آصف احسانی

آصف احسانی

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری فلسفه جامعه المصطفی العالمیه

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تبیین و تحلیل نظریه حیث التفاتی در پژوهش های منطقی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۸
بسیاری از مفاهیم پدیدارشناسی هوسرل، نخستین بار، در کتاب پژوهش های منطقی معرفی می شوند و حیث التفاتی کانونی ترین مفهوم این اثر پدیدارشناختی است، البته، ایده حیث التفاتی نه تنها در مراحل مختلف اندیشه ی پدیدارشناختی هوسرل جایگاه محوری خود را حفظ می کند، بلکه در همه ی جریان ها و مکاتب پدیدارشناسی محلِ توجه و اعتنا قرار می گیرد. نظریه حیث التفاتی دارای ابعاد گوناگون است و هوسرل در پژوهش های اول، پنجم و ششم جنبه های متفاوت این نظریه را می کاود، هرچند، ثقل مباحث در دو پژوهش آخر قرار دارد. ساختار حیث التفاتی از سه برهه ی کنش التفاتی، ابژه التفاتی و محتوای التفاتی فراهم می آید. کنش التفاتی به ساده و پیچیده تقسیم می شود و در آن دو لحظه ی کیفیت و ماده از هم تفکیک می گردد؛ وحدت و یگانگی آن دو ذات التفاتی کنش را تحقق می بخشد.اما حیث التفاتی صرفا به این حیث تقلیل پذیر نیست، بلکه ذات التفاتی تنها وجه خاصی از این نظریه است و انواع دادگی ابژه و نحوه های متفاوت آشکارگی آن بعد دیگر این نظریه را هویدا می سازد. روی این ملحوظ، تحلیل همه جانبه ی حیث التفاتی مستلزم فراروی از دوگانه کیفیت و ماده کنش است، چون در هر کنش با دو بخش مواجهیم، یکی معطوف بودگی به ابژه یعنی ذات التفاتی کنش و بخش دوم ناظر به چگونگی دادگی ابژه است؛ دادگی ابژه شامل دادگی نشانه ای، ایماژی و شهودی، اعم از شهود حسی و مقوله ای، می شود. در این مقال تلاش می شود با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی، ابعاد و زوایای متفاوت این نظریه تبیین و تحلیل گردد.
۲.

ابن سینا؛ معانی وهمی و مسأله روی آورندگی

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۶۶
ابن سینا در میان حواس باطنی، وهم را به مثابه قوه حاکم تمایز می بخشد و باور دارد وهم معانی را ادراک می کند. در این پژوهش عملکرد ها و احکام وهم بررسی و نشان داده شده است که معانی وهمی ازسوی، اساساً نسبی اند و حیث ارتباط مندانه دارند و از دیگر سو، این معانی دارای وجه روی آوردی هستند. پرسش اصلی این تحقیق ناظر به همین وجه معطوف بودگی معانی وهمی است و تلاش کرده است با توجه به معیارها و مشخصه هایی که اهل تحقیق برای نظریه روی آورندگی مشخص کرده اند، و با استفاده از روش تحلیلی توصیفی، روی آوردی بودن این معانی را بررسی کند. با تحلیل معانی وهمی، آشکار می شود که بیشتر ویژگی های نظریه روی آورندگی، از طریق این معانی تأمین می شوند و این ها به مثابه پل ارتباطی میان ذهن و عین، نقش ایفا می کنند و دارای حیث نشان دهندگی هستند. برای ابن سینا علم، داشتنِ تصوری از چیزی در قلمرو ذهن است و نقاط آماج قصدیِ فکر، اشیاءِ موجود در جهان هستند؛ یعنی میان ذهن و متعلق آن، گونه ای پیوستگی وجود دارد و دریافت معانی وهمی، به گونه ای روی آوردی انجام می پذیرد.
۳.

نسبت حرکت و زمان در فلسفه ابن سینا و ملاصدرا

نویسنده:

کلید واژه ها: حرکت زمان حرکت قطعی حرکت توسطی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی
  6. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی طبیعیات
تعداد بازدید : ۱۲۰۳ تعداد دانلود : ۳۳۸
پرسش این مقاله نحوه ارتباط حرکت و زمان است. هرچند مباحث فلسفی ذاتاً هم دوش و هم ذات دشواری و دیریابی است، درهم تنیدگی حرکت و زمان درعین ضعف وجودی و درآمیختگی شان با عدم، این نسبت را مبهم کرده و بر پیچیدگی آن افزوده است. در بحث حرکت، ابن سینا با انکار وجود خارجی حرکت قطعی، از حرکت توسطی به مثابه حقیقت خارجی حرکت دفاع می کند؛ اما ملاصدرا باتوجه به نظریه حرکت جوهری، عینیت حرکت قطعی را اثبات می کند. ازطرفی ابن سینا بحث زمان را به تبع حرکت، از عوارض جسم می داند؛ پس آن را در طبیعیات مطرح می کند؛ اما ملاصدرا زمان را مقدار حرکت در جوهر می داند؛ یعنی عالم طبیعت دائماً در حرکت، تغییر و تجدد است و زمانْ مقدار این تجدد و تغییر طبیعت است. صدرا زمان را محمول عرض تحلیلی و معقول ثانی فلسفی می داند. نزد ابن سینا زمان هیچ گاه با حرکت توسطی، به مثابه حقیقت خارجی حرکت، انطباق نمی یابد، بلکه زمان منطبق بر نسبت های تجددی و متصرم حالت یکنواخت حرکت فلک است؛ ولی برای صدرا حرکت قطعی همچون حقیقت عینی حرکت، عین تجدد و تقضی است و با زمان انطباق تام دارد.
۴.

ابن سینا در فرایند تجرید

مترجم:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
نظریه تجرید یکی از گیج کننده ترین اجزای فلسفه ابن سینا است. آنچه که ابن سینا در عبارات زیادی درباره ظرفیت عقل انسان برای به چنگ اوردن دانش کلی از داده های حس می گوید، به نظر می رسد به وضوح درتضاد با عباراتی قرار دارد که در همان آثار درباره فیضان دانش از عقل فعال، جوهری که بگونه منفصل موجود است، می گوید. وقتی او مدعی است که" ملاحظه ی جزئیات( که در خیال ذخیره شده اند) نفس را آماده می سازد تا امر تجرید شده از عقل فعال بر آن افاضه شود" ، به نظر می رسد او دو مفهوم ناسازگاررا در یک نظریه درهم می آمیزد: یا صور معقول از بالا افاضه می شوند یا آنها از داده های که توسط حواس جمع اوری شده اند، تجرید می شوند اما نه هردو.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان