رحمت الله قلی پور سوته

رحمت الله قلی پور سوته

مدرک تحصیلی: استاد، عضو هیات علمی گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

مطالعه ی رابطه ی درگیری مثبت در کار و بهره وری دانش نیروی کار با نقش میانجی گر ساختار سازمانی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی درگیری مثبت در کار و بهره وری دانش نیروی کار با توجه به نقش میانجی ساختار سازمانی است. روش توصیفی-همبستگی و پژوهش کاربردی می باشد. جامعه ی آماری شامل کارکنان اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوی است که حجم نمونه بر اساس جدول مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده 90 نفر در نظر گرفته شده است. داده ها با استفاده از پرسشنامه های درگیری مثبت در کار اوترخت (2009)، ساختار سازمانی رابینز (1990) و پرسشنامه ی بهره وری دانش نیروی کار محقق ساخته؛ جمع آوری شده اند که از نظر روایی محتوا، سازه و همگرایی مورد تائید قرار گرفتند. به علاوه، پایایی پرسشنامه ها با آلفای کرونباخ بیشتر از 7/0 تائید گردید. داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرم افزار PLS تحلیل شد و نتایج نشان می دهد که درگیری مثبت در کار و بهره وری دانش نیروی کار به صورت جدا و از طریق متغیر میانجی ساختار سازمانی، رابطه ی مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی پیچیدگی، رسمیت و تمرکز مورد تائید قرارگرفت. بر این اساس طراحی ساختار سازمانی در جهت افزایش پیچیدگی، کاهش رسمیت و کاهش تمرکز، می تواند زمینه ی مناسبی را برای افزایش درگیری مثبت در کار و درنتیجه بهبود بهره وری دانش نیروی کار در سازمان فراهم آورد.
۲.

طراحی چارچوب مفهومی درگیرسازی ذینفعان در خط مشی گذاری عمومی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت مالی – حسابداری حسابرسی
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت استراتژیک اجرای استراتژی
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۶۶
بررس یها نشان می دهد که از اواسط دهه 1980 میلادی، مدیریت و درگیرسازی ذینفعان برای تحقق اهداف سازمانی و یافتن راهکارهای مناسب برای مواجهه با چالش های مشترک، در حوزه هایی نظیر؛ مدیریت استراتژیک، مدیریت پروژه، حسابرسی اجتماعی و حاکمیت شرکتی مورد توجه جدی قرار گرفته است. هدف تحقیق حاضر، گسترش قلمرو موضوعی نظریه ذی نفعان در حوزه خط مشی گذاری عمومی و حکمرانی خوب در بخش عمومی است که با استفاده از روش شناسی کیفی، انجام شده است. برای شناسایی ابعاد، مولف هها و اجزاء مفهوم درگیرسازی ذینفعان در خط مشی گذاری عمومی، از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان دانشگاهی و متخصصان صنعت و برای تجزیه و تحلیل داده ها، به صورت ترکیبی از تحلیل ساختاری و تحلیل تفسیری استفاده شد. یافته های تحقیق مشتمل بر ابعاد پنجگانه؛ عوامل زمینه ای؛ عوامل تسهیل گر و بازدارنده؛ شناسایی و مواجهه با مساله عمومی؛ درگیرسازی ذینفعان در خط مشی گذاری عمومی؛ و وضع خط مشی های مطلوب و مولفه های بیست و یک گانه ای نظیر؛ شناخت و درک مساله عمومی؛ شناسایی آثار و پیامدهای مساله عمومی؛ شناسایی ذی نفعان؛ تجزیه و تحلیل ذی نفعان؛ تعیین سطح اهمیت و اولویت بندی ذی نفعان؛ انتخاب استراتژی درگیرسازی ذی نفعان؛ رضایتمندی ذی نفعان؛ و سهولت اجرای خط مشی، است که در قالب الگوی به تصویر کشیده شد.
۳.

ارزشیابی خط مشی عمومی هدفمند کردن یارانه ها: از آغاز اجرا تا پایان دوره تصدی دولت دهم

تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۸۲
ارزشیابی خط مشی عمومی یکی از اقدامات لازم برای اصلاح و بهبود خط مشی عمومی و نتایج حاصل از پیاده سازی آن است. در این مقاله سعی شده است با استفاده از چارچوب مارش و مک کانل به ارزشیابی خط مشی عمومی هدفمندی یارانه ها در قالب سه بعد فرایندی، برنامه ای و سیاسی که نگاهی جامع به جنبه های مختلف یک خط مشی عمومی دارد، پرداخته شود. بدین منظور نظرات 70 نفر از خبرگان و صاحبنظران با ابزار پرسشنامه و مصاحبه گلوله برفی مورد ارزشیابی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان داد که این خط مشی عمومی از بعد فرایندی نه موفق بوده و نه شکست خورده است . همچنین تلقی صاحبنظران و متخصصان از ارزشیابی خط مشی عمومی هدفمندی یارانه ها از بعد برنامه ای نشان داد که دولت وقت در بازه زمانی کوتاه مدت در دستیابی به هیچ یک از اهداف اعلام شده اش موفق نبوده است. درنهایت ارزشیابی خط مشی عمومی از بعد سیاسی، بیانگر آن است که هدفمندکردن یارانه ها نتوانسته است منجر به افزایش سطح محبوبیت سیاسی دولت وقت در کوتاه مدت شود. هرچند عواملی محیطی ناشی از اعمال محدودیت های بین المللی حاکم بر اقتصاد کشور و بروز بحران ارزی نیز در عدم موفقیت این خط مشی عمومی از ابعاد برنامه ای و سیاسی نقش داشته اند. در پایان نیز برخی راهکارها برای ادامه اجرای این خط مشی عمومی که از مصاحبه با این 70 نفر خبره به دست آمده، ارائه شده است
۴.

تدوین الگوی توسعة مدیریت دانش در وزارت ورزش و جوانان با استفاده از نظریة داده بنیاد

کلید واژه ها: سرمایه های فکریدانش فردی و سازمانیدانش ضمنیدانش آشکار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی مدیریت ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی مدیریت ورزشی مدیریت راهبردی در سازمان های ورزشی
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی توسعة مدیریت دانش در وزارت ورزش و جوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر، کیفی و مبتنی بر نظریة داده بنیاد با رویکرد سیستماتیک است. جامعة آماری این پژوهش شامل تمام مدیران، مشاوران و کارشناسان خبرة وزارت ورزش و جوانان و اعضای هیئت علمی مطلع از حوزة مدیریتِ دانش در این وزارتخانه بود. در این تحقیق از روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر رویکرد نظری استفاده شد، جمع آوری اطلاعات تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت و تعداد 19 مصاحبة فردی نیمه ساختاریافته انجام گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابیِ استراس و کوربین با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA 10) استفاده شد. با کمک نرم افزار در مرحلة کدگذاری باز تعداد 172 کد مستقل باز اولیه (مفاهیم)، 32 کد باز ثانویه (مقوله های فرعی) و در نهایت بر اساس کدهای باز ثانویه، 12 مقولة اصلی ایجاد شد. نتایج این پژوهش نشان داد به منظور توسعة مدیریت دانش در وزارت ورزش و جوانان، باید 12 عامل یادشده به عنوان مؤلفه های کلیدی مد نظر قرار گیرند که ارتباط بین آنها در قالب الگوی نهایی پژوهش ارائه شده است. در این الگو، توسعة مدیریت دانش با مقولات فرعیِ سطح مشارکت کارکنان در برنامه های دانشی و فرهنگ سازمانیِ دانش مدار، به عنوان مقولة اصلی یا پدیدة محوری انتخاب شد که به عنوان یک متغیر وابسته تحت تأثیر شرایط گوناگونی مانند ارادة سازمانی، تدوین برنامة استراتژیک مدیریت دانش، تشویق و انگیزش کارکنان، عوامل فردی، عوامل سازمانی، بسترهای اجرایی و بسترهای نرم افزاری قرار دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان