مصطفی مختاباد امریی

مصطفی مختاباد امریی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

بررسی تأثیر آموزش معماری بر شناخت فضایی در کودکان دبستانی

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۴
زمینه: اثربخشی بسیاری از آموزش های غیرمعماری نظیر هنر، ریاضیات و هندسه بر شناخت فضایی کودکان در تحقیقات، نشان داده شده است. اما با توجه به ارتباط توانایی حل مسأله با شناخت فضایی و این که اساسا معماری فرآیند حل مسئله است، آیا آموزش معماری می تواند بر شناخت فضایی در کودکان دبستانی مؤثر باشد؟ هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش معماری بر شناخت فضایی کودکان دبستانی بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری کودکان دبستانی شهر تهران در سال 1398 بود. 5 مدرسه با روش خوشه ای چندمرحله ای از شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تهران (مناطق 1، 8، 16، 6 و 22 از مناطق 22 گانه) و به صورت طبقاتی، از هر مدرسه 12 نفر به تناسب جنسیت و پایه تحصیلی، به صورت تصادفی ساده (مجموعاً 60 نفر) انتخاب شدند. 30 نفر در هر گروه آزمایش و گواه، با رعایت جنسیت و پایه تحصیلی گمارده و به دوگروه 15 نفره تقسیم شدند. پیش از آموزش، از کودکان آزمون گرفته شد. سپس، گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 3 ساعته آموزش دیدند. سپس، از هردو گروه آزمون گرفته شد. آزمون مورد استفاده تحلیل کواریانس یک طرفه بود. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش معماری بر شناخت فضایی مؤثر است. این تأثیر برای جهت یابی فضایی، (0/034 P value= )، تجسم فضایی، (0/004 P value= )، بازسازی تصاویر، (0/037 P value= ) و شناخت فضایی (0/001 P value= ) معنادار است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی آموزش معماری در شناخت فضایی و مؤلفه هایش، خصوصا تجسم فضایی در کودکان دبستانی است.
۲.

تحلیل حضور نور در راسته و چهارسوق قیصریه بازار اصفهان

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
نور به عنوان فراگیرترین عنصرطبیعت، در تجربه مخاطب از فضا نقش مهمی را ایفا می نماید. یکی از جنبه های قدرتمند فضای معماری تاریخی ایران، به ک ارگیری خردمندانه نور است. بهره برداری از نور روز در معماری سنتی ایران علاوه بر تامین روشنایی، پاسخگوی نیازهای اقلیمی، فیزیکی، روانی و زیبایی شناسی بوده است. در راستای این رویکرد، معمار ایرانی تجربه های موفقی در بهره گیری خلاقانه نور در فضاهای داخلی دارد. ترکیبات متنوع از مدخل های نوری نشان این ادعا است. به منظور بررسی جایگاه نورپردازی طبیعی در معماری ایران، پژوهشی در مجموعه بازار قیصریه اصفهان صورت پذیرفت. هدف از این پژوهش، بررسی کمیت و کیفیت نور روز و عملکرد انواع مدخل های نور در یک فضای عمومی- تجاری است که بنا بر کاربری خاص، محدودیت هایی در بهره مندی از انواع روزن ها دارد. در این تحلیل، نور طبیعی، در تاریخ ها و ساعت های معلوم و نیز به صورت سالانه، با استفاده از نرم افزارها، شبیه سازی و شاخص های کمی ارزیابی نور روز اعم از ایستا و پویا بررسی شده است. یافته های تحقیق نشان از تبعیت توزیع روشنایی نور روز از الگویی خاص می نماید. به طوری که بازه های سهم روشنایی در کل سال تقریبا ثابت است و با تغییر فصل تفاوت چشمگیری در سهم دریافتی دیده نمی شود. همچنین میزان نور دریافتی در بیش از 70%  از مساحت راسته قیصریه و 50% از زمان های کاربری، بین بازه 100 تا 2000 لوکس قرار دارد که نوری مطلوب برای یک فضا محسوب می شود. میزان تامین نور کمی و کیفی در بازار قیصریه بر اساس آنالیز یافته ها، از اهم نتایج پژوهش حاضر است.
۳.

تبیین جایگاه استدلال فضایی در روند طراحی معماری (موردپژوهی کیفی: تجربه طراحی در آتلیه معماری)

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه: با این که استدلال فضایی به عنوان نوعی شناخت، از جمله عوامل ذهنی موثر بر پاسخ خلاقانه معماری است، در خصوص جایگاه آن در روند طراحی معماری و مراحلش، مشکلات آموزشی و شناختی حل نشده بسیاری وجود دارد. لذا هدف پژوهش حاضر، تبیین جایگاه استدلال فضایی در روند طراحی معماری و مراحلش بود. روش کار: روش این پژوهش کیفی و نظر به ماهیت تبیین مدل و مورد پژوهی، دارای دو گام اصلی بود. گام نخست، با روش توصیفی _ تحلیلی با بهره از تحلیل محتوا در دو حوزه علوم شناختی و معماری انجام گرفت. گام دوم شامل مورد پژوهی کیفی تجربه دانشجویان ارشد معماری پیرامون تجربه طراحی آنها و تحلیل توصیفی داده های حاصل از پرسشنامه بود. یافته ها: بر اساس یافته های تحلیلی گام اول، توسعه استدلال فضایی از طریق توسعه حافظه فعال به طور غیر مستقیم در بهبود روند طراحی معماری نقش دارد و از طریق بهبود توانایی هایی همچون تجسم فضایی، بازسازی تصاویر و جهت یابی فضایی که لازمه بسیاری از توانش های پایه در معماری هستند، به طور مستقیم سبب بهبود روند طراحی معماری است. یافته ها در گام دوم حاکی از آن بود که توانش های پایه مرتبط با استدلال فضایی در تمامی مراحل طراحی معماری، خصوصا بر مرحله اشراق مورد استفاده قرار می گیرند. نتیجه گیری: با توجه به مدل تبیین شده از جایگاه استدلال فضایی در پردازش اطلاعات و تاثیر آن بر مراحل فرآیند خلاقانه طراحی معماری و نتایج موردپژوهی در این تحقیق، استدلال فضایی بر تمامی مراحل طراحی معماری نقش داشته و استدلالی اساسی برای بهبود روند طراحی معماری به شمار می رود.
۴.

بازخوانی رویکردهای منطقه گرایی در بناهای شاخص معاصر شهر مشهد

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
منطقه گرایی، دیدگاهی انتقادی است که بر حفظ خصوصیات مکان تأکید داشته و نوعی فلسفه ی ارجاعی در برقراری هماهنگی میان مردم، دست ساخته های آنها و طبیعت به شمار می رود. این رویکرد تلاش می کند تا با بی مکانی در مدرنیسم از طریق بکارگیری نیروهای متنی برای بدست آوردن معنا و حس مکان مقابله نماید و در صدد پر نمودن این خلاء است که ریشه در شکاف میان اندیشه و احساس در طول سده اخیر دارد. این مقاله تلاش دارد تا اهمیت این بحث و ابعاد مختلف آن و سنتزی که تحت عنوان منطقه گرایی ارائه شده را نشان دهد و اینکه چگونه این بخش از مفاهیم با ابعاد مختلفش با گفتمان های محلی از یکسو و چالش های جهانی از دگرسو شکل گرفته است. لذا مرور ویژگی های منطقه گرایی مبتنی بر آراء پیشگامان این جنبش و رویکردهای آن بواسطه نقش میانجی آن بین سنت و مدرنیسم در بناهای معاصر مشهد می تواند انتظامی برا ی بحران مکان در مشهد قلمداد شود، به طوری که هدف اصلی این نوشتار را شکل می دهد. طراحی پژوهش، برمبنای روش تحقیق ترکیبی کیفی و کمی مبتنی بر منطق قیاسی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و موردپژوهی شکل گرفته است. 27 اثر از بناهای شاخص شهر مشهد که رویکرد میانجی گرایانه ای به تقابل سنت و مدرنیته داشته اند به عنوان جامعه آماری انتخاب و از طریق پرسشنامه که به صورت طیف پنج گزینه ای لیکرت تنظیم و توسط 25 نفر از کارشناسان حوزه منطقه گرایی مشهد بکار گرفته شده و در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های موردپژوهی حاکی از عدم سازگاری اصول منطقه گرایی در مشهد با نیازهای دوره معاصر است چرا که بیشتر تبدیل به الحاقات نمادین و تاریخی روی پوسته مدرن گشته و می توان آن را بدترین شکل منطقه گرایی دانست که به پوسته ای تاریخی تبدیل شده و در آن تصاویری از سنت گرایی با تقلیدی از کلیشه های گذشته ترکیب و بر روی بدنه ساختمان های مدرن کشیده شده است.
۵.

A Comparative Study of the Western and Islamic Philosophical Vision on Divine Illumination from the Philosophical Perspective

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
The relationship between light and philosophy is one of the oldest issues in the scope of epistemology. In philosophy, presence of light has been manifested as the mystic- philosopher intuition and specific ontological model. The Islamic philosophers have emphasized the divine nature of light. The western philosophers have stressed on the centrality of rationalism besides metaphysical source of knowledge of the universe concurrent with divine reason that manifested in the presence of light. The research method was based on analysis of the philosophical texts of the western and eastern philosophers. The research statistical sample was chosen by analysis of the contents of the opinions of thirty five western philosophers and thirty two Islamic philosophers. The most common components with philosophical nature were three components of divine nature, active intellect and beauty. Two components of divine light manifestation and truth in the western philosophers’ opinions and three components of cognition, necessary being and reveled intellect had the most philosophical nature on the light in the Islamic philosophers’ opinions.
۶.

تحلیلی مقایسه ای بر خوانش مدرنیستی و پسامدرنیستی اثر معماری

تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۲۴۶
"نقد اثر معماری" با بررسی خود بنا آغاز میشود؛ اما خاستگاهش، در بنیانهای نظری معماری است. با دانستن این مهم که "نقد" و "نظریه"، دو مقوله مرتبطند، هدف نقد بهعنوان زیرمجموعه تئوری، تفسیر و ارزیابی آثار برمبنای نظریه می باشد. علی رغم مطالعات زیادی که تاکنون بر روی مبانی طراحی « مدرن » و « پسامدرن » و تفاوت هایشان انجام شده؛ اما، تدقیقی بر تفاوت های مبانی و روش شناسیِ خوانش و نقد، و قواعد ارزیابی اثر معماری در این مکاتب صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با مطالعه مبانی نظری «مدرن » و « پسامدرن »،  ویژگی های « خوانش اثر معماری » و « قواعد نقد » در دو مکتب را مورد تحلیل،  واکاوی و قیاس قرار داده است. این پژوهش با ماهیتی کاربردی، و سامانه جستجوی کیفی، با رویکردی تفسیرگرا به تفسیر و تحلیل معنایی داده ها که مشتمل بر نظریات و آراء معتبر نظریه پردازان « مدرن » و « پسامدرن » با محوریت مفهوم نقد است می پردازد. محققان، با روشی توصیفی- تحلیلی و شیوه تحلیل تطبیقی و مقایسه ای، داده های گردآوری شده از طریق مطالعه اسنادی را تحلیل و مقایسه کرده اند؛ در نهایت با ارائه نمونه هایی از نقد آثار معماری به شیوه های مدرن و پسامدرن، تفاوت های خوانش معماری در دو مکتب، به صورت کلّی بازشناخته شده است. یافته های تحقیق، حاکی از تک معنایی و قطعیتی بلاتردید در روند خوانش مدرنیستی اثر است در حالیکه در نظریه های پسامدرنیستی، شاهد عدم قطعیت در داوری به دلیل تکثرمعانی هستیم. خوانش مدرنیستی، کنشی خطی و منطقی با مرکزیت متن و دلالت های صوری و با روند استدلال منظم، خلاصه نگر و تک لایه است و مواجهه محصولگرایانه با اثر دارد، درحالیکه خوانش پسامدرنیستی با مواجهه فرآیندگرایانه، به مثابه یک بازی غیرخطی با محوریت خواننده و دلالت های ضمنی حول لایه های متعدد شکل میگیرد. تفاوت آشکار بین دو خوانش در پژوهش نشان داد که با تکیه برنظریه « بازی های زبانی 1 » ویتگنشتاین، به منظور داشتن نقدی منصفانه تر، وجود تناسب بین اثر معماری و شیوه  خوانش آن امری مطلوب به نظر میرسد که منتقد معماری باید بدان آگاه باشد.
۷.

Kiarostami’s Unfinished Cinema and its Postmodern Reflections

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۱
Kiarostami’s unfinished cinema emphasizes the importance of audiences’ involvement in a movie by using postmodern images. Some essential points of critically reading his, so-called half-created cinema, could be summarized as self-reflexive style, diagrammatical perspectives, in-between narratives,and Individual minimalism. The main postmodern achievement of this cinema is focusing on the process of creating meaning through the experience of film. Furthermore, the close-ups function as separate independent units that are constantly generating their implicit affections. In this respect, Kiarostami’s unusual works are interpretable by Deleuze’ some neologism like affection-image. The films are some affective micro-dramas formed in a gap between the audiences’ receptions and the close-ups. Despite their postmodern reflections, unfinished movies have no strict disciplines that may limit the process of creating meaning. This paper attempts to present a new approach of reading Kiarostami as an increasing global interest.
۸.

Ta'ziyeh, The Art of the Iranian Passion play

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۷
-The term “Ta’ziyeh” refers to an Iranian dramatic genre which might be compared to the Western Passion Play and is the only indigenous drama of the entire Islamic world. This ritual drama has both an Islamic and a Persian heritage, the central theme of which is the tragic and heroic martyrdom of Imam Husayn, the grandson of the Prophet Mohammed and the third Imam of Shi’ite in the desert of Karbala in 680 A.D. Shiites believe that Imam Husayn sacrificed his life to be their Intercessor on the Day of Judgment. The history of Ta’ziyeh did not begin with the events at Karbala rather it dates back to pre-Islamic culture as well as the dramatic expressions of both the Memorial of Zarer, a religious epic from the Sassanid era, (226-652 A.D.), and the Tragedy of Siyavush, a work from ancient Iran, which precedes the Ta’ziyeh play by 1,200 years. The tradition continued from an early processional form to the Magtal-Khani (a recital of martyrdom stories), until it took a dramatic shape. Further, both the playwrights and the structure of the Takiyeh performance building, its performance site, contributed to the evolution of Ta’ziyeh. In this paper, the emphasis is to demonstrate the character of Ta’ziyeh, its foundation and, the development of its various elements. It also attempts to reveal, from an objective stance, its value to a people who embrace it as a kind of ritual, both a holy and national art form. Ta’ziyeh is a kind of ritual drama which has fascinated some of the world’s most famous theatre historians, critics, and performers, who view in it some elements of the postmodern theatre.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان