
۱۹.

تلمیحات و روایات تاریخی در مثنوی یوسف و زلیخای شعله گلپایگانی

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۵
تلمیح یکی از بهترین منابع معنی آفرینی در ادبیات فارسی است. تلمیحات موجود در ابیات یا عبارات ادبی و عصاره آیات و روایات و داستان های تاریخی و مذهبی هستند. لذا برای درک بهتر بیت یا عبارتی که حاوی تلمیح است، می بایست آیات و احادیث، داستان یا مثل مورد اشاره را به تمامی دانست. شعله گلپایگانی از شاعران اوایل دوره بازگشت است که در نیمه دوم قرن دوازدهم هجری در گلپایگان اصفهان زندگی می کرده است. وی یکی از تواناترین مقلدان نظامی گنجوی در سرودن منظومه های بزمی و عاشقانه است. نظر به پیروی شاعر از سبک شعر نظامی از نظر بلاغت ادبی هم تحت تأثیر او بوده، در اشعارش صور خیال و آرایه های دیگر بخصوص تلمیح جایگاه خاصی دارد. بنا به گفته خود شاعر در اشعارش از اوان کودکی در مکتب خانه تحت تعلیم اساتید زادگاهش درس قرآن آموخته و سایر علوم رایج آن زمان از قبیل صرف و نحو، معانی و علوم دینی را نزد پدرش - که شخصی عالم و دانشمند بوده است- فرا گرفته است، با بررسی تلمیحات در اشعار وی می توان به تأثیر زیاد آیات و احادیث - که حاکی ازآگاهی و مأنوس بودن او با کتاب مبین و سخنان ائمه (ص) بوده است- پی برد. در این پژوهش تلمیحات وی در مثنوی یوسف و زلیخا که بالغ بر 4700 بیت است بررسی شده تا میزان کاربرد و تأثیر پذیری از آیات قرآن، احادیث نبوی، حوادث تاریخی و داستان پیامبران فراهم شود.
۲۰.

بازتاب مقامات دهگانه عرفانی در دیوان خاقانی

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۲۸۰
خاقانی، شاعر پرآوازه قصیده سرای قرن ششم- که به مدیحه سرایی شهره است و در تصویرسازی ها، بویژه در وصف طبیعت و بالاخص در ستایش صبح و مظاهر آن، از همگنان پیشی گرفته است- در اقبال به عرفان و اصطلاحات عرفانی، تعلّق خاطری دارد؛ هر چند عرفان او در سطح سنایی و عطّار نیست، امّا رویکرد او به مقامات سیر و سلوک، درخور توجّه و واکاوی است. بازتاب مقامات دهگانه توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکّل و رضا در دیوانش، توجّه کردنی است؛ در این پژوهش، مقامات مذکور، با شواهد شعری، از دل دیوان استخراج و همراه با تحلیل های مربوط، نموده شده است تا معلوم گردد خاقانی، علاوه بر ابعاد هنری دیگر، در عرفان نیز دستی دارد و به استناد شواهد فراوان، مفاهیم عالی آن را در جای جای اشعار خود آورده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان